Archive | Uncategorized RSS feed for this section

نگرانی اتحاديه اروپا از وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران …. وي در حال حاضر از وضعيت بد جسمي برخوردار است و ادامه اين اعتصاب غذا جان وي را در معرض خطر قرار ميدهد. ….. مسئولان زندان مرگ وي را ابتدا س

27 Nov

http://www.spiran.com/2006/fa/humanrights.html
Home حزب حقوق بشر دانشگاه های ایران جوانان زنان گارگری مسائل جهانی گزارش فرهنگ و اقتصاد تاریخ تریبون آزاد ورزشی بهداشت و بهزیستی پیرامون زیست ایران و جهان
جنایات اسلام ، سنکسار ,اعدام ،نقض عضو بدن
فروش کودکان ،دختران وزنان در ایران و جهان
اسامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی
دادگاه هاي نمايشي ،اعترافات تحميلي رژيم به اسرا و زندانيان سياسي
نوجوانان و كودكان در زندان هاي رژيم و تعرض به آنها
اعمال تبعيض نژادي و ديني رژيم به شهروندان ايراني
تجاوز و تعرض ماموران رژیم به دختران و زنان ،جوانان و مردان در زندان و اسارات گاه ها
شکنجه جسمی و روحی در سیاه چالهای حکومت اسلامی
آدم ربائی دستگاهای امنیتی و دیگر گروه های فشار رژیم
با مجرمین حکومتی و قضات اسلامی که حکم قتل و سنگسار میدهند مردم چه میکنند.
نهاد های حقوق بشر ایرانی و جهانی
پناهجویان و پناهندگان
ترور حکومتی وگزارش از شهرستان های ایران
بهداشت،درمان،تغذیه در سیاه چالهای اسلامی
پیمان های بین الملل

anmelden
Suche
fa en de fr es
ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
http://www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

نگرانی اتحاديه اروپا از وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران

فرانسه، رییس دوره ای اتحاديه اروپا با احضار سفیر ایران در پاریس نسبت به وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کرده است.

به گزارش آسوشيتد پرس، وزارت امورخارجه فرانسه روز چهارشنبه اعلام کرده است: رياست دوره ای اتحاديه اروپا روز دوشنبه با احضار سفير ايران در پاريس، نگرانی جمعی اعضای این اتحادیه را به وی ابراز کرده است.

ديپلمات های فرانسوی نگرانی خود را از تبعيض دينی و قومی، اقدامات قضايی عليه فعالان حقوق زن، فشار عليه دانشجويان، زندانی کردن فعالان کارگری و اعدام مجرمان زير ۱۸ سال در ايران ابراز کرده اند.

این در حالی است که رييس دوره ای اتحاديه اروپا پيشتر نيز از تصميم مسئولان جمهوری اسلامی در اعدام مجرمان در ملا عام انتقاد کرده و در مرکز توجه رسانه ها قرار دادن اين اعدام ها را «اهانت آشکار به کرامت انسانی » توصيف کرده بود.

در همین حال، وزارت امور خارجه ایران تایید کرده است که علی آهنی، سفير جمهوری اسلامی ايران در پاريس، روز دوشنبه با مدير خاورميانه وزارت امور خارجه فرانسه ديدار کرده است.

به گزارش اداره کل اطلاعات و اخبار وزارت امور خارجه ايران ، علی آهنی در ديدار با خانم تاتالی لوآزو، مدير خاورميانه وزارت امور خارجه فرانسه، نسبت به « نقض فاحش حقوق بشر و به ويژه حقوق زنان و اعمال بی‌عدالتی، تبعيض اجتماعی، سياسی و نسبت به اقليت‌های دينی در فرانسه» ابراز نگرانی کرده است.

علی آهنی همچنين از رويکرد فرانسه در قبال ايران انتقاد کرده و گفته بود:« دولت فرانسه در دوران رياست چند ماهه خود بر اتحاديه اروپا رکوردی را برای صدور بيانيه‌های غيرواقع بينانه از حقوق بشر در ايران ثبت کرده است».

نگرانی از بازداشت ها

فرانسه به عنوان رييس دوره ای اتحاديه اروپا طی ماه های اخير نسبت به وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کرده است. اين اتحاديه در شهريورماه از بازداشت دو پزشک ايرانی توسط ماموران امنيتی انتقاد کرده بود.

رييس دوره ای اتحاديه اروپا در بيانيه ای از دولت ايران خواسته بود آرش و کاميار علايی را فورا آزاد کند و تمام اتهامات وارد شده به آنها را لغو کند.

آرش و کاميار علايی دو پزشک فعال در زمينه مبارزه با ايدز در ايران هستند که از سوم تيرماه سال جاری در بازداشت به سر می برند. مقامات قوه قضاييه اين دو برادر را به تلاش برای « براندازی » و «انقلاب مخملی » متهم کرده اند
09.10.2008
اطلاعيه : فراخوان يک روز اعتصاب غذا در حمايت از زندانيان اعتصابي

پيشتر در طي اطلاعيه مطبوعاتي شماره 1067-87 مورخه 10/7/87 اعلام گرديد ، جان هفده زنداني سياسي و عقيدتي در معرض خطر است ، اين افراد به نامهاي “احسان توپوز ، مراد ديار ، علي ‌احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجه‌ر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز ، سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، خليل مصطفي رجب و هدايت غزالي ” بطور متفاوت از حدود 14 تا 40 روز است که در اعتصاب غذا به سر مي برند. علاوه بر اين افراد ، زندانيان ديگري همچون شمس الله شادي ، هوشنگ بادوزاده ، صباح نصري و متين ارجان نيز کماکان در اعتصاب غذا به سر مي برند.
15تن از زندانيان مذکور در سلولهاي انفرادي زندان اروميه به سر مي برند و 11 تن از آنان اتباع خارجي محسوب ميگردند که از داشتن بستگان درجه اول در ايران و همچنين وکيل مدافع محروم مي باشند.
اين مجموعه عليرغم خواستهاي متفاوت اين افراد ، درخواستهاي آنان را که در مورد رفتار قانوني با زندانيان و همچنين عدم توهين به مقدسات و شفاف سازي پرونده هاي آنان (5 زنداني اهل حق اروميه) مي باشد خواستهايي قانوني و صحيح ميداند و مجدداً حمايت خود را از درخواست اين زندانيان اعلام ميدارد.
وضعيت جسمي نگران کننده اين افراد ، شرايط نگهداري آنان در سلولهاي انفرادي و غيربهداشتي زندان اروميه و همچنين وضعيت به شدت نگران کننده زندانيان داراي تابعيتهاي غير ايراني که از داشتن وکيل و ارتباط با خانواده محروم مي باشند ما را بر آن داشت تا با اعلام يکروز اعتصاب غذاي اعضاي “مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران” و دعوت از ساير گروهها و نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر براي همراهي در روز يکشنبه مورخه 14 مهرماه 1387 در اين برنامه نگراني خود را از در خطر بودن جان آنان اعلام داشته و با حمايت خود را از اين زندانيان ، بدينوسيله اعتراض خود را نسبت به بي توجهي مسئولين مربوطه و عدم ارائه خدمات پزشکي به آنان اعلام نمائيم.
اين مجموعه اعتصاب غذا را عملي مورد تائيد نمي داند چرا که با سلامتي و جان فرد اعتصاب کننده پيوسته است اما نظر به محدوديت زماني در نظر گرفته شده (يک روزه) و شرايط به شدت نگران کننده زندانيان اعتصابي برنامه يک روزه اعتصاب غذاي خود را به انجام خواهيم رسانيد.
اميد است با همراهي و حمايت ساير نهادها و مدافعان حقوق بشر در اين روز اقدامي موثر براي نجات جان اين افراد ، خارج نمودن 15 زنداني از سلولهاي انفرادي ، بهره مندي آنان از خدمات پزشکي و مجاب نمودن مسئولين مربوطه براي توجه به خواستهاي قانوني آنان صورت پذيرد.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 12 مهر ماه 1387 برابر با 3 اکتبر
اطلاعيه مطبوعاتي : جان هفده زنداني سياسي در معرض خطر است

زندانيان سياسي کرد به نامهاي “احسان توپوز ، مراد ديار ، علي ‌احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجه‌ر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز” از تاريخ اول شهريورماه سال جاري براي احقاق مطالبات حقوقي خود دست به اعتصاب غذا در زندان مرکزي اروميه زدند ، نامبردگان در بيست و چهارمين روز اعتصاب غذاي خود به عنوان گفتگو با مسئولين زندان براي احقاق خواسته هاي خود به سلول انفرادي منتقل گرديدند.
سلولهاي انفرادي زندان مرکزي اروميه بعلت بافت قديمي و مرطوب خود محلي براي تشديد بيماري و تحليل قوه جسماني تلقي ميگردد ، افراد فوق که اکثراً اتباع خارجي محسوب ميگردند فاقد بستگان و وکيل در ايران مي باشند و اين موضوع بعلاوه انتقال آنان به سلولهاي انفرادي عملاً افکار عمومي را در بي خبري مطلق از آنان قرار داده و با ادامه اعتصاب غذايي که هم اکنون روز 39 آن را طي ميکنند ، وضعيت جسمي آنان به شدت وخيم گرديده و جان آنان در معرض خطر جدي قرار گرفته است.
سهند علي محمد ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، پنج تن از زندانيان اهل حق که بيش از 5 سال است در اين زندان درحال تحمل محکوميتهاي خود هستند در اعتراض به روند غيرحقوقي پرونده خود و برخورد توهين آميز مامورين زندان و توهين به عقايد مذهبي آنان از تاريخ 25 شهريور ماه سال جاري اقدام به اعتصاب غذا نموده و در همان زمان به سلول هاي انفرادي زندان مذکور منتقل گرديدند ، نامبردگان هم اکنون در دوازدهمين روز اعتصاب غذاي خود به سر مي برند و نظر به بيماريهاي گوارشي اين زندانيان که در پي اعتصاب غذاي 25 روزه سابق آنان حاصل گرديده بود و همچنين نگهداري آنان در سلول هاي انفرادي مرطوب و غيربهداشتي زندان اروميه ، وضعيت جسمي آنان رو به وخامت ميگرايد.
زنداني سياسي کرد خليل مصطفي رجب در زندان مرکزي سقز بيش از يکماه است که در اعتصاب غذا به سر مي برد ، نامبرده از بيماريهاي جسمي عديده اي چون مشکلات مفصلي و کليوي در رنج بوده است که بعلت تداوم اعتصاب غذا وضعيت جسمي وي رو به وخامت گرائيده است .
اين زنداني سياسي کرد تبعه کشور سوريه به علت عدم داشتن خانواده در ايران و همچنين وکيل مدافع در بي خبري و بي توجهي همچنان به اعتصاب غذاي خود ادامه ميدهد ، نامبرده هم اکنون در بيمارستان سپاه در شهر سقز نگهداري ميشود.
دانشجوي زنداني کرد هدايت غزالي که از اول شهريورماه سال جاري در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود بعلت تداوم اعتصاب غذاي خود دچار عارضه جسمي گرديده است ، نامبرده در چندين نوبت دچار تشنج گرديده و عليرغم انتقال به بهداري زندان از تزريق سرم و شکستن اعتصاب غذاي خود امتناع نموده است . وي در حال حاضر از وضعيت بد جسمي برخوردار است و ادامه اين اعتصاب غذا جان وي را در معرض خطر قرار ميدهد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني عميق خود از شرايط زندانيان سياسي مذکور ، سلامتي و جان آنان را معرض خطر جدي اعلام مينمايد و از مسئولين مربوطه تقاضاي توجه و رسيدگي به اين زندانيان و مطالبات قانوني آنان دارد .
اين زندانيان نيازمند خدمات فوري پزشکي هستند و همچنين مطالبات آنان قانوني مي باشد ، اميد است سازمانها و تشکلات مدافع حقوق بشر با توجه شايسته به وضعيت به شدت وخيم اين زندانيان مانع از بروز يک فاجعه انساني گردند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
10 مهر ماه 1387 برابر با 1 اکتبر 2008
بیانیه‌ جمعی از روشنفکران در اعتراض به نقض حقوق بشر در آذربایجان

جمعی از نویسندگان،هنرمندان ،فعالین فرهنگی-مدنی و فعالین حقوق بشر ضمن صدور بیانیه‌ای خواستار توقف نقض حقوق بشر در آذربایجان و رفتارهای خشونت آمیز با فعالان مدنی هویت خواه آذربایجان شدند.

متن بیانیه بدین شرح است:

روشنفکران و روزنامه نگاران هويت طلب آذربايجان را آزاد کنيد !
متاسفانه هر روز بر دامنه‌ی فشار هاي مضاعف بر فعالان و روشنفکران فرهنگی -مدنی آذربايجان افزوده مي‌شود .
از جمله مواردي که فعالان آذربايجاني در ماههاي اخير با آن مواجه بوده‌اند به اختصار به موارد ذیل می‌توان اشاره نمود:
1-احضار و بازداشت دهها فعال فرهنگي – مدني همزمان با دومين سالگرد قيام خرداد 85 در شهرهای مختلف آذربایجان که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالان شد.
2-دستگيري بيش از 10 دانشجوي دانشگاههاي آذربايجان که با گذشت بیش از 2 ماه از بازداشت متاسفانه همچنان در وضعيتي مبهم و بصورت بلاتکليف ،بدون تفهیم اتهام و امکان ملاقات با خانواده و وکیل ،در نهادهاي امنيتي به سر مي‌برند.
3- برخوردهاي فيزيكي و اعمال فشار روانی بر روی فعالان آذربايجاني که نمونه‌ي بارز آن ضرب و شتم حميد والايي دانش آموخته رشته حقوق که آثار ضرب و شتم وي در تصاوير منتشره از ايشان در سايتهاي اينترنتي موجود است.
4-محروم نمودن فعالان فرهنگی- مدنی تورک از حقوق اجتماعي خود همچون ادامه‌ی تحصيل در مقاطع تکميلي و اخراج از شغل مواردی از محروميت‌هاي اعمال شده مي‌باشد. نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که کارنامه‌ی آزمون کارشناسی ارشد آنها ارائه نشد.
5-ايجاد فضاي رعب و وحشت و امنیتی در مناسبتهاي مختلف از جمله روز جهاني زبان مادري ،سالگرد قيام خرداد 85، روز بزرگداشت بابک قهرمان ملي آذربايجان ، سالگرد تصويب فرمان مشروطه و حتي مراسم‌ ترحيم شخصیتهای آذربایجانی همچون مراسم ترحيم دکتر صمد سرداري نيا نويسنده و محقق تاريخ معاصر.
6-توقيف و تعطيلي نشريات متعدد و لغو مجوز و امتیازتشکلهای فرهنگي و هنري آذربايجان و فيلتر کردن سايتهاي هويت خواه.
مواردی که ذکر شد تنها نمونه‌ي کوچک و مختصری از نقض حقوق شهروندي فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان مي‌باشد که خواهان برقراري عدالت و احقاق حقوق اوليه انساني در چارچوب قوانين مصوب کشور هستند که متاسفانه نه تنها به اين مطالبات نادیده گرفته می‌شود بلکه همانگونه که ذکر شد فعالان در این راستا متحمل هزينه‌هاي گزافي می‌شوند.
البته اين مطالبات خواسته طيف يا قشر خاصي از مردم آذربايجان نیست ،بلکه خواسته اکثريت آذربایجانیها مي‌باشد که در قیام خرداد سال 85 این امر به شکل بارزی متجلی و متبلور شد.با این وصف، اميد آن مي‌رفت خروش و صدای اين قيام به گوش مسئولين هم برسد ولي متاسفانه نه تنها اقدامي در راستای احقاق مطالبات مردمي آذربايجان نشده ،بلكه به شدت برخوردها نيز افزوده شده است .
اگر در گذشته دستگيري فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان با ارسال احضاريه ها صورت مي‌گرفت ،بعد از حوادث خرداد 85 دستگيريها بدون اطلاع قبلي و از خانه‌ها ،خوابگاهها ، دانشگاهها و محل کارها صورت گرفته است که موجب هتک حرمت فعالان و ورود ضربات روحي شديد به خانواده‌هایشان می‌شود.
يکي از اين دستگیریهاي به اصطلاح امنيتي در تاریخ 20/6/87 در شهر تهران صورت گرفت و در جریان این 19 تن از مهمانان مراسم افطاري دستگير شدند. در اين مراسم ،که به پاس حضور خانواده عباس لساني( از زندانيان سياسي آذربايجان که در شهر يزد به صورت تبعيد زنداني است)برگزار شده بود ، که علاوه بر فعالينی همچون اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسن حیدری(معلم)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحیمی بیات(عضوکمیته گزارشگران حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صیادمحمدیان(فعال مدنی) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعیمی( کارمند دانشگاهِ تربیت مدرس تهران )،مهدی نعیمی اردبیلی (شاعرومعلم ) و چندین زن و کودک خردسال نيز به بازداشتگاهها منتقل شده‌اند و متاسفانه با گذشت بيش از دو هفته 9تن از اين افراد بدون دسترسي به حقوق اوليه و بدون امکان ملاقات با خانواده و وکيل همچنان در بازداشت به سر مي‌برند.
بديهي است که مسائل آذربايجان ،نه با خشونت و تهديد و نقض حقوق بشر، بلکه با ايجاد فضاي توسعه فرهنگي ،اجتماعي و امکان دسترسي به مطالبات اوليه‌ی آذربايجانيان و ساير اقوام مرتفع خواهد شد.
لذا ما امضاءکنندگان اين بيانيه ضمن تقبيح هرگونه خشونت و فشار بر فعالين عرصه مدنی و فرهنگ خواستار رفع کلیه‌ی نابرابريهاي فوق‌الذکر و آزادي هرچه سريعتر زندانيان سياسي آذربايجان، خاصه روشنفکران و دانشجویان آذربايجاني ،که بدون هيچگونه منطق حقوقي در يک مراسم افطاري دستگير شده‌اند،هستيم .

جهت امضاء این بیانیه به azerbaycan700kelime@gmail.com ایمیل بزنید.

http://azerbaycan700.blogfa.com

جعفر ابراهیم پور- منصور ابراهیم زاده -آراز احمدی-علی احمدی-عقیل آذردخت-محمد آذرقلم – مهدی آذری-آیدین آراز- قلیاردبیلی-علیرضا اردبیلی –محمدرضا الاردبیلی-پروین اردلان- محمد آزادگر- شاهین استاجلو- ودود اسدی – مسعود اسفندیاری- حسین اسکندری- سعیده اسلامی- اوروج اسماعیلی – فرخ اسماعیلی نژاد-
ناصر اشکانی- علیرضا اصغرزاده- احد اصغری- یعقوب اصولی –مهرنوش اعتمادی- بهنام آفاق – فریدون آقازاده- حسین اقبالی کویچ- مهدی اقدسی- احد اقدسی -دکتر امین اکبرپور- حاج علی اکبرزاده-مسعود اکبری- حسین اکبری- عباس امامی-حسین امانی- محمدرضا امانی – اسدالله امیری –اصغرامینی – شهلا انتصاری-پیمان انصاری- الناز انصاری- یوسف انصاری- حسین انور حقیقی- علی اوجاقلو – حسن اومود اوغلو-بابک بابایی- مهدی بابایی- فریبرز بابایی – قاسم بابایی – مسعود بابایی –احسان بابایی – مهدی باقری – علی رضا باهر

-محمد بدلی – علی برازنده- رضا براهنی – علی برزگری-ژیلا بنی یعقوب-رقیه بهادری- مهران بهاری- شهرام بهشاد- حمید بی ازار – سید حیدربیات- ایواز بیات-رضا بیانی – محمد علي بیانی- دکتر یوسف بیداردل- علی بیگی-ناصر پاشائی- مهسا پاشایی –ایوب پاشنگ- یعقوب پاشنگ-مجید پژوهفام- حسین پناهی- صمد پور موسوي –نیما پور يعقوب- عباس پوراظهری- فائقه پیر هاشمی-هایده تابش- رسول تراشکار – بهنام ترکانپور- مهندس یعقوب تقوی – نیره توحیدی-داوود توران- نادرثانی –علی جبرئیلی – مهران جدی- رضی جعفرزاده- صبا جعفری- زهرا جعفری – هوشنگ جعفری-محمدطاهرجعفری –صمد جلالی –حمید جلالی – عباس جلیلی – اسماعیل جمیلی – اسماعیل جوادی- علیرضا جوانبخت قولونجو –لاله جوانشیر-سیف حاتملوئی-بنفشه حجازی – مسعود حسرتی – ایلقار حسن زاده- سوسن حسنی – لطیف حسنی – رضا حسینی – مهدی حسینی – سونیا حضرت پور- علیرضا حقی – یاشارحکاک پور – بهروزحکم آبادی – بابک حمیدی – علی حمیدی – عبدالله حیدری- لیلا حیدری –فاطمه حیدری – علی خالط آبادی -داوود خداکرمی -علی اکبر خسروشاهی – آزاده خسروشاهی – یاور خسروشاهی – آناهیتا خوش ظاهر – حسین خوش ظاهر – گیسو خوشه چین – مختارخیابانی –نگار خیاوی – اکرم خیرخواه – گیتی خیرخواه – رضا داغستانی –بابک دانشور -مهندس سعید داوری – مسعود داوودی – سلامت دشتی – حسن دمیرچی – هدایت ذاکر -فتح الله ذوقی – حامد رحمتی – حسن رحمتی-صابر رحیمی –محمد رزاقی- مجتبی رزمی- بؤیوک رسول اوغلو – حاج حسین رضازاده- دکتر احمدرضایی- اباذر رضوانی- رعنا رنجبر- کریم رنجبر- یونس زارعیون- فاخته زمانی -موسی ساکت-مناف سببی- جبارستاراوغلو-فاطمه ستاری-نسرین ستوده-آیدینسرداری نیا-ائلناز سرداری نیا – آیدا سعادت –رحیم سعادتی – آیاز سعیدزاده-هدایت سلطان زاده-آرازسلطانی –علیسلطانی-احد سلطانی- غلامرضا سلماسی -مرتضی سلمانی -مهندس علی سلمانی-مهدیسیدرضایی -مهندس الله قلیسیرانی – سلمان سیما-ساعده سیما –رامین شادپور- مهندس حمید شافعی – اوختای شافعی- نازلی شافعی-یونس شاملی-بهروز شریفی- خلیل شفیعی-آیدین شفیعی –بهناز شکاریار-امید شکری- رضا شکوهی-محمدرضا شوقی –وحید شیخ بگلو- صابر شیرافکن –اولدوز صادق –آیدین صادقی-امیر رضا صانعی-سیامک صبری –لیلا صحت –دکترضیاء صدرالاشرافی- وحید صدیقی- وحید صفاپور-بهروز صفری –کیان صفری- فرزاد صمدلی – رضا صمدی – امیررضا صیادی-خسرو صیادی-ابراهیم ضحاک- عطیه طاهری- شیرین عبادی-علیعباس زاده- رضا عباسی- رضاعباسی-سهند عباسی ائلچینعبداللهی –سعید عبدی-علیعبدی –رحیم عبدی-رضاعدالتی -دکتر صدیقه عدالتی- رضا عدالتی- فضائلعزیزان –ثریا عزیزپناه- داوود عظیم زاده – اسرافیل عظیمی- سهند علیپور –رحیم علیرضائی – حسنعلیزاده- یاشارعمی اوغلو-رضاغفاری-شهنازغلامی –سعیدهغلامی-پویاغلامی-توکل غنی لو-جلیلغنی لو-بهروزفتاحی- جوادفتحی-نازنینفرزانجو-یاسمین فرزانجو-فرزاد فرشاد –فرانک فرید- منوچهرفرید-جواد فضلی- واحید قاراباغلی- سعید قاسمی -علی قره‌جه لو –مریم قره داغی

بابک قلی پور-علی قهرمان زاده-دکتر محرمکامرانی-هماکاویانی-هاجرکریمی- اردشیرکریمی-ناهیدکشاورز-سیامک کشاورزی-مهدیکشاورزی –سعیدکلانکی-مهندس جعفرکیوانچهر-محمودگنجی- مهنازگیچلو-محمدرضا لوائی-سیامک مؤیدزاده-حسن متقی نیا-سعید متین پور- مسعود متین پور-مهندس احمد محدث-ائلشن محمدپور-آلتای محمدپور-علیرضا محمدپور- نوید محمدی- کریم محمدی- نسرین محمدی-مهرعلی محمدی-آراز محمدی-علی محمدی- نرگس محمدی – بابک محمدی- حسین محمدی-کریم محمدیان- ستار محمود اوغلو-نقی محمودی-علی محمودی- فرزاد محمودی- تایماز محمودی-یاشار مرادی- باقر مرتضوی-مهدی مرتضوی مولو-ناصرمرقاتی-علی مسعودپور-ندا مشیری –رضوان مقدم-خدیجه مقدم-صدیقه مقدم-سولماز مقدم-وجیهه مقدم-علی ملازاده-حمید منافی-ناصرمنظوری-نیلوفرمهدیان-حاج کاظم مهدیزاده-حسین موسوی –پروفسوریوسف مولایی-ناهید میرحاج-علی اکبر میزان- بابک مینقی- وحید ناصری- علی رضانجفی- بهرام نصیری-شیوا
نظر آهاری-تئل‌نازنعمتی-سعید نعیمی -مهندس صادق نقاشکار-بهرام نقوی- مرتضی نور محمدي- بهنام نورمحمدي-جلال نورمحمدی-محراب نورمحمدی-موسی نورمحمدی-عباس نیکروان-انصافعلی هدایت –احمد والائی- قاسم وطن اوغلو- فرازیکیتا- حامد یگانه پور-مرتضی یگانه پور- آنار یوسف زاده-احمد یوسف زاده
-فیروز یوسفی- رحیم یوسفی-علی یوسفی-حامد یوسفی
30.09.2008

نکند که زندانیان سیاسی و مدنی کرد تجزیه‌طلب باشند؟!!!!

چندین روز است که عده‌ی کثیری از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در ایران دست به اعتصاب غذا زده‌اند. گرسنگی آنهم در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی ایران، سختی خاص خود رادارد و شاید که بی‌همتا در مقایسه با زندانهای تمامی نظامهای توتالیتر دیگر. به جرات میتوان گفت که زندانهای رژیم جمهوری اسلامی در حال حاضر به لحاظ ستم و بیدادگری، بی‌انصافی و بی‌قانونی، شکنجه و عدم رعایت حق و حقوق زندانیان رتبه‌ی یکم در جهان را داراست. همیشه از تبعیض و نابرابری سخن به میان آمده و در این میان بعنوان مثال کردها ادعای ستم مضاعف اقتصادی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی و غیره را داشته‌اند. احکام اعدامی اخیر و موج سرکوب و بگیر و ببندهای اخیر در کردستان و میلیتاریزه‌کردن دیگربار کردستان از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران، سند این ادعاست. یکی از دلایل اساسی تنهایی‌های کردها در ایران نبود جذابیت ایده و مرام مرکزیان برای کردان بوده و هست، به زبانی دیگر نبود هیچ برنامه‌ اساسی، دقیق، عینی و دمکراتیک برای کردها از طرف دولت مرکزی. احساس تعلق کردها به ایران، بستگی به ایرانی دیده‌شدن و ایرانی بودنشان به معنای برابر بودن تام با دیگران در ایران را دارد. قصدم در این نوشتار کوتاه بسط این موضوع نیست، ولی با بالارفتن روزهای اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد در ایران این پرسش به میان می‌آید که چرا دیگر زندانیان سیاسی و مدنی ایرانی که هم‌اکنون در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی ایران بسر‌میبرند به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد نمی‌پیوندند؟ و بدون گمان چنین اقدامی تاثیر بیشتر و کوبنده‌تری در سطح جهان علیه رژیم کنونی ایران خواهد دشت. چرا به این حرکت عظیم در رسانه‌های فارس زبان بویژه رسانه‌های متعلق به اپوزیسیون ایرانی که مدعی سراسری بودن را نیز دارند آنچناکه شایسته و بایسته‌ است پرداخته نمیشود؟ تلویزیونهای فارسی زبان مخالف جمهوری اسلامی چرا خاموشند؟ چرا ایرانیان غیرکرد خارج از کشور بطور گسترده در تجمعات اعتراضی کردها در مقابل سفارتخانه‌های(جاسوس‌خانه‌) رژیم جمهوری اسلامی و دیگر مکانها شرکت نمی‌کنند؟ چرا آزادیخواهان داخل ایران به پشتیبانی از حرکت عظیم اعتراضی زندانیانی سیاسی و مدنی کرد در تهران و تبریز و اصفهان و …. به حرکتی دست نمی‌زنند؟ چرا اپوزیسیون بانفوذ سراسری از هواداران و تشکیلات خود در ایران و سراسر جهان در جهت ملحق شدن به این حرکت اعتراضی و مدنی مهم جمله‌ای ابلاغ نمیکنند؟ چرا با تعطیل شدن بازار شهرهای کردستان، دیگر شهرها به آن نمیپیوندند؟ و دهها سوال دیگر که همگی پیرامون یک مشکل اساسی چرخ میخورد. برای همین بود که دوباره از خود پرسیدم که نکند علت این عدم پیوستن و همبستگی همگانی با زندانیان سیاسی و مدنی کرد تجزیه‌طلب‌ بودن آنان است؟ نکند که این دربندان زندانهای مخوف رژیم ضد انسانی قصد تجزیه این نقشه‌ی گربه نشان را داشته‌باشند؟ شیفتگان ایران زمین کجایند؟ مگر نه اینکه اینان نیز ایرانی‌اند؟ چرا وطن پرستان خاموشی گزیده‌اند؟ نکند روزه‌ سیاسی گرفته‌اند؟ وطن پرستان ایرانی با چه مدل و مکانیزمی میخواهند ایرانی بودن این زندانیان را تعریف کنند؟ آیا این زندانیان کرد که از جان و مال خود برای آزادی و دمکراسی و برابری در ایران مایه میگذارند ایرانی هستند یا آنانکه چون بت پرستان در حال پرستش دودمان و خاندان و اشخاص هستند؟ اینان ایرانی‌اند که دهه‌هاست برای آزادی خون نثار میکنند یا آنانکه روزگاری گدای در ‘ساواک’ و اکنون هم از جیب ‘واواک’ تغذیه میکنند؟ آیا رفتار رژیمهای مخوف گذشته و کنونی و اجیرگرفتگانشان ایران را تجزیه خواهد کرد یا آنانکه برای مساوات و برابری جان خود را نثار میکنند؟ آیا آنانکه میخواهند خودشان باشند تجزیه طلبند یا آنانکه نمیخواهند دیگران باشند؟ آیا آنان که میگویند که کی هستند تجزیه‌طلبند یا آنانیکه نمیخواهند قبول کنند که دیگرانی نیز هستند؟ آیا آن رنگین فکران ایرانی تجزیه‌طلبند یا آنانیکه رنگ سیاه فکرشان تاب دیدن و بودن تابلوی رنگاورنگ ایران را ندارد؟ آیا این ایرانیانی که از چگونه‌باهم بودن سخن میرانند تجزیه‌طلبند یا آنانیکه تحمل شنیدن دگرصدایی را ندارند؟ چه کس یا کسانی و به راستی چه زمانی به این پرسشها جوابی داده‌خواهدشد؟ این آیاها و صدها آیای دیگر.

کاوه آهنگری
سپتامبر 2008-09-25
مصاحبه با دکتر خلیل بهرامیان وکیل مدافع فرزاد کمانگر

ا
دامه بازداشت فرزاد کمانگر در بند 209 قانونی نیست
طی آخرین حکم صادره از دیوان عالی در تاریخ 21 تیر ماه 1387 فرزاد کمانگر به اعدام محکوم شد،حکم صادره با واکنش شدید مجامع جهانی حقوق بشر و اتحادیه معلمان و آموزگاران سراسر دنیا مواجه شده است. اتهام وارده به وی، عضویت دربرخی احزاب کردی می باشد ،که بارها از سوی او رد شده است.
آنچه در زیر می خوانید گفتگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران پیرامون آخرين وضعيت فرزاد کمانگر، دبیر و فعال حقوق بشر با دکتر خلیل بهرامیان، وکیل مدافع وی می باشد که هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می برد.
– دکتر بهرامیان وضعیت پرونده فرزاد کمانگر در چه مرحله ای است؟
تحت پیگرد است و از جهات قانونی اقدامات قانونی را انجام می دهیم و پیگیری می کنیم.
– آیا شما از زمان انتقال فرزاد کمانگر به بند 209 زندان اوین با ایشان ملاقاتی داشتید؟
یک بار ملاقات داشتم، البته دیدار در حضور ماموران اطلاعاتی انجام پذیرفت.
– وضعیت روحی و جسمی ایشان را چگونه ارزیابی کردید؟
اصولا هیچ زندانی در وضعیت روحی و جسمی مناسب قرار نخواهد داشت، زیرا زندانی است، وضعیت مناسب زمانی است که آزاد باشد و بتواند حداقل شرایط و نیازهای زندگی را داشته باشد، وقتی انسانی در حصار و بند قرار می گیرد، وضعیتش مناسب نیست و نمی تواند باشد. اما وضعیت نسبی ایشان مناسب بود. با توجه به شکنجه هایی که آقای کمانگر اذعان می کنند در زندان کرمانشاه شده است ، از لحاظ عصبی دچار مشکلاتی شد. ایشان از جامعه به دور هستند که این عامل مضاعف شده است و به همین دلیل نمی تواند به حالت اولیه و شرایط عادی برگردد ، زمانی وضعیت ایشان مناسب محسوب می شود که این فرد بی گناهیش اعلام و آزاد شوند و به سر کار بروند و زندگی روزانه خود را داشته باشند. وقتی دربند است مطمئنا فشارهای زیادی بر ایشان وارد می شود.
– آیا تداوم بازداشت آقای کمانگر در بند امنیتی 209 اوین مطابق قانون است؟
بحثم من این نیست که آیا بند 209 یک نوع زندان منطبق با قانون است ،گویا ایشان رابه بند 209 منتقل کردند تا وضعیت رفتاری ایشان را بررسی کنند و ببینند آیا در رابطه با عضویت در احزاب کرد اقدامی کرده است یا خیر ؟ اما تمام بحث من در این است که ایشان در هیچ حزبی که مغایر با نظام باشد عضو و حتی سمپات هم نبود، فرزاد یک دبیرآموزش و پرورش و فعال حقوق بشر می باشد و هیچ کاری خلاف قانون انجام نداد .اما این که مطابق با قانون ایشان را در بند 209 نگهداری می کنند؟ من جواب می دهم خیر مطابق با قانون نیست، ایشان باید به بند عمومی فرستاده شود، و مانند هر زندانی دیگر از حداقل امکانات برخوردار باشند، و بتوانند از امکانات آن بند استفاده کنند.
– اخباری در رابطه با اعتصاب غذای آقای کمانگر در بند 209 اوین منتشر شد، این اخبار تا چه حد صحت دارد؟
ایشان از زمانی که به بند 209 منتقل شدند هیچ اعتصاب غذایی انجام نداده اند.
– مردم و فعالان حقوق بشر از چه ابزارهای قانونی برای اعتراض به حکم فرزاد کمانگر برخوردار هستند ؟
این دیگر دست خود فعالان حقوق بشر است و من نمی توانم تجویزی ونظری در این زمینه داشته باشم. فعالان حقوق بشر فعالیتشان مشخص است، تلاشی است برای حفظ حرمت و شخصیت انسانی
فعالان حقوق بشر در ایران 27.09.2008
احضار اعضاي يک حزب سياسي در طي روزهاي اخیر

در طي روزهاي گذشته تعداي از اعضا و مسئولين “حزب پان ايرانيست” از سوي ستادهاي خبري وزارت اطلاعات در تهران و شهرستانهاي مختلف احضار و مورد تهديد قرار گرفته اند.
دکتر سهراب اعظم زنگنه (دبيرکل حزب مذکور) ، قدرت الله جعفري (قائم مقام حزب مذکور) ، مهندس رضا کرماني، فرهاد باغباني ، منوچهر يزدي (از نمايندگان مجلس در رژيم سابق) منجمله افرادي هستند که مورد بازجويي و تهديد قرار گرفته اند . گفته ميشود اين احضارها در پي تدارک اين حزب براي برگزاري کنگره خود مي باشد ، اين گونه نشست هاي حزب مذکور از سال 1384 در دفعات متعدد از سوي وزارت اطلاعات مختل گرديده و از برگزاري آن جلوگيري شده است.
حزب مذکور که بيم برخوردهاي شديدتر و مشکل سازي دستگاه امنيتي را مي دهد طي اطلاعيه اي خطاب به مجامع خبري ، اصحاب رسانه اي را از اين برخوردها مطلع نموده و خواستار توجه آنان به اين موضوع گرديده است.

فعالان حقوق بشر در ایران 24.09.2008

آخرين وضعيت هفت رهبر دربند جامعه بهائيان

هفت عضو هيأت ملي هماهنگ کننده امور بهائيان ايران همچنان در زندان اوين در تهران هستند. نگرانى در مورد وضعيت اين افراد همچنان وجود دارد.اين در حالي است که به اين افراد اجازه تماس با وكيل داده نشده و علي‌رغم آنچه در رسانه‌هاى عمومى گزارش شده، به خانواده‌هاى آنها تا به حال اطلاعى در مورد اتهام اين افراد داده نشده است.
هفت عضو زندانى هيأت مسئول رسيدگى به امور اوليه جامعه بهائيان ايران عبارتند از خانم فريبا كمال آبادى و آقايان جمال‌الدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى، وحيد تيزفهم و خانم مهوش ثابت.
آخرين خبرها حکايت از آن دارد که هفت فرد مذکور به سلولهاي دو و سه نفره منتقل گرديده اند و همچنان در بند 209 تحت مديريت وزارت اطلاعات به سر ميبرند ، بنا بر گزارشات مستند گرديده آقاي جمال الدين خانجاني از مشکل بينايي در رنج هستند و نيازمند خدمات پزشکي و تغذيه و شرايط محيطي بند مذکور نيز موجب وخيم شدن ناراحتي هاي گوارشي ايشان شده است، همچنين آقاي بهروز توکلي ديگر فردي از بازداشتيان مذکور است که از بيمارهاي متعدد جسمي در رنج هستند . مسلماً تداوم نگهداري اين افراد در سلولهاي بند 209 و عدم رسيدگي پزشکي مورد نياز تبعات جبران ناپذيري به همراه خواهد داشت .
همچنين لازم به ذکر است همسر آقاى توكلى كه براى كسب اطلاع از وضعيت نگران کننده همسرش در اوايل مهرماه سال جاري به دادگاه انقلاب مراجعه نموده بودند ، بازداشت و به مدت چهار روز زندانى شد. و سرانجام با قيد ضمانت موقتاً آزاد گرديدند
16.09.2008 فعالان حقوق بشر در ایران

بازداشت جعفر اقدامي ، از اعضاي مجموعه در مراسم خاوران

جعفر اقدامي ، زنداني سياسي سابق که پس از تحمل چهارسال حبس تعزيري از زندان رجايي شهر کرج سال گذشته آزاد گرديده بود در پي شرکت در مراسم يادواره زندانيان سياسي قتل عام شده دهه شصت ، روز جمعه مورخه 8/6/87 در گوستان خاوران بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد.
آقاي اقدامي از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مي باشد که جهت تهيه گزارش از مراسم مذکور به گورستان خاوران مراجعت نموده و در اين مکان توسط نيروهاي امنيتي بازداشت گرديده است.
پيگيريهاي مکرر خانواده اين فعال حقوق بشر از دادگاه انقلاب و زندان اوين تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است و خانواده وي کماکان در بي خبري و نگراني از سرنوشت ايشان به سر مي برند . گفتني است بيش از 17 نفر در اين مراسم بازداشت گرديده اند که هويت اکثر بازداشت شدگان نامعلوم مي باشد.فعالان حقوق بشر در ایران
08.09.2008

اطلاعيه : دوسال از مرگ مشکوک ولي الله فيض مهدي گذشت

همراه با فايل صوتي منتشر نشده اي از وي
زنداني سياسي ولي الله فيض مهدوي در زندان رجايي شهر کرج در تاريخ 3 شهريور 85 براي احقاق حداقل حقوق انساني خود که عبارت بودند از :
1- تقاضاي ملاقات با وکيل
2- انتقال از بند زندانيان خطرناک به نزد ساير زندانيان سياسي
3- شفاف سازي پرونده و ابلاغ رسمي نقض حکم اعدام خود
اقدام به اعتصاب غذا نمود ، وي در تاريخ 11شهريور ماه يعني در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود، اعتصاب را به اعتصاب آب تغيير داد و با امتناع از نوشيدن آب بر تحقق مطالبات انساني خود پافشاري نمود ، در تاريخ 15 شهريور ماه نامبرده به صورت غيرمنتظره به بيمارستان شريعتي تهران منتقل و ساعاتي بعد مرگ وي اعلام گرديد. مسئولان زندان مرگ وي را ابتدا سکته مغزي بر اثر اعتصاب آب و غذا و سپس سهراب سليماني مديرکل سازمان زندانهاي استان تهران مرگ وي را بر اثر خودکشي ناموفق عنوان نمود ، در اين راستا بر ساير زندانيان سياسي زندان رجايي شهر کرج فشار مضاعفي وارد نمودند تا اقدام به شهادت در مورد اقدام به خودکشي نامبرده نمايند که زندانيان مذکور طي نامه اي نسبت به اين موضوع افشاگري نمودند.
جسد اين زنداني سياسي هيچگاه به خانواده خود تحويل داده نشد و هيچگاه مرگ وي همچون مرگ مشکوک اکبر محمدي به دست تحقيق هيئتي بي طرف سپرده نشد تا حقايق مرگ مشکوک زندانيان سياسي بيش از پيش روشن گردد.
ولي الله فيض مهدوي از زندانيان وابسته به سازمان مجاهدين خلق بود که در پي حمايت تشکلات مدافع حقوق بشر و پيگيري وکيل وي اعلام گرديد که حکم قريب الوقوع اعدام وي متوقف گرديده ولي هيچگاه به صورت رسمي چنين حکمي به وي ابلاغ نگرديد و نامبرده در شرايط نامشخص وضعيت حقوقي پرونده و اجراي حکم اعدام ، براي روشن نمودن و رفع ابهامات دست به اعتصاب غذايي زد که با مرگ مشکوک وي پايان يافت.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مرگ مشکوک زندانيان سياسي در زندانها و مسکوت گذاشتن چنين مهمي را نگران کننده ميداند و براي روشن شدن حقايق و زواياي پنهان مرگ زندانيان سياسي در زندانها حمايت خود را از تشکيل کميته اي حقيقت ياب اعلام مينمايد.
همچنين به مناسبت دومين سالگرد فوت اين زنداني سياسي فايل صوتي از مکالمات فيض مهدوي با اين مجموعه را که در آن از فشارهاي مضاعف بر خانواده خود ميگويد منتشر مي نمائيم ، اين فايل که براي اولين بار منتشر ميگردد در محدود زماني چند روز پيش از اعتصاب و فوت نامبرده ضبط گرديده است.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 15 شهريور ماه 1387 برابر با 5 سپتامبر 2008

قوه قضاییه رژیم جنایتکار اسلامی می‌گوید “قصاص” با “اعدام” تفاوت دارد. به گفته‌ی سخنگوی قوه قضاییه «قصاص حق خصوصی فرد است و فقط با گذشت اولیای دم از آن صرفنظر می‌شود.»
انتقاد شورای حقوق بشر سازمان ملل از اعدام نوجوانان در ایران

کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از اعدام نوجوانان در ایران انتقاد کرد. قوه قضاییه ایران در ماه گذشته (اوت) دو نوجوان را که در ۱۵ و ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بودند، اعدام کرده است.
یک سخنگوی کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو روز سه‌شنبه (۲ سپتامبر / ۱۲ شهریور) اعدام دو نوجوان در ایران را نقض حقوق بین‌الملل از سوی این کشور توصیف کرد.

ماه گذشته قوه قضاییه ایران دو نوجوان به نام‌های رضا حجازی و بهنام زارع را اعدام کرد. بهنام زارع در ۱۶ سالگی و رضا حجازی در ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بودند. هر دو قتل بدون هرگونه قصد قبلی و در جریان نزاع دسته‌جمعی میان نوجوانان اتفاق افتاده بود. بهنام هنگام اعدام ۱۹ ساله و رضا ۲۰ ساله بود. حکم اعدام هر دوی این جوان‌ها بدون اطلاع وکیل و خانواده‌‌های آنها اجرا شده است.

سخنگوی شورای حقوق یشر سازمان ملل می‌گوید اعدام این دو نوجوان نقض کنوانسیون حقوق کودک است که دولت ایران آن را امضاء کرده و ملزم به اجرای آن است.

رضا حجازی جوان ۲۰ ساله‌ای که روز ۱۹ اوت در اصفهان اعدام شد.
ماده ۳۷ کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک می‌گوید‌: «حکم اعدام و حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند».‏ ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز تاکید دارد:‌ «مجازات مرگ نبايد برای ‏جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند.»

بنابرگزارش سازمان‌های مدافع حقوق بشر، ایران از نظر تعداد اعدام‌ها، پس از چین در مکان دوم در جهان قرار دارد. همزمان، جمهوری اسلامی ایران یکی از سه کشوری است که نوجوانان بزهکار را اعدام می‌کند. از آغاز سال جاری میلادی شش نوجوان مجرم در ایران اعدام شده‌اند.

در ماه‌های گذشته اتحادیه اروپا و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر از قوه قضائیه ایران خواسته‌اند که اعدام نوجوانان را متوقف کند.

مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از ایران می‌گویند «کشتن جوانان به دلیل جرایمی که در هنگام کودکی مرتکب شده‌اند نه اجرای عدالت است و نه تامین کننده امنیت در جامعه ایران.»

ایران قصاص را اعدام نمی‌داند

قوه قضاییه ایران اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال را انکار می‌کند، اما چنین تصریحی در مورد کودکانی که به هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بوده‌‌اند وجود ندارد. این کودکان سال‌ها در زندان می‌مانند و سپس اعدام می‌شوند. مدافعان حقوق بشر حتی مواردی را گزارش کرده‌اند که اجرای حکم اعدام در سنین زیر ۱۸ سال بوده است.

علاوه‌براین، قوه قضاییه ایران می‌گوید “قصاص” با “اعدام” تفاوت دارد. به گفته‌ی سخنگوی قوه قضاییه «قصاص حق خصوصی فرد است و فقط با گذشت اولیای دم از آن صرفنظر می‌شود.»

براساس اظهارات سخنگوی قوه قضاییه ایران چون قصاص نوجوانان به درخواست حکومت صورت نمی‌گیرد، پس کشتن آنها اعدام نیست. اما سازمان‌های حقوق بشری چنین اظهاراتی را تنها توجیه و بازی با کلمات می‌دانند. از نگاه مدافعان حقوق بشر، احکام قتل نفس به هر عنوانی و به درخواست هر شخص و نهادی که صورت گرفته باشد، براساس قوانین جزایی ایران و توسط دادگاه‌های ایران صادر می‌شوند و توسط حکومت ایران نیز به اجرا درمی‌آیند. به‌همین دلیل هم “قصاص نفس” همان اعدام است و ایران براساس تعهدات بین‌المللی خود مجاز نیست چنین مجازاتی را علیه کودکان به کار گیرد.
02.09.2008
تاثیرات کوشش های نهاد های حقوق بشری بر رفتار حکومت جنایتکاران و دزدان اسلامی در ایران

چندی پیش خبری در خبرگزاری ها به نقل از سخنگوی قوه قضاییه منتشر گردید که به باور من یکی از بزرگترین و پرافتخارترین پیروزی های چند سال اخیر فعالان مدنی و حقوق بشری در برابر حاکمیت مستبد دینی و ناقض حقوق بشر، در ایران بود .

آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود با اشاره به دو مورد عفو و همچنین چند مورد تخفیف مجازات سنگسار گفت :

این حکم در مورد تمام کسانی که به آنها صادر شده ، موقوف الاجراست .

در چند سال اخیر که فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری بصورت مجزا ، اما با هدفی مشترک و مشخص در ایران و حتی در خارج از ایران اقدام به تشکیل نهادهای حقوق بشری و فعالیت گسترده و بدون توقف در اطلاع رسانی و اعتراض به حاکمیت جمهوری اسلامی ، در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر و رفع فشار بیشتر بر ملت ایران بخصوص فعالان سیاسی ، مدنی ، دانشجویی ، صنفی و زنان نمودند . حاکمان برقدرت نشسته جمهوری اسلامی که دائما در خفا و آشکار ، اقدام به شکنجه ، شلاق ، اعدام و ده ها مورد نقض حقوق شهروندی افراد می نمودند در اغلب آن که اطلاع رسانی و اعتراض به شکلی گسترده توسط این نهادها صورت گرفت ناگزیر به عقب نشینی شدند و اگر نگاهی به آمار و مدت زمان زندان در ایران بیاندازیم به شکل غیر قابل تصوری این زمان کاهش یافته است .

کسانی که از ابتدای انقلاب حتی تا انتهای دهه هفتاد توسط حاکمیت و با اتهام های مختلف بازداشت می شدند اغلب در بی خبری به حبس های طولانی ، مجازات های سنگین و اعدام محکوم می شدند ، اما فشار این نهادها در چند سال اخیر باعث گردیده که طول زندان و بازداشت به شکل چشم گیری کاهش یافته ، اعدام سیاسی به حداقل ممکن رسیده و حاکمیت به واسطه این فشارها که با بیانیه ها و حمایت های نهادهای بین المللی بر قدرت آن افزوده می شود ناگزیر گشته برای این افراد تنها پرونده سازی نموده و بازداشتهایی که هیچگاه تمامی ندارد ، اغلب در کمتر از دو ماه با قرار وثیقه و کفالت به پایان برسد . هر چند آثار مخرب و کوبنده همین چند ماه و حجم پرونده و اتهامات سنگین و بی اساس در موارد اندکی این افراد را منفعل می سازد ولی آزاد شدن ظاهری آنان از بند و حبس ، خود گامی بزرگ است و نشانه عقب نشینی حاکمیت در برابر این فشارهاست .

با توجه به اینکه قوانین حاکم در ایران اغلب برگرفته از فقه اسلامی می باشد و لازم الاجراست ، توقف حکم سنگسار نیز می تواند بیانگر شدت تاثیر اعتراضات و فعالیت های نهادهای مدنی و حقوق بشری باشد .

در شهریور ماه 1360 زمانی که جبهه ملی ایران به حکم اعدام و لایحه قصاص اعتراض نمود آیت الله خمینی طی سخنانی ، برای اولین بار در تاریخ ایران گروهی را مرتد خواند و بواسطه این سخنرانی تمامی اعضای جبهه ملی ایران بازداشت و تحت شکنجه شدید قرار گرفتند . شادروان دکتر اردلان از رهبران جبهه ملی ایران در آن زمان در بیان آن لحظات می گفت : فضایی در ایران حاکم بود که پس اعلام ارتداد جبهه ملی و بازداشت اعضای آن ، زندانبانان و بازجویان ما را با چشمانی بسته و بوسیله اسلحه به سلول هدایت می کردند تا تماس بدنی با ما نداشته باشند !

به باور من اگر در آن زمان تظاهرات چند صد هزار نفری جبهه ملی ایران با وجود همین فضای دینی و انقلابی فراگیر می شد و تمام مردم و احزاب سیاسی از این موضع پشتیبانی می کردند در طول این سه دهه ایران هرگز شاهد اعدام های سیاسی و کشتار دسته جمعی هموطنان نبود . همانهایی که امروز عملکرد جبهه ملی ایران را در اوایل انقلاب به نقد می کشند در آن زمان یا سکوت کرده و یا به پشتیبانی از روحانیون برخواستند .

امروز حاکمان جمهوری اسلامی که به صورتی کاملا مشهود گرفتار بحران اقتدار و سلطه بر ملت ایران شده اند که برای نمایش قدرت با تبلیغات گسترده ، جوانان این کشور را بازداشت نموده و با اتهامایی با عنوان اراذل که در هیچ جای قانون اساسی این رژیم وجود ندارد و یا با اتهام های واهی و غیر مستند ، اقدام به اعدام های دسته جمعی نموده تا نگاه ها را گمراه و سرپوشی بر بحران اقتدار خود گذارد .

اعدام کودکان زیر هجده سال که ناقض تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است همچنان ادامه دارد و ایران در صدر اعدام کودکان در جهان می باشد .

همچنان نیز بازداشت دانشجویان ، زنان و فعالان سیاسی و مدنی ادامه دارد ولی با شرایطی که اینک با تلاش فعالان حقوق بشری بوجود آمده است و تاثیر بسیار مثبت آنرا در عقب نشینی حاکمان مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسلامی می بینیم ، ضروریست برای عقب راندن هرچه بیشتر آنان و رعایت حقوق بشر فعالان مدنی و حقوق بشری این بار با قدرت بیشتر با تشکیل کمپینی گسترده این حاکمان را تحت فشار قرار داده تا بواسطه آن و فشار نهادهای بین المللی دیگر شاهد چنین رفتارهای قرون وسطایی در ایران نباشیم .

فعالان حقوق بشر به پیش(حمیدرضا خادم)
19.08.2008

به اعدام روزنامه نگاران و فعالان مدنی پایان دهید

یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی بلوچ که از یکسال پیش به اتهامات نامشخص در زندان به سر می برد، و از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، صبح روز دوشنبه در محوطه زندان زاهدان اعدام شد.

یعقوب مهرنهاد پس از بازداشت به مدت ۵ ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر برد و پس از آن به مدت به زندان مرکزی زاهدان منتقل شد. وی طی دادگاهی ناعادلانه و بدون حضور هیات منصفه، وکیل و خانواده به “محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت و همکاری با گروهک تروریستی موسوم به جندالله” محکوم شد.

این فعال مدنی که عضو انجمن جوانان” صدای عدالت” بوده ، در بسیاری از روزنامه های کشور سابقه فعالیت داشته است. اجرای حکم اعدام برای این روزنامه نگار درحالی صورت می گیرد که پیش تر سازمان های مدافع حقوق بشر نسبت به صدور و اجرای حکم اعدام برای روزنامه نگاران و فعالان مدنی در ایران ابراز نگرانی و اعتراض کرده بودند.

وی در طی مدت بازداشت از حق ملاقات با وکیل محروم بوده و همچنین بنا به اظهارات خودش، در زندان تحت شکنجه جسمی قرار گرفته است. او اعترافات خود را ناشی از اعمال شکنجه های شدید در ایام بازداشت خود دانسته بود و در دادگاه کلیه اتهامات وارده را رد کرد. با این حال دادگاه انقلاب، به عوض برخورد با عاملان شکنجه این زندانی، برمبنای اعترافات اخذ شده از وی در شرایط بازداشتگاه، او را به اتهام محاربه مورد محاکمه قرار داد.

هم اکنون تعداد دیگری از زندانیان سیاسی درایران زیر حکم اعدام قرار دارند که از این افراد حداقل 3 نفر روزنامه نگار هستند. عدنان حسن پور، دیگر روزنامه نگاری است که از یکسال پیش در زندان نگهداری می شود و چندی پیش حکم اعدام وی از سوی دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.

با توجه به عدم پایبندی حکومت ایران به میثاق های بین المللی و اصرار دستگاه قضایی بر صدور احکام سنگین برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، در حال حاضر نگرانی ها نسبت به اجرای حکم اعدام در مورد سایر روزنامه نگاران زندانی افزایش یافته است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر، با محکومیت شدید اعدام یعقوب مهرنهاد، عملکرد دستگاه قضایی و دادگاه های انقلاب به خصوص در شهرستان های ایران را مغایر با کلیه اصول پذیرفته شده بین المللی دانسته و خواهان توقف این روند است.

این کمیته تمامی سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر را به تشکیل جبهه ای فراگیر و اقدام جدی برای مقابله با اینگونه اعمال خودسرانه و غیرقانونی دستگاه قضایی فرا می خواند.

کميته گزارشگران حقوق بشر

Committee of
Human Rights Reporters

شماره 516-2008

15 مرداد 1387
06.08.2008

عفو بین‌الملل
اطلاعیه مطبوعاتی
به تبعیض علیه اقلیت كرد خاتمه دهید

عفو بین‌الملل در گزارش جدیدی‌ كه امروز منتشر شد اظهار داشت كه حكومت ایران در وظیفه خود در پیشگیری از تبعیض و تعدیات حقوق بشری علیه شهروندان كرد خود، به خصوص زنان، كوتاهی می‌كند. این سازمان اظهار نگرانی كرد كه سركوب ایرانیان كرد و به خصوص مدافعان حقوق بشر در حال گسترش است.

گزارش، نمونه‌هایی از تبعیض‌های فرهنگی و مذهبی علیه تقریبا 12 میلیون كرد را كه در ایران زندگی می‌كنند و حدود 15 در صد از جمعیت را تشكیل می‌دهند بر می‌شمارد.

گزارش یاد شده بر مسایل مربوط به مسكن، آموزش و اشتغال تمركز می‌كند. مدافعان حقوق بشر و كاركنان رسانه‌ها نیز به خاطر اظهار عقاید خود هدف قرار می‌گیرند.

عفو بین‌الملل می‌گوید: «قانون اساسی ایران برابری همه ایرانیان در برابر قانون را فراهم كرده است. ولی، همان طور كه گزارش ما نشان می‌دهد، برای كردها در ایران واقعیت چیز دیگری است. حكومت ایران برای محو تبعیض، یا پایان بخشیدن به چرخه خشونت علیه زنان و مجازات مسئولان آن، گام‌های كافی برنداشته است».

گزارش می‌گوید كه زنان كرد – به عنوان اعضای‌ یك اقلیت قومی به حاشیه رانده شده، و به عنوان زن در جامعه‌ای عمدتا پدرسالار – با چالش مضاعفی برای احقاق حقوق خود روبرو هستند.

گرچه زنان و دختران پایه اصلی فعالیت اقتصادی در مناطق كردنشین را تشكیل می‌دهند، برای توجیه نفی حقوق بشری آنان از آداب و رسوم محدودكننده اجتماعی بهره گرفته می‌شود. این رسوم به معنای آن است كه مقامات دولتی ممكن است نتوانند در باره نابرابری‌های آموزشی دختران، ازدواج اجباری و زودرس، و خشونت خانوادگی علیه دختران و زنان كرد – و عواقب شدید برخی از این تعدیات، از جمله «قتل‌های ناموسی» و خودكشی – به تحقیق بپردازند.

عفو بین‌الملل می‌گوید: «زنان كرد به صورت روزانه قربانی خشونت می‌شوند و از سوی مأموران حكومتی، گروه‌ها یا افراد شامل اعضای خانواده خود، تحت تبعیض قرار می‌گیرند. مقامات ایران متعهدند كه كوشش لازم را برای از بین بردن خشونت علیه زنان در خانه و جامعه مبذول دارند، ولی این كار اصلا انجام نمی‌شود».

گزارش تحت عنوان «ایران: تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت كرد» تصدیق می‌كند كه در عین این كه فرهنگ كردی، مانند لباس و موسیقی، عموما محترم شمرده می‌شود و زبان كردی در تعدادی از رسانه‌ها و برخی از نشریات به كار برده می‌شود، جامعه كرد هم‌چنان از تبعیض ریشه‌دار رنج می‌برد.

نمونه¬هایی اخیرا موارد مشخص نقض حقوق بشر در مورد كردها را برجسته كرده است:

* فرزاد كمانگر، علی حیدریان و فرهاد وكیلی، كه هر سه كرد هستند در فوریه 2008 پس از یك روند به شدت پرایراد كه فاقد بسیاری از استانداردهای بین‌المللی یك دادگاه عادلانه بود به جرم «محاربه»‌ (دشمنی با خدا) به اعدام محكوم شدند. اتهام محاربه علیه كسانی‌ به كار می‌رود كه به مخالفت ‌مسلحانه علیه حكومت متهم شوند، و ظاهرا در مورد این افراد اتهام عضویت در گروه مسلح حزب زحمتكشان كرد (پ كا كا) كه در تركیه دست به حمله می‌زند مطرح بوده است. علی حیدریان و فرهاد وكیلی، ظاهرا به دلیل جعل اسناد، هم‌چنین به 10 سال زندان محكوم شده‌اند. بر اساس قوانین ایران، آن دو باید پیش از اعدام محكومیت زندان خود را بگذرانند.

«فعالان حقوق بشر در ایران» گزارش دادند كه وقتی مقامات زندان رجایی شهر در استان تهران رأی دیوان عالی كشور را به فرزاد كمانگر كه یك معلم 32 ساله است ابلاغ كردند از او خواستند كه طی نامه‌ای تقاضای عفو كند. او از این كار به دلیل این كه تقاضای‌ عفو به معنای پذیرش جرم است امتناع كرده و همواره منكر آن بوده كه جرمی مرتكب شده است. دیوان عالی كشور حكم او را در 11 ژوئیه تنفیذ كرده است و حكم ممكن است در هر زمان به مرحله اجرا درآید.

* محمد صدیق كبودوند در ماه مه سال جاری در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 11 سال زندان محكوم شد. محكومیت ظاهرا شامل 10 سال زندان به خاطر «اقدام علیه امنیت كشور» به دلیل تأسیس سازمان حقوق بشر كردستان، و یك سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بوده است. حكم پس از یك محاكمه ناعلنی صادر شده است. عفو بین‌الملل محمد صدیق كبودوند را یك زندانی ‌وجدان می‌شناسد كه صرفا به دلیل اعمال مسالمت‌آمیز حقوق خود بر آزادی بیان و تجمع در زمینه كار خویش به عنوان رییس سازمان حقوق بشر كردستان و فعالیت‌هایش به عنوان یك روزنامه‌نگار بازداشت شده است. این حقوق در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی كه ایران یك عضو امضا كننده آن است صریحا به رسمیت شناخته شده است.

* هانا عبدی، دانشجوی ‌روانشناسی، در 4 نوامبر 2007 در خانه پدربزرگ خود در سنندج دستگیر شد. او برای مدت سه ماه بدون ملاقات در انفرادی بازداشت بود. در ژوئن سال جاری، او به پنج سال زندان در تبعید در آذربایجان شرقی در شهر كوچكی به نام گرمی در مرز جمهوری آذربایجان محكوم شد. به گفته وكیل او، شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج او را به اتهام «تجمع و تبانی برای ارتكاب جرم علیه امنیت كشور» مجرم شناخته است. او عضو كمپین برای برابری است كه یك ابتكار در باره حقوق زنان در ایران است و هدف پایان بخشیدن به تبعیضات قانونی علیه زنان در ایران را دنبال می‌كند. عفو بین‌الملل هانا عبدی را یك زندانی ‌وجدان می‌شناسد كه صرفا به دلیل اعمال مسالمت‌آمیز حق خود بر آزادی بیان و تجمع بازداشت شده است، و اتهام علیه او را دارای انگیزه سیاسی می‌شناسد.

عفو بین‌الملل گفت: «ما از مقامات ایران مصرا می‌خواهیم كه برای پایان دادن به تبعیض و موارد نقض حقوق بشر مرتبط با آن كه كردها، و در واقع همه اقلیت‌ها در ایران با آن روبرو هستند، اقدامات مشخصی را انجام دهد».

«كردها و همه افراد وابسته به جوامع اقلیتی ایران، از مرد و زن و كودك، حق دارند كه از طیف كامل حقوق بشری خود برخوردار شوند. مقامات ایران باید حقوق مدافعان حقوق بشر،شامل فعالان حقوق زنان، را حمایت و ترویج كنند و به تعهدات خود تحت قوانین بین‌المللی حقوق بشرپایبند باشند.»

پس‌زمینه

گزارش 57 صفحه‌ای «ایران: تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت كرد» (ایندكس عفو بین‌الملل MDE 13/088/2008) تازه‌ترین گزارش از سلسله گزارش‌های عفو بین‌الملل در مورد تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت‌های قومی و فرهنگی در ایران است. گزارش‌های پیشین، تعدیات علیه عرب‌های اهوازی و اقلیت بلوچ را تشریح كرده‌اند.

عفو بین‌الملل در گذشته بسیاری از نگرانی‌ها و موارد یادشده در این گزارش را با مقامات ایران در میان گذاشته، ولی پاسخ كافی دریافت نكرده است. آنان به ندرت به این سازمان پاسخ می‌دهند و بیش از 28 سال اجازه نداده‌اند كه عفو بین‌الملل برای تحقیق در باره حقوق بشر وارد ایران شود.

پایان

سند عمومی

برای اطلاع بیشتر، لطفا با دفتر مطبوعاتی عفو بین‌الملل در لندن به شماره

5566 7413 20 44+ یا ایمیل press@amnesty.org تماس بگیرید

ترخیص: به وقت گرینویچ یك دقیقه پس از نیمه شب30 ژوئیه 2008

در آستانه هفته معلم ، بازداشت موقت برادر فرزاد کمانگر

اداره اطلاعات شهرستان کامیاران ساعت 9 صبح امروز مورخه 31/1/87 اقدام به بازداشت و بازجویی 7 ساعته از مهرداد کمانگر برادر فرزاد کمانگر ، معلم و فعال حقوق بشر اعدامی نمود . وزارت اطلاعات در این بازجویی توام با تهدید ، آقای مهرداد کمانگر را به دلیل پیگیری وضعیت برادر دربندش مورد تهدید قرار داده و این تهدیدات را با اعلام پیگیری وزارت اطلاعات برای بازداشت آقای کیوان رفیعی دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و همینطور نشان دادن برگه بازداشت مهرداد کمانگر شکل دیگری بخشیدند .
نیروهای امنیتی بی توجه به بی ربط بودن سئوالات و خواسته ها ، از آقای کمانگر خواستند از پیگیری وضعیت برادر دربندش دست برداشته ، اسامی معلمانی که طی فراخوانی قصد دارند هفته معلم را به صحنه حمایت از فرزاد کمانگر تبدیل نمایند را اعلام نماید . همچنین دستگاه اطلاعاتی قصد داشته است تا طی برگه ای از قبل آماده شده با متن تعهد به عدم جمع آوری امضاء و مصاحبه با رسانه ها انصراف از پیگیری و حمایت از فرزاد کمانگر را بر خانواده وی تحمیل نماید.
آقای کمانگر ضمن غیرقانونی خواندن این برخورد و تاکید بر حق خانواده مبنی بر حمایت از فرزاد ، از پاسخ دادن به سئوالات و امضاء هر اوراقی خودداری نمود . وزارت اطلاعات نیز ناچاراً با تاکید بر عدم افشای این برخورد ، آقای کمانگر را ساعت 16 امروز آزاد نمود .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن برخورد وزارت اطلاعات با این خانوده و همینطور غیرقانونی دانستن اساس حکم صادره فرزاد کمانگر ، برخورد با خانواده های پیگیر وضعیت فرزندان زندانی خود را که به صورت سیستماتیک از سوی وزارت اطلاعات انجام میگیرد ، غیر انسانی و مغایر با اصول قانونی و حقوق بشری ارزیابی میکند .
فعالان حقوق بشر در ایران 28.07.2008

معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر ساعاتي پيش بدون هيچگونه توضيح و توجيحي ، از زندان رجايي شهر کرج به بند 209 زندان اوين که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد منتقل گرديد .

آقاي کمانگر داراي اتهامي جهت تحقيق يا بازجويي نمي باشد و گمان ميرود اساس انتقال وي به بند 209 زندان اوين که سابقاً نيز وي در آنجا مورد شکنجه قرار گرفته بود مربوط به افزايش تجمعات اعتراضي مردم در نقاط مختلف ايران و همچنين حمايتهاي مستمر فعالان حقوق بشر در خارج کشور از وي در روزهاي اخير بوده است .
ضمن ابراز نگراني و محکوم نمودن اعمال فشار بر آقاي فرزاد کمانگر ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مسئوليت تامين سلامتي و حفظ جان آقاي کمانگر را مستقيماً بر عهده دستگاه قضائي و امنيتي جمهوري اسلامي ميداند .

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران، 6 مرداد ماه 1387 برابر با 27-07-2008

اطلاعيه
سوء استفاده از زندانيان سياسي محکوم است
تلويزيون صداي آمريکا در بخش تفسير خبر خود اقدام به پخش فايل صوتي از فرزاد کمانگر نمود که تحريف و حذف شده بوده است با این شکل از گزارشگری این تلویزیون برای زندانیان سیاسی در زندان های رژیم اشکالات بیشتری می آفریند.

به نام آزادي
در آستانه برگزاري تجمع روزشنبه در شهرسنندج و درحالي که دستگاه امنيتي براي مختل نمودن برگزاري اين تجمع دست به اقدامات وسيعي زده است ، شب گذشته مورخه 27/4/87 تلويزيون صداي آمريکا در بخش تفسير خبر خود اقدام به پخش فايل صوتي از آقاي فرزاد کمانگر نمود . اين اقدام تعجب آور تلويزيون صداي آمريکا و پخش اين فايل صوتي موجبات ايجاد مشکلات براي اين زنداني و ابهاماتي گرديده است هر چند آقاي کمانگر همچنان از گفته هاي خود دفاع مينمايد اما تحريف ، حذف به راي و پخش عمومي آن را اقدامي شنيع ميدانيم بنابراين لازم ديده شد که جهت تنوير افکار عمومي توضيحاتي اجملاً ارائه گردد :
1-آقاي فرزاد کمانگر بعنوان يک زنداني از حق تماس تلفني خود هر چند کوتاه مدت اما مانند تمامي زندانيان ديگر در زندان رجايي شهر کرج برخوردار است و نامبرده همچون تمامي زندانيان ديگر بصورت روزمره امکان تماس را دارد. بنابراين تماس تلفني نامبرده مستلزم کوشش هيچ زندانبان يا فرد سومي نميباشد و وي از حداقل حق قانوني خود استفاده مينمايد.
2-آقاي فرزاد کمانگر پيامي دريافت مينمايد که فردي با برچسب هاي روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و عناوين بزرگانه ديگري با شما کاري حياتي دارد ، آقاي کمانگر به عنوان يک موضوع عادي با فرد مذکور تماس ميگيرد و فرد مذکور ضمن پرسش سئوالاتي جهت دار اقدام به ضبط مخفيانه و ناجوانمرادانه مکالمه خود با آقاي کمانگر مينمايد.
3-فردي که دچارسندروم خودبزرگ کردن است و به جعل خود را ژورناليست معرفي مينمايد درحالي که کوچکترين پايبندي به اصول اخلاقي نداشته است ، با حذف قسمتهايي از گفته هاي اقاي کمانگر اقدام به انتقال فايل صوتي به تلويزيون صداي آمريکا مينمايد و اينکه چگونه تلويزيون صداي آمريکا در اقدامي خلاف عرف حاضر به پخش گفتگوي شخصي آقاي کمانگر که کمترين اطلاعي از صبط ناجوانمردانه صدا نيز نداشته است نموده است خود جاي سئوال است .
4-نهايتاً نيز پس از پايان پخش فايل صدا ، فرد مذکور عنوان ميدارد که آقاي کمانگر مردم را دعوت به تجمع در زير پرچم و نمادي خاص نموده است ، در حالي که آقاي کمانگر مطلقاً چنين موضوعي را بيان ننموده است و اين مطالب تحريف شده بافته هاي ذهن ناسالم فرد مذکور مي باشد .
در پايان متذکر ميشويم فرد يا افراد خاطي و سوءاستفاده گر که براي ارضا اميال خود دست به اين اقدامات ناجوانمردانه زده اند را فاقد مشروعيت و اعتباري براي مخاطب قرار دادن قلمداد مينمائيم و اين اطلاعيه تنها به قصد تنوير افکار عمومي و تصحيح خطا آنان که ناخواسته فريب اين افراد را خوردند منتشر مينمائيم همچنين اميدواريم تلويزيون صداي آمريکا در منابع خبري و عملکرد خود در اين باب بازنگري نمايد.
در پايان بار ديگر يادآور ميشويم که تجمع حمايت از فرزاد کمانگر فردا “شنبه مورخه 27/4/87 در شهر سنندج ، مقابل دادگستري استان کردستان واقع در ميدان بسيج راس ساعت 10 صبح” برگزار ميگردد و تاريخ و برنامه مذکور تغييري نداشته است همانطور که در اطلاعيه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ذکر گرديده است اين تجمع اقدامي قانوني و مسالمت آميز و تنها در زمينه حمايت و ابقا حقوق بشر و تلاشي براي نجات فرزاد کمانگر خواهد بود.

کمپين نجات فرزاد کمانگر
تهران – 28 تير ماه 1387 برابر با 18-07-2008
تاريخ : 28/4/1387
یک قتل حکومتی در ارومیه

روزگذشته مورخه 24/4/87 در زندان مرکزي اروميه ، “سعيد خلکه” زنداني 27 ساله و اهل مياندوآب که به جرم قتل يک مامور نيروي انتظامي تحت عنوان محارب به اعدام محکوم شده بود پس از تحمل دو سال زندان در محوطه زندان مرکزي اروميه به دار آويخته شد .
عليرغم تلاش وسيع خانواده و صرف هزينه هاي بسيار به علت پافشاري نهادهاي امنيتي و نيروي انتظامي حکم اعدام نامبرده بصورت غيرمنتظره اجرا گرد.فعالان حقوق بشردر ایران 14.07.2008

فرزاد كمانگر چند گام به جنایت حکومت اسلامی نزدیک است .برای نجات آموزگار ایرانی به نهاد های بین المللی ،فاکس، ایمیل، نامه و تلفن کنید.

فرزاد كمانگر (سيامند) معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده است ، همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان به عنوان مسئول روابط عمومي اين انجمن فعال بوده است ، او همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي – آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران ) بوده است و نيز بعنوان عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) مشغول به فعاليت بوده است .
آقاي کمانگر از ابتداي سال 85 با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمد اما در مرداد ماه سال 1385 که براي پيگيري درمان بيماري برادرش ( از فعالان سياسي كردستان ) به تهران آمد ، در آنجا توسط مامورين وزارت اطلاعات دستگير شد.
فرزاد کمانگر در پروسه هاي مختلف بازجويي در بند 209 زندان اوين ، اداره اطلاعات کرمانشاه و اداره اطلاعات سنندج تحت شديدترين شکنجه هاي غير انساني قرار گرفت و علي رغم عدم وجود مستندات و در يک روند سياسي توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب در طي يک محاکمه 7 دقيقه اي به اعدام محکوم شد .
کمپين نجات جان فرزاد کمانگر پس راي دادگاه در تاريخ 5/12/86 توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران راه اندازي شد که با حجم پر کاري پس از گذشت 140 روز از آغاز فعاليتش با جمع آوري بيش از 3000 هزار امضا از طريق اينترنت و جمع آوري بيش از 3800 امضا توسط فعالان کمپين و از طريق فرم هاي کتبي به فعاليت هاي خود ادامه ميدهد.
امروز در حالي گزارش 140 روز فعاليت کمپين را جهت تنوير افکار عمومي و تشکلات همراستا و مدافع حقوق بشر منتشر مي نماييم که حکم اعدام فرزاد کمانگر توسط دادگاه تجديد نظر به تائيد رسيده است و آقاي کمانگر بنا بر ديدگاه شخصي از نوشتن تقاضاي عفو سرباز زده است. بنابراين با توجه به عدم محکوميت حبس ، حکم مربوطه به واحد اجراي احکام ارجاع گرديده تا با دستور آقاي شاهرودي و کم توجهي ديده بانان و مدافعان حقوق بشر به مرحله اجرا درآيد.
کمپين نجات فرزاد کمانگر همچنان براي آزادي فرزاد کمانگر از هيچ کوششي فروگذار نخواهد کرد و سلسله مکاتباتي را با تمامي حاميان بين المللي که از وي حمايت نموده اند به انجام خواهد رساند و با مطرح کردن پرونده مذکور در مراجع بين المللي با اعمال فشار بر دستگاه قضايي حکم وي را لغو نمايد. در ذيل گزارشي از 140 روز حمايت صادقانه و قاطعانه اقشار مختلف جامعه و تشکلات مدافع حقوق بشري در سطح داخل و خارج کشور تقديم به آنانکه قلبشان براي صلح و دوستي ميتپد ميگردد :
روز شمار کمپين آزادي فرزاد کمانگر
8/8/86 – حمايت زندانيان سياسي زندان اوين: آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، کيوان رفيعي و مصطفي علوي جدائي با نگارش بيانيه اي خواستار تشکيل دادگاه علني و عادلانه جهت محاکه نامبرده شده اند.
7/10/86 – حمايت 250 تن از اهالي کامياران از فرزاد کمانگر : بيش از 250 تن از اهالي شهرستان کامياران از جمله امام جماعت شيعيان ، شوراي شهر ، شوراي تامين ، کانون صنفي فرهنگيان و همسايگان با امضاي استشهادي محلي وي به عنوان يک معلم دلسوز ياد کرده و خواهان آزادي وي شدند .
9/10/86 – بيانيه جمعي از معلمان شهرستان کامياران : بيش از 130 تن از معلمان کامياراني با ارسال بيانيه اي خواهان رسيدگي به وضعيت ايشان جهت آزادي نامبرده شدند.
7/12/86 – استمداد يک سازمان حقوق بشري براي حمايت از فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با صدور فراخواني از تمامي مدافعان حقوق بشري براي نجات جان وي ياري خواست .
7/12/86 – اعتراض يک گروه حقوق بشري در سوئد به حکم اعدام فرزاد کمانگر : جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسي با صدور بيانيه اي ضمن محکوم کردن هر گونه اعدام، صدور احکام غير انساني و ضد بشري مراجع قضائي جمهوري اسلامي را محکوم کرده و خواستار اقدام فوري، هماهنگ و يکپارچه ي همه ي جريانات و فعالين مدني براي توقف اين گونه احکام توسط جمهوري اسلامي شد.
8/12/86 – حمايت و اعتصاب غذاي جمعي از زندانيان سنندج در حمايت از فرزاد کمانگر : 8 تن از زندانيان محبوس در زندان مرکزي سنندج با صدور بيانيه اي در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر يک روز اعتصاب غذا اعلام کردند.
8/12/86 – بيانيه سازمان ديدبان حقوق بشر در اعتراض به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر : سازمان ديدبان حقوق بشر در خصوص صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض نموده و خواهان لغو حکم اعدام نامبرده شده است .
12/12/86 – اعتراض فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشري : فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) اعتراض شديد خود را نسبت به صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر اعلام نمود.
13/12/86 – حمايت جمعي از مدافعان حقوق بشر کردستان : 7 تن از مدافعان محلي حقوق بشري در کردستان ايران با صدور بيانيه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند .
13/12/86 – حمايت کانون نويسندگان کردستان : کانون نويسندگان کردستان با صدور اطلاعيه اي خطاب به سازمان هاي بين المللي ، اتحاديه اروپا ، سازمان ملل ، سازمان جهاني حقوق بشر خواهان واکنش ايشان به حکم ناعادلانه فرزاد کمانگر شدند.
16/12/86 – حمايت جمعي از دانشجويان دانشگاه اصفهان از فرزاد کمانگر : جمعيت مذبور با ارسال نامه خواهان شفافسازي دستگاه قضايي و تحقيق در خصوص شکنجه فرزاد کمانگر شده است و صدور حکم اعدام براي نامبرده را خلاف موازين حقوق بشري قلمداد کرد .
16/12/86 – صدور بيانيه توسط انجمن معلمان از کار برکنار شده استان کردستان : جمعيتي متشکل از 1500 تن از معلمان از کار بر کنار شده استان کردستان در بيانيه از اتحاديه اروپا و سازمان هاي جهاني حقوق بشري خواهان آزادي و لغو حکم فرزاد کمانگر شدند.
19/12/86 – بيانيه جمعي از تشکلات مدني استان کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي ژيانه وه ، کانون شهروندي ژيار ، موسسه فرهنگي و اجتماعي شاهو ، جمعيت جوانان سنه دژ ، موسسه جوانان زاگرس ، مشترکا با صدور بيانيه اي خواهان تجديد نظر در رابطه با حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کرد در بند شدند .
22/12/86 – نامه 98 تن از شخصيت هاي سياسي و اجتماعي به هاشمي شاهرودي : 98 تن از فعالان سياسي و اجتماعي ايران طي بيانيه اي مشترکي خواهان پايان دادن به بازداشت هاي خودسرانه شدند که در انتهاي نامه با اشاره بازداشت تني چند از فعالان سياسي و مدني از جمله فرزاد کمانگر خواهان آزادي ايشان شدند.
23/12/86 – انتشار مستنداتي از شکنجه هاي روحي و جسمي فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با انتشار مستنداتي از شکنجه فرزاد کمانگر در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج گوشه اي از شکنجه هاي جسمي و روحي تحميل شده بر فرزاد کمانگر را افشا نمودند.
28/12/86 – حمايت دانشجويان زنداني پلي تکنيک : آقايان مجيد توکلي ، احمد قصابان و احسان منصوري سه تن از دانشجويان محبوس در زندان اوين با ارسال نامه از زندان به کمپين فرزاد کمانگر ضمن حمايت از فرزاد کمانگر خواهان نقض حکم صادره و بررسي مجدد پرونده ايشان در دادگاه صالحه و بصورت علني و با حضور هيئت منصفه اي صالح و عادل شدند.
29/12/86 – اعتراض کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران : کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران از قوه قضائيه خواهان تحقيق در خصوص شکنجه هاي جسمي فرزاد کمانگر شده و پذيرش مسئوليت صدور حکم اعدام براي ايشان و پاسخگويي به افکار عمومي شده است .
29/12/86 – جمع آوري امضا در سوئد : 134 تن از ايرانيان و خارجيان در سوئد با پيوستن به کمپين فرزاد کمانگر خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر و آزادي بي قيد و شرط وي شدند.
6/1/87 – جمع آوري امضا در کامياران : 1100 تن از شهروندان کامياران با امضاي فرم هاي کتبي کمپين خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
26/1/87 – حمايت تشکل دانشجويي دانشگاه بين المللي قزوين : يک تشکل دانشجويي اصلاح طلب با برگزاري تجمعي در دانشگاه بين المللي قزوين خواهان آزادي فرزاد کمانگر شد.
28/1/87 – حمايت پارلمانترهاي سوئد از فرزاد کمانگر : بوديل سيبالوس عضو پارلمان و از اعضاي حزب سبز در سوئد، در رابطه ‌با وضعيت فرزاد کمانگر نامه‌اي براي سازمان عفو بين الملل ارسال کرد و قصد خود را براي جمع آوري امضا از ديگر پارلمانترها در سوئد اعلام داشت .
29/1/87 – فراخوان معلمان کامياران : معلمان کامياراني با ارسال فراخواني در آستانه هفته معلم نسبت به آزادي فرزاد کمانگر ابراز اميدواري کردند.
29/1/87 – حمايت وبلاگ نويسان ايراني : جمعي از وبلاگ نويسان ايراني با انتشار بيانيه اي روز 12 ارديبهشت را به روز حمات از فرزاد کمانگر ناگذاري کردند و خواهان لغو حکم اعدام ايشان شدند.
30/1/87 – جمع آوري امضا در بندر عباس : شهروندان بندر عباس در پارک ساحلي به کمپين نجات فرزاد کمانگر پيوستند .
8/2/87 – بيانيه انجمن فرهنگي اجتماعي زنان آذرمهر کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي زنان آذر مهر با انتشار بيانيه اي نسبت به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
8/2/87 – حمايت انجمن صنفي معلمان کردستان : انجمن صنفي معلمان کردستان با صدور بيانيه اي در آستانه روز معلم صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر را محکوم نمود .
11/2/87 – حمايت جمعي از زندانيان سياسي اوين : آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، ابوالفضل جهاندار ، صباح نصري ، هدايت غزالي ، عباس خرسندي و حميد رضا محمدي با ارسال نامه از زندان اعتراض خود را به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر اعلام داشتند .
12/2/87 – حمايت 250 تن از شخصيت هاي سياسي و مدني ايران : 250 تن از فعالان سياسي ، اجتماعي ، حقوق بشري با صدور بيانيه اي نسبت به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
13/2/87 – همبستگي با فرزاد کمانگر در کنار مقبره کوروش : در پي اعلام روز همبستگي و همراهي با فرزاد کمانگر تعدادي از دانشجويان و اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با گردهمايي در کنار مقبره کورش کبير “پايه گذار منشور جهاني حقوق بشر” ضمن اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر خواستار حمايت و آزادي فرزاد کمانگر ، معلم اعدامي گشتند .
26/2/87 – تقدير کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان ايران با ارسال تقدير نامه اي ار فرزاد کمانگر به عنوان فردي قابل ستايش ياد کرد .
2/3/87 – نامه رئيس حزب چپ سوئد : رئيس حزب چپ سوئد با ارسال نامه اي به محمود احمدي نژاد با اشراه به شکنجه هاي روحي و جسمي خواهان آزادي و معالجعه فرزاد کمانگر شد .
3/3/87 – حمايت معلمان زبان کردي در سوئد : 34 تن از معلمان سوئدي با انتشار نامه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند
3/3/87 – حمايت کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان اصلي ترين تشکل صنفي معلمان ايراني با ارسال نامه اي از رياست قوه ي قضائيه، ديوان عالي کشور و قاضي دادگاه تجديد نظر خواستار لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
4/3/87 – نامه فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان : رئيس فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با بيش از 30 ميليون عضو از سفارت ايران خواهان توضيح در رابطه با صدور حکم اعدام و اتهامات منتسب به فرزاد کمانگر شد.
11/3/87 – بيانيه سازمان عفو بين الملل : سازمان عفو بين الملل با انتشار گزارشي از معلم اعدامي حمايت کرد و وي را فردي در آستانه اعدام معرفي نمود و از دريافت کنندگان گزارش خواست اعتراضات خود را به مقامات ايران اعلام کنند .
14/3/87 – انتشار طومار با بيش از 2000 امضا توسط کمپين : در پنج شهر ايران ، شيراز ، بندر عباس ، سنندج ، کامياران و اهواز فعالان کمپين فرزاد کمانگر موفق به جمع آوري 2000 امضاي کتبي توسط شهروندان ايراني شدند.
21/3/87 – ابراز نگراني فدارسيون جهاني اتحاديه معلمان : فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با صدور بيانيه اي نسبت به وضعيت فرزاد کمانگر اعلام نگراني کرده و خواهان پاسخگوي مقامات قوه قضائيه ايران و گفتگو در رابطه با پرونده فرزاد کمانگر شده است .
29/3/87 – حمايت روحاني بلند پايه کرد از فرزاد کمانگر : سياستمدار مستقل و روحاني شهير کرد ” ملا شيخ عزالدين حسيني ” ، از اهالي شهر بوکان کردستان ايران، که‌هم اکنون در خارج از کشور و به‌صورت پناهنده‌سياسي زند‌گي مينمايد، در طي بيانيه‌اي خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط فعال مدني و اکولوژيست کرد،معلم زنداني ” فرزاد کمانگر ” شده‌است.
21/4/87 – مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تائيد حکم اعدام فرزاد کمانگر را اعلام و طي اطلاعيه اي محکوم نمود.

-گزارش فوق در برگيرنده حمايتهاي جعي و سازماني ميباشد و نامه ها ، گفتگوها ، اطلاع رساني و مطالب بسياري بعلت محدوديتهاي نگارشي حذف گرديده است .
-همچنين اعلام ميداريم براي لغو حکم و تلاش براي آزادي فرزاد کمانگر مصمم هستيم و نيازمند همراهي تمامي آزاديخواهان و آزادانديشان. کمپين فرزاد کمانگر به فعاليتهاي خود ادامه خواهد داد.

کمپين نجات فرزاد کمانگر
تهران – 22/4/87
farzad.kamangar@gmail.com
http://www.f-kamangar.hra-iran.org
لينک بدون فيلتر
https://www.f-kamangar.hra-iran.org
12.07.2008

در حدود يکسال پيش سه فعال سياسي مخالف جمهوري اسلامي به نامهاي ، فرود فولادوند (فتح الله منوچهري) ، ناظم اشميت (تابعيت ايراني – آلماني) و الکساندر ولي زاده (تابعيت ايراني – آمريکايي) در راستاي فعاليتهاي سياسي خود به کشور ترکيه سفر نمودند و درآنجا به چنگال رژیم افتادند.
، آخرين تماس تلفني اين افراد در منطقه وان ترکيه در کمتر از سه ساعت فاصله تا مرزهاي ايران بوده است و نهايتاً پس از ناپديد شدن اين افراد در تاريخ “چهارشنبه 27 دي 1385” اتومبيل آنان در منطقه حکاري در منطقه مرزي ايران-ترکيه با شيشه هاي شکسته و بدون پلاک يافت گرديد.
اين مجموعه از موضوع مذکور در همان زمان مطلع گرديد اما بعلت ابهامات موجود و نياز به تحقيقات تا امروز واکنشي به موضوع نداشته است ، بالاخص که سرآغاز موضوع در خارج از مرزهاي رسمي کشور ايران بوده است . اما بالاخص در طي ماههاي اخيراين مجموعه با توجه به به يافتن شاهدين و مستنداتي روشن که موضوع ربوده شدن اين افراد توسط نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي در يک عمليات برون مرزي و زنده بودن و زنداني بودن اين افراد را به يقين نزديک نموده است. اقدام به صدور اين اطلاعيه جهت تنوير افکار عمومي مينمايد.
پس از پيگيريهاي مستمر اين مجموعه در داخل و خارج کشور مطالب ذيل بعنوان يافته هاي اين مجموعه مستند گرديد که بعلت مسائل امنيتي جزئيات مربوطه تنها در اختيار مراجع ذيصلاح قرار خواهد گرفت :
1-شهادت حداقل سه زنداني مربوط به گروه سياسي که آقاي فولادوند رهبري آن را بعهده داشت مبني بر تحت فشار قرار گرفتن در زمان بازداشت خود توسط نيروهاي امنيتي جهت دعوت از آقاي فولادوند براي سفر در اولويت اول به دبي (سال 84) و سپس ترکيه (سال 85) .
اين موضوع گواه از آن است که سيستم امنيتي حداقل از سال 84 پروژه ربودن آقاي فولادوند را در دست اقدام و پيگيري داشته است و هم اکنون حداقل وجود دو زنداني که اذعان نموده اند تحت فشار چنين خواسته هايي را از آقاي فولادوند نموده اند مستند گشته است ، بالاخص که يکي از افراد مذکور براي متقاعد کردن آقاي فولادوند به سفر ، سفري به ترکيه داشته است.
2-شهادت دو زنداني امنيتي – نظامي از مشاهده اين افراد در بازداشتگاهي امنيتي در منطقه غرب تهران و ارائه شواهدي براي اثبات مدعيات.
3-گفته هاي خانواده فولادوند ، مبني بر دريافت تماسهاي مکرر تهديد آميز از سوي مدعيان سيستم امنيتي و مطرح شدن خواست عدم پيگيري و يا سکوت.
در اين راستا اين مجموعه نامه هايي را از سازمان صليب سرخ و سازمان عفو بين الملل دريافت نموده است که آنان نيز ضمن ابراز نگراني از وضعيت اين افراد ربودن اين افراد را مورد نکوهش قرار داده بودند . همچنين پرونده اي براي ربوده شدن آنان در مراجع ذيصلاح بين المللي مفتوح گرديده است.
اين مجموعه با صدور اين اطلاعيه ضمن اعلام ربوده شدن اين افراد توسط نهادهاي امنيتي جمهوري اسلامي و نگهداري آنان در بازداشتگاهي در داخل کشور مراتب نگراني خود را از وضعيت اين افراد و در معرض خطر بودن آنان اعلام ميدارد و از مسئولين مربوطه ميخواهد نسبت به وضعيت اين افراد پاسخگو باشند . همچنين از ساير افرادي که نسبت به موضوع مذکور داراي اطلاعاتي هستند تقاضامنديم نسبت به تماس با اين مجموعه از طريق آدرس ايميل info@hra-iran.org اقدام نمايند.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران – 19 تير ماه 1387 برابر با 09-07
-09.07.2008
بندي بند 209 / نامه خواندني از فرزاد کمانگر

“نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود “¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه “خون ارغوانها”²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به “خواب شيرين” رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.
به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند .
از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب “ارتباط با بيگانگان” گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم “حال همه ما خوب است” و اين خبر موجب “تشويش اذهان عمومي” گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود “هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند” .
ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه…!! ، دورتر… از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند “دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد” و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم “سلامت را نخواهند پاسخ گفت” ولي خيلي زود نوشتند ، “سلام شما؟!” و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست “ديوارگي” پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و… ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم .
اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که “عمران” جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون “فرياد خاموش” به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد…

معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام
بند بيماران عفوني (5) زندان رجايي شهر کرج
فرزاد کمانگر – 10/3/87

1-برتولت برشت – در هنگامه نازيها
2-“خون ارغوانها” سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني
3-شعر زيباي ” سلام ” سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالح

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران جمعيتي است متشکل از مدافعان حقوق بشر در حوزه ايران و به استناد ماده 28 اعلاميه جهاني حقوق بشر در فروردين ماه سال 85 اعلام موجوديت نمود. فارغ از هر گونه وابستگي سياسي و بدون پايبندي به هيچگونه مرز بندي سياسي اين مجموعه تلاش مي نمايد تا با ارتقاي سطح آگاهي هاي جامعه به واسطه آموزش ، حقوق بشر را در جامعه ايران نهادينه ، حمايت و ابقا نمايد همچنين اين مجموعه با تکيه بر عنصر ارتباطات در قالبهاي رسانه اي و سازمان هاي ذيصلاح داخلي و بين المللي نسبت به جلب حمايت افکار عمومي ميزان حمايت حقوقي از قربانيان نقض حقوق بشر در ايران اقدام مي نمايد .
—————————-
TEL : +98 21 82185473
TEL : +98 21 82185438
TEL : +1 310 5983634
TEL : +1 818 8244779
P.O.BOX : Tehran
/ 138-33455
Email : info@hra-iran.org
Site : http://www.hrairan.com
Site : http://www.hra-iran.org

پرونده پیمان عارف به شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران ارجاع شد.

پرونده پیمان عارف فعال سابق دانشجویی که توسط شعبه 26 دادگاه انقلاب به 18 ماه حبس تعزیری محکوم شده و آنگاه به مدت 2 سال در دفتر حجت الاسلام آوایی- رئیس کل دادگستری استان تهران- متوقف مانده و در اسفندماه گذشته توسط شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب تا حد اجرای حکم پیش رفته بود، نهایتا پس از کش و قوس بسیار و علی رغم مخالفت قاضی حداد -معاونت امنیت دادستان- به مرحله تجدید نظرارسال گردید.
لازم به ذکراست پرونده های ارجاع شده به شعبه ی مزبور عموما با تأخیر زمانی قابل توجهی در دستور رسیدگی قرار می گیرند.
گفتنی است هم اکنون قاضی زرگر، ریاست شعبه 36 دادگاه تجدید نظر را بر عهده دارد.
Komite.gozareshgar@gmail.com

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره 493- 2008
تاریخ1387/4/5

خروج بهروز جاويد تهراني از سلول انفرادي

به نام آزادي
زنداني سياسي بهروز جاويد تهراني که در تاريخ 7 ارديبهشت ماه سال جاري و در پي تنش در بهداري زندان رجايي شهر کرج پس از مضروب شدن توسط گارد زندان به سلول انفرادي معروف به سوئيت منتقل گرديده بود ، به گونه اي که که حداقل تا يکماه نخست سلول انفرادي سرنوشت وي در هاله اي از ابهام قرار داشت و همگان بالاخص خانواده جاويد تهراني در نگراني از سرنوشت وي قرار داشتند .
جاويد تهراني پس از تحمل قريب به 2 ماه سلول انفرادي توام با ضرب و شتم و فشارهاي روحي و رواني صبح امروز به فرعي 5 زندان رجايي شهر کرج منتقل گرديد . رئيس زنداني رجايي شهر به نام علي حاج کاظم قصد تمديد مدت انفرادي اقاي جاويد تهراني را داشته است که نظر به فشارها و پيگيريهاي مستمر افکار عمومي از سوي نهادهاي امنيتي از اين موضوع منع گرديد.فعالان حقوق بشر در ايران 24.06.2008
در همبستگی با ارژنگ داوودی اطلاعیه مهمی از سوی زندانیان سیاسی صادر شد
اعتصاب سراسری زندانیان سیاسی شنبه ۱/۴/۸۷

کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران ساعت ۱۷پنجشنبه اطلاعیه بسیار مهمی را از داخل زندانهای اوین وگوهردشت دریافت کرد این اطلاعیه که توسط خود زندانیان سیاسی قرائت شد به اینقرار است:

با یاد خدا بنام آزادی و دموکراسی و عدالت

از چهار جانب راه گریز بر بستند درازای زمان را با پاره زنجیرخویش می سنجیم در زندانی که از آن امید گریز نیست، همچنان که همگان استحضار دارند زندانی سیاسی ارژنگ داوودی از تاریخ 30/1/87 در سلول انفرادی زندان اوین دست به اعتصاب غذای نامحدود زده به همین علت در تاریخ 8/2/87 با غل و زنجیر به زندان رجایی شهر تبعید و به بند شش سالن 16 سلول 5 منتقل گردید، به علت وخامت احوال جسمانی ایشان در تاریخ شنبه 25/3/87 با برانکارد به بهداری زندان منتقل گردید، از آنجایی که هیچ بیمارستانی مجاز به ترخیص زندانی در حال اعتصاب غذا نمی باشد طبق اخبار واصله رئیس بهداری تحت فشار سرکردکان معلوم الحال زندان رجایی شهر به نامهای حاج کاظم ، علی محمدی ، خدیوی و محمد رضا بخشی که قاتل زنده یاد زهرا کاظمی است دستور ترخیص وی را صادر و پس از 5 روز بستری در بهداری به دلیل خودداری از شکستن اعتصاب با برانکارد مجدداً به بند شش برگردانده شد دلایل اعتصاب غذای ایشان عبارتند از:

1 ـ امتناع دادگاه انقلاب از ارائه یک نسخه از دادنامه ها به ایشان و سایر زندانیان سیاسی؛

2 ـ عدم معالجه آسیب های وارده به زندانیان در اثر شکنجه ؛

3 ـ عدم اجرای طرح تطبیق طبقه بندی جرایم و تفکیک زندانیان سیاسی از زندانیان عادی؛

4 ـ توقیف خودسرانه اموال و اسناد نامرتبط با اتهامات وارده به قربانیان به منظور در تنگنا قرار دادن خانواده های زندانیان سیاسی؛

لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی کشور که در سیاه چالهای زندانهای رجایی شهر و اوین گرفتار آمده ایم در جهت همبستگی و حمایت از استقامت کم نظیر این زندانی سیاسی دلاور روز شنبه 1/4/87 به مدت یک روز اقدام به روزه سیاسی می نماییم و از تمامی هموطنان در داخل و خارج از کشور و نیز از تمام آزادی خواهان انتظار داریم که در این روز همراه ما از خوردن و آشامیدن امتناع کنند و ما را در این امر یاری نمایند .

پیروز باد مبارزات آزادی خواهانه ملت ایران ـ پیشاپیش از بذل توجه همگان سپاسگزاری می شود. زندانیان سیاسی امضاء کننده در گوهر دشت و اوین: مهدی زالی منوچهر ابراهیمی ، اسدالله وفایی، محمد جوکار، فریدون والاتبار ،ناصر یوسفی، فرهنگ پور منصوری ، شهرام پور منصوری، خالد حردانی ،امیر حسین عشقی حمید برهانی، مرتضی صادقی، حمید ملک اسدالهی ، فرزاد کمانگر، علی حیدریان ، بابک دادبخش، امیر حشمت ساران، بهروز جاوید تهرانی، افشین بایمانی، رضا کرمی، مصطفی علوی، محمد رضایی،صالح کهندل،حسین وفا-داودزمانی محمد رضایی

زندانیان اوین: حمید رضا محمدی ، عمید پناه ، فرهادوکیلی –پیمان کریمی -بخشی،کلیمی- مصطفی دریانورد ، ابوالفضل جهاندار، مصطفی سنگ تراش ، عبدالرضا رجبی، احمد قصابان ، عبدالله مقدم، هوشنگ قاسمی، جبار ؟ – صباح نصری، حسین غزالی، عباس خرسندی، و برادران بنا کا
رژیم جنایتکار اسلامی همچنان به قتل عمد علیه نو جوانان کشور ادامه میدهد.

به نام آزادي

گزارشات ارسالي از سنندج حاکي است نوجواني با نام “صلاح تاسه” فرزند نامق متولد سال 1369 که در سن 15 سالگي مرتکب قتل گرديده است روز گذشته پس از رسيدن به سن 18 سال از کانون اصلاح و تربيت نوجوانان جهت اجراي حکم اعدام به زندان سنندج منتقل گرديده است .
به اين نوجوان و نزديکان وي گفته شده است وي در پايان ماه آتي اعدام خواهد گرديد . شايان ذکر است که زندان مرکزي سنندج چندي پيش شاهد اجراي حکم نوجواني 17 ساله بود که اين اقدام اعترضات گسترده معدافعان حقوق بشر و تشکلات بين المللي را به همراه داشت .فعالان حقوق بشر در ايران
18.06.2008

اعتراض عفو بین الملل به اعدام نوجوانی در ایران

سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای، اعدام نوجوانی با نام محمد حسن زاده، در سنندج را که به هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال سن داشته است، محکوم کرد.

اين نوجوان۱۷ ساله متهم شده بود که در سن ۱۵ سالگی پسر بچه ده ساله ای را به قتل رسانده است.

در همين حال کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران نيز با انتشار بيانيه ای از مقامات ايران خواسته است به اعدام نوجوانانی که به هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال سن داشته اند، پايان دهد.

خبر اعدام يک نوجوان ۱۷ ساله در حالی منتشر می شود که طبق احکام اسلامی، اطفال در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسئوليت کيفری هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه بر عهده سرپرست اطفال و کانون اصلاح و تربيت اطفال است.

اما اختلاف نظر ميان اسلامگرايان و مدافعين حقوق بشر از جايی آغاز می شود که سن کودکی بايد تعريف شود. برخلاف کنوانسيون های جهانی که سن ۱۸ سالگی به عنوان سن پايان کودکی درنظر گرفته شده، در قوانين اسلامی، سن بلوغ شرعی برای پسر ۱۵ سال تمام و برای دختر ۹ سال تمام ذکر شده است.

سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود می نويسد:«اين آخرين مورد اعدام يک نوجوان ۱۷ ساله در سنندج، يکی ازموارد نقض ميثاق های بين المللی توسط ايران است.»

«بر پايه کنوانسيون حقوق مدنی و سياسی و کنوانسيون حقوق کودک که ايران آنها را امضاء کرده است، اعدام کودکانی که به هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال سن داشته اند، ممنوع است.»

سازمان عفو بين الملل می افزايد: «اين اقدام تمام اميدهای سازمان های دفاع از حقوق بشر را که روز سه شنبه با توقف حکم اعدام دو نوجوان توسط رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی پديد آمد، از بين برد.»

قرار بود روز چهارشنبه ۲۲ خرداد ماه ۱۱ تن از جمله جوان به نام های بهنود شجاعی و محمد فدايی به اتهام قتل زمانی که زير ۱۸ سال سن داشته اند، اعدام شوند. حکم اعدام اين دو جوان به دستور آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه به تعويق افتاد.

سازمان عفو بين الملل همچنين در مورد سرنوشت سعيد جزی، جوان ۲۱ ساله ای که قرار است اوايل تير ماه اعدام شود، ابراز نگرانی کرده است.

در همين حال کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران روز چهارشنبه اعلام کرد اعدام محمد حسين زاده، نوجوان ۱۷ ساله، دومين حکم اعدام برای يک نوجوان است که به هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال سن داشته و در سال جاری ميلادی در ايران به اجرا درآمده است.

به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، جواد شجاعی، نوجوان ديگری که بخاطر جرمی که به هنگام ارتکاب آن تنها ۱۶ سال داشت، چندی پيش اعدام شد.

هادی قائمی، سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در اين باره گفت:« اين اعدام ها که هم غم انگيزند و هم وحشيانه، نه تنها تعهدات قانونی دولت ايران را در پيمان حقوق کودک زير پا می گذارند، بلکه دور از شان و عزت و شرف و اصول اخلاقی مردم ايران هستند.»

هادی قائمی همچنين گفت:« ما از جامعه بين المللی می خواهيم که اعدام کودکان را در ايران و در همه دنيا محکوم کرده و برای متقاعد کردن مقامات ايرانی که چنين اقدامات وحشيانه ای پيامدهای منفی در روابط اقتصادی و بين المللی ايران در بر خواهد داشت، گام های عملی بردارند.»

در همين حال سازمان عفو بين الملل در بيانيه ای که روز چهارشنبه، ديروز منتشر کرد همچنين می گويد بيم آن دارد که بسياری از نوجوانان ديگر نيز مانند محمد حسن زاده در خطر اعدام باشند و پرونده آنها برای سازمان های مدافع حقوق بشر هنوز شناخته شده نباشد.

سازمان عفو بين الملل از مقامات جمهوری اسلامی ايران می خواهد که هر چه سريعتر صدور احکام اعدام برای نوجوانانی را که به هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال داشته اند، متوقف کند.

سازمان عفو بين الملل می گويد ۸۵ نوجوان ديگر در ايران با دريافت حکم اعدام در انتظار اجرای حکم خود هستند.

در سال های اخير تنها دو کشورعربستان سعودی و يمن به غير از ايران نوجوانانی را که هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال داشته اند، اعدام کرده اند.اين سازمان مدافع حقوق بشر گزارش می دهد که از سال ۱۹۹۰ تا کنون دست کم ۳۰ نوجوان در ايران اعدام شده اند که از اين تعداد ۷ نفر در سال ۲۰۰۷، سال گذشته و يک تن در سال ۲۰۰۸، امسال به دار آويخته شده اند.

سازمان عفو بين الملل به حقوق کشورها برای مبارزه با جنايت و مجازات محکومان احترام می گذارد اما مخالف هرگونه مجازات اعدام است.
13062008
رژیم اهریمنی اسلامی محمد حسن زاده که در سن 14 سالگی مرتکب جرم شده بود در زندان سنندج بقتل رساند.

در حالي که افکار عمومي ملتهب و پيگير اعدام قريب الوقوع 11 فرد اعم از سه نوجوان در تهران در سحرگاه فردا 22 خرداد ميباشد ، از زندان سنندج گزارشهاي واصله حاکي است که صبح امروز دو فرد اعدام شدند . آنچه جاي حيرت و تعجب و تاسف ميباشد سن و شرايط اعدام شدگان ميباشد .
اعدام شدگان عبارتند از :
نخست مردي مسن داراي 60 سال سن و بيماري به نام رحيم پشابادي فرزند حسين متهم به قتل و ديگري که کودکي است متولد سال 1370 به نام محمد حسن زاده فرزند فيروز که در سن 14 سالگي مرتکب جرم ميگردد و پس از بيش از دوسال نگهداري در کانون اصلاح و تربيت نوجوانان شب گذشته در حالي که حداکثر سن وي 17 سال بود در محوطه زندان سنندج به دار آويخته شد . اين درحالي است که عرفا ايران کودکان محکوم به مرگ شده را حداقل تا رسيدن به سن بالاي 18 سال اعدام نمي نمود . شايان ذکر است جو زندان سنندج پس از اعدام اين کودک به شدت ملتهب گزارش گرديده است .فعالان حقوق بشر در ايران 10.06.2008
فعالان حقوق بشر در ایران

نگذاریم فردا این بچه‌ها اعدام شوند

صبح روز چهارشنبه ۲۲ خرداد، ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸، قرار است ۱۱ نفر اعدام شوند. در میان این ۱۱ نفر، سه نفر نوجوان هستند که در سن زیر ۱۸ سالگی در حین دعوا و دفاع از خود باعث مرگ یک نفر دیگر شده‌اند. بیایید نگذاریم این بچه‌ها اعدام شوند!
صبح روز چهارشنبه ۲۲ خرداد، ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸، قرار است ۱۱ نفر اعدام شوند. در میان این ۱۱ نفر، سه نفر نوجوان هستند که در سن زیر ۱۸ سالگی در حین دعوا و دفاع از خود باعث مرگ یک نفر دیگر شده‌اند.

بیایید نگذاریم این بچه‌ها اعدام شوند!

بیایید سکوت نکنیم!

بیایید اینبار صدای اعتراض خود را به گوش مقامات قوه قضائیه برسانیم.

بیایید در حمایت از زندگی سعید،‌ بهنود و محمد بیست ساله که اکنون در لحظه‌های پیش از اعدام در انفرادی و قرنطینه بسر می‌برند و در تلاش برای نجات جان آنها یک کاری بکنیم.

بیایید یک حرکت مدنی ساده را با هم آغاز کنیم: از مقامات مسئول قوه قضایی بطور صریح و مستقیم بخواهیم که این بچه‌ها را اعدام نکنند!

شماره تلفن مقامات مسئول قضایی در پایین این صفحه است. در این ۲۴ ساعت فرصت باقیمانده ما می‌توانیم با آنها تماس گرفته و از آنها بخواهیم که اجرای حکم اعدام را متوقف کنند. می‌توانیم از دوستان و آشنایان خود بخواهیم که تلفن کنند و از دیگران هم بخواهند که تماس بگیرند. اگر قوه قضائیه هزاران تلفن در روز سه شنبه دریافت کند،‌ شاید به خود آمده و دست کم اجرای حکم اعدام را در مورد این سه نوجوان متوقف کنند تا وکلای آنها بتوانند از طریق قانونی برای تجدید محاکمه یا دریافت رضایت خانواده های اولیای دم اقدام کنند.

بهنود شجاعی، سعید جزی و محمد فدایی سه نوجوان ۲۰ ساله هستند که هرسه آنها در سن ۱۶-۱۷ سالگی در حین دعوا مرتکب قتل شده‌اند. قوه قضائی این نوع قتل را «قتل عمد» می‌داند، و نه غیر عمد، و هر سه را راهی چوبه دار کرده است، بی اعتنا به تعهد بین‌المللی کشور ایران به کنوانسیون «حقوق کودک» که صدور حکم اعدام را برای جرایم دوران کودکی منع ساخته است.

بهنود را مجسم کنید که تنها در انفرادی نشسته و لحظه‌های آخر زندگی‌اش را می‌شمارد، و‌ سعید را، و محمد را. بیایید تنها کاری را که از دست ما برای آنان برمی‌آید انجام دهیم.

این سه نوجوان از روز دوشنبه در سلول‌های انفرادی پیش از اعدام در زندان رجایی شهر هستند. آنها روز سه شنبه راهی زندان اوین می‌شوند و در قرنطینه خواهند بود.

ساعت ۵ صبح روز چهارشنبه در حیاط زندان اوین اعدام خواهند شد.

دوستانی که در تهران هستند، می‌توانند ساعت ۴ صبح جلوی زندان اوین جمع شده و با روشن کردن شمع پشت در زندان مخالفت خود را با اعدام این نوجوانان نشان دهند.

و ما که در خارج کشور هستیم،‌ می‌توانیم تلاش کنیم صدای اعتراض خود را به مقامات مسئول قضایی برسانیم. بهنود شجاعی قرار بود چهارشنبه هفته دیگر اعدام شود،‌ اما اعدام وی یک هفته جلو افتاده شاید به این دلیل که مخالفت و اعتراض جهانی با اعدام وی گسترش نیابد. بیایید با اعتراض خود نشان دهیم که اعدام‌های سریع نقشی در کاهش مخالفت ما ندارد.

بهنود شجاعی

محمد فدایی

سعید جزی

شماره تلفن آقای علیرضا جمشیدی،‌ سخنگوی قوه قضائیه
+989121595504

شماره تلفن آقای محمد شیرج، رييس حوزه نظارت قضايي ويزه
+982166405170
+982166405171
+982166405172
+982166407070

از همه کسانی که در این اقدام انساندوستانه شرکت می‌کنند،‌خواهش می کنم با فرستادن یک ایمیل به من خبر دهند که در این حرکت مدنی ساده ضد اعدام شرکت کرده‌اند تا همه ما بدانیم که گستره‌ای این حرکت به چه میزان است، و چه میزان گستردگی برای موفقیت حرکت ضروری است.

با سپاس و امید،
سهیلا وحدتی
soheilavahdati@gmail.com

لینک‌های مربوطه:

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/16148
http://mostafaei.blogfa.com/post-3.aspx
http://www.autnews.info/archives/1387,03,0009669 /
http://www.etemaad.com/Released/87-03-21/97.htm
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=61508
http://kargozaaran.com/ShowNews.php?13202

Mon / 09 06 2008
عمادالدين باقي

سه هفته پيش عمادالدين باقي ، رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان ايران که در بند 350 زندان اوين به سر ميبرد به دليل بروز مجدد علائم حمله قلبي به بهداري زندان و به بيمارستان خارج از زندان اعزام شده بود و متعاقبا سخنگوي قوه قضاييه اعلام كرد در صورت نياز براي ادامه معالجات پزشكي مرخصي مجدد به باقي داده مي شود اما عليرغم اظهارات سخنگوي قوه قضاييه و درخواست هاي نهادهاي بين المللي حقوق بشري،بيش از دو هفته به طول انجاميد كه اين اقدام صورت گيرد وبا درخواست خانواده وي موافقت شود ، جهت تنوير افکار عمومي به اطلاع ميرسانيم آقاي باقي پس از پيگيريهاي مستمر سرانجام در تاريخ 13/3/87 با اعطاي مرخصي پزشکي به مدت دوهفته با قابليت تمديد ، از زندان خارج گرديد و اکنون در خارج از زندان به سر ميبرد.
Human Rights Activities in Iran
تاريخ :20/3/87
شماره :778 – 87 فعالان حقوق بشر در ايران

در مقابل ماشین قتل و جنایت رژیم وابسته به قدرت های استعماری باید ایستاد و آن را از کار انداخت
قاتلان حرفه ای رژیم 3 کرد را به قتل دولتی محکوم کرده اند.

اطلاعیه شماره 2 / پیرو اظهارات قوه قضائیه پیرامون پرونده فرزاد کمانگر
پیرو اظهارات علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی در مورد پرونده فرزاد کمانگر در مورخه 7/3/87
آقای علیرضا جمشیدی در کنفرانس مطبوعاتی روز سه شنبه مورخه 7/3/87 اظهاراتی را در مورد پرونده فرزاد کمانگر و دو فعال سیاسی دیگر بیان نمودند که با تیترهای دیگری نیز از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید . در این رابطه این مجموعه لازم میداند ضمن اعتراض به اطلاع رسانی غیر مستند آقای جمشیدی نکاتی چند را جهت تنویر افکار عمومی اعلام نماید .
دو سال از دستگیری فرزاد کمانگر و دو نفر از فعالین سیاسی به نامهای علی حیدریان و فرهاد وکیلی میگذرد که در شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران به اتهام عضویت در حزب پ.ک.ک (حزبی متعلق به کردستان کشور ترکیه) به اعدام محکوم شدند و آقایان حیدریان و وکیلی نیز هر کدام بعلاوه اعدام به ده سال زندان محکوم گردیدند. این سه نفر در مردادماه 85 دستگیر شده و به مدت 5 ماه در بازداشتگاه 209 اوین بدون تفهیم اتهام ، اجازه داشتن وکیل ، اجازه ملاقات و تلفن به خانواده بسر برده اند . سپس در 18 دی ماه 85 به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه منتقل گردیدند ، نامبردگان بیش از دوماه در این بازداشتگاه به سر بردند بدون تفهیم اتهام و حتی وجود کوچکترین امکانی از ملاقات با خانواده و داشتن وکیل و در سایه نقض حقوق انسانی زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند (متن رنجنامه فرزاد کمانگر).
مدیرکل اداره اطلاعات کرمانشاه (آقای کریمی) در تاریخ 19 تیرماه 86 در اظهار نظری غیرمسئولانه در کنفرانس خبری درباره هویت عوامل بمبگذاری در “اردیبهشت ماه 85 فرمانداری کرمانشاه” اظهار میدارد “این سه نفر از اعضای پژاک بودند که دستگیر شده اند و ده کیلو مواد منجره از آنان کشف شده که پرونده آنان در حال طی مراحل قضائی است “(روزنامه همشهری همان تاریخ) این اظهارات بیشتر برای فریب افکار عمومی ، پنهان کردن وضعیت وخیم بازداشتگاه کرمانشاه ، توجیح اعمال غیرقانونی ماموران امنیتی و سرپوش گذاشتن بر پرونده انفجارهای کرمانشاه از سوی این مقام مسئول صورت گرفت .
دو هفته بعد از این اظهار نظر هر سه متهم با حضور در شعبه 14 بازپرسی ویژه امنیت در تهران از اتهام عضویت در پژاک تبرئه شدند و پرونده آنان به اتهام عضویت در پ ک ک به شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران ارسال شد .
شعبه 30 دادگاه انقلاب خود را با توجه به اینکه هیچیک از متهمین در تهران جرمی مرتکب نشده اند فاقد صلاحیت دادرسی اعلام نمود و پرونده به شهرستان سنندج ارسال گردید . متهمان بدون اتهام جدیدی مجدداً دوماه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات سنندج به سر بردند (فرزاد کمانگر در این مرحله از بازداشتگاه طی نامه ای از شکنجه های وحشیانه خود خبر داد) . پرونده آنان در شعبه 1 دادگاه انقلاب سنندج مفتوح شد اما با توجه به اینکه متهمین هیچگونه جرمی در کردستان مرتکب نشده اند و بعلت عدم وجود مدارک و مستندات دال بر عضویت در پ ک ک پرونده به دیوان عالی و سپس دوباره به دادگاه انقلاب تهران ارسال میگردد ، پرونده در شعبه 30 دادگاه انقلاب طی جلسه ای نمایشی بدون حضور نماینده دادستان ، هیئت منصفه ، حتی بدون اجازه صحبت متهمین با وکلای خود در دادگاهی برای هر نفر به مدت پنج دقیقه به اتهام عضویت در پ ک ک همگی به اعدام محکوم شدند و علی حیدریان و فرهاد وکیلی نیز هر کدام علاوه بر اعدام به ده سال زندان نیز محکوم گردیدند . هرچند متهمین اعلام میدارند که بازجوهای اطلاعات در بدو دستگیری بارها اعلام نمودند که به حکم اعدام محکوم خواهند شد.
اما سئوال اینجاست در حالی که هر سه متهم حکم اعدام گرفته اند به چه دلیل آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه تنها برای فرزاد کمانگر حکم اعدام را اعلام نموده است ؟ این کتمان واقعیت تنها میتواند دو دلیل داشته باشد . یا آقای جمشیدی بعنوان سخنگوی قوه قضائیه اصلاً از پرونده و محتوای آن اطلاعی ندارد و یا به نظر ایشان صدور سه حکم اعدام آنقدر بی اساس میباشد که حتی جسارت اعلام آن را از یک تریبون رسمی ندارند .
سئوال دیگر اینجاست که چرا ایشان در مورد وضعیت شکنجه و سلولهای انفرادی که در کرمانشاه و سنندج بوده است و فرزاد کمانگر در آنها حبس بوده است اظهار نظری ننموده و یا تحقیقی از متهمین به عمل نمی آورد .
به گواه تمامی مستندات و به گفته وکیل فرزاد کمانگر ، ” نامبرده از تمامی اتهامات تبرئه شده و در کیفرخواست و حکم صادره نهایی اتهامی دال بر بمبگذاری یا حمل مواد منفجره در هیچ مکانی وجود نداشته است ” و حکم اعدام نامبرده تنها مروبط به عضویت در حزب پ ک ک بوده است . جای تعجب است اکنون پس از دو سال صحبت از بمب گذاری در کدام دانشگاه بوده است (تیتر اخبار سیمای جمهوری اسلامی در روز مذکور) که حتی بازجوهای اطلاعات نیز از آن بی خبر بوده و سئوالی ننموده اند ؟
موضوع دیگر این است که در حال حاضر دهها عضو رسمی پ ک ک (یک حزب مربوط به کردستان کشور ترکیه) در زندانهای جمهوری اسلامی هستند .کدامیک از آنان محارب شناخته شده اند و چگونه است پ ک ک در دادگاهی محارب باشد و در دادگاهی دیگر خیر .
در مجموع این اظهار نظر عامدانه غیرمسئولانه آقای جمشیدی شبیه اظهار نظر فاتحانه مدیر کل اداره اطلاعات کرمانشاه میباشد که در آن مقطع به خاطر رفع مسئولیت و سرپوش گذاشتن پرونده بمبگذاری فرمانداری کرمانشاه همین سه نفر را از اعضا پژاک و عوامل بمبگذاری معرفی نموده اما چند روز بعد از آن دادگاه تهران نامبردگان را از عضویت در پژاک و بسیار اتهامات دیگر تبرئه مینماید . حال چگونه است آقای جمشیدی با همان شیوه اداره کل اطلاعات موردی را مطرح میکند که اصلاً در پرونده موجود نمیباشد . این مجموعه ضمن انتقاد از شیوه اطلاع رسانی سخنگوی قوه قضائیه که ضمن بیان ناصحیح اخبار و روند پرونده فرزاند کمانگر و دو متهم دیگر پرونده موجبات تشویش افکار عمومی و نشر اخبار ناصحیح گردید لازم میداند در پایان نسبت به شایعاتی مبنی بر تائید حکم اعدام فرزاد کمانگر در دیوان عالی کشور اعلام نماید که تا این لحظه دیوان عالی کشور هیچگونه حکمی در مورد فرجام خواهی این افراد اعلام نداشته است و پرونده این افراد کماکان در جریان رسیدگی قرار دارد.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 30.05.2008

با تشدید بحران سیاسی ،اقتصادی بین الملل که بر رژیم وارد می آید اوضاع رژیم جنایتکاران به گونه ای
مینمایاند که در حال حاضر میکوشد دشمنی مردم ایران به خود را کاهش دهد.آنچه مسلم است جنایات حکومت اسلامی را مردم هرگز نخواهند بخشید و با آزادی تعدادی زندانی رژیم نمیتواند سد راه براندازی خود شود. حزب سوسیال دمکرات ایران

عفو 3510 نفر از محكومان با موافقت مقام معظم رهبري

خبرگزاري فارس: رهبر معظم(-” حکومت ارازل و اوباش-“)انقلاب اسلامي با عفو و تخفيف مجازات 3510 نفر از محكومان نظامي، عمومي، انقلاب و تعزيرات حكومتي سراسر كشور موافقت كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز آزادي خرمشهر با عفو و تخفيف مجازات 3510 نفر از محكومان نظامي، عمومي، انقلاب و تعزيرات حكومتي سراسر كشور موافقت كردند.
هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه در نامه‌اي عفو و تخفيف مجازات 3510 نفر از محكومان را كه پرونده آنها در كميسيون عفو و بخشودگي بررسي و مستحق رأفت اسلامي تشخيص داده شده‌اند را درخواست كرده بود كه مورد موافقت مقام معظم رهبري قرار گرفت.
29.05.2008
اطلاعیه پیرو خروج احمد باطبی از ایران

شرح وضعیت نگران کننده وی و معرفی سخنگوی برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
بدینوسیله به اطلاع افکار عمومی میرسانیم ، احمد باطبی عضو کادر مرکزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و از شناخته شده ترین چهرهای جنبش دانشجویی و زندانیان سیاسی در سه دهه اخیر حکومت جمهوری اسلامی در پی اقدامات جدید و تهدیدات روزافزون دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال جاری با پایان یافتن مرخصی استعلاجی خود و در آستانه بازگشت به زندان جهت ادامه حکم 15 سال زندان خود ناچار به خروج از ایران گردید.
بر پایه گزارشات دریافتی ، وزارت اطلاعات دست به اقدامات گسترده ای جهت یافتن نامبرده و جلوگیری از خروج ایشان از کشور زد . این تلاشها اعم از تحت فشار قراردادن بستگان ، دوستان و همراهان نامبرده جهت افشای موقعیت مکانی وی و همینطور اعزام نیروهای امنیتی به مناطق مرزی و مورد گمان که احمال تردد وی در آنجا وجود داشت و تعقیب و گریز تا عمق خاک کشور همسایه باعث نگرانی این مجموعه نسبت به سلامتی و شرایط این عضو ارشد خود گردید .
علیرغم خروج احمد باطبی از مرزهای رسمی کشور ایران این مجموعه گزارشاتی از تداوم تهدیدات بالقوه دولت ایران بر علیه این فعال مدنی در اختیار دارد . مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، در سایه موقعیت آسیب پذیر این قربانی نقض حقوق بشر در ایران ، نسبت به هرگونه اقدام دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای در خطر قراردادن جان و سلامت جسمی و روانی وی و یا اطرافیان وی عمیقاً ابراز نگرانی مینماید و خواهان ورود تشکلات بین المللی مدافع حقوق بشر به موضوع برای نجات وی از خطر میباشد.
این فعال سرشناس حقوق بشری در قالب عضویت در کادر مرکزی این مجموعه موفق به ایفای نقش ارزنده ای در دفاع بدون تبعیض از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران گردید و اینک نیز علاوه بر عضویت در کادر مرکزی – راهبری مجموعه ، در نقش سخنگوی برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به مبارزات خود بر علیه نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد. متعاقباً آخرین وضعیت وی طی اطلاعیه های آتی به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید .

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
30/2/87
اطلاعیه پیرو خروج احمد باطبی از ایران

شرح وضعیت نگران کننده وی و معرفی سخنگوی برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
بدینوسیله به اطلاع افکار عمومی میرسانیم ، احمد باطبی عضو کادر مرکزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و از شناخته شده ترین چهرهای جنبش دانشجویی و زندانیان سیاسی در سه دهه اخیر حکومت جمهوری اسلامی در پی اقدامات جدید و تهدیدات روزافزون دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال جاری با پایان یافتن مرخصی استعلاجی خود و در آستانه بازگشت به زندان جهت ادامه حکم 15 سال زندان خود ناچار به خروج از ایران گردید.
بر پایه گزارشات دریافتی ، وزارت اطلاعات دست به اقدامات گسترده ای جهت یافتن نامبرده و جلوگیری از خروج ایشان از کشور زد . این تلاشها اعم از تحت فشار قراردادن بستگان ، دوستان و همراهان نامبرده جهت افشای موقعیت مکانی وی و همینطور اعزام نیروهای امنیتی به مناطق مرزی و مورد گمان که احمال تردد وی در آنجا وجود داشت و تعقیب و گریز تا عمق خاک کشور همسایه باعث نگرانی این مجموعه نسبت به سلامتی و شرایط این عضو ارشد خود گردید .
علیرغم خروج احمد باطبی از مرزهای رسمی کشور ایران این مجموعه گزارشاتی از تداوم تهدیدات بالقوه دولت ایران بر علیه این فعال مدنی در اختیار دارد . مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، در سایه موقعیت آسیب پذیر این قربانی نقض حقوق بشر در ایران ، نسبت به هرگونه اقدام دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای در خطر قراردادن جان و سلامت جسمی و روانی وی و یا اطرافیان وی عمیقاً ابراز نگرانی مینماید و خواهان ورود تشکلات بین المللی مدافع حقوق بشر به موضوع برای نجات وی از خطر میباشد.
این فعال سرشناس حقوق بشری در قالب عضویت در کادر مرکزی این مجموعه موفق به ایفای نقش ارزنده ای در دفاع بدون تبعیض از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران گردید و اینک نیز علاوه بر عضویت در کادر مرکزی – راهبری مجموعه ، در نقش سخنگوی برون مرزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به مبارزات خود بر علیه نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد. متعاقباً آخرین وضعیت وی طی اطلاعیه های آتی به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید .

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
30/2/87
وضعیت اسفبار زندانيان ايراني در زندان هاي قرون وسطايي “علی اف” ها

تبریزنیوز:سرویس حقوق بشر:تارنمای بازنویس: گروهي از زندانيان ايراني زندان منطقه قره داغ جمهوري آذربايجان در نامه مشتركي خواستار رسيدگي به وضعيت وخيم نگهداري خود و كمك دولت ایران در استرداد به كشور شدند.

در اين نامه كه به امضاي 37 نفر از زندانيان رسيده آمده است: زندان هاي شماره 8، 12، 13 و 14 منطقه قره داغ كه در يك حوزه معادن سنگ قرار دارد، در بدترين شرايط سرما، طوفان هاي شديد و گرد و خاك معادن و نمك زار قرار دارد و زندانيان ترجيح مي دهند به هيچ وجه به محوطه باز زندان نروند.

اين زندانيان نوشتند، توالت هاي زندان ها در محيط غيرقابل تصور آلودگي قرار دارند و انتقال هفتگي بيماران زندان به درمانگاه تنها با پرداخت رشوه به زندانبان امكان دارد .

علاوه بر اين محيط كاملا بتوني و سرماي شديد زندان باعث بيماري درد مفصل زندانيان شده و سلول هاي خاصي براي زندانيان مسلول ايجاد شده است.

به گفته آن ها هرگونه اعتراض زنداني ها به زندان انفرادي منجر مي شود و در محل مخصوصي موسوم به پ.ك.ت زندانياني با حبس انفرادي يك ساله بسرمي برند .

علاوه براين هر زنداني با پرداخت معادل 60 هزار ريال در ماه تنها امكان 8 دقيقه تماس با خانواده اش را در ايران دارد.

در اين نامه گفته مي شود، زندانيان بتدريج به بيماري هاي رواني مبتلا مي شوند، يكي از زندانيان هر روز صبح خواستار پختن غذايي با گوش بريده اش مي شود، يك زنداني سكته كرده ساعت ها در سلول نگه داشته مي شود تا بميرد.

از يك زنداني ايراني آپانديسي به نام ر- ج در روي تخت عمل صد دلار رشوه عمل دريافت مي شود و بعد از عفونت عمل به بخش مسلولان منتقل شده و در اعتراض به وضعيت خود دهانش را با سوزن و نخ مي دوزد.

در اين نامه گفته مي شود، بسياري از زندانيان ايراني كه به حبس هاي بالاي ده سال محكوم شده اند، با فروپاشي خانواده مواجه هستند و سال ها است هيچ يك از اعضاي خانواده هايشان را نديده اند.

گروهي از زندانياني كه اين نامه را امضا كرده اند اهل شهر آستارا و بقيه از شهرهايي مانند تهران و تبريز هستند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تا كنون در قبال اين نامه سكوت نموده است.

پایان.
14.05.2008
عمادالدين باقي به بند منتقل شد

عمادالدين باقي پس از طي دوره درمان در بهداري زندان اوين به بند 350 منتقل شد.يك منبع مطلع درباره آخرين وضعيت عمادالدين باقي پژوهشگر و روزنامه نگار گفت: «باقي چهارشنبه گذشته به دادگاه احضار و پس از آن به زندان اوين منتقل شد كه در آنجا ماموران اقدام به بازرسي از وسايل شخصي وي در بند كردند.كه به دليل ايجاد برخي مشكلات عصبي باقي براي انجام پاره اي از آزمايش ها به بيمارستان شهداي تجريش منتقل شد.»اين منبع مطلع گفت: «باقي پس از آن به بهداري اوين و از روز گذشته نيز مجددا به بند 350 منتقل شده است14.05.2008

بیست و چهار ساعت دیگر جوانی اعدام می شود!

سه شنبه 6می ساعت ده شب خبر دادند که بهنود شجاعی را به انفرادی منتقل کردند و این یعنی اینکه تا بیست و چهار ساعت دیگر بهنود اعدام می شود .

مسئله بهنود شجاعی بارزترین نقض حقوق کودک و رعایت نکردن تمام کنوانسیونهای حقوق بشری هست که ایران در ظاهر اعلام کرده است به آن پای بند هست و آنرا امضاء نموده است میتوانید اینجا ها درباره بهنود بخوانید :

بامداد چهارشنبه بهنود شجاعی به دلیل جرمی که در 16 سالگی مرتکب شده است اعدام خواهد شد

نامه وکیل بهنود شجاعی، نوجوان محکوم به اعدام

اما الان اصلا وقت این حرفها و مقاله نویسی نیست اگر یک ذره برای جان یک انسان اهمیت قائل هستید همین الان هر جای دنیا که هستید گوشی تلفن را بردارید و به این شماره ها زنگ بزنید ، یادتان باشد که هر کدام شما خودتان به تنهایی میتوانید یک کمپین باشید اینکار را بکنید ، برای لحظه ای هم که شده خود را بگذارید در جای خانواده بهنود که الان در پشت دیوارهای زندان رجای شهر چه حالت اسفناکی دارند …

تلفن دفتر رهبری

: +98 21 64412020

تلفن قوه قضائیه :

آقای شاهرودی : 00982122741002

و همچنین دفتر قوه قضائیه :

تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (۲۱) ۰۰۹۸
فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (۲۱) ۰۰۹۸

به ریاست جمهوری نیز زنگ بزنید :

+98 21 88825071

+98 21 88825072-5

و این هم شماره زندان رجایی شهر :

4411051 0261 و 441150 0261

اگر شماره دیگری هم دارید بزنید اگر هر کاری به ذهنتان میاد انجام بدهید و نگذارید بهنود اعدام شود ! نگوئید من یکنفرم حتی یک زنگ هم میتواند موثر باشد . گوشی را بردارید و زنگ بزنید و نگذارید در کشورمان همیجور اعدامها ادامه یابد و ما هم بی تفاوت از کنارش رد بشویم اگر دهه شصت بود و اعدامها در ایران بیداد میکرد الان عصر عصر رسانه هست و همه ما می دانیم می دانیم که بیست و چهار ساعت دیگر فردی در زندان رجای شهر اعدام می شود . زنگ بزنید .
از روز فرزاد کمانگر تا روز مرتضی مطهری / پاسخی به ابهامات – کیوان رفیعی

08در دفاع از فرزاد کمانگر و تلاش برای رهانیدن وی از چوبه مرگ ، در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیگیری مستمر و قدرتمندی برای نجات وی به عنوانی عضوی از مجموعه و معلمی نمونه داشته و داریم ، در این راستا ، هفته معلم و روز معلم از راه رسید و این هفته که برای دانش آموزان و فرهنگیان ایران بعنوان هفته ای فرهنگی رسمیت دارد را بهترین مناسبت و امکان برای فریاد زدن وجود معلمی نازنین و در آستانه اعدام تشخیص دادیم.
از اینرو گروهی از فعالان حقوق بشر و وبلاگ نویسان روز معلم در تقویم رسمی ایران را که روز اتحاد معلمان و دانش آموزان نیز تلقی میگردد را ” روز همبستگی با معلم اعدامی ” نام نهادند و ما نیز طی اطلاعیه ای از این عمل انسان دوستانه اعلام حمایت نمودیم .
روز معلم سالهاست که در ایران روز دادن یک شاخه گل به معلم نیست بلکه روزیست که اقشار فرهنگی اجتماع با اعتراض ، تجمع و امتناع از رفتن به کلاسهای درس ، خواسته های به حق و مطالبات سرکوب شده خود را بار دیگر فریاد میزنند ، روزی که ، روز معلم نامگذاری شد هدف بزرگداشت فردی بود و امروز روز معلم سمبل اعتراض و اتحاد است . مسلم است که در موضوعیت حقوق بشر مرزبندی سیاسی وجود ندارد ، ما به دنبال نجات جان آقای فرزادکمانگر و سپس آزادی وی هستیم و در این راه قصد نداریم مطامع و نیازهای جریانات سیاسی را برآورده کنیم . زمان برای اتحاد و متمرکز نمودن فعالیتها و همینطور همبستگی فرهنگیان و فعالان حقوق بشر را مناسب دیدم ، اعلام حمایت نمودیم و همچنان نیز حامی این مهم میباشیم.
متاسفانه همروز شدن واقعه ترور آقای مطهری و روز معلم و همبستگی با فرزاد بار دیگر نشان داد حقوق بشر در ایران قربانی فقر مدنی و مطامع سیاسی میباشد . بطوریکه طی نامه ها ، تفرقه افکنی هایی چند ، از سوی مدعیان دفاع از حقوق انسانی و آنان که مدعی حمایت از این معلم دلسوز بودند صورت پذیرفت ، به نامگذاری این روز به دلیل همزمان بودن با واقعه ترور آقای مطهری و اینکه این روز معلم ، مربوط به جمهوری اسلامی میباشد اعتراض گردید و حتی عنوان شد بیایید روز 5 مهر بعنوان روزجهانی معلم این فعالیت را انجام دهید !!!
هر چند که اساساً ما برای این روز وارد موضوع آقای مطهری و هیچ برنامه دولتی نگشتیم و چارچوب ما اعتراض و جلب حمایت در راستای نجات است و بود و نه بزرگداشت فرد خاصی . حال که جامعه فرهنگیان ایران ، دانش آموزان و دانش آموختگان و مدافعان حقوق بشر این روز را بعنوان روز اعتراض و حمایت از معلمان و حقوق آنان به رسمیت میخوانند آیا به جاست با بیان مطامع سیاسی و حزبی در حمایت برای نجات جان یک انسان تفرقه افکنده شود ؟
حکم اعدام این معلم گرانقدر در مرحله دیوان عالی می باشد و حمایت از وی مسلماً در این مرحله تاثیرگذار خواهد بود و اینکه شش ماه بعد و پس از قطعیت رای قصد اعتراض نمائیم امری خارج از چارچوب منطق حقوق بشر میباشد و تنها میتواند نیازها و اهداف جریانات سیاسی را تامین نماید و نه نجات جان یک انسان را. هر چند اگر در توان بود هر روز را به عنوان روز دفاع از حقوق بشر باید نام نهاد.
از اینرو ضمن احترام به تمامی تفکرات بار دیگر از تمامی رسانه ها ، تشکلات و انسانهایی که قلبشان برای صلح و دوستی و آزادی میتپد درخواست مینماییم تا موضوعیت حقوق بشر را قربانی منافع سیاسی و حزبی خود ننمایند و امید این است که روز معلم امسال در پاسخ به سرکوب فزاینده معلمان ، اعدام ، تبعید ، اخراج آنان ، شاهد اعتراض و همبستگی فعالان حقوق بشر و فرهنگیان ایران باشیم.

کیوان رفیعی
دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
فعالان حقوق بشر در ایران 29.04.2008
نامه فرزاد کمانگر / معلم و فعال حقوق بشر اعدامی به مناسبت روز معلم

بنويسيد درد و رنج ، بخوانيد زندگي
آنکه از رگ و ریشه آموزگار است همه چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد(نیچه)
به آن روزها فکر میکنم ،
باید معلم بچه هایی میشدم که در کودکی درد و رنج بزرگسالی را به دوش میکشیدند و در بزرگسالی آرزوهای برآورده نشده کودکیشان را از فرزندانشان پنهان میکردند ، معلم دخترانی که با دستانی پر نقش و نگار سوی چشمشان را پای دار قالی میگذاشتند تا هنرشان زینت بخش خانه های دیگران باشد و مژده نان برای سفره خانواده .
معلم کودکانی که زاده رنج و درد بودند اما امید و حرکت سرود جاری لبانشان بود ، کسانی که سخت کوشی و سخاوت را از طبیعت به ارث برده بودند . آنها کسی را میخواستند از جتس خودشان ، کسی که بوی خاک بدهد ، کسی که معنی نابرابری و فقر را بداند ، رفیقی که همبازیشان شود و آرزوهایشان را باور کند . با آنها بخندد و با آنها بگرید . آنها یک دوست ، یک سنگ صبور ، یک هم راز میخواستند که مثل خودشان بیقرار ساعتهای مدرسه باشد کسی که به ماندن فکر کند نه رفتن .دیری نگذشت که در کنار آنها خود را نه معلم که محصلی دیدم که خیلی دیر راه مکتبش را یافته بود .
کتابها را بستم که مبادا مرگ و ناامیدی از لای سطور سیاهشان به حلقه شادی و دنیای آرزوهایشان رسوخ کند ، هر روز کلاس را به دست آروزها و رویاها میسپردیم و با داستانهای مختلف صفا میکردیم . همراه با ” ماهی سیاه کوچولو ” این بار نه از راه “ارس” بلکه از مسیر سیروان دریای زندگی و حقیقت را جستجو میکردیم . همراه با داستان ” مسافر کوچولو ” برای یافتن دوست به سفر میرفتیم تا آنها لذت سفر را در رویا تجربه کنند و من با مردم بودن را در میان آنها تمرین نمایم . هر داستانی را که میخواندم نقش قهرمانانش را به آنها میدادم غافل از اینکه هرکدام از آنها قهرمانان داستان پررنج و درد زندگی خود بودند . هر روز برای چند ساعت ، رنج نابرابری ها و درد ناملایمات را پشت دیوارهای مدرسه به دست فراموشی میسپردیم و روبروی هم مینشستیم . گرمی کلاسمان بوی نان گرمی بود که دسترنج پدر بود و مادر آن را در طبق ” اخلاص و سادگی ” میگذاشت و به مدرسه می آورد تا ظهر ، سیر از دیدار هم ، کوچه های پر فراز و نشیب زندگی را برای انجام تکالیفمان بپیمائیم و تا فردای دیدار هر کدام به دنبال مشق و تکلیف زندگی پی راه خود میرفتیم .
“کاوه” با آن جثه نحیف اما استوارش نهار نخورده به جای پدر بیمارش چوپان میشد و غروب هنگامی که گوسفندان را به روستا برمیگرداند ، مادر با لبخندی به پیشواز نان آور خانه میرفت تا خستگی کاوه و کرم طبیعت را برکت نام دهد و از پستانهای گوسفندان بدوشد و برای فروش راهی شهر کند و کاوه سرمست از رضایت مادر لبخندی میزد و به کیف مدرسه و تکالیف فرداهایش چشم میدوخت و لبخند زیبایش رنگ میباخت.
و …. “لیلا” با آن چشمان پرسشگر و نگاهی که تا اعماق وجود فکر آدمی را برای جواب رویاهایش جستجو میکرد کیف مدرسه را که زمین میگذاشت ، دوک نخ ریسی را برمیداشت تا او هم کمکی کرده باشد به مادر ، برای یافتن نان فردا ، و دوک را همراه با آرزوهای کوچک و بزرگش در دست میچرخاند تا ته اش باریک شود چون رشته های لطیف خیال او و باز دوک را میچرخاند و میچرخاند تا شاید روزی دنیا به کام او و مادر تنهایش بچرخد .
و … “فریاد” با دیدن تکه ابری به پشت بام خانه میرفت و کاهگل آماده میکرد تا مبادا چکه های باران قالی کهنه اشان را بی رنگ و رو تر کند . آنچنان مهارت یافته بود که همراه پدر پشت بام خانه های همه روستا را مرمت میکرد تا چکه های باران مژده نان فردایشان باشد ، فقط گاهی میماند از میان سوز سرما و نان فردا برای باریدن باران و برف دعا کند یا نه .
و …. یاسر پس از مرگ پدر کار میکرد تا جای خالی او را پر کند و بتواند برای برادرش مداد رنگی و آبرنگ بخرد تا شاید آرزوی نقاش شدن خودش را برادرش برآورده کند .
و … ادریس غایب فصل بهار کلاسمان هر روز با کوله باری بر دوش ، خوشحال از اینکه طبیعت او را از سفره گشاده اش نا امید نکرده بود ، چند کیلو گیاه برای فروش میافت و به روستا بر میگشت
و من نیز جریمه شده بودم تا هر روز بیقرار از نابرابریها و بیزار از آنچه تقدیر و سرنوشت می نامیدنش در برابرشان بایستم و بارقه های کم سوی امید را در چشمانشان به نظاره بنشینم ، در برابر کاوه سرم را به زیر می انداختم و دفترش را از زیر صورت آفتاب خورده اش که روی آن به خواب رفته بود بیرون میکشیدم و زیر دیکته نانوشته اش مینوشتم “چوپان کوچولو بیست هم برای تو کم است ” و در کنار لیلا شرمنده از خستگی دیروزش ، دستان زبر و ترک خورده اش را در دست میگرفتم تا لطافت دست فرشته ای را لمس کنم و قبل از اینکه حرفی بزنم نگاه نافذ و معصومانه اش هزاران سئوال را همراه داشت و من سکوت میکردم ، و در کنار ادریس ، عاصی از تکلیف دوباره فردایش دستان تاول زده او را مینگریستم و همراه او از پنجره به دور دستها چشم میدوختم و او از رفتن بهار غمگین میشد و من از رنگ پریده او .
و امروز با یک دنیا غرور ، خوشحالی ، بغض ، حسرت و کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین به آن روزها فکرمیکنم . روز معلم بود که گرانبهاترین هدیه های زندگیم را آنروز از آموزگاران بزرگ زندگی ام دریافت نمودم ؛ لیلا ، سه عدد تخم مرغ ، ادریس ، دو کیلو کنگر ، دسترنج یکروزش ، فرشته ، دوشاخه آلاله کوهی ، ندا ، یک عروسک از چوب و پارچه ساخته بود و یاسر یک نقاشی
و برای اینکه آن روز را در خاطراتمان جاودانه کنیم قرار شد که آرزوهایشان را با مدادهای رنگین نقاشی کننند .
کاوه در حالی که به پدرش فکر میکرد بیمارستانی کشید و زیرش نوشت این بیمارستان مجانی همه بیمارهای فقیر دنیا را مداوا میکند .
” فریاد ” که همیشه آسمانی صاف و بدون ابر نقاشی میکرد تا دیگر دست و پای کسی یخ نزند دوباره آسمانی کشید و تا میتوانست خانه های زیبا و کوچک بر آن نقاشی کرد و زیرش نوشت این خانه ها برای کسانی است که خانه ندارند ، آسمان هم بزرگ و جادار است مثل زمین نیست که کوچک باشد و مجبور باشیم برای زندگی روی آن پول بدهیم در آسمان برای همه جا هست و من باز هم میتوانم در آن خانه بکشم .
فرشته هم که همیشه برای خودش و خواهرهایش برادری کوچک نقاشی میکرد اینبار به او گفتم که فرشته دنیا را از نو نقاشی کن بدون اینکه کسی تو را بخاطر دختر بودنت کم نبیند ، تو را مثل خودت و با خودت ببیند و او یک عالمه عروسک دخترانه کشید که بدور دنیا دست گرفته اند و میخواندند و یاسر مثل همیشه آرزوی پدرش را نقاشی میکرد یک وانت آبی رنگ تا شاید در رویا پدرش کول بری نکند و قرار شد یاسر نیز سرزمینمان را از نو نقاشی کند بدون فقر و نابرابری ، بدون اینکه کول برهای بانه ، سردشت ، مریوان و کامیاران مجبور شودند برای جابجایی 10 کیلو چای برای دوهزار تومان جانشان را بدهند ، او یک منظره زیبا از طبعیت کشید که مردم مشغول کارند و زیر آن نوشت ” کاش دیگر مرگ به کمین نان نمی نشست ” .

فرزاد کمانگر
فرعی 5 زندان رجائی شهر کرج – 8/2/87

– کول بر کسی که کالا رو روی کول خود حمل میکند ، این افراد که برای مزد ناچیزی تن به این امر میدهند . سالانه دهها تن از آنان بر اثر کمینهای نیروی انتظامی ، سرما و تصادفات جاده ای جان خود را از دست میدهند.
فعالان حقوق بشر در ایران 29.04.2008
آدم ربائی حکومت تروریستی اسلامی در ایران

دستگیری و بی خبری از سرنوشت یک وبلاگ نویس

روز سه شنبه مورخه 3/2/87 ، امید رضا میرسیفی نویسنده وبلاگ روزنگار دستگیر شد.
چهار مامور امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با حکم بازرسی اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی ، کامپیوتر و.. نمودند و بدون هیچگونه توضیحی آقای میرسیفی را با خود به نقطه نامعلومی بردند . پس از 5 روز بی خبری و پیگیری مستمر خانواده اعم از مراجعه به دادگاه انقلاب و مراکز مربوطه دیگر ، هیچگونه اثر و خبری از وی بدست نیامده است. تنها روز یکشنبه مورخه 8/2/87 نامبرده طی تماس کوتاهی با منزل ابراز سلامتی نموده است . با توجه به سابقه قعالیت فرهنگی وی و وبلاگ مربوطه ، بازداشت نامبرده امری کم سابقه تلقی میگردد .
فعالان حقوق بشر در ایران 28.04.2008

فراخوان ، برای حمایت جهانی به منظور آزادی زندانیان سیاسی و فعالان مدنی در ایران !

نظر به تداوم سرکوب در ایران ، بویژه فعالان دفاع از حقوق بشر ،کارگران ، زنان ، قومیتها ، اقلیتهای مذهبی ، روزنامه نگاران و نویسندگان توسط دستگاه امینتی ایران ، و بعلت فقدان بستر اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز در داخل کشور و در اعتراض به احکام اعدام چهار فعال مدنی کرد و بلوچ ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از همه آزاد اندیشان ، مدافعان حقوق بشر و عدالت اجتماعی در هر کجای جهان که قلبشان برای صلح و دوستی ، آزادی و امنیت جامعه جهانی میتپد ، درخواست مینماییم که همزمان با اعتراضات این مجموعه ، با بکار گیری راه کارها و پتانسیلهای ممکن ، نسبت به سرکوب مستمر جامعه مدنی و اقشار مسالمت جو ، توسط حکومت مرکزی ایران ، اعتراض خود را اعلام و حمایت و همبستگی خود را با مدافعان حقوق بشر ، زندانیان عقیدتی و مدنی ایران ابراز نمایند .
امیدوار یم که افکار عمومی جهانیان ، با اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت جمهوری اسلامی و تداوم بی توجهی به جا معه بین الملل و ارگانهای ذیصلاح بین المللی ، از بروز فاجعه خشونت در جامعه ایران جلوگیری و حیات مدنیت جامعه ایران را سبب گردند .
شایان ذکر است خواست برگزاری اعتراضات و برنامه ریزی آن امری منحصر به این مجموعه نبوده ، متعاقبا حمایتها ، رایزنیها ، هماهنگیها , زمان و مکان تجمعات در اقصی نقاط جهان به اطلاع عموم خوا هد رسید .

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
22.04.2008

تصویر یک جنایتکار اسلامی که دست در قتل صدها جوان ایرانی دارد .چگونه است که این جانی فرزند خلف لاجوردی با انبانی جنایت هنوز بسزای عاملش نرسیده است.از شکنجه گران ، قاتلان ،متجاوزان به حقوق مردم ایران باید امنیت را صلب کرد.

افشای تصویر و ماهیت قاضی حسن حداد / عامل قتل و عام و سرکوب جامعه مدنی ایران

قاضی حسن حداد، با نام اصلي حسن زارع دهنوي، 52 ساله فارغ التحصیل حقوق از دانشگاه بهشتی است با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در سنین جوانی وارد سيستم قضائي کشور شد.
او از طريق اسدالله لاجوردي به تيم دادستاني اوين پيوست و پس از مدتي داديار زندان اوین شد. قاضي حداد در طول فعاليت خود در دادياري زندان اوين حکم هاي سنگینی صادر کرده است .
او در سال 68 به دليل تخلفات مالي گسترده و همچنين اخلاقي از جمله رابطه نامشروع با چند زنداني توسط حفاظت زندان شناسايي و از مقام خود برکنار شد. و مدتی نیز در “ستاد اجرایی فرمان حضرت امام” مشغول به بررسی املاک مصادره شد که چندی بعد به دلیل اختلاس مالی مجددا برکنار شد.
وی مجددا وارد دستگاه قضایی شد و ریاست شعبه 26 دادگاه انقلاب را بر عهده گرفت که پرونده های مربوط به جرایمی چون قاچاق مواد مخدر و عتیقه جات را بر عهده داشت و احکام اعدام زیادی را در این مدت صادر کرد وی پس از قیام دانشجویی 18 تیر ماه 78 پرونده بسیاری از فعالان دانشجویی را در دست گرفت و با صدور احکام سنگین آنها را به تحمل حبس و اعدام محکوم نمود.
وی در سال 79 با حضور در پرونده اکبر گنجی نیز بار دیگر اثبات کرد که یکی از مهره های کلیدی سرکوب جنبش های سیاسی و مدنی ایران است و با صدور احکام سنگین می تواند به مدارج عالی دست یابد .
قاضي حداد کسي است که از سال 1378 تا سال 1385 بسیاری از فعالان احزاب و سازمان های سیاسی و دانشجویی و مدنی را با حضور در شعبه 26 بعنوان قاضی دادگاه انقلاب و صدور احکام سنگینی راهی مسلخ اعدام یا زندان ها نموده است ، رسيدگي به پرونده هاي مهمي در ارتباط با فعاليت هاي تشکل ها و جريان هايي مانند نهضت آزادي ايران، جنبش مسلمانان مبارز، ائتلاف ملي مذهبي ها، جبهه ملي ايران، جبهه متحد دانشجويي، جبهه دمکراتيک ايران، دفتر تحکيم وحدت، حزب ملت ايران، سازمان مجاهدین خلق ایران ، جندالله ، انجمن پادشاهی ایران و غیره بر عهده ایشان بوده است . وی به سبب خوش خدمتی ها و نشان دادن ماهیت ضد انسانی خود طی حکمی در 19 تیر ماه 85 از سوی سعید مرتضی، دادستان عمومی و انقلاب تهران به سمت معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران منصوب شد . نامبرده پس از این انتصاب با تلاشی دو چندان در نقش هدایت سرکوبها برآمد به طوریکه قتل و عام اعضای گروه جندالله ، پرونده دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، سرکوب فعالان جنبش زنان ، سندیکای کارگران شرکت واحد ، صدور حکم اعدام اعضای حزب حیات آزاد کردستان و صدها احضار و بازداشت فعالان مدنی که جدیدترین ان را باید محکومیت دانشجویان دربند پلی تکنیک تحت اعمال فشار وی در روز گذشته دانست.
آنچه در پیوست می آید تصویری منتشر نشده از این چهره مخفی نگاه داشته سیستم اطلاعاتی – قضائی است . این مجموعه اعتقاد دارد که افشاء و انتشار تصویر و اطلاعات وی به عنوان مهره ای کلیدی در سرکوب جامعه مدنی و سیاسی ایران مسلماٌ نتایج مثبت و ارزنده ای را به همراه خواهد داشت .
فعالین حقوق بشر در ایران 16.04.2008

اطلاعیه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران / پیرو انفجار شیراز و تشدید سرکوب جامعه بهائیان ایران

متاسفانه چندی پیش شاهد کشته شدن تعدادی ازهموطنان خود درحادثه انفجار حسینیه رهپویان وصال شیرازبودیم.حادثه ای که طی آن تعداد 12 نفر از هموطنان کشته و بیش از 200 نفر نیز زخمی شدند.
دراین میان که گمانه زنی ها و بررسی ها در مورد عمدی و یا اتفاقی بودن این انفجار ادامه دارد متاسفانه شاهد اعلام نظرغیر مسوولانه تعدادی از رهبران دینی تندرو و محافل وابسته به حاکمیت و همینطور آقای انجوی نژاد مسئول حسینیه رهپویان وصال در جهت معرفی پیروان مذهب بهاییت به عنوان مسببین این انفجار بودیم.
اینگونه موضع گیری های غیر مسوولانه در حالی صورت می پذیرد که علیرغم اینکه بهاییان ایران همواره در مواردی از جمله اجرای فرایض و تبلیغات دینی و همچنین از نظر رعایت حقوق اجتماعی و شهروندی از سوی جمهوری اسلامی به شدت دچار محدودیت هستند و بالاخص در طی چند سال اخیر نیز شاهد شدت گرفتن برخورد با بهاییان در مواردی چون تخریب گورستانهای آنها در شهر های مختلف ایران و تهدید به مرگ و تخریب منازل آنها در شیراز و در آخرین مورد اقدام به آتش زدن بهاییان شیراز از سوی گروهی موسوم به سربازان گمنام امام زمان بدلیل آنچه که فریب خورده و جاسوس بودنشان عنوان شده است بوده ایم.
این مجموعه معتقد است تفرقه افکنانی که امروز مدعی بمب گذاری پیروان مذهب بهائیت هستند همچون آقای انجوی نژاد پیشتر نیز همواره در سخنرانی های خود بهاییان را افرادی مرتد و مهدورالدم معرفی نموده و سعی در تخریب وجه این افراد داشته اند و در جهت ترویج خشونت گام برداشته اند . از اینرو و با تاکید بر این نکته که ” بهاییان ایران با وجود تمامی فشارهای غیرقانونی وارده از سوی دولت جمهوری اسلامی هیچ گاه از خود واکنشی خارج از چهارچوب قوانین کشور نشان نداده و همواره در میان مردم به عنوان گروهی صلح طلب معرفی شده اند ” این گونه موضع گیری های هدفمند از سوی افراد غیر مسوول که ممکن است باعث ایجاد حوادثی ناگوار در شرایط کنونی کشور شود را به شدت محکوم نموده و خواستار برخورد قانونی با اینگونه افراد خشونت طلب می باشیم.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
16.043.2008
بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین آقای علی صارمی از بند 209 زندان اوین به قرنطینه منتقل شده است .

آقای علی صارمی که به دلیل شرکت در مراسم بزرگداشت قربانیان 67 در خاوران در تاریخ 14/6/85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و بیش از 2 ماه در سلول انفرادی بند 209 و سپس در سوئیت دو نفره در همین بند تا تاریخ 27/12/85 در بلاتکلیفی مطلق نگهداری شده است وی اخیرا جهت انتقال به بند عمومی به قرنطینه زندان اوین منتقل شده است .

آقای علی صارمی به دلیل شرکت در مراسم 67 در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست صلواتی محاکمه خواهد شد ولی دادگاه انقلاب با پیش برد رویه ای جدید محاکمه ناعادلانه این افراد را نیز به تعویق می اندازد ، آقای صارمی خود را زندانی وجدانی می داند و در پیام کوتاهی عنوان داشت که به دلیل استبداد حاکم و نبود آزادی بیان در زندان بسر می برد.

لازم به یادآوریست که در سال 67 هزاران زندانی به جوخه های اعدام سپرده شدند و جمهوری اسلامی تا کنون از کمییت و چگونگی اعدام این افراد به افکار عمومی اطلاعاتی را ارائه نکرده است و تا کنون نیز هیچ یک از عاملان و آمران این جنایت محاکمه نشده اند ، در پی برگزاری مراسم 67 در سال 85 ده ها تن از زندانیان سیاسی سابق و خانواده قربانیان بازداشت شدند و در این بین نیز برخی از اعضای خانواده ها نیز که جهت پیگیری وضعیت آنها به دادگاه مراجعه کرده بودند به دستور قاضی پرونده چندین هفته در زندان بسر بردند .
07.04.20087 فعالان حقوق بشر در ایران

نامه 1100 امضایی مردم کامیاران در دفاع از فرزاد کمانگر

ما جمعی از مردم کامیاران در یک عمل انسان دوستانه خواهان لغو بی قید و شرط حکم اعدام برای فعال مدنی و معلم دلسوز فرزاد کمانگر هستیم و به این طریق اعتراض خود را نسبت به حکم اعدام نامبرده اعلام مینماییم:
امضاء کنندگان این اعتراضیه :

خدیجه رحمانی / طه حسینی / علی عسکر رحمانی / حبیب الله رحمانی / بخشی صبوری / فتح الله قربانی / عبدالله رسولی / عبذالقادر سلیمی / عزیز رحمانی / خالد عزیزی / نامدار رحمانی / سمیرا درویی / پرستو درویی / فاطمه رحمانی / مظفر رحمانی / سمیه رحمانی / زعفران رحمانی / آسیه گل محمدی / مهناز رحمانی / عایشه حسینی / فائزه حسینی / میثم رحمانی / گلناز رحمانی / اسعد عزیزی / وریا کویک / علیرضا مرودخی / ملکه حسینی / مهدی حسینی / باباخان مظفری / پروانه مظفری / شاپور صفری / آمنه مرادی / بهمن صفری / محمود کمانگر / اشرف صفری / وفا حسینی / سالار کمانگر / فرشته یوزی / محمد مارابی / محمدی / طاهر / فریدون قبادی / زینب مرادی / امید صادقی / آیت مظفری / ابراهیمی / ابراهیمی / رضیه مرادی / انور مظفری / شاهو مارابی / خه بات شاه ویسی / سیروان محمدی / آرام مارابی / محمد ابراهیمی / شیوا ابراهیمی / اردشیر فاتحی / شوکت مرادی / حبیب الله رستمی / حسین دشتی / فاطمه صفری / جمشید صفری / حبیب الله صفری / صالح صفری / رحیم شفیعی / کیومرث خرمی / حسام رستمی / گونا محمودی نژاد / ژیلا کریم پور / الهه نجفی / مهری بابانی پور / دلنیا خاطری / امید کمانگر / ئه ستیره خاطری / فردین اسکندری / برومند ویسی / پیمان پور زاهد / محبوبه اسدی / سمیرا مولایی / محمود امامی / سارا ایزدی / سعیده مرادی / باسام شریفی / حبیبه مرادویسی / حمید زرتشتیان / تحفه خاطری / فرزاد صدری / منوچهر کمانگر / کامران کاظمی / نادیا زردشتی / حمید عزیزی / فریبا قربانی / گلاویژ محمدی / مجید موسوی / سلما سهرابی / عایشه فروغی / فرحناز ورامی / سیروان کمانگر / کاوه کمانگر / سیوان کمانگر / محمد کمانگر / زهرا محمدی / فتح الله کمانگر / آمنه محمدی / سلام کمانگر / عبدالله کمانگر / شیرین شفیعی / صلاح کمانگر / کاله شادی / هستی کمانگر / فرشید کمانگر / فریبا کمانگر / علی محمدی / آرزو محمدی / عطیه کمانگر / آرش محمدی / آریا محمدی / آذر محمدی / فرشته کمانگر / فریدون فتحی / مجید محمدی / حامد محمدی / سهیلا محمدی / درخشان محمدی / حفصه محمدی / سمیه محمدی / صبریه محمدی / عزت صادقی / گلمراد احمدی / مختار احمدی / سالار احمدی / جبار احمدی / سنا ابراهیمی / عبدالله ابراهیمی / گلباغی ابراهیمی / هاشم ابراهیمی / کبری رحمانی / سرگل ابراهیمی / بیان ابراهیمی / نسیم ابراهیمی / سوما ابراهیمی / رستم مرادویسی / پوریا مرادویسی / نسرین مرادویسی / نشمین مرادویسی / خاصه مرادویسی / فریاد مرادویسی / نظام مرادویسی / عینا فاتحی / آسیه مرادویسی / ندا مرادویسی / پاینداز مصطفایی / سودابه غلامی / فرهاد قبادی / فرشاد قبادی / مریم کمانگر / رضا قبادی / شهاب قبادی / فرشاد آذری / رستم محمدی / نورالدین فیضی / آرمان کمانگر / کریم احمدی / شهاب ابراهیمی / کامران ابراهیمی / آرام قبادی / ابراهیم احمدی / ایرج ابراهیمی / شهرام قبادی / احمد قبادی / رامین احمدی / بهرام فنحی / ولی امیری / منصور کمانگر / آرش هاشمی / عطا سجادی / دلیر مرادویسی / نرگس مارابی / رضا مرادویسی / فرشاد قربانی / لطیفه مرادویسی / ایوب محمدی / آراس محمدی / آزاد میراحمدی / حبیب الله قبادی / احمد فیضی / غلامرضا مرادویسی / فریده قبادی / شلیر یاراحمدی / علیرضا مرادویسی / بیژن مارابی / هوشیار غلامی / زیرک فتحی / رئوف سیفی / سامان سیفی / خسرو سیفی / شنو سیفی / آزیتا سیفی / جمینه مرادویسی / آرزو سیفی / فوزیه کاووسی / پیمان کمانگر / حسین محمدی / حسن کمانگر / کاووس قربانی / ناصر کاوه کمانگر / رحمان کمانگر / عبدالله کمانگر / رنگینه کمانگر / طلیعه اسمند / سیروان کمانگر / جمشید فیضی / مهری کمانگر / ابراهیم شیروانی / سوما کمانگر / سیوان کمانگر / سهراب قربانی / شهین کمانگر / شیدا کمانگر / محمد فیضی / زهرا محمدی / محمدرضا آهنگر / شهلا کمانگر / میراحمد قربانی / سامان محمدی / فریبا کمانگر / شیوا محمدی / ژیلا کمانگر / هانیه قربانی / محمد کمانگر / شیلان فیضی / یدالله کمانگر / نبی کمانگر / ایوب کمانگر / افشین کماانگر / فهیمه کمانگر / لیمو کمانگر / شنو کمانگر / پرستو کمانگر / آرزو کمانگر / محمد محمدی / رعنا شادی / صالح کمانگر / توفیق فیضی / فریده کمانگر / اشکان فیضی / صلاح کمانگر / خاور اسدی / عایشه ظفری / یدالله کمانگر / رعنا خاطری / کبری سامانی / محمد سعید محمدی / مونا محمدی / مینا محمدی / عسکر محمدی / فاطمه محمدی / امیر محمدی / زاهد محمدی / شیوا محمدی / ژیلا محمدی / اکبر آذرهوشنگ / فردین آذرهوشنگ / فریبا آذرهوشنگ / فرشته آذرهوشنگ / فریده آذرهوشنگ / فهیمه آذرهوشنگ / شورش آذرهوشنگ / فانوس آذرهوشنگ / سلطنت آذرهوشنگ / معصومه آذرهوشنگ / کبری آذرهوشنگ / طلا امیدی / زینب صادقی / رشید ابراهیمی / احمد اورامی / نسرین ابراهیمی / مولود ابراهیمی / میرزامراد اسدی / حیدر مرادی / ابراهیم اسدی / فرزاد امیدی / یدالله امیدی / عبدالله امیدی / صالح امیدی / شکرالله نصرتی / حسین نصرتی / پرویز امیدی / کورش ابراهیمی / مسعود ابراهیمی / سهیلا لطف الله پور / صدیق قبادی / عبدالرحمان مرادی / محمد خاطری / احمد پشابادی / ویدا خاطری / طیبه قبادی / والیه رستمی / انور قبادی / مظفر نجیب زاده / عطیه قبادی / نایب رستمی / فایق رستمی / علی میرزائی / محمد شریفی / علی احمدی / حسین خاطری / علی مرادی / محمد محمدی / عرفان نامداری / شهریار اسکندری / امید رستم پور / محمدامین کریمی / کیانوش احمدی / توفیق کمانگر / ماجده رستمی / احمد رستمی / خدیجه رستمی / محمد رستمی / گلاویژ قبادی / محمدامین کمانگر / شاهو کمانگر / فرشته حمیدی / کریم مرادی / مرتضی حسینی / ایوب حمدی / ایوب باتمانی / شهاب بهرامی / هیوا مرادویسی / طیب شعبانی / اختیار شمس / امین خاطری / آرمان رستمی / یوسف امیری / صباح کوهساری / زینت باقری / کنعان بهرامی / فواد تابعی / چنور اسدی / نرمین رضایی / جلیل مرادی / مختار صادقی / صابر باتمانی / هادی ساعدی / پوریا ابراهیمی / شیروان قربانی / سیامک قربانی / سردار قربانی / سوران قربانی / شاهرخ کمانگر / سمیرا کمانگر / رابعه مرادی / ابراهیم کمانگر / حسن کمانگر / رحیم کمانگر / رنگینه جلالی / نگین کمانگر / پروانه کمانگر / شیوا قیسوندی / علی قیسوندی / افسانه کمانگر / میرزا صالحی / نجات کمانگر / میترا کمانگر / منا قبادی / زهرا قبادی / مهین قبادی / افشین قبادی / آفتاب رستمی / رحیم قبادی / صادق باتمانی / تبریز باتمانی / گلاله کمانگر / بهرام باتمانی / محمد دیم / معارف مظفری / محمد ظفری / محمد شریف ظفری / براخاص رحیمی فرد / حیدر ظفری / ادریس ظفری / ظریفه ظفری / گلباغی دیم / انور مظفری / سلما ظفری / سیروس ظفری / ویس کرم نورعلی / هدایت ظفری / اختر محمدی / بابا ظفری / ثانیه خسروی / پیمان مرادی / ناوخاص دیم / علیمراد ظفری / غلامرضا ظفری / محمدعلی ظفری / طاووس کمانگر / شکوفه ظفری / برهان ظفری / شیرزاد ظفری / حشمت فاتحی / سرور ظفری / آزاد ظفری / علی خسروی / هوشنگ خسروی / فریدون فاتحی / گودرز قلعه / امیر ظفری / انور ظفری / فرهاد احمدی / ایوب محمودی / عبدالقادر ظفری / جمشید رحیمی فرد / مختار ظفری / ملیحه ظفری / بهادین ظفری / الله داد محمودی / بهروز دشتی / محمد مرادی / سالار ظفری / سهراب ظفری / خداداد ظفری / فرزاد احمدی / جوهر ظفری / علی ظفری / خالد ظفری / علی اکبر مارابی / افشار مارابی / رحیم احمدی / حسام مرادویسی / کاوه فاتحی / فخرالدین فاتحی / فریدون فاتحی / نظام مرادویسی / عطا محمدی / منصور پرویزی / خبات احمدی / علی احمدی / صادق مظفری / احمد ابراهیمی / احمد پشابادی / امید پشابادی / یاور مظفری / شیرزاد ابراهیمی / فتح الله کمانگر / عبدالله ابراهیمی / محمد پشابادی / ابراهیم ازادی / جمشید دروئی / محمد مرادی / نصرالله دانائی / محمود فاتحی / توفیق نکونام / اسماعیل یوسفی / حسین کمانگر / نجم الدین مردوخی / محمد کمانگر / جمال مردوخی / اردشیر صفری / حسن وفائی / صدیق قادری / یزدان مردوخی / توفیق قبادی / صدیق کمانگر / فریدون کمانگر / رحیم کمانگر / عثمان جواهری / غفور میرزائی / بهمن محمدی / مهدی کمانگر / آرمان صفری / جهانگیر مرادی / سردار پرویزی / بهرام بلانی / بیژن اکبری / جعفر پیری / غلامرضا قره ویسی / فرهاد قره ویسی / براخاص محمدی / غفور مرادویسی / خالد صفری / علی احمدی / یعقوب وفائی / مختار مارابی / مختار فرج اللهی / جوانمیر فاتحی / کیومرث صفری / رامیار محمدی / فتاح صفری / مسعود صفری / علی مرادی / سنجر محمدی / نصرالدین ظفری / بختیار محمدی / احمد قیطاسی / علی عباس حسینی / عباس میرزایی / فرهاد عزیزی / ایرج فتحی / داریوش میرزائی / بهزاد واقعی / نوزاد صفری / عرفان میرزائی / حسن مارابی / فردین مارابی / جمیل حسام شریعتی / ولی محمدی / مختار منوچهری / یوسف محمدی / خدامراد محمدی / فردین ایوبی / برزان قربانی / ویسمراد مرادیان / حسام فاتحی / مصطفی ابراهیمی / الله کرم مهدی / هوشیار یوسفی / پیام فریدی / شاکرم قیسوندی / آرام رمضانی / برومند قره ویسی / محمدعلی کمره گره / محمد محمدی / شنو فریدی / عطیه واقعی / شاهین مارابی / کاروان مارابی / تیمور فریدی / اشرف محمدی / زبیر واقعی / صالح محمدی / ولی دشتی / ثریا سرچمی / آرش محمدی / صمد رضائی / عثمان رضائی / محبوبه قربانی / حسی پورمحمدی / اسماعیل محمدی / فواد رحیمی / ابوبکر قربانی / رستم رحمانی / خدامراد محمدی / گلمراد قیسوندی / محمد قیسوندی / محمود فتحی / حیدر محمدی / یوسف امله / شامحمد قیسوندی / خبات ظفری / کریم فتحی / ابراهیم دشتی / محمد جواهری / ولی قیسوندی / جهانگیر مظفری / علی مظفری / مختار قربانی / محمد باتمانی / فرحناز باتمانی / خلیل ابراهیمی / حبیب الله قربانی / خلیل مظفری / حسن باتمانی / طوبی محمدی / شاپور گل محمدی / دلنیا کمانگر / حسن ویسی چقاکبودی / سروه محمدی / رضا کوهدشتی / حسن گل محمدی / شلیر کمانگر / حسین ویسی چقاکبودی / کژال راستگو / صادق امینی / شلیر محمدی / ناصر باتمانی / امیرعلی راستگو / هیرواحمدی / علی احمدی / فرحناز رشیدی / جعفر چوبتاشانی / سوران محمدی / ئاراس کمانگر / باقر امجدی / دلنیا شاه مرادی / ئاکو محمدی / فوزیه کمانگر / دولت غلامی / هستی قادری / رستم کمانگر / آزاد کمانگر / مرضیه کمانگر / بهزاد اسکندری / جمشید قادری / محمدرضا سلیمی / ناظم کریمی / نیره فتحی / فرزاد کمانگر / رویا کمانگر / فواد کمانگر / فرشته کمانگر / کژال محمدی / محمد فتاحی پور / زانکو عبدی / عادل ملاپور / کمال جمالی / فرهاد بشیری / ژوان محمدی / فرید کمالی / شاهو میرزایی / عدنان هوایی / فرزین فرامرزی / محمد گروهی / مهین یوسفی / سمیه جمالی / غلام شیروانی / رضا احمدی / عطا احمدی / ژاله محمدپور / رامین فاتحی / رامیار فتحی / زاهد شیروانی / صابر کمانگر / مریم رمضانی / محمد کمانگر / عزیز میرگساری / خلیل حاتمی / یاراحمد کمانگر / احمد اسدی / مظفر سهرابی / شاهو عنایتی / وریا ریحانی / فردین فقیه سلیمانی / رامیار خاطری / سید حاتم حسینی / مسعود بیگ محمدی / یدالله کمری / سید ثمین حسینی / محمد طاهر کریمپور / گلاله مرادی / هه ژار کاظمی / یاور مرادی / پیمان حسینی / سینا همتی / سهند همتی / زمانه اسکندری / ثویبه باتمانی / رضیه کمانگر / سلطنت کمانگر / کامبیز کمانگر / روژین صابری / سونیا احمدی / شهین ابراهیمی / رویا مارابی / شنه مارابی / نادیا دیده بان / بهاره شیروانی / شکوفه شیروانی / بهاره صادقی / سروه پیکارپرسان / اکرم کمانگر / پرستو ندیمی / صدیقه امینی / آرزو قره ویسی / مهستی حیدری / شادی / سمیرا امامی / روناک مصطفی پور / مهناز یاراحمدی / شکوفه علی محمدی / پریسا مارابی / سمیرا سلطانی / شادیه صفایی / پروین رضایی / سحر کریمی / محمد قره ویسی / ناهید صفری / ویدا کمانگر / شیوا کمانگر / ژیلا کمانگر / چنور مارابی / لیلا کمانگر / سیوان کمانگر / آرمین کمانگر / شیوا کمانگر / شیلان کمانگر / لیلا کمانگر / ئاسو کمانگر / طاهر کمانگر / افسر کریمی / سوسن رازانی / چنور مرادی / فاطمه هحمدی / رضا فیضی / شنو سیفی / لیلا خلیلی / قوامی / سیوان عبدی / سیف الله کمانگر / صدیق محمدی / صلاح گرامی / ابراهیم اسدی / خسرو اسدی / شرافت قادری / مریم رمضانی / ماریه رمضانی / نسرین ابراهیمی / نه به ز نصراللهی / مهدی فتحی پور / احمد کمانگر / هاجر کمانگر / علی پشابادی / حفصه کمانگر / شاهو کمانگر / چنور اسدی / امین کمانگر / اختر کمانگر / انور کمانگر / حیات کمانگر / علی الفتی / یدالله رحمانی / مسعود کرمی / آرمین ابراهیمی / فواد ابراهیمی / وریا ابراهیمی / بختیار رضایی / صلاح زمانی / فواد کمانگر / جبار عبداللهی / مظفر محمدی / افشین ندیمی / سروه فتحی پور / مظفر نهری / بدون نام / سارا احمدی / ثویبه محمدی / مهناز کریمی / امید کمانگر / ناصر کمانگر / صدیق قبادی / ویدا رستمی / بهمن رعنایی / سلیم مرادویسی / احمد مرادویسی / سمیرا مرادی / بهاره مرادی / ریزان خالدی / شیدا رازیانی / سمیه رحیمی / امجد آزادی / کیهان کرمی / فرهاد کرمی / امیر کرمی / منوچهر کرمی / مرتضی صبوری / آزاد صبوری / محمد یوسفی / جلال یوسفی / مهرداد مولانائی / سعید مرادویسی / بهزاد یاراحمدی / فواد یاراحمدی / سلام یاراحمدی / خدارحم مرادی / رضا نظری / یزدان نظری / شهاب منبری / هیوا منبری / نادر فاتحی راد / کاظم فاتحی راد / منصور فاتحی راد / حبیب الله جواهری / فواد محمدی / کامران رحیمی / آرمین شریفی / عابد صبوری / علی حیدری / فرشاد قادری / امید فاتحی / صفر صادقیان / بهمن فدائی / ئه سرین خداکرمیان / فارس گویلیان / فاروق گویلیان / هادی سلیمی / امید کمانگر / ازاد / احمد ندیمی / بدون نام / بدون نام / شهین رضائی / فتحی / پگاه فتحی / شهناز ویسی زاده / عمر قتحی / شقایق فتحی / آزاد کمانگر / بدون نام / فائزه رحمانی / رحمانی / احمد جواهری / محسن محمدی / ئاسو مظفری / هادی یاسمی / کامیار باتمانی / افشار قلعه / جلال محمدیان / شادمان نیایش / فردین صفری / بدون نام / فرهاد حمیدی / امید ابراهیمی / پرویز رضایی / شریف کمانگر / عایشه مسلمین نیا / فرهاد ابراهیمی / آرام محمدی / محمود قبادی / سیروان تابعی / حبیب قربانی / اقبال محمدی / فواد ابراهیمی / مختار قربانی / نصرالدین قربانی / حبیب کمانگر / ئاریز مصطفائی / حسن محمدی / محمدی / نظیف منفرد / اسماعیل یاراحمدی / عزیزی / فخری / شادی / امامی / عزیزی / وریا درودی / فاطمه کمانگر / کبری کمانگر / محمد قبادی / احمد قبادی / محمود قبادی / لیلا رضائی / صبری روحانی / ثویبه قبادی / سهیلا قبادی / محمود بهرامی / آرمان پرویزی / فرهاد رحیمی / فرید دیده بان / سعید قبادی / عدنان رستمی / آیت مظفری / جمال کمانگر / پیمان محمدی / آرام مارابی / محمود فاتحی / آکو محمدی / صدیق شادمهر / ساتیار حسینی / عبدالله گرگانی / فرهاد کمانگر / ادریس فیضی / شکرالله یوسفی / محمد مارابی / محمد جواهری / بدون نام / سیروس / سمیه قبادی / فرزاد محمدی / عبدالله بهرامی / شهلا کمانگر / علی قبادی / شیدا کمانگر / طوبی کمانگر / آرمان کمانگر / نوشین کمانگر / مهنوش کمانگر / امید کمانگر / علی کمانگر / دلیر محمدی / کیوان کمانگر / ئاکو محمدی / مریم کمانگر / شاهو محمدی / فاطمه کمانگر / کبری کمانگر / پری محمدی / حبیب الله محمدی / هاشم فیضی / آرام محمدی / آرمان کمانگر / بیان مشیری / بهاره کمانگر / شینا محمدی / لیلا کمانگر / تاج الدین حسینی / مسلم زارعی / شهرام محمدی / دلیر خورشیدی / عابد فیضی / اسکندر فیضی / شهاب فیضی / سهیلا محمدی / وهاب فیضی / میترا صیدی / فرهاد محمدی / فریبا معزی / ابراهیم محمدی / کیوان اسدی / حسن کمانگر / ازاد رحمان پور / سیوان احمدی / هماوند لهونی / هوشمند رحیمی / سوما محمدی / نسار محمدی / مریم بحری / آرینا ابراهیمی / مهرنوش رضائی / پیمان محمدی / سیروان محمدی / ایرج محمدی / یزدان محمدی / فاطمه پرویزی / حسن محمدی / ماریا کرمی / جانی کرمی / احمد مراحمی / یوسف محمدی / کیهان محمدی / شهریار محمدی / فاروق محمدی / سحر محمدی / بهزاد محمدی / فرزاد محمدی / لطف الله محمدی / آزاد محمدی / فتح الله محمدی / خبات محمدی / فهیمه مرادی / فاطمه مرادی / محمد مرادی / عبدالله مرادی / منوچهر مرادی / عادل امامی / مینو افتاده / بزرگ جعفری / علی محترمی / حسین اشراقی / هاشم کمانگر / لیلا غلامی / توفیق کمانگر / فرانک لطفی / صدیق کمانگر / سهیلا صادقی / سمیه دیباجی / مریم امانی / صلاح کمانگر / امین کمانگر / سیوان کمانگر / کبری قربانی / ژینا کمانگر / سعدیه رحمانی / فرهاد کمانگر / محمود کمانگر / ناهید احمدی / فرج کمانگر / عالیه کمانگر / روژین کمانگر / مریم کمانگر / بهزاد کمانگر / منصور کمانگر / روژان کمانگر / خبات کمانگر / احمد کمانگر / توفیق کمانگر / مرضیه کمانگر / مسعود کمانگر / فرزاد کمانگر / آرام کمانگر / علی کمانگر / لیلا کمانگر / لقمان کمانگر / روژین محمدی / هیوا فیضی / اسد کهریزی / شهریار کهریزی / کیوان کهریزی / مسلم رازیانی / رشوان رازیانی / ایوب دولتیاری / رضا دولتیاری / محمد فاتحی / امید فاتحی / سیامک محمدی / فرج الله کمانگر / فرهاد کمانگر / نعمت آریا / فواد فیضی / وحید رازیانی / اقبال مردوخی / رحمان مردوخی / آرمان مردوخی / حسن مردوخی / شهرام رازیانی / بابک رازیانی / اردشیر رازیانی / صدیق اسدی / جمال یاری / آرمان احمدی / ابوالفضل راستگو / مهدی کریمی / علی رضائی / دیاکو کمانگر / دیاکو صالح / آرام بهرامی / هادی کریمی / فاطمه سعیدی / آرزو کمانگر / میترا صالحی / عادل کرمی / ژیان عبدی / زهرا رحیمی / فردین مارابی / علی اکبر گرگانی / هارون کریمی / اردشیر باتمانی / فراست مرادی / شهلا مارابی / محمود گرگانی / مکائیل رحیمی / شیرخان بتامانی / جواد باتمانی / مسعود مارابی / ولی یوسفی / عبدالعزیز نادری / نبی خان قیسوندی / سامان جواهری / آرمین مارابی / علی سرچمی / رحیم باقری / شاپور قیسوندی / سیروان رسولی / فرحناز باتمانی / اسماعیل مارابی / اکبر نادری / اشرف مریوانی / حمیده یوسفی / جمشید مارابی / ئاسو رمضانی / سیروان چوبتاشانی / حسام جلالی / عطیه احمدی / آرمین جواهری / جهانشاه باتمانی / فاطمه عزیزی / فاطمه جلالی / مژگان محمدی / تیمور محمدیان / عزت الله شافعی / مظفر کلوچه / پروانه محمدی / فرید کمانگر پور / فتح الله نورزاده / محمود ویسی / محمد صابری / افسانه جواهری / روناک خودزوز / عبدالله جواهری / غلام ویسی / غلام صابری / فاطمه محمدی / شهرام بیکس / محمد عزیزی / حسن راستگو / رضا جواهری / زینب محمودزاده / شهناز باتمانی / شاپور عزیزی / حسین راستگو / مهدی ویسی پور / زینب قره ویسی / ایران باتمانی / محمد تقی زاده / علی حسن مظفری / هادی مولایی / خانم خودزوز / معصومه راستگو / کبری امینی / عطیه سمری / مینا جواهری / عینا پرویزی / نجات یوسفی / صالح حسن پور / محمد حسن پور / حسن فاتحی / ماهان مرادی / سهراب مرادی / محمد سمری / حسن مارابی / اکبر مارابی / حسن مظفری / خسرو کمره گره / حسن محمدی / اردشیر مارابی / بهمن دشتی / حسین مظفری / علی داد خانم آبادی / علا اکبر کمانگرپور / تیمور مارابی / مارف مارابی / هاشم ظفری / محمدحسن مظفری / حسن کمانگرپور / شاجوان کمری / ولی باتمانی / عبدالله علی آبادی / امیر مرادویسی / مختار میری / ولی شاه میری / شاهو باتمانی / غفار آزادی / شاپور مرادویسی / شاپور کمانگر / کیوان صفری / وریا بایی / مریم احمدی آساوله / حبیب الله مرادویسی / آرمان صفری / ارش صفری / حسن باجلانی / نجات مظفری / علی محمدی .

فعالان حقوق بشر در ایران

25.03.2008
محکومیت 7 شهروند بانه ای بعلت شرکت در تجمع

بر اساس آخرین گزارشات دریافتی 7 شهروند اهل بانه به نامهای :
1- صديق امين نژاد
2- سامان رسوليان
3- عبدلاه رنجبري
4- كاوه حسني
5- محمد بهرامي
6- رستگار مسگري
7- محمد امين قادري
که در سلسه اعتراضات و تجمعات مردمی تاریخ 19/1/84 شهر بانه دستگیر و سپس با قید وثیقه آزاد گشته بودند. صبح امروز با حضور در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و شرکت در تجمع غیرقانونی محاکمه و هر یک به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
شایان ذکر است اعتراضات مردمی شهر بانه در تاریخ مذکور اعتراض به قتل سه شهروند بدست ماموران نیروی انتظامی صورت گرفته بود .
فعالان حقوق بشر در ایران 24.03.2008
به بهانه آغاز سال نو/ زندانی سیاسی ابوالفضل جهاندار

سوگواران را مجال بازدید و دید نیست
بازگرد ای عید از زندان، که ما را عید نیست
عید نوروزی که از بیداد ضحاکیان عزاست ،
هر که شادی میکند از دوده جمشید نیست
بیگناهی گر به زندان مرد با حال تباه
ظالم مظلوم کش هم تا ابد جاوید نیست
وای بر شهری که در آن مزد مردان درست
از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست

به نام آزادی که به آن ایمان داریم و برای برافراشتن پرچم آن مبارزه میکنیم ، به نام دموکراسی که پاسدار همیشگی آزادی است .
در زندان اوین ، همگام و یکدل با زندانیان سیاسی سراسر کشور و هم آواز با هفتاد میلیون ایرانی که فریاد آزادیخواهی و عدالت طلبی سر داده اند در حالی به استقبال سال نو میرویم که دانشگاهها تبدیل به پادگان و زندانها به دانشگاه مبدل گردیده است .
انحصار طلبان هر گونه اعتراضات مدنی و قانونی فعالان دانشجویی ، سیاسی و مدنی را اقدام علیه امنیت ملی نامیده ، آزاداندیشان را خرابکار و عوامل بیگانه قلمداد میکندد و خودسرانه به سرکوب آنان میپردازند و با ایجاد فضای پلیسی-امنیتی و تشدید فشار و خفقان سعی در عقیم سازی جریانات آزادیخواه و طرفدار دموکراسی در سطح جامعه و بخصوص فضای دانشگاهی دارند ، نگاهی اجمالی به آمار برخوردها با فعالان دانشجویی در سال گذشته ، بیانگر این واقعیت است که بازداشت ، حبس ، تبعید ، شکنجه و محروم ساختن فعالان سیاسی از ابتدایی ترین حقوق طبیعی و شهروندی به پدیده ای معمول در کشور ما بدل گشته است .
« در سال گذشته 73 نشریه توقیف و 7 انجمن اسلامی منحل گردید . 249 دانشجو بازداشت . 6 اخراج ، 172 دانشجو تعلیق گردیدند و 670 نفر به کمیته انضباطی احضار شدند و متاسفانه یکی از دانشجویان به نام ابراهیم لطف اللهی به طرز مشکوکی در بازداشتگاه به قتل رسید .»
آمار فوق بیانگر این واقعیت است که اعلامیه جهانی حقوق بشر ، این تنها سند تاریخی – انسانی که دست آورد تاریخ تمدن و تکامل بشری است به طور گسترده ای در کشور ما نقض میشود و به حریم مقدس آزادیهای فردی – اجتماعی همگان تجاوز میشود و متاسفانه هیچ اقدامی به منظور جلوگیری از این اقدامات ددمنشانه دیو استبداد و خودکامگی صورت نمی پذیرد .
طبق اصل 156 قانون اساسی قوه قضائیه باید پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظیفه گسترش عدل و آزادیهای مشروع باشد . از دوران باستان تا کنون ، وظیفه دستگاه قضائی و حقوقی ، دادگری و تامین حقوق از دست رفته و پایمال شده افراد در چار جوب حقوق مدنی و کیفر عادلانه مجرمان و رهایی بیگناهان در زمینه حقوق جزایی بوده است ، قضات باید روح قوانین را درک کنند و بدون استثناء ، به تمامی افراد در رسیدن به حقوقشان یاری رسانند و به قول مونتسکیو «قاضی دهان و زبان قانون است و نباید مانند ماشین بدون فکر و احساس یا مانند طوطی مقلد عمل نماید»
متاسفانه کسانی ما را به نقض قانون متهم میکنند که در طول مدت بازداشت به کرات قانون اساسی و حقوق شهروندی را در مورد متهمان نقض نموده اند و در دادگاههای فرمایشی خود ، احکام متهمان را به قاضی پرونده دیکته نموده و در صدور رای قضات اعمال نفوذ مینمایند و افسوس و صد افسوس که این فریاد تظلم خواهی زندانیان ستمدیده به گوش کسی نمیرسد .
به راستی بدا به حال آنان که کینه ورزانه ، مغرضانه ، شتابزده ، بدون پشتوانه عقل و منطق ، بدون سواد و دانش علم حقوق ، و بدون حضور وجدان بر کرسی قضاوت مینشینند و با قضاوتهای ناعادلانه خود ، ساحت مقدس عدالت را بیش از پیش به لجن زاره ظلم ، قضاوت ، قساوت و شقاوت می آلایند .
هم میهن ، هر چه دیدیم نا حساب ، هر چه شنیدیم نا حساب و ظلم و شقاوت بی حساب ، حق نداریم در برابر ظلم و بی عدالتی نسبت به همنوعان سکوت اختیار کنیم و خود را یک بی پناه بنماییم .
هموطن ،
اگر قفس نمیشکنی ، به عبث آوازه خوان چنین باغی نیز مباش ،
سر به بهانه در این گنداب فرو نکن و به تعفن این مرداب خو مکن .
هم میهن ،
ما نباید از زندگیمان افسانه ای بسازیم و تحویل نسل آینده بدهیم ، باید واقعاً آینده را بسازیم ، دست در دست هم ، یکبار برای همیشه ، ریشه فقر ، فساد ، فحشا را که ریشه در استبداد کهن این مرز و بوم دارد را ریشه کن نماییم .
هم میهن ،
حال را میشود با درد گذراند ، اما تصور دردآلود بودن آینده و دوام بدون دگرگونی حال ، انسان را از پا در می آورد . همراه و یکدل با تمامی ایرانیان آزادیخواه ، نگذاریم اینچنین بی مهابا به حریم مقدس آزادی و حقوق بشر ایرانی تجاوز شود تا همگی با هم فارغ از هر نژاد و زبان و قومیت از حقوق شهروندی و اجتماعی برابر برخوردار شویم .
در پایان با یادآوری این نکته که بی تردید تمام کسانی که رو به سوی یک قله و دل در گرو یک هدف متعالی دارند ، حتی اگر راههای مختلف را انتخاب نمایند ، سرانجام در لحظه موعود به هم میرسند .
از تمامی هموطنان عزیزم که قلبشان به عشق آزادی ایرانیان و آبادی ایران میتپد خواهشمندم در سال جدید نیز تمام زندانیان سیاسی را فارغ از هرگونه گرایشات فکری از یاد نبرده و بکوشند ضمن دیدار با خانواده های آنان ، قوت قلبی برای این عزیزان دردمند باشند .
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید
چرا که تنها یک سخن ، در میانه نبود : آزادی !!!
ما نگفتیم ، تو تفسیرش کن

به امید آزادی ایرانیان و آبادی ایران
هرروزتان نوروز ، نوروزتان پیروز
اابوالفضل جهاندار (پويا)
مدير سايت خبري پويا نيوز
عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي
عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت
زندان اوين – اندرزگاه 7 سالن 3
22.03.2008

سندی دیگر از شکنجه های معلم اعدامی فرزاد کمانگر

آنچه در ذیل می آید رونوشت عینی سند ضمیمه این نامه میباشد ، این نامه که در مهرماه سال جاری توسط فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشری به اعدام محکوم شده در آنزمان بعلت عدم اجازه دسترسی به قلم و کاغذ بصورت مخفیانه و بر روی تکه ای از سفره غذا در سلول انفرادی نوشته شده است . حاوی درد و رنج و فریاد دادخواهی یک انسان از یکی از مخوفترین و غیرانسانی ترین امکان سیستم امنیتی است در رویای برابری قانون خطاب به مسئولی که نامش دادستان است ، هرچند فرزاد کمانگر اطلاع نداشت در زمانی که از همه جا بیخبر و در کنج سلول انفرادی و تحت شکنجه به سر میبرد مخطاب وی یعنی مسئول ستاندن داد، آقای امجدیان دادستان سنندج در جواب خانواده نگران و پیگیر وضعیت وی گفته است که ” هر وقت برادرت را کشتیم به شما برای بردن جنازه اش خبر میدهیم ” .
این نامه که جهت خروج به زندانیان دیگر که در انتظار آزادی در آن مکان بودند به طرقی سپرده شده بود ، در طی روزهای اخیر و پس از ماهها به بیرون زندان منتقل گردید . علاوه بر پرونده پزشکی ، مدعیات وکیل مدافع ، اظهارات شاهدین این سند نیز خود گواهی دیگر بر این مدعا است که این فعال مدنی به اعدام محکوم شده تحت بیرحمانه ترین شکنجه های قرون وسطایی قرار داشته است . در این رابطه تشکلات حقوق بشری بین المللی همچون دیده بان حقوق بشر و فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر و سایر مدافعان آزادی ضمن محکوم نمودن شکنجه این فعال مدنی خواستار رسیدگی به موضوع شکنجه توسط دولت جهوری اسلامی شده اند . امید است این سند مسجل ره گشای حمایتهای بیشتر رسانه ها و افکار عمومی از این قربانی نقض حقوق بشر گردد.
هموطنان آزاد اندیش میتوانند برای پیگیری و یا اعلام حمایت خود از فرزاد کمانگر و خواست آزادی وی به کمپین نجات وی به آدرس http://www.f-kamangar.hra-iran.org مراجعه نمایند.

صفحه اول سند:
به دادستان محترم سنندج
سلام علیکم
آقای دادستان ، متهمی هستم که ماههاست در بازداشتگاههای امنیتی وزارت اطلاعات به سر میبرم تا جائیکه بیاد دارم قانون از متهم تقسیم بندی نداشته و متهم با هر اتهامی دارای حق و حقوقی است که در چارچوب قانون تعریف شده است. دادستان محترم کشور نیز چندی پیش در مطلبی در روزنامه ی اطلاعات در مورد “دادستان و نقش او” نوشته بودند که در کنار صیانت از حق جامعه ، دفاع از حق بزه دیده ، حفظ حقوق متهم از وظایف دادستان میباشد بهمین دلیل و با توجه به حقوق قانونی خود ، برخود واجب میدانم که از این طریق شما را از وضعیت خودم بعنوان متهم آگاه نمایم . و پیگیری و شکایت از وضعیت موجود را تا عالیترین مقام قضائی و افکار عمومی حق خود میدانم.
آقای دادستان ،
طبق کلیه قوانین کشور(آئین دادرسی ، قانون نگهداری متهم در بازداشتگاههای امنیتی و..) و در راس آنان قانون اساسی (اصل 38) هرگونه شکنجه و اذیت و آزار جسمی ممنوع میباشد اما متاسفانه هرچند پرونده اینجانب در تهران مرحله تحقیقات آن به پایان رسیده و اکنون در شعبه یک دادگاه انقلاب میباشد . اما در تاریخ 27/6/86 (وروزهای بعد) مورد شکنجه ، اذیت و آزار جسمی ، اهانت ، فحش های رکیک قرار گرفته به گونه ای که ساعتها بیهوش شده و روز بعد جهت مداوای فک و دندانهای آسیب دیده به خارج از بازداشتگاهها جهت مداوا منتقل شدم . هم اکنون نیز عفونت به فک زده و جهت مداوا باید تحت نظر جراح دندانپزشک یا جراح فک و صورت قرار گیرم . اما با وجودی که سلامتی به خطر افتاده کسی پاسخگو نیست . علت آن را هم دستور قاضی پرونده اعلام میکنند !! در حالیکه طبق قانون بازداشتگاه موظف به فراهم کردن امکانات مداوا و درمان متهمان خود میباشد . علی الخصوص مشکل من که مسبب آن رئیس بازداشتگاه می بوده ،
آقای دادستان : طبق قانون متهم میتواند با خانواده ، وکیل یا مقامات قضائی ذیربط ارتباط داشته و یا مکاتبه کند . ولی متاسفانه هنوز در انفرادی بسر میبرم . ممنوع الملاقات و تلفن با خانواده میباشم اجازه ی تماس با وکیل را ندارم . ممنوع المطالعه می باشم و هر آنچه حق طبیعی یک انسان است از آن محروم میباشم تنها اجازه خوردن غذرا داشته و چند بار دستشوئی رفتن در روز . این در حالی است پرونده من در مرحله تحقیقات نمی باشد و حتی در بازدیدی که شما در روز 19/7/86 از بازداشتگاه داشتید اجازه ی حرف زدن با شما را به ما ندادند و شما را ندیدیم.
گویا در بازداشتگاه امنیتی سنندج قانون ، از ما تنهاتر ، مظلومتر و بی کس تر لای پوشه ها گرد و خاک میخورد.
صفحه دوم سند :
آقای دادستان ، ایران کشوری است متشکل از ملل و اقوام مختلف و قانون برای همه یکسان است . قانون ، ترک ، کرد ، عرب و فارس را با یک تعرف شهروند و ایرانی میشناسد اما متاسفانه در اینجا در جواب اعتراض های من به موارد نقض قانون و اذیت و آزار جسمی و کتک کاری ، مسئول محترم بازداشتگاه اعلام میکند که قانون تهران با کردستان فرق دارد!! این درحالیست که رئیس جمهور پیشین اعلام میکند : که هیچ کس حق ندارد از کردها خود را ایرانی تر بداند . اما در عمل و در بازداشتگاه اطلاعات سنندج گویا قانون و ایرانی بودن تعاریف دیگری دارد.
نگرانی من نه از ماهها حبس غیرقانونی در انفرادی است . بلکه اگر معیار برخورد با متهم قانون است و در دادگاه نیز طق قانون محاکمه میشود . این خواست زیادی نیست که با ما بر اساس قانون و مانند یک انسان برخورد شود . توهین و شکنجه جسمی و روحی در قانون و تعالیم اسلام جایی ندارد . آنچه در بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج به چشم میخورد غرض ورزی و اعمال سلیقه های شخصی می باشد ، که در نهایت تاثیر منفی بر متهم و جامعه خواهد داشت . اینگونه برخوردهای خشونت آمیز و بدور از هرگونه قانونی ، جایی در دنیای امروز ندارد.
آقای دادستان :
ضمن تقاضای رسیدگی و برخورد قانونی با وضعیت بازداشتگاه سنندج امیدوارم از این بعد شاهد اعمال غیر قانونی در بازداشتگاه نباشیم. دیگر متهمی مجبور نشود برای مکاتبه با شما برروی “سفره نانش” نامه بنویسد . در پایان باردیگر یادآور میشوم . چون طبق قانون و موازین شرع اسلام هرگونه شکنجه ممنوع بوده و شکنجه پایمال کردن ارزشهای والای انسانی میباشد پیگیری وضعیت خود و شکایت از مسببین شکنجه خود را حق مسلم و قانونی خود میدانم و هرگونه مسئولیت در مشکلات جسمی و به خطر افتادن سلامتم را بازداشتگاه اطلاعات و کسانی که از وضعیتم اطلاع یافته اند میدانم . در صورت ادامه ی فشارها و اذیت و آزارهای جسمی و روحی هر اقدامی را در جهت رسوا کردن قانون شکنان و ناقضان حقوق بشر حق طبیعی خود میدانم .

فرزاد کمانگر – بازداشتگاه امنیتی اطلاعات سنندج
راهرو دوم – سلول چهارم
13.03.2008 فعالان حقوق بشر در ایران

با نام حق با نام عدالت و به نام ايران سرزمين شيران و دلاوران

در سرزميني نفس ميكشيم و راه ميرويم كه ذره ذره خاك آن با خون مردان و زنان دلاور و شجاعي آغشته هست كه براي حماسه آزادي مصيبتها و ذجرها تحمل كردند و ما چه ميدانيم و چه كرده ايم و چه ميكنيم در پاسداري از راه آنان ؟

تا به كي خاموشي و سكوت ؟

تا به كي ترس از زندان و سركوب ؟

تا به كي خيانت به خون دلاوراني كه براي من و شما رفتند و ذجرها كشيدند و صداي فرياد آنان به گوش ما نرسيد يا اگر هم رسيد بعد از چندي همه آنها رو به دست فراموشي سپرديم ؟

فراموش نكنيد كه برادران و خواهران من و شما براي عدالت خواهي واعتراض در برابر سياهي و ظلمت در زندان هاي رژيم جمهوري اسلامي محبوس شده اند و راه آنان را من و شما بايد پيموده تا روزي كه پرچم اهورايي ايران به احتزاز در آمده و آزادي در اين سرزمين هديه اي باشد از جانب ما براي آيندگان ايران زمين .

ما به ايران مديون هستيم و واي به حال آنان كه فراموش كرده اند در اين شرايط چه وظيفه اي بر عهده دارند !

نسل من ، نسل بعداز انقلاب ، نسل جنگ و بي عدالتي ، نسل سركوب و وحشي گري ، نسل نسل كشي ، نسل معترض به آنچه ميگذرد در سرزمينشان ، نسل عدالتخواه ، نسل مظلوم و سوخته ايست كه فرصت شناساندن خود را به خود نداشت و ندارد و من يكي از همان جوانهايي هستم كه بابت اين همه ظلم و خيانت گذشتم از آنچه ميتوانستم مانند ديگران انتخاب كنم و به زندگي بي دغدغه و بي خيالي خود ادامه دهم و بگويم بي خيال سياست ، بي خيال ايران ، من خودم رو قاطي اين بازي ها نميكنم ……..

اما نه ! حرفهاي من و همه اونايي كه هم فكر من هستند سياسي نيست ما تنها حقي رو ميخواهيم كه به همراه تمام انسان ها زائيده شده و آن هم آزاديست !
در همين راستا خبري جديدي از يكي از زندانيهاي آزاديخواه زندان اوين به نام { پوريا نژاد ويسي } حاكي از آنست كه نامبرده در پي پيگري مجدد درگيري با هسته مركزي گزينش استان تهران در رابطه با 3 تن از فارغ التحصيلان اقليت هاي مذهبي ( يهودي ) كه در آزمون ورودي يكي از وزارتخانه هاي رژيم قبول شده بودند ولي به دليل يهودي بودنشان از استخدام آنها جلوگيري به عمل آمد و موجب درگيري { پوريا نژاد ويسي } و مسئولين رده بالاي وزارتخانه گرديد كه طي آن نامبرده به توبيخ شديد اداري محكوم شده و از سمت خود استعفا داد اين رويداد در تاريخ 80/10/20 رخ داده است …..

از تاريخ 86/10/15 تا تاريخ 86/12/11 پوريا نژاد ويسي مجددا در 19 مورد به بنده امنيتي 209 زندان اوين احضار شده و به سئوالات تكراري 3 سال پيش يعني دوران ابتداي دستگيري و بازجويي پاسخ داده و در تاريخ 86/12/12 ساعت 6 صبح به طور كامل به بنده امنيتي 209 زندان اوين منتقل گرديده و تا اين زمان هيچگونه اطلاعي از سلامتي وي در دست نيست ….

نگاهي اجمالي به فعاليتهاي پوريا نژاد ويسي در سالهاي پيش از بازداشت :

( برگرفته از وبلاگ كيانوش سنجري – فعال حقوق بشر )

پوريا نژاد ويسي نویسنده و تهیه کننده ی برنامه تلویزیونی ِ ” ماجرای ورود و توزیع گوشت های آلوده به کشور” بوده که در بخش گفتگوی خبری شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شده بود .

همکاری با نشریه گل آقا

همکاری کوتاه مدت با روزنامه کیهان در سال 1378

تهیه کننده ی برنامه پرسش و پاسخ با دختران فراری پارک ملت، که از بخش خبری شبکه دوم تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد

سازنده ی اولین فیلم آموزشی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا

دبیر کنگره ی وزراء شهید هیئت دولت

عضویت در گروه تحقیق مبارزه با مواد مخدر استانداری همدان

نماینده ی فرماندار همدان در اولین دوره ی انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در سال 1377

سازنده ی فیلم مستند آشورا برای معاونت سیاسی استانداری همدان

تهیه کننده و مجری برنامه ی خبری با عنوان “دانشجویان انقلاب چرا؟” برای بنیاد حفظ آثار ارزشهای دفاع مقدس

مجری صدا و سیمای استان همدان، تهران و کیش در سال های 1381 تا 1384

مسئول پیگیری جلسه ی سخنرانی حسین لقمانیان در همدان

یکی از همکاران مطبوعاتی در رابطه با سفر رهبری به همدان

مدیر بازرگانی روزنامه ی اعتماد در همدان

خبر دوم در مورد يكي از فعالان حقوق بشري با نام {مهندس احمد دانش پذير } كه از 23 بهمن 86 با حكم دادستاني انقلاب در زندان اوين بنده امنيتي 209 زنداني و تا كنون هيچگونه اطلاعي از نامبرده در دست خانواده وي نيست .

شايان ذكر است كه {مهندس احمد دانش پذير } چندي پيش دچار سانحه سكته قلبي شده و خانواده و دوستان و آشنايان نگران حال زنداني نامبرده هستند .

لذا ما از همين طريق از فعالان و سازمانهاي حقوق بشري خواهان پيگيري وضعيت و سلامتي تمام زندانيهاي سياسي در بند رژيم جمهوري اسلامي هستيم …..

دوستان و ياران بدانيد كه برادران و خواهران ما در بند هستند و سكوت صلاح نيست .

لطفا در انعكاس اين اخبار كوشا باشيد ..

خداوند ايران نگهدارتان باد .
د.بيقرار

به فریاد زندانیان دربند در سیاهچالهای جمهوری اسلامی برسید

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشرایران

درخواست حمایت و اقدام اظطراری در جهت تلاش برای نجات زندانیان از اعدام و شکنجه در ایران.

به : همه سازمانها ، شخصیتها ، نهادهای مدنی و مدافعین حقوق بشر درسراسر جهان
– دبیرکل سازمان ملل متحد
– کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد
– عفو بین الملل
– کمیته حقوق بشر اتحادیه اروپاه
– سازمان دیده بان حقوق بشر
– پزشکان بدون مرز
– احزاب وسازمانهای سیاسی و رسانه های جمعی

برای نجات جان فعالین مدنی وزندانیان سیاسی که توسط جمهوری اسلامی تحت شکنجه قرار گرفته اند و محکوم به اعدام شده اند تلاش کنید!
دستگاه مخوف اداره اطلاعات وامنیت در ایران بساط شکنجه و اعدام را گسترش داده است. نیروهای امنیتی برای سرکوب فعالان مدنی وسیاسی بیرحمانه ترین شکنجه ها را بکار میگیرند. نیروهای امنیتی ودادگاههای انقلاب اسلامی زندانیان را شلاق می زنند، زندانیان را شکنجه روانی وجسمی می کنند، زندانیان را تحقیر میکنند و مورد تجاوز قرارمی دهند. خانواده زندانیان را مرعوب می کنند، از گرفتن وکیل برای زندانیان هنگام بازپرسی وتحقیق تا مرحله صدور حکم ممانعت میکنند.
اگر زندانیان تحت شکنجه بازجویان حرفه ای اداره اطلاعات جان سالم بدر ببرند با اتهامات کذایی و پاپوش سازی آنها را به محاکمه پشت درهای بسته میکشانند، زندانیان وفعالین مدنی رادردادگاه های فرمایشی چند دقیقه ای محاکمه میکنند وبرای آنها حکم اعدام صادر مینمایند.
سیستم اطلاعاتی و دادگاههای انقلاب مصداق بارز دستگاه ترور، توطئه ، شکنجه واعدام هستند. ترور فعالین مدنی ، منتقدین ومخالفین سیاسی روالی است که به قدمت عمر جمهوری اسلامی ادامه داشته و دارد.
وزارت اطلاعات وامنیت ودادگاههای انقلاب مجریان اعدامهای دسته جمعی دهه شصت، قتلهای زنجیره ای ، ترور مخالفین در داخل وخارج از ایران، زندانی کردن وشلاق زدن فعالان کارگری، شکنجه وزندانی کردن دانشجویان، سنگسارکردن زنان واعدام کودکان ونوجوانان هستند.
مسولین حکومت اسلامی بانی سرکوب آزادیهای اساسی شهروندان ، خشونت، شکنجه ونقض حقوق بشرهستند.
سکوت دربرابر این بی عدالتی ونقض آشکار حقوق بشر توسط حکومت اسلامی، کمک به اجرای سناریوی جنایات رژیم است!

مدافعین حقوق بشر؟!
آیا صدای مادران و پدران را در مقابل زندانهای ایران می شنوید؟
آیا میدانید که تعدای از فعالان مدنی وزندانیان سیاسی بدستور دادگاههای انقلاب در زندان اوین، قزل حصار، رجایی شهر، دیزل آباد کرمانشاه ، زندان ارومیه، زندان خرم آباد، زندان تبریز وارومیه، زندانهای گیلان و مازندران، زندان سنندج و مهاباد، زندان زاهدان واصفهان ودیگر بازداشتگاهای حکومت اسلامی شکنجه می شوند؟
آیا تقلا و شیون مادران برای ملاقات با عزیزان دربندشان را می شنوید؟
آیا میدانید دانشجو ابراهیم لطف الهی را سرجلسه امتحان بازداشت میکنند و چند روز بعد جسدش را زیر باری از خاک و سیمان بدور ازچشم خانواده اش دفن میکنند؟
آیا میدانید پاسداران شکنجه گر به کودکان و زنان دربند تجاوز میکنند؟
آیا می دانید حق گرفتن وکیل را از خانواده زندانیان برای دفاع از فرزندانشان که درپشت میله های زندان بسر می برند سلب کرده اند؟
آیا می دانید با زور وشکنجه زندانیان را به اعتراف علیه خود وادار میکنند؟
آیا می دانید زندانیان را چهل وهشت ساعته بصورت قپانی وکتف بسته بشکل واژگونه برای گرفتن اعتراف آویزان می کنند؟
آیا میداند زندانی را با شک الکتریکی، شلاق ، کتک کاری وضرب وشتم شکنجه میکنند؟
آیا میدانید در قانون دادگاه انقلاب مخالفت سیاسی ومدنی با حکومت اسلامی عناد ومفسد فی ال ارض محسوب می شود واین قانون شامل حال هر کسی ازکانان شکنجه ودستگاه مخوف امنیت ایران میگذرد می شود؟
آیا میدانید انسانهایی که شغلشان معلمی بوده ، دانشجو بوده اند، کارگر بوده اند و چیزی جز حقوق اساسی واجتماعی خود را طلب نکرده اند امروز دردادگاههای انقلاب به جرم محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شده اند؟
اگر صدای گریه وفریاد مادران را می شنوید اگر از رنج همنوعان خویش متاثر هستید، اینها انسانهای قربانی خشونت وشکنجه جمهوری اسلامی هستند. چشمانتان را بروی این حقیقت تلخ نبندید به این ستمگری اعتراض کنید.
خانواده زندانیانی که هم اکنون تحت شکنجه هستند و فرزندانشان محکوم به اعدام شده اند، تقاضای کمک واستمداد کرده اند وخواسته اند که برای نجات جان فرزندانشان تلاش کنید!
فرهاد حاجی میرزایی فعال مدنی براثر شکنجه از ناحیه کمر وکتف ودست راست به شدت آسیب دیده است وازملاقات با خانواده اش محروم است، فزراد کمانگر معلم وفعال مدنی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی پس از یک دوره طولانی شکنجه وآزار به اعدام محکوم شده اند. علی کانتوری ، بهروز کریمی زاده تحت شکنجه هستند و جانشان در خطر است.
برای نجان جان این زندانیان اقدام عاجلانه وتلاش همه جانبه ضروت دارد.
ازهمه شما وهمه انسانهای آزاده جهان می خواهم ازکمپین تلاش برای نجان جان این زندانیان حمایت کنید.

آزاد زمانی- سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشرایران
سه شنبه 7 اسفند ماه 1386
IranPressNews
تجارت پرسود مواد مخدر در زندانها

یکی از افتخاراتی که معمولاً و در سطح بین المللی و کشور در مورد آن صحبت میشود ، مبارزه با سوداگران مرگ یا همان بازرگانان مواد مخدر است ، مبارزه ای که تنها با شعار و حرف به نتیجه نمیرسد ، بلکه رو به رو شدن با این معضل بزرگ اجتماعی ، مبارزه ای جدی و عملی میطلبد . زیرا اگر سری به زندانها بزنید آمار بالای مصرف مواد مخدر و معتادان را بنگرید پی خواهید برد که سیستم قضائی و انتظامی در زندانها در حالی که توانایی حفظ و کنترل دروازه 5 متری زندانی مثل زندان رجایی شهر را ندارند چگونه میتوانند هزاران کیلومتر مرز را کنترل کنند . مواد مخدری که روزانه مرتباً وارد زندان میشود و
قیمت مواد مخدر که فروشندگان آن مرتباً با صدای بلند قیمت آن را هر روز صبح فریاد میزنند اینگونه است :
1- کراک هر گرم 80 هزارتومان
2- تریاک هر گرم 20 هزارتومان
3- شیشه هر گرم 300 هزارتومان
4- هروئین هر گرم 60 هزار تومان
5- کوکائین هر گرم از 300 تا 400 هزارتومان
6- حشیش هر گرم 15 هزارتومان
7- قرص لوراسپام هر ورق 10 هزارتومان
8- قرص کلوناسپام هر ورق 10 هزارتومان
وحشتناک تر از همه اینکه قرصی مانند “هیوسینگ” مانند هروئین مصرف میشود که اثرات توهم زائی و مخرب فراوانی دارد ، شماره حساب فروشندگان مواد مخدر کنار تلفنهای زندان نوشته شده است .از بیرون پول به حساب فروشندگان واریز میشود که ماهیانه در زندان میلیونها تومان درآمد دارند.
لازم به توضیح است مواد مخدر که به طور عادی چندین برابر قیمت بیرون از زندان هست در مواقع بازار سیاه که آنهم بعضاً تصنعی ایجاد میگردد تا 8 و 10 برابر قیمت نیز به فروش میرسد .
همچنین جوانان و نوجوانان کم سن و سال در زندان برای تهیه مواد مخدر مجبور به خودفروشی میشوند که از آنها نیز بیشتر به عنوان کالا ، سند ، پول و یا هر چیز دیگری که در نظر بگیرید استفاده میشود .

*گزارشی دریافتی از زندان رجایی شهر کرج

فعالان حقوق بشر در ایران 23.02.2008
رژیم اسلامی در زندان ها شرایطی بغرنجی برای زندانیان سیاسی ایجاد کرده است که زندانیان دست به خود کشی بزنند.بنا بر گزارشات رسیده محمد حسین بهشتی زندانی امنیتی در سالن 14 اندرزگاه 5 در حمام زندان خود را حلق آویز کرد.

آقای محمد حسین بهشتی زندانی امنیتی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که به اتهام محارب به اعدام محکوم شده است به دلیل فشارهای روحی و روانی که در زندان بر وی تحمیل شده است روز چهارشنبه مورخ 17/11/86 خود را در حمام حلق آویز کرد که با دخالت زندانیان در واپسین لحظات از مرگ نجات یافت ، وضعیت جسمی نامبرده نا مساعد گزارش شده است .

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت وخیم زندانیان زندان رجایی شهر اعلام نگرانی می کند و خواهان اقدام عاجل در خصوص قتل ها و خودکشی ها در این مسلخ انسانی می باشد.
فعالان حقوق بشر در ایران 08.02.2008
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضائیه آیت الله شاهرودی

سلام و علیکم

احتراما اینجانب خدیجه یاری همسر زندانی بابک دادبخش که 23 روز است در حال اعتصاب غذا می باشد خدمتتان معروض می دارم .

آقای شاهرودی دیگر چیزی در بیش از 3 سال در خانه باقی نمانده که بفروشم و خرج خرید عدالت نمایم ، تنها چیزی که باقی مانده دو عدد فرش کهنه است و تلفنی که قطع شده است ، 3 سال است که تک و تنها در حالی که کمتر از 21 سال سن دارم به همراه یک کودک 3 ساله بدنبال عدالت و برخورداری از قانون در حالی که ما بین دو شهر تهران و اردبیل اسیر بوده ام ، تمام مراجع عالی رتبه قضائی را گشته ام ولی شرایط برخورداری از عدالت را به خاطر بی کس بودن نداشته ام .

تنها چیزی که در این مدت فهمیده ام این است که قانون و عدالت برای کسانی است که کسی داشته باشند ، در نهایت تنها خواسته من و فرزند سه ساله ام بنیامین این است که ” نگذارید همسرم بابک را در زندان رجایی شهر همانگونه که بر سر زبان ها شایع است ، به خاطر ساکت کردن صدایش که متقاضای اعمال قانون است بکشند ” یقین داشته باشید که بابک فقط به دنبال احقاق حقوق خود می باشد و نه چیز دیگر

با احترام

خدیجه یاری مادر بنیامین سه ساله همسر بابک دادبخش

05.02.2008 فعالان حقوق بشر در ایران
وضعيت نامشخص يك زنداني و فعال كرد در زندان اوين

سهراب كريمي، دانشجوي بازداشت‌شده تاكنون امكان ملاقات با خانواده خود را بدست نياورده است. روز دوشنبه ۲۴ دی ماه در حالی که تعداد زیادی از خانواده‌ها موفق به دیدار با دانشجویان زندانی شدند٬ به خانواده‌ی سهراب کریمی علی‌رغم حضور در زندان اوین اجازه‌ی ملاقات داده نشد.

سهراب كريمي، دانشجوي كارشناسي ارشد رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركز ساعت 16 روز 18 آذرماه امسال پس از برگزاري تجمع دفتر تحكيم وحدت به مناسب روز دانشجو توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد.

وي كه تاكنون دوبار با خانواده خود تماس تلفني داشته در آخرين تماس خود در روز هفتم بهمن ماه جاري اعلام كرده كه در بند 209 زندان اوين بسر مي‌برد.

اين فعال دانشجویی کرد، به همراه سه دانشجوی کرد دیگر به نام های فرشاد دوستی پور، جواد علیزاده و محمدصالح ایومن دستگیر شده كه اين سه دانشجو نيز كماكان در زندان بسر مي‌برند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Komite.gozareshgar@gmail.com

Student committee of
human right reporters
شماره 420-2008
13 بهمن 1386
بالاترین وثیقه ‍پرونده های امنیتی برای سعید متین پور
وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای آزادی سعید متین پور

شعبه یک معاونت امنیتی دادسرای انقلاب تهران به ریاست قاضی موسوی اقدام به صدور قرار وثیقه های سنگین برای سعید متین پور و دیگر فعالین زنجانی در بند ۲۰۹ زندان اوین نمود.

بنابه گزارش خبرنگار وبلاگ دوستاق از زنجان ،دادگاه برای سعید متین پور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی وبرای علیرضا متین پور قرار وثیقه ۱۲۰میلیون تومانی وبرای بهروز صفری قرار ۱۲۰ میلیون تومانی و برای لیلا حیدری قرار ۸۰ میلیون تومانی و برای جلیل غنی لو قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی صادر کرد.

خانواده زندانیان به این قرارها اعتراض نموده اند وعنوان نموده اند که توان پرداخت چنین وثیقه هایی را ندارند.همچنین بهروز صفری طی تماس تلفنی کوتاهی از زندان اوین اعلام کرده است که نمی خواهد با پرداخت چنین وثیقه ای آزاد شود.

http://dustaq.blogsky.com/?PostID=502
جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
محکومیت ۵۴ بهایی

علیرضا جمشیدی در پاسخ ی پیرامون دستگيری و محکوميت بهایيان در شيراز گفت: «اين افراد حدود ۵۴ نفر بودند که عليه نظام تبليغات می کردند.»

وی گفت: سه نفر از آنها محکوم به چهار سال زندان شده و ۵۱ نفر ديگر به يک سال حبس تعليقی محکوم شده اند.

اين ۵۴ بهايی در يک سازمان غير دولتی فعاليت می کردند که در شيراز برای کودکان فقير کلاس های کمک آموزشی برگزار می کرد ولی مقامات ایران آنها را متهم کرده اند که از اين طريق دست به تبليغات بهاييت زده اند.
29.01.2008

هادی حمیدی شفیق دانشجوی 23 ساله دانشگاه آزاد ارومیه که در 20 آذرماه 1385 از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، هم اکنون در زندان مرکزی ارومیه نگهداری می شود.

این فعال دانشجویی پس از بازداشت به مدت یک اه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر برد که به گفته منابع آگاه، در طول این مدت تحت شکنجه های جسمی و روانی شدید قرار گرفت.

وی سپس به اتهام شرکت در راهپیمایی غیر قانونی و اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس محکوم شد. در خرداد ماه 86 نیز در نتیجه شکایت معاون دادستان عمومی و انقلاب ارومیه و به اتهام تهیه و داشتن سی دی با محتویات توهین به مقام رهبری و بنیان گذار جمهوری اسلامی به هفت ماه حبس دیگر محکوم شد.

به گفته ی تعدادی از زندانیان سیاسی كه از زندان ارومیه آزاد شده اند٬ دو انگشت هادی حميدی در اثر شکنجه هنگام بازجويی ها شكسته است كه به دلیل عدم دسترسی به امکانات پزشکی هنوز بهبود نيافته است.

مهدی نوری (ائلمان – زندان تبریز): در بند مالی زندان تبریز محبوس است.دانشجوی رشته عمران دانشگاه آزاد نقده می باشد كه در ارتباط با اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان در شهر نقده دستگير و پس از هشتاد روز بازداشت موقت همراه با شکنجه روز ۱۹ شهریور با قرار وثیقه آزاد شد. نوری بعد از محاکمه در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی به جرم اقدام و تبانی بر ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل ۷ سال حبس تعزیری که سه سال آن به مدت ۴ سال تعلیق شده بود و سه سال محرومیت از اقامت در استانهای آذربایجان غربی٬ آذربایجان شرقی٬ اردبیل و زنجان محکوم گشت. حکم نامبرده پس از تجدید نظر در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به دو سال زندان تقلیل یافت. وی روز ۱۸ اردیبهشت در شهر نقده دستگیر و جهت گذراندن دوران محکومیت خویش به زندان اورمیه فرستاده شد. وی حدود سه ماه پیش از زندان اروميه به بند مالی زندان تبریز منتقل شد. بنا به گفته نوری دانشگاه با تمدید مرخصی تحصیلی وی موافقت نکرده است و احتمال اخراج او از دانشگاه وجود دارد.

Komite.gozareshgar@gmail.com

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره419-۲۰۰8
تاریخ11 /
11/1386
حکومت اسلامی برای فشار آوردن به زندانیان سیاسی و به خطر انداختن جان آنان آنها را به زندانی تبعید میکند که زندانیان خطرناک بجرم …”قتل ، سرقت مسلحانه ، آدم ربایی ، تجاوز به عنف و..”… زندانی هستند
اسامی زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان رجایی شهر

زندان امنیتی و مخوف رجایی شهر (گوهردشت) کرج ، که در طبقه بندی سازمان زندانها متعلق به زندانیان خطرناک می باشد (قتل ، سرقت مسلحانه ، آدم ربایی ، تجاوز به عنف و..) ، دیر زمانی است که به تبعیدگاه زندانیان سیاسی از سراسر کشور تبدیل گشته است و دستگاه امنیتی-قضائی با استفاده از بستر جنایات جاری ، جو رعب ووحشت و فقدان امنیت در آن مکان با انتقال زندانیان سیاسی به این زندان ، امنیت جانی وروانی این افراد را از بین برده و با به خطرانداختن جان آنان خواست خود را بدین شیوه غیر انسانی و غیرقانونی پیگیری مینماید . این مجموعه ضمن اعتراض به عملکرد غیرانسانی دستگاه امنیتی-قضائی ، با گردآوری و انتشار لیست اسامی تبعیدیان سیاسی این زندان به شرح ذیل نسبت به جان و سلامتی این افراد نگرانی عمیق خود را ابراز و توجه مدافعان حقوق بشری را به این مهم جلب مینماید می نماید:
1- خالد فریدونی (تبعیدی از زندان ارومیه)
2- ابراهیم حسین پور (تبعیدی از زندان ارومیه)
3- محمد نظری (تبعیدی از زندان ارومیه)
4- کریم قادری (تبعیدی از زندان ارومیه)
5- مهدی زالیه (تبعیدی از زندان ارومیه)
6- هارون دوانی (تبعیدی از زندان ارومیه)
7- ناصر یوسفی (تبعیدی از زندان ارومیه)
8- ارکان گلفطری (تبعیدی از زندان ارومیه)
9- محمدصدیق فضلی (تبعیدی از زندان ارومیه)
10- کریم معروف (تبعیدی از زندان ارومیه)
11- فرزاد کمانگر(تبعیدی از زندان اوین)
12- علی حیدریان(تبعیدی از زندان اوین)
13- فرهاد وکیلی(تبعیدی از زندان اوین)
14- سید مصطفی علوی(تبعیدی از زندان اوین)
15- بهروز جاوید تهرانی(تبعیدی از زندان اوین)
16- مهرداد لهراسبی(تبعیدی از زندان اوین)
17- بابک دادبخش(تبعیدی از زندان اوین)
18- حمیدرضا برهانی (تبعیدی از زندان اوین)
19- منصور رادپور (تبعیدی از چالوس)
20- جعفر میرزائی (تبعیدی از زندان ارومیه)
21- قادر حسن زاده (تبعیدی از زندان ارومیه)
22- کاوه مزیدی فر (تبعیدی از زندان نقده)
23- زائر مصطفایی (تبعیدی از زندان نقده)
24- محمد فقیه پور (تبعیدی از زندان نقده)

اسامی زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان رجایی شهر

زندان امنیتی و مخوف رجایی شهر (گوهردشت) کرج ، که در طبقه بندی سازمان زندانها متعلق به زندانیان خطرناک می باشداسامی زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان رجایی شهر

زندان امنیتی و مخوف رجایی شهر (گوهردشت) کرج ، که در طبقه بندی سازمان زندانها متعلق به زندانیان خطرناک می باشد (قتل ، سرقت مسلحانه ، آدم ربایی ، تجاوز به عنف و..) ، دیر زمانی است که به تبعیدگاه زندانیان سیاسی از سراسر کشور تبدیل گشته است و دستگاه امنیتی-قضائی با استفاده از بستر جنایات جاری ، جو رعب ووحشت و فقدان امنیت در آن مکان با انتقال زندانیان سیاسی به این زندان ، امنیت جانی وروانی این افراد را از بین برده و با به خطرانداختن جان آنان خواست خود را بدین شیوه غیر انسانی و غیرقانونی پیگیری مینماید . این مجموعه ضمن اعتراض به عملکرد غیرانسانی دستگاه امنیتی-قضائی ، با گردآوری و انتشار لیست اسامی تبعیدیان سیاسی این زندان به شرح ذیل نسبت به جان و سلامتی این افراد نگرانی عمیق خود را ابراز و توجه مدافعان حقوق بشری را به این مهم جلب مینماید می نماید:
1- خالد فریدونی (تبعیدی از زندان ارومیه)
2- ابراهیم حسین پور (تبعیدی از زندان ارومیه)
3- محمد نظری (تبعیدی از زندان ارومیه)
4- کریم قادری (تبعیدی از زندان ارومیه)
5- مهدی زالیه (تبعیدی از زندان ارومیه)
6- هارون دوانی (تبعیدی از زندان ارومیه)
7- ناصر یوسفی (تبعیدی از زندان ارومیه)
8- ارکان گلفطری (تبعیدی از زندان ارومیه)
9- محمدصدیق فضلی (تبعیدی از زندان ارومیه)
10- کریم معروف (تبعیدی از زندان ارومیه)
11- فرزاد کمانگر(تبعیدی از زندان اوین)
12- علی حیدریان(تبعیدی از زندان اوین)
13- فرهاد وکیلی(تبعیدی از زندان اوین)
14- سید مصطفی علوی(تبعیدی از زندان اوین)
15- بهروز جاوید تهرانی(تبعیدی از زندان اوین)
16- مهرداد لهراسبی(تبعیدی از زندان اوین)
17- بابک دادبخش(تبعیدی از زندان اوین)
18- حمیدرضا برهانی (تبعیدی از زندان اوین)
19- منصور رادپور (تبعیدی از چالوس)
20- جعفر میرزائی (تبعیدی از زندان ارومیه)
21- قادر حسن زاده (تبعیدی از زندان ارومیه)
22- کاوه مزیدی فر (تبعیدی از زندان نقده)
23- زائر مصطفایی (تبعیدی از زندان نقده)
24- محمد فقیه پور (تبعیدی از زندان نقده)
، دیر زمانی است که به تبعیدگاه زندانیان سیاسی از سراسر کشور تبدیل گشته است و دستگاه امنیتی-قضائی با استفاده از بستر جنایات جاری ، جو رعب ووحشت و فقدان امنیت در آن مکان با انتقال زندانیان سیاسی به این زندان ، امنیت جانی وروانی این افراد را از بین برده و با به خطرانداختن جان آنان خواست خود را بدین شیوه غیر انسانی و غیرقانونی پیگیری مینماید . این مجموعه ضمن اعتراض به عملکرد غیرانسانی دستگاه امنیتی-قضائی ، با گردآوری و انتشار لیست اسامی تبعیدیان سیاسی این زندان به شرح ذیل نسبت به جان و سلامتی این افراد نگرانی عمیق خود را ابراز و توجه مدافعان حقوق بشری را به این مهم جلب مینماید می نماید:
1- خالد فریدونی (تبعیدی از زندان ارومیه)
2- ابراهیم حسین پور (تبعیدی از زندان ارومیه)
3- محمد نظری (تبعیدی از زندان ارومیه)
4- کریم قادری (تبعیدی از زندان ارومیه)
5- مهدی زالیه (تبعیدی از زندان ارومیه)
6- هارون دوانی (تبعیدی از زندان ارومیه)
7- ناصر یوسفی (تبعیدی از زندان ارومیه)
8- ارکان گلفطری (تبعیدی از زندان ارومیه)
9- محمدصدیق فضلی (تبعیدی از زندان ارومیه)
10- کریم معروف (تبعیدی از زندان ارومیه)
11- فرزاد کمانگر(تبعیدی از زندان اوین)
12- علی حیدریان(تبعیدی از زندان اوین)
13- فرهاد وکیلی(تبعیدی از زندان اوین)
14- سید مصطفی علوی(تبعیدی از زندان اوین)
15- بهروز جاوید تهرانی(تبعیدی از زندان اوین)
16- مهرداد لهراسبی(تبعیدی از زندان اوین)
17- بابک دادبخش(تبعیدی از زندان اوین)
18- حمیدرضا برهانی (تبعیدی از زندان اوین)
19- منصور رادپور (تبعیدی از چالوس)
20- جعفر میرزائی (تبعیدی از زندان ارومیه)
21- قادر حسن زاده (تبعیدی از زندان ارومیه)
22- کاوه مزیدی فر (تبعیدی از زندان نقده)
23- زائر مصطفایی (تبعیدی از زندان نقده)
24- محمد فقیه پور (تبعیدی از زندان نقده)
فعالان حقوق بشر در ایران 28.01.2008

رژیم آدم ربایان ، دزدان و شکنجه گران اسلامی نسیم سلطان بیگی را بعد از ربودن او در خیابان آزاد کرد.!
نسیم سلطان بیگی٬ امروز از زندان آزاد شد.

نسیم سلطان بیگی دانشجوی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی٬ که در نیمه های شب دوازدهم آذر٬ در خیابان ربوده شده بود٬ بعد از ظهر امروز٬ شنبه٬ ۶ دی ماه٬ از زندان اوین آزاد شد.

نسیم با وثیقه ای ۵۰ میلیون تومانی و پس از ۵۵ روز مقاومت آزاد شد.نسیم سلطان بیگی آزاد شد!
خبر ویژه آوای دانشگاه: نسیم سلطان بیگی٬ امروز از زندان آزاد شد.
نسیم سلطان بیگی دانشجوی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی٬ که در نیمه های شب دوازدهم آذر٬ در خیابان ربوده شده بود٬ بعد از ظهر امروز٬ شنبه٬ ۶ دی ماه٬ از زندان اوین آزاد شد.
نسیم با وثیقه ای ۵۰ میلیون تومانی و پس از ۵۵ روز مقاومت آزاد شد.
“آوای دانشگاه” آزادی نسیم سلطان بیگی را به تمام آزادی خواهان تبریک می گوید.
به امید آزادی تمام دانشجویان در بند.

تجمع و راهپیمایی در کوی دانشگاه و خیابان امیر آباد
گزارش ویژه آوای دانشگاه: بنا بر گزارشات رسیده به “آوای دانشگاه”٬ امروز دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه٬ در اعتراض به مشکلات صنفی دست به برگزاری تجمع زدند.
این دانشجویان در اعتراض به کیفیت پایین غذا٬ از خوردن آن خودداری کردند و غذا ها را بر روی زمین ریختند و در سلف٬ تحصن کردند. این دانشجویان که شاهد عدم پاسخگویی مدیریت کوی دانشگاه بودند٬ در ادامه ی اعتراضات خود در محوطه ی کوی دست به راهپیمایی زدند و در مقابل در اصلی کوی دانشگاه تجمع کردند.
دانشجویان در این راهپیمایی با سر دادن شعارهایی نسبت به سرکوب جنبش دانشجویی٬ احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی٬ بازداشت گسترده ی دانشجویان٬ مشکلات صنفی و … اعتراض کردند.
تعداد این دانشجویان که به ۵۰۰ تن می رسید٬ با شکستن سد نیروهای انتظامات وارد خیابان امیرآباد شدند. با فاصله ی کوتاهی از حضور دانشجویان در خیابان٬ نیروهای ضد شورش نیز وارد محل شدند. اما با گذشت زمان بر تعداد دانشجویان افزوده شد و به حدود ۱۰۰۰ نفر رسید. ظاهرا درگیری هایی نیز میان دانشجویان و نیروهای ضد شورش صورت گرفته است.
بنا بر آخرین اخبار رسیده به “آوای دانشگاه” داخل کوی دانشگاه و در خروجی همچنان نا آرام است.
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 20:32 توسط آوای دانشگاه
26012008
طبق گزارشهای رسیده از زندان اوین و به گفته تعدادی از دانشجویان آزاد شده، فعالان دانشجویی طیف چپ که هم اکنون در بند 209 زنان اوین نگهداری می شوند، جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار قرار دارند.

وزارت اطلاعات با اعمال فشارهای شدید بر تعدادی از این دانشجویان، تلاش دارد آنان را وادار نماید با قرار گرفتن در برابر دوربین، به داشتن ارتباط با جریانات خارج از کشور، اعتراف نمایند.

به گفته خانواده بهروز کریمی زاده، دانشجوی سابق دانشگاه تهران که در روز 12 آذرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، دست راست وی از مچ تا آرنج دچار بریدگی های عمیق بوده است.

مسعود کریمی زاده، برادر این دانشجوی زندانی می گوید:” برادرم از مدتها پیش دچار مشکل کلیوی بود، که در طی مدت بازداشت این بیماری شدت پیدا کرده است ، بطوریکه دو هفته پیش او به مدت 2 روز از زندان به بیمارستان شهدا در تجریش انتقال یافته است.”

همچنین گفته می شود، پیمان پیران نیز از ناحیه کتف دچار شکستگی شدید شده است.

تلاش وزارت اطلاعات جهت وادار ساختن دانشجویان به انجام اعترافات تلویزیونی در شرایطی صورت می گیرد، که مطابق قانون ” اعترافات اخذ شده از متهم، تحت فشار های روحی و جسمی، فاقد اعتبار می باشد.”

پیش از این نیز نهادهای امنیتی پس از بازداشت دانشجویان، در سال های 78 و 82 آنان را وادار به اعتراف علیه خود و دوستانشان می نمودند.

لازم به یادآوری است، بازداشت فعالان دانشجویی طیف چپ از روز 11 آذرماه ماه آغاز شد. که در جریان این دستگیری ها، حدود 42 نفر بازداشت و روانه زندان شدند. در طی روزهای گذشته 8 تن از بازداشت شدگان با قرار وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند و سرنوشت سایر بازداشت شدگان نامعلوم است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با ابراز نگرانی شدید خود نسبت به شرایط نگهداری دانشجویان، اعتراض خود را نسبت به اعمال فشار بر دانشجویان زندانی اعلام می کند.

بدیهی است کلیه اعترافات اخذ شده از دانشجویان در شرایط حاکم در بند 209 اوین فاقد وجاهت قانونی است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره418-۲۰۰8
تاریخ5 /11/1386
رجایی شهر در آستانه درگیری
بنابر آخرین گزارشات دریافتی

پس از انتقال بابک دادبخش به بند مخوف 5 زندان رجایی شهر . جهت اعمال فشار ، ساعاتی پیش نام زندانیان سیاسی فرزاد کمانگر وفرهاد وکیلی جهت تبعید به بند 6 زندان قرائت گردید. این انتقال که با مخالفت و اعتراض شدید سایر زندانیان سیاسی مواجه گردیده است وارد فازی دیگر شده است.
هم اکنون زندانیان سیاسی مستقر در فرعی 2 با مقاومت در برابرخواسته های غیرانسانی حفاظت زندان از طریق بستنن درب واحد ، حاضر به تحویل زندانیان سیاسی جهت تبعید خواسته شده نشده اند و خواستار حضور رئیس زندان جهت ارائه توضیح گشته اند . پیرایش جانشین رئیس زندان و ذبیحی افسرنگهبان اندرزگاه 2 جهت مذاکره با زندانیان سیاسی معترض در محل حضور پیدا نمودند اما زندانیان ضمن غیر قانونی خواندن تبعید زندانیان سیاسی و پایان دادن به اعمال فشارهای اخیر پافشاری می نمایند .
هم اکنون گارد زندان به حالت آماده باش در آمده است و فضای بند مذکور نیز ناآرام گزارش گردیده ، هر لحظه بیم درگیری فیزیکی و یورش به زندانیان سیاسی می رود.این مجموعه پیشتر با ارائه گزارشی مستند از جنایات در زندان رجایی شهر تبعیدگاه و مسلخ زندانیان سیاسی را افشا نمود و اکنون نیز بدینوسیله حمایت خود را از مقاومت زندانیان سیاسی و خواسته های برحق آنان اعلام می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 23.01.2008

عکس مزدوری که دانشجوی سنندجی را زیر شکنجه به قتل رساند

گزارش و عکس دریافتی: “مهدی مولاولی” با نام مستعار “هاتفی”، مشهور به قصاب اطلاعات کردستان. هاتفی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد. وی اهل سریش آباد در نزدیکی شهرستان قروه است. مولاولی یا هاتفی بازجوی بسیاری از فعالین مدنی شهر سنندج از جمله شهید ابراهیم لطف اللهی بوده است. این عکس از سوی تنی چند از فعالین کردستان تائید شده است.از ایران پرس
شهیدی که در محرم آرام گرفت

دوسال پیش بعدازظهر عاشورا در اندرزگاه ما یعنی اندرزگاه 2 پچ پچ اعدام یک زندانی سیاسی بر سر زبانها افتاد . همهمه به آتش کشیده شدن خیمه ها و تصویر به خاک و خون غلطیدن خیر در مقابل شر زمان . چرخشی بی پایان در ذهن خود احساس میکردم . چند کلمه بصورت متلاطم در ذهنم بالا و پائین میپرید : (اعدام ، سیاسی ، اندرزگاه 1 و صبح عاشورا) یعنی واقعاً حکومتی که ادعای اسلامی بودن را در می آورد اندکی پیش از ظهر عاشورا یک زندانی سیاسی را اعدام کرد ؟

در بین زندانیان محکوم به اعدام رسم است زمانی که ماههای حرام یعنی محرم و صفر فرا میرسد آسوده خاطر میگردند که دیگر در این ماهها اعدامی در کار نمی باشد . ولی اعدام این زندانی سیاسی شوکی عجیب به همه وارد کرد . فردای آن روز بود که فهمیدیم آن زندانی سیاسی اعدام شده حجت زمانی است ، وقتی دوستان زندانی حجت زمانی بخصوص دوستان زندانی سیاسی از اعدام ناجوانمرانه وی باخبر شدند ، قصد آن کردن که حداقل مراسمی برای وی برگزار نمایند . تهدید کردند که کسی حق ندارد برای حجت زمانی این مجاهد خستگی ناپذیر مراسم ختمی برگزار نماید . آنها حتی از مراسم ختم وی نیز وحشت داشتند .

بهروز جاوید تهرانی
زندان رجایی شهر کرج
فرعی 5
27/10/1385
فعالان حقوق بشر در ایران
اطلاعیه
یک دانشجو براثرشکنجه درحین بازجویی اداره اطلاعات جانش را ازدست داد!

ابراهیم لطف الهی که روز یکشنبه گذشته به دستوررئیس شعبه سوم بازپرسی دادگاه انقلاب اسلامی استان کردستان بازداشت شد.
نیروهای امنیتی براساس این دستور ابراهیم لطف الهی را درمحل امتحانات دانشگاه مرکزپیام نور سنندج دستگیرکرده بودند.
خانواده ابراهیم ازطریق همکلاسی ها یش ازبازداشت ایشان توسط نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات باخبرشدند.
پیگیری خانواده ابراهیم برای اطلاع ازسرنوشت فرزندشان درچند روز گذشته بی جواب بود. چهارشنبه شب ازطرف اداره اطلاعات خانواده ایشان مطلع شدند که ابراهیم جانش را ازدست داده است.
ابتدای خبر تلاش نیروهای امنیتی براین بود که خانواده را متقاعد کنند تا بدون هیچ اطلاع رسانی جنازه فرزندشان را درمحلی به خاک بسپارند.
خانواده ابراهیم به این جنایت اعتراض کردند و خواستار پیگیری چگونگی به قتل رساندن فرزندشان شدند. درنهایت مشخص شد که ابراهیم دراین چند روز تحت شکنجه شدید بوده ودرحین بازجویی به قتل رسیده است.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر قتل ابراهیم لطف الهی را یک بعنوان یک قتل عامدانه محکوم میکند.
وازهمه نهادهای مدافع حقوق بشرومردم آزادیخواه میخواهد به این جنایت اعتراض کنند.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران
27 دیماه 1386
آزاد رحمانی با سپردن وثیقه اززندان مریوان آزاد شد.

طبق گزارش فعالین انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر از مریوان امروز « آزاد رحمانی » به قید وثیقه از زندان آزاد شد.
این شهروند توسط نیروهای امنیتی شهرستان مریوان بازداشت شده بود. خانواده ایشان بعد از چندین روز تلاش امروز مجبور به سپردن ده میلون تومان وثیقه برای آزادی فرزندشان شدند.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران
26 دیماه 1386

عبدالله حیدریان و شکرالله حیدری از فعالان سیاسی کرد که در یورش مامورین اطلاعات ناجا در تاریخ 19/8/86 در منزل مسکونی خود در شهرستان سنندج بازداشت و سپس به نیروهای وزارت اطلاعات تحویل داده شدند
علیرغم پایان یافتن قرار دو ماهه بازداشت خود و در حالی که هیچگونه روال قانونی برای ادامه بازداشت آنان طی نگشته است همچنان در زندان مرکزی سنندج بدون حکم بازداشت به سر میبرند.

این تداوم بازداشت درحالی است که عبدالله حیدریان در طی اعمال شکنجه های جسمی توسط ناجا و وزارت اطلاعات از ناحیه اعصاب دست چپ بشدت دچار آسیب دیدگی گردیده بطوریکه امکان حرکت دست از وی سلب گردیده است .

پزشکان زندان در حالی برای نامبرده استراحت مطلق و رسیدگی فوری پزشکی را تجویز نموده اند که زندان فرستادن نامبرده به بیمارستان را منوط به مجوز قضائی دادگاه نموده است و دادگاه انقلاب سنندج نیز با عنوان اینکه نامبرده درمانی نیاز ندارد از صدور مجوز درمان وی سرباز میزند و با این عملکرد دستگاه قضائی وضعیت جسمی نامبرده را بطور روزافزون وخیم می گردد .

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن غیرقانونی دانستن تداوم بازداشت این افراد , عملکرد دادگاه انقلاب سنندج مبنی بر قطع کمکهای پزشکی به یک انسان را مصداق کامل نقض حقوق بشر می داند و بدینوسیله مراتب اعتراض و نگرانی خود را از وضیت این فعالان سیاسی کرد اعلام می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 10.01.2008
احتمال قتل آیت الله بروجردی توسط رژیم قوت گرفت

پیرو اطلاعیه ی صادره توسط فعالان حقوق بشر ایران در مورد احتمال قتل آیت الله بروجردی توسط رژیم دیکتاتوری ایران، هم اکنون نگرانیها در این مورد شدت بیشتری بخود گرفته است. از آخرین مرحله ی انتقال روحانی مخالف ِاسلام ِسیاسی، آیت الله کاظمینی بروجردی به بند 209 اوین تا کنون 42 روز میگذرد؛ در حالی که در این مدت تلاشهای خانواده وی برای اطلاع از وضعیت ایشان بی نتیجه بوده است. با توجه به ابتلاء آیت الله بروجردی به بیماریهای متعددی چون بیماریهای قلبی،کلیوی،عصبی و پارکینسون، ادامه نگهداری ایشان در شرایط رقت بار بند 209 اوین عملی کاملا ًغیرانسانی وغیر قانونی می باشد . طی روزهای گذشته اخبار تأیید نشده ای ازاحتمال انتقال آیت الله بروجردی به زندان یزد حکایت داشت. همچنین اخبار تأیید نشده ای از احتمال قتل ایشان توسط رژیم حکایت دارد. جمعیت مردمی دفاع از آیت الله بروجردی اعلام کرده است با توجه به وجود هواداران بیشمار آیت الله بروجردی در تهران و سایر شهرستانها، صحت چنین خبری می تواند سرآغاز ناآرامی های گسترده ای در سراسر کشور آنهم در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هشتم باشد.
بدینوسیله ضمن اعلام نگرانی شدید خود در این خصوص، خواستار دخالت نهادها و سازمانهای مؤثر حقوق بشری در داخل و خارج از کشوربرای روشن شدن وضعیت ایشان می باشیم.
http://www.bameazadi14.blogspot.com
07.01.2008

بنا بر گزارشات رسیده وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با اعمال فشار بر روی وکلا از بر عهده گرفتن پرونده زندانیان سیاسی عرب جلوگیری می کند .

آقای محمد حسن فلاحیه زاده روزنامه نگار عرب اهوازی که قصد داشت وکالت پرونده خود را به دست آقای صالح نیک بخت بسپارد با خودداری وی مواجه شده است وی از سوی مامورین وزارت اطلاعات تهدید شده است که وکالت زندانیان سیاسی عرب را بر عهده نگیرد.

رژیم جمهوری اسلامی پیش از این نیز با تهدید به بازداشت وکلا و یا پرونده سازی و حتی صدور احکام سنگین امکان اختیار وکیل را از زندانیان سیاسی سلب کرده است و به عبارت ساده تر می توان اذعان داشت که وکلا از حمایت قانون بر خوردار نیستند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهدید و ارعاب وکلای زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد اعمال غیر قانونی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی را محکوم نماید.

فعالان حقوق بشر در ایران 02.01.2008
نگرانی عميق نسبت به وضعیت بازداشت‌شدگان هفته‌هاي اخير

طي هفته‌هاي اخير بيش از سي دانشجو در تهران و شهرستان‌ها از سوي نهادهاي امنيتي بازداشت شده‌اند. دانشجويان بازداشت شده در تهران در زندان اوين و در شهرستان‌ها در بازداشتگاه‌هاي وزارت اطلاعات در سلول‌هاي انفرادي نگهداري مي‌شوند. اتهام بازداشت‌شدگان اتهام عليه امنيت ملي اعلام شده است.

بازداشت‌ها كه از روز يازدهم آذرماه جاري آغاز شد تاكنون تداوم داشته است. وزارت اطلاعات ايران طي اطلاعيه‌اي از دستگيري عده‌‌اي كه آنان را اخلال‌گر خوانده خبر داده است. در اين اطلاعيه كه پس از گذشت شش روز پس از شروع بازداشت‌ها منتشر شد ادعا شده عده‌ای از عوامل اخلالگر که با استفاده از کارت جعلی دانشجویی و به قصد برگزاری تجمع غیرقانونی وارد دانشگاه شده بودند دستگير شدند.

تجمعي كه از آن نام برده شده بنابر اعلام دانشجويان برابري‌خواه دانشگاه‌هاي تهران به مناسبت روز دانشجو در سيزدهم آذر در دانشگاه تهران برگذار شد. تعداد زيادي از دانشجويان حين تجمع و پس از آن دستگير شدند. نكته حائز اهميت آنكه برخلاف ادعاي دستگاه امنيتي ايران اكثريت قريب به اتفاق دستگيرشدگان دانشجو بوده و تعداد زيادي از آنان خارج از روند برگزاري تجمع و در خارج از دانشگاه بازداشت شده‌اند.

در حالي كه فضاي ابراز عقايد و دامنه آزادي بيان در دانشگاه‌ها روز بروز محدودتر مي‌شود، دور جديدي از فشار و برخورد با فعالين دانشجويي آغاز گشته است. دانشجويان بازداشت شده در رابطه با گرايشات ايدئولوژيك خود بازداشت شده‌اند و از اين رو زنداني عقيدتي محسوب مي‌شوند. طبق ماده 19 منشور جهاني حقوق بشر هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق دربرگیرندهٔ آزادی ِ داشتن عقیده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دریافت و انتقال اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود. بنابر اين اعمال محدوديت براي دانشجويان به دليل آرا و نظرات آن‌ها كاملاً برخلاف يك رويكرد دموكراتيك و موجب تخريب هر چه بيشتر فضاي آزادي گفتار است.

بنابر گزارش‌هاي رسيده از زندان اوين چهار تن از بازداشت‌شدگان به نام‌هاي سعيد حبيبي(از اعضاي كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر، مهدي گرايلو، دانشجوي كارشناسي ارشد ژئوفيزيك دانشگاه تهران، بهروز كريمي‌زاده دانشجوي اسبق دانشگاه تهران و پيمان پيران از بند 209 اين زندان به بند 325 منتقل شده‌اند. بند 325 تحت نظر حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران قرار داشته و بطور مستقل از سازمان زندان‌ها و حتي وزارت اطلاعات عمل مي‌كند. با توجه به اشاره چندين باره به عنوان غيردانشجويان دستگاه امنيتي سعي در جداسازي بازداشت‌شدگان به دو دسته دانشجو و غير آن را داشته و ازين رو وضعيت پيمان پيران، سعيد حبيبي و بهروز كريمي‌زاده نگران‌كننده ارزيابي مي‌شود. بنابر اخبار موثق اين چهار تن در اين بند تحت شكنجه‌هاي جسمي و آزار روحي قرار دارند. اصل 38 قانون اساسي ايران مقرر داشته هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. ماده 5 اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز به صراحت شكنجه را منع نموده. از طرف ديگر كليه بازداشت‌شدگان در سلول‌هاي انفرادي نگهداري مي‌شوند. سلول انفرادي خود از مصاديق بارز شكنجه و نقض صريح حقوق شهروندي متهم است.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر فزاينده خود را نسبت به وضعيت بازداشت‌شدگان اعلام داشته و نسبت به سكوت گروه‌ها، نهادهاي سياسي، حاميان و داعيان حقوق بشر در مورد آنان هشدار مي‌دهد. اين كميته در اين زمينه سازمان‌‌ها و نهاد‌هاي داخلي و خارجي را به اقدام قاطع و مؤثر فرا مي‌خواند.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Komite.gozareshgar@gmail.com

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Student committee of
human right reporters
شماره 396-۲۰۰۷
27 آذر 1386
بنا بر گزارشات رسیده آقای عبدالله حیدریان زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی سنندج همچنان از شکستگی دست رنج می برد و تا کنون مورد درمان قرار نگرفته است .

آقای عبدالله حیدریان که در تاریخ 22/8/86 توسط اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده بود اکنون مدت 34 روز است که از شکستگی در ناحیه دست چپ خود رنج می برد .

در پی تورم شدید دست چپ این زندانی مسئولین زندان وی را به بیمارستان بعثت منتقل کردند اما به لحاظ این که بیمارستان اعلام کرده بود نیاز به نواز عضله دارد و چنین امکانی در این بیمارستان موجود نیست و می بایست به بیمارستان توحید منتقل شود مسئولین زندان با ادعای اینکه با آن بیمارستان قراردادی ندارند عنوان داشتند که نیازی به درمان دست ایشان نیست !

آقای عبدالله حیدریان دچار پارگی عضله شده است و می بایست در بیمارستان مجهز مورد درمان قرار گیرد پرونده این زندانی سیاسی در شعبه 4 بازپرسی مفتوح گشته است .

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت جسمی این زندانی اعلام نگرانی می کند و خواهان درمان فوری این زندانی در بیمارستانی مجهز می باشد .
17.12.2007
ملاقات بی نتیجه با کمیسیون اصل 90 و یک بازداشت دیگر

امروز ، دوشنبه صبح آذر ۸۶ ، طبق قرار قبلی نمایندگان خانواده های دانشجویان در بند با نماینده کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی ملاقات کردند.
نماینده کمیته تلاش از این دیدار گزارش می دهد که نمایندگان خانواده های این عزیزان موضوع اعتراض خود را همانطور که برای نمایندگان کمیسیون امنیت ملی مطرح کرده بودند، برای نماینده ی کمیسیون اصل ۹۰ نیز مطرح کرده و از ایشان خواسته بودند تا نسبت به قانون شکنی و عدم احترام به حقوق خود و فرزندانشان توسط وزارت اطلاعات و قوه قضاییه پیگیری کنند. نماینده ی کمیسیون اصل ۹۰ نیز در این جلسه به جای توضیح اقداماتی که انجام خواهد داد تا از حقوق دانشجویان در بند و خانواده هایشان مصرح در قانون اساسی حمایت شود به توجیه اقدامات غیر قانونی مسئولان حکومتی پرداخته و نهایتاً نامه ی اعتراضی خانواده ها را که نکات اعتراض شان را در آن نوشته بودند به جلسه پایان داد.
خانواده ها که از هر اقدامی از طرف کمیسیون اصل ۹۰ نا امید گشته بودند اعلام داشتند که تا فردا ساعت ۱۳:۰۰ که قرار است با نماینده ی کمیسیون امنیت ملی دیدار کرده و گزارشی از ملاقات چهارگانه ی آن کمیسیون با وزارت اطلاعات را بشنوند صبر خواهند کرد و اگر در آن ملاقات نیز به نکات مورد اعتراض ایشان پاسخ صریح و روشن و در مقابل رسانه های عمومی داده نشود و همچنین اگر به آزادی تمامی دانشجویان زندانی تا آخرین شب آذر ماه (شب یلدا) ختم نشود، از رجوع به نهادهای حکومتی خودداری کرده و به حمایت مردمی و نهادهای بین المللی توسل خواهند جست.
سپس خانواده ها از آنجا به زندان اوین رفته و برای ملاقات با فرزندانشان به درب بالای اوین مراجعه کردند که متأسفانه باز هم حق قانونی ایشان مورد بی اعتنایی مسئولان بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹ قرار گرفت و تنها توانستند مسئولان سالن ملاقات را وادار کنند تا مبالغی را که برای دانشجویان در بند برده بودند قبول کنند. لازم به تذکر است که مسئولان سالن ملاقات هیچگونه سند و یا قبض رسیدی در مقابل دریافت این وجوه به خانواده ها ندادند.
دیگر خبرهای رسیده حاکیست که امروز نیز مأموران امنیتی با یک ورق پاره که گویا حکمی عمومی بوده استبرای به منزل دانشجوی در بند علی کلایی رفته و با برخوردهای بسیار زننده با خانواده ی او به تفتیش خانه پرداخته اند.
همچنین گویا دیروز دانشجوی دیگری از دانشگاه آزاد شهر ری با اتهام پخش اعلامیه بازداشت گشته است که هنوز از نام و چگونگی بازداشت و محل نگاهداری او خبر موثق به کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند نرسیده است.
نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 23:8 توسط کمیته تلاش بیانیه 14
45 دانشجو در چنگال رژیم اسلامی

باز حقوق دیگری از حق طلبان ظلم ستیز در نهایت بیشرمی تضیع گردید و ده ها دانشجوی روشنفکر و تیز بین و مو شکاف و منتقد مسائل و معضلات به سیاه چالها هدایت شدند تا شاید صدایشان در پهنای ذخیم دیوار های زندان مدفون گردد لذا در محکومیت بازداشت بیش از 45 نفر از دانشجویان بازداشتی در روز جهانی حقوق بشر در دانشگاه تهران اعلام انزجار نموده و عمل ضد حقوق شهروندی حاکمیت را محکوم می نمائیم .

جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت کرج
21/09/86
فعالان حقوق بشر در ایران

اعتصاب غذای زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در حمایت از اعتصاب غذای
“حمید کوثر نیا”

“حمید کوثر نیا” یکی از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در اعتراض به برخورد غیر انسانی ماموران زندان، تغذیه نامناسب، کمبود امکانات بهداشتی، عدم توجه به سلامت زندانیان و همچنین برخورد ناشایست یکی از ماموران زندان به محمود صالحی، 9 روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
طبق گزارش رسیده، روز پنجشنبه مورخ 22/9/86 تعداد 22 نفر از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در حمایت از خواسته‌های “حمید کوثر نیا” دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

“حمید کوثرنیا” از لحاظ جسمانی کاملا ضعیف شده و فشار خون او به شدت افت کرده و در وضعیت نامناسب جسمی به سر میبرد. “حمید کوثرنیا” با وجود آنکه حکم عفو مشروط دارد اما مسئولین زندان از آزادی وی خودداری کرده‌اند.
لازم به ذکر است که روز پنجشنبه خانواده وی به ملاقات رفته اما به آنها اجازه ملاقات داده نشده است. خانواده حمید کوثر نیا از مسئولین زندان شکایت کرده‌اند.

ما اعضای “کمیته دفاع از محمود صالحی” ضمن درخواست از “حمید کوثرنیا” برای شکستن اعتصاب غذای خود، از خواسته‌های کاملا برحق و انسانی او دفاع میکنیم و برخورد غیر انسانی مسئولین زندان را شدیدا محکوم کرده و آنها را عامل وضعیت نامناسب جسمی حمید کوثرنیا میدانیم.

14.12.2007
قتل دیگر یک ایرانی به دست گماشتگان رژیم جنایتکار اسلامی

هنوز چند صباحی از مرگ مبهم خانم پزشک دکتر زهرا بنی یعقوب ( عامری ) در بازداشتگاه همدان نگذشته است که بار دیگر فردی به نام مهندس مهدی حسین پور توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه نا معلومی منتقل و پس از چهار روز به خانواده اش اعلام می گردد به بیمارستان سجاد تهران مراجعه نمایند و در پی آن ، جسد بی جان این مهندس جوان بدون اعلام علت مرگ جهت دفن به خانواده اش تحویل میگردد .

علت مرگ این مهندس جوان در بازداشتگاه امنیتی نا معلوم است که این امر مصداق بارز رعایت حقوق شهروندی و کرامت انسانی است ! هنوز نا مشخص می باشد .

لذا بدین وسیله ضمن محکوم نمودن قتل جوانان ایرانی توسط دستگاه های امنیتی خواهان مشخص شدن عاملین و آمرین این جنایت ها می باشیم . 12.12.2007.
22.9.1386 شماره 476 فعالان حقوق بشر در ایران

تجمع خانواده های دانشجویان در بند در مقابل زندان اوین

بیانیه شماره 8 کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند
امروز دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶ خانواده های دانشجویان در بند از ساعات اولیه صبح بصورت جمعی به درب بالایی زندان اوین (درب سالن ملاقات) برای گرفتن حق ملاقات خود با فرزندانشان مراجعه کردند.

حاضرین در محل گزارش می دهند که مسئولین سالن ملاقات پس از مدتی وادار می گردند که فرم های ملاقات را به ایشان تسلیم نمایند اما پس از تسلیم فرم ها به ایشان اطلاع دادند که مسئولان بند امنیتی ۲۰۹ اجازه هیچگونه ملاقاتی به ایشان نداده اند. در این زمان اعتراضات خانواده ها بالا گرفته و مسئولان سالن ملاقات برای آرام نگاه داشتن این اعتراضات به ایشان قول می دهند که تمامی کوشش خود را برای ترتیب دادن ملاقات با فرزندانشان به کار ببرند. اما متذکر گشتند که تصمیم گیرنده ی نهایی فقط مسئولان بند ۲۰۹ و بازجویی است که مامور هر یک از بازداشتی ها می باشد.

پس از ناکامی در ملاقات با دانشجویان در بند خانواده ها اصرار داشتند که برای راحت تر بودن فرزندانشان در دوران بازداشت بتوانند مقادیری پول نقد را در زندان به دست ایشان برسانند که باز هم نخست با مخالفت مسئولان بند ۲۰۹ روبرو گشته اما با اصرار و پیگیری خانواده ها بالاخره مسئولان بند مجبور به پذیرفتن وجوه گشتند. لازم به تذکر است که در بند ۲۰۹ زندان اوین بغیر خوراک روزانه هر چیز دیگری از جمله سیگار و … باید توسط زندانیان خریداری شود.
10.12.2007

حق مسلم مردم ایران، رعایت حقوق بشردر ایران است!

دعوت به گردهمآیی به مناسبت فرارسیدن روز 10 دسامبرروز جهانی حقوق بشر، همراه با
« گلهای میخک سفید در دست» به یاد کودکان و نوجوانان اعدام شده در ایران
جمهوری اسلامی ایران، کشور ما را به یک ” نمایشگاه بی مانند از تمامی موارد نقض خشن حقوق بشر در جهان امروز” تبدیل کرده است!
هموطنان آزادیخواه،
درشرایطی که ماه گذشته بنا به تقاضای بیش از صد کشور جهان، سازمان ملل متحد با اکثریت آرا طی بیانیه ای خواهان لغو حکم اعدام در سطح جهان گردید و بدین ترتیب گامی مثبت درراه دفاع از حق حیات به عنوان مهم ترین حقوق بشر و به عنوان یک ارزش مثبت جهانی ونیز محکومیت اعدام به عنوان یک “جنایت حکومتی” برداشت:
ولی حکومت اسلامی ایران، که سالها بود که از لحاظ تعداد اعدام درجهان دررتبه دوم قرار داشت، تعداد اعدامهایش نه تنها کاهش نیافت، بلکه تعداد این اعدامها در طی نه ماه اول سال 2007 از مجموع اعدامهای سالهای 2005 و 2006 نیز فراتر رفته و جمهوری اسلامی رکورد قبلی خود را نیز دردراین زمینه پشت سر گذاشت،
وشرم آور تر آن که ایران اکنون تنها کشوری است که در آن کودکان به خاطر جرایم دوران کودکی به اعدام محکوم شده و بعد از رسیدن به سن 18 سال و یا حتی قبل از آن اعدام می شوند .سازمان عفو بین الملل ماه گذشته حکومت ایران را به عنوان آخرین قاتل کودکان در جهان اعلام کرد*.
جمهوری اسلامی دراین میان به همه این ها نیز اکتفا نکرده ، در جهت مهار اعتراض های عمومی، دامنه شکنجه واعدام را را از درون زندانها به خیابانهای شهر گسترش داده و تحت عنوان مجازات اوباش، با حمله های سازمان یافته شبانه ، ونیز اعدامهای وسیع علنی به سبکی قرون وسطایی، اقدام به توسعه سلطه فرهنگ ترس در میان عامه مردم می نماید.
درحقیقت جمهوری اسلامی ایران، کشور ما را به یک “نمایشگاه بی مانند از همگی موارد نقض خشن حقوق بشر در جهان امروز ” تبدیل کرده است، امری که تبعیدیان ایرانی می باید آن را به طور خستگی ناپذیر به افکارعمومی جهان یادآوری کنند.
در این شرایط سخت،
بار دیگر درآستانه فرا رسیدن روز جهانی حقوق بشر، تلاش می کنیم تا با یک حرکت متمدنانه و سمبلیک:” گردهم آیی با گلهای میخک سفید در دست” توجه افکار عمومی را به اعدام کودکان و نوجوانان و زندان و فشار به زنان و نقض عمومی وخشن حقوق بشر در ایران جلب کنیم !
مکان گرد همآیی:شهر کلن–مقابل کلیسای دم، تاریخ وزمان: شنبه 8 دسامبر 2007،راس ساعت 13و30 دقیقه

بیستمین سال این مراسم به همراه یک “آرزو”
امسال بیستمین سالی است که جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران-کلن به مناسبت 10دسامبرروز جهانی حقوق بشر مراسمی برپا می دارد و آرزوی ما این است که درایران فردا این روز یکی از ” روزهای ملی” تمامی ایرانیان باشد!
در سال گذشته با طنابهای دار بر گردن، به اوج گرفتن نقض خشن حقوق بشر در ایران وافزایش بیسابقه تعداد اعدامها توسط جمهوری اسلامی اعتراض کردیم و هشدار دادیم که اگر امروز به دفاع از جان زندانیان سیاسی** و نیز دختران، زنان ، نوجوانان، و افراد غیرسیاسی ، محکوم به اعدام در جمهوری اسلامی ، نپردازیم، فردا دیر است! و امسال بار دیگر، با سخت تر شدن شرایط، با این شعار که “حقوق بشر حق مسلم مردم ایران است ” گرد هم می آییم.
هموطن تبعیدی آزادیخواه!
روز جهانی حقوق بشر فرصتی بسیار مناسب برای افشای بازهم بیشترنقض خشن وهمه جانبه حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی درایران در نزد افکار عمومی جهانیان است.
در حالیکه علی رغم فشار افکار عمومی جهانی، جمهوری اسلامی “مطمئن” از اولویت بندی سیاسی جهانی در سایه بحران هسته ای ، و بحرانهای جاری در خاورمیانه، نسبت به گذشته نزدیک هم نقض حقوق بشر را شدت بخشیده ، فشار به دگر اندیشان، روزنامه نگاران، دانشجویان، کارگران، فعالین قومی ملی، حقوقدانان، نویسندگان، هنرمندان و فعالین حقوق بشر را افزایش داده است و به راحتی حتی کودکان و نوجوانان را اعدام کرده و زنان حق طلب را هر چه بیشتر زیر فشار می گذارد و در حالیکه هرروز تعداد بیشتری درسراسرایران قربانی اجرای احکام زندان و اعدام توسط رژیم جمهوری اسلامی می گردند، متاسفانه افکار عمومی داخلی، علی رغم احساس فشار، آنگونه که بابد نسبت به این وفایع عکس العمل نشان نمی دهد. افکار عمومی درست به مثابه طلوع آفتاب به این وقایع نیزبه مثابه جزیی از زندگی روزمره خود، خو کرده است. و این امر همه ما، باورمندان به حقوق بشر، را به لزوم بازهم بیشتر برجسته کردن عملکرد جمهوری اسلامی درنزدافکار عمومی ملزم میکند .
دعوت از تمامی تشکل ها وافراد آزادیخواه!
تمامی افراد ،احزاب وسازمانهای آزادیخواه را به همکاری وشرکت جدی دراین حرکت که جمعیت ما،مانند همیشه،فقط برگزار کننده آن است ویا برگزاری وشرکت درمراسم مشابه فرا می خوانیم . اعتراض علنی ووسیع به نقض خشن حقوق بشر درایران ،آن هم درخارج از کشور ،به گمان ما،حداقل نشانه اعتقاد واقعی به آزادی ،دموکراسی وحقوق بشر، هرایرانی تبعیدی آزادیخواه است !
باید مرز خود با توحش حاکم برایران را، دربرابر افکار عمومی جهانیان هرچه آشکارتر نمود.
همزمان بااین گردهم آیی،گزارشی از موارد نقض حقوق بشردر ایران برای وسایل ارتباط جمعی ومراجع بین المللی در سطح جهان ارسال خواهد شد!
دوستان،لطفا هریک، یک شاخه گل میخک سفید به همراه داشته باشند
.
جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران-کلن 10آذر1386
*تا پیش از 2007 فقط در پاکستان ،سودان، چین و ایران، کودکان به خاطرجرایم دوران کودکی، زیر 18 سالگی،بعد ویا حتی قبل از 18 ساله شدن اعدام می شدند، اکنون با لغو ویا توقف این مجازات در 3 کشور دیگر، ایران تنها کشور جهان است که کودکان مجرم درآن توسط حکومت کشته می شوند. در یکی از موارد اعدام کودکان درایران، به گزارش سازمان عفو بین الملل در فوریه 2007 در بلوچستان ایران نوجوان 17 ساله سعید قنبر زهی، از هموطنان بلوچ، به سرعت به دلایل سیاسی به اعدام محکوم و حکم اعدام او ا جرا گردید.
**ازمیان زندانیان سیاسی محکوم به مرگ که جان آنها به شدت در خطر است میتوان ازعدنان حسن پورروزنامه نگار هموطن کرددرزندان سنندج و8 هموطن عرب درزندان اهواز نام برد.
900423
D-51114 , Köln
Fax: 0049-221-17099009
Jdef_zendanian_siassi_iran@yahoo.com
Köln, den 02.12.2007
بازداشت دست کم ده دانشجوی دیگر در ادامه روند دستگیری فعالین چپ

روند بازداشت گسترده فعالین دانشجویی که با نزدیک شدن شانزدهم آذرماه شدت یافته کماکان ادامه داد. بنابر گزارش های رسیده شش دانشجو و فعال چپ دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

نسیم سلطان بیگی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مجید اشرف نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، علی سالم، فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر، محسن ثقفی و محسن غمین، دانشجوی پلی تکنیک شب گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده اند.

کیوان امیری الیاسی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف نیز ظهر دیروز 12 آذرماه توسط افراد لباس شخصی دستگیر شده است.

همچنین بابک پاشا جاوید، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک که به وزارت اطلاعات احضار شده بود در بازداشت بسر می برد.

از عابد توانچه، دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر و فعال چپ نیز اطلاعی در دست نیست و به احتمال قوی وی نیز بازداشت شده است.

حداقل سه تن از دانشجویان شرکت کننده در تجمع امروز دانشگاه تهران نیز توسط نیروهای امنیتی در داخل دانشگاه بازداشت شده اند. حسین بابایی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده آفتابکاران و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، روزبه فقیهی و کریم آسایش از جمله دستگیرشدگان هستند.

لازم به یادآوری است، در روزهای گذشته سعید حبیبی ( عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)، الناز جمشیدی، انوشه آزادفر، احسان آزادفر، مهدی گرایلو ونادر احسنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران، میلاد معینی، آرش پاکزاد ، حسن معارفی و بهرنگ زندی نیز از سوی مأموران امنیتی دستگیر شده اند.

از وضعیت کلیه بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Student committee of
human right reporters

شماره 388-۲۰۰۷

13 آذر 1386
چند خبر از حکم های اعدام 3
اعدام سه نفر در در ملاء عام قم و يک نفر در زاهدان

مراسم اعدام يك فرد شرور و 2 نفر از قاچاقچيان مواد مخدر صبح امروز به صورت همزمان در قم انجام شد.
به گزارش خبرگزارى فارس از قم، مسئول روابط عمومى دادسراى عمومى و انقلاب قم در حاشيه اعدام اين 3فرد در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: امروز شاهد انجام مراسم اعدام يحيى مددى و عطاالله پول‌زهى به جرم نگهدارى و فروش هروئين و حسين صفرلو معروف به ,حسين تى بى تى, در ميدان شهيد مطهرى قم و در ملاء عام هستيم.

ايرنا:دادگسترى سيستان و بلوچستان اعلام كرد يك قاچاقچى موادمخدر روز يكشنبه در زندان زاهدان به دار مجازات آويخته شد.

به گزارش روز شكنبه اين دادگستري، مجرم به اتهام حمل سه كيلو و ‪ ۵۰۰‬گرم هرويين به اعدام محكوم شده است.

بر اساس اين گزارش حكم صادره در مورد اين مجرم مبنى بر اعدام با طناب دار پس از تاييد مراجع عالى قضايى در محوطه زندان زاهدان به اجرا در آمد.

حکم سه بار اعدام

اعتماد : حکم سه بار قصاص جانى ,طناب قرمز, که سه زن تهرانى را با طناب قرمز و ضربه هاى کارد به قتل رسانده بود، به زودى اجرا مى شود. رسيدگى به اين پرونده پيچيده از روز 26 آذر 1384 با کشته شدن زن 40 ساله يى به نام ,فرحناز, در خانه اش در خيابان ميرداماد تهران آغاز شد و تحقيقات پليس نشان داد اين زن براى فروش خانه اش در روزنامه ها آگهى داده بود و جانى يا جانيان، او را زمانى که در منزل تنها بود با ضربه هاى کارد کشتند. همچنين مشخص شد رايانه، مبلغى پول و جواهرات موجود در قربانگاه نيز دزديده شده است. روز ششم دى – 10 روز پس از قتل نخست- زن 50 ساله يى در خانه اش قربانى جنايتى مشابه شد. سومين زن هم که در جنايات سريالى در خانه اش در سه راه ضرابخانه با کارد از پا درآمد و دست و پايش با طناب قرمز بسته شد زن 41 ساله يى به نام ,شهره, بود. با برملا شدن اين مساله که دو نفر از قربانيان براى فروش خانه هاى خود در روزنامه ها آگهى داده و هنگام جنايت تنها بودند، تجسس هاى پليسى روى دو فرضيه جنون قاتل يا انگيزه سرقت متمرکز شد. شواهد از دستبرد مشابه رايانه، پول و طلا و جواهر موجود در قربانگاه هاى مقتولان حکايت داشت و بازجويى هاى محلي، مسير رسيدگى به پرونده را به سوى يک زن و مرد جوان کشيد. بدين ترتيب نخستين سرنخ ها به دست آمد و کارآگاهان سرانجام 25 دى 84 ,عليرضا, را به همراه همدستش ,اعظم, در سعادت آباد رديابى و دستگير کردند. ,عليرضا, ليسانس کشاورزى دارد و با ,اعظم, 24 ساله که دانشجو بود در يک دفتر فيلمبردارى ـ عکاسى تهران کار مى کرد. مجرم رديف نخست در بازجويى ها اعتراف کرد به خاطر بدهکارى و دريافت 20 ميليون تومان پول نزول، نقشه کشتن زنان خانه دار و دستبرد به اموالشان را با همدستى دختر دانشجو اجرا مى کرد و انگيزه اش فقط دزدى بود. متهمان در نهايت در شعبه 71 دادگاه کيفرى تهران محاکمه شدند و ,عليرضا, به سه بار قصاص و ,اعظم, به 15 سال زندان محکوم شد. با طى مراحل قانونى حکم ها به تاييد ديوان عالى کشور رسيد و روز گذشته پرونده به قاضى,عصمت الله جابرى, در دادسراى جنايى سپرده شد

حکم اعدام برای جوان 28 ساله

اعتماد : ديوان عالى کشور حکم اعدام مردى را که پس از مصرف مواد به خانه جوانى حمله کرده و او را با ضربات قمه به قتل رسانده بود تاييد کرد. به گزارش خبرنگار ما، غلامرضا متهم 28 ساله مردادماه سال 84 در حمايت از زنى به نام فريبا به خانه نادر (مقتول) يورش برد و از آنجايى که نادر پيراهن برادرش ناصر را به تن کرده بود به اشتباه او را به قتل رساند. غلامرضا در جلسه محاکمه اش اتهام قتل را پذيرفت و گفت؛ فريبا دخترى به نام الناز داشت که از خانه فرار کرده و به منزل ناصر رفته بود. ناصر و الناز با هم رابطه داشتند اما فريبا مدعى بود ناصر دخترش را ربوده است. به خاطر اينکه فريبا زن تنهايى بود من و يکى از دوستانم به حمايت از او به خانه ناصر حمله کرديم و من که حشيش مصرف کرده بودم نادر را که پيراهن برادرش ناصر را به تن کرده بود، اشتباه گرفتم و ضربه يى به او زدم. قصد من به قتل رساندن هيچ کس نبود فقط مى خواستم ناصر را تنبيه کنم که اشتباه شد و نادر در اين ميان به قتل رسيد. پس از محاکمه، غلامرضا از سوى شعبه 71 دادگاه کيفرى استان تهران به قصاص محکوم شد و با تاييد اين حکم از سوى ديوان عالى کشور غلامرضا سايه طناب دار را بر گردن خود احساس کرد.

100 ضربه شلاق بر تن زن 28 ساله ای که به سنگسار محکوم شده بود

اعتماد : حکم زنى که پس از تبرئه از سنگسار به 100 ضربه شلاق محکوم شده بود روز گذشته در اجراى احکام دادسراى جنايى تهران اجرا شد. به گزارش خبرنگار ما، اعظم زن 28 ساله پس از اطلاع يافتن پليس از قتل جوانى به نام على دستگير شد. اين زن که به اتفاق شوهرش على را به قتل رسانده بود، مدعى شد مقتول پس از تجاوز به او فيلمى تهيه کرده و از وى اخاذى مى کرده است و به همين خاطر نيز او و شوهرش نقشه قتل على را اجرا کردند. دادگاه بعد از محاکمه اعظم و شوهرش پى برد اين دو براى گرفتن فيلم مورد نظر على را به خانه خود کشانده اند و در يک درگيرى على توسط مسعود از پاى درآمده است. قضات شعبه 71 دادگاه کيفرى استان تهران پس از شور مسعود را به اتهام قتل شبه عمد به پرداخت ديه و اعظم را به اتهام زناى محصنه به سنگسار محکوم کردند، اما حکم اعظم در ديوان عالى کشور نقض و پرونده اين بار به شعبه 74 دادگاه کيفرى استان تهران فرستاده شد. قضات اين شعبه پس از محاکمه اعظم او را به 100 ضربه شلاق محکوم کردند که پس از تاييد حکم در ديوان عالى کشور روز گذشته در شعبه اجراى احکام دادسراى جنايى تهران به اجرا درآمد.

شورای حقوق بشر سازمان ملل به رغم جنایات بیشمار رژیم فاشیستی مذهبی بر مردم ایران هیچ گونه اشاره و یا رای بر محکومیت جنایتکاران حکومتی در ایران نداده است.آنچه مسلم است اکثریت تشکیل دهندگان این شورا را افرادی از کشورهائی تشکیل میدهند که به گونه ای با رژیم فاشیستی اسلامی علیه حقوق بشر زیر یک سقف قرار گرفته اند. حزب سوسیال دمکرات ایران این تبانی را تعرض به حقوق ملت ایران و به دیگر ملل جهان میداند که دولت های آنها ناقص حقوق بشربوده و همچنان در کشورشان به حقوق انسان ها بی اعتنا، شکنجه ، قتل عمد دولتی و تروریسم دولتی را ملاک حکومت خود میدانند. آمريکا کارنامه سال اول شورای حقوق بشرسازمان ملل متحد را بسيار بد توصيف کرد

آمريکا و چند کشور ديگر از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای زير ذره بين گذاشتن اسرائيل ضمن بی اعتنائی به مشکلات حقوق بشر در چندين کشور ديگر انتقاد کرده است.

اين شورای چهل و هفت کشوری، که مقر آن در ژنو است، سال گذشته با هدف بهبود بخشيدن به وجهه سازمان ملل متحد در امور مربوط به حقوق بشر بوجود آمد.

آمريکا ديروز، جمعه، همراه با چند کشور معدود، ازجمله اسرائيل، عليه قطعنامه ای رای داد که قواعد کاری اين شورا را تائيد ميکرد . با اينحال قطعنامه به تصويب رسيد.

زالمای خليلزاد سفير آمريکا در سازمان ملل متحد گفت شورا کارنامه ای بسيار بد از نخستين سال عملکرد خود ارائه داده است که بخشی از آن ناشی از زير ذره بين گذاشتن خصمانه اسرائيل ضمن ناديده گرفتن موارد عمده و جدی نقض حقوق بشر در کشورهای ديگر از جمله ايران، بلاروس، کره شمالی، کوبا و زيمبابوه است.

آقای خليلزاد گفت تنها دست آورد مثبت شورا در سال گذشته تقبيح ومحکوم کردن سرکوبی تظاهرکنندگان طرفدار دمکراسی در برمه بود.
17/11/2007

بنا بر گزارشات رسیده 4 تن از بازداشتی های اخیر سنندج عبدالله حیدریان ، شکرالله حیدری ، کمال یوسفی و شورش احمدی از اطلاعات نیروی انتظامی به اداره کل اطلاعات سنندج منتقل شده اند .

در پیگیری های انجام شده از سوی خانواده بازداشت شدگان صبح امروز اطلاعات نیروی انتظامی از انتقال 4 تن از بازداشت شدگان اخیر سنندج به اداره کل اطلاعات سنندج خبر داد این در حالی است که اطلاعات نیروی انتظامی پیش از این به خانواده ها اعلام کرده بود که امروز اجازه ملاقات با فرزندانشان را به ایشان خواهد داد .

خانواده های بازداشتیان در پی انتقال فرزندانشان به اداره اطلاعات سنندج به آنجا مراجعه کرده ولی مسئولین از ملاقات آنها ممانعت کردند و آن را منوط به اجازه دادگاه انقلاب اعلام نمودند .

آقایان عبدالله حیدریان و شکرالله حیدری توسط نیروی های انتظامی به شدت مورد شکنجه قرار گرفته اند به طوری که دست چپ آقای حیدریان از دو نقطه دچار شکستگی شده است و به دلیل عدم درمان شکستگی متورم گشته است لازم به ذکر است که اطلاعات ناجا بدون درمان شکستگی دست وی را به اداره اطلاعات تحویل داده است .

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت جسمی این زندانیان اعلام نگرانی می کنند و در صورت بروز هر گونه حادثه جانی مسئولیت آن را بر عهده وزارت اطلاعات می داند . فعالان حقوق بشر در ایران 18.11.2007

قتل های زنجیره ای فیلم ازحمید حمیدی

http://video.google.nl/videoplay?docid=370264850645734798

لطفا” این لینک را کپی کرده و بر روی صفحه کشایش آن را باز کنید

بنا بر گزارش رسیده دادگاه رسیدگی به اتهامات سه دانشجویی بازداشتی پلی تکنیک صبح فردا(دوشنبه) ساعت 10 برگزار خواهد شد .

آقایان احسان منصوری ، مجید توکلی و احمد قصابان سه دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران که به اتهام توهین به مقدسات و نشر اکاذیب و تشویق اذهان عمومی در زندان اوین نگهداری می شوند صبح روز یک شنبه در مجتمع قضایی قدوسی محاکمه خواهند شد ، بنا بر گفته ها این دادگاه به صورت علنی برگزار خواهد شد .

سه دانشجوی بازداشتی در حالی در این دادگاه محاکمه خواهند شد که پیشتر اتهامات مذکور را رد کرده و نشریات منتشر شده را جعلی می دانند اما در عین حال رژیم جمهوری اسلامی با اعمال شکنجه بر این سه دانشجو از ایشان اقرار های مبنی بر دست داشتن در این نشریات را گرفته است .

فعالان حقو ق بشر در ایران خواهان برگزاری دادگاه به صورت علنی و منصفانه توسط قوه قضائیه می باشد و خواهان محاکمه عادلانه ایشان در این دادگاه است .

فعالان حقوق بشر در ایران 10.11.2007
سکته یک استاد دانشگاه زیر شکنجه در زندان اوین

سکته استاد دانشگاه شهید رجایی زیر شکنجه
مامورین در زندان اوین
عبدالله عباسی جوان استاد معماری دانشگاه شهید رجایی و فعال ترک که از تارخ ۲۸/۵/۸۶ در زندان اوین در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد زیر شکنجه مامورین وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد.
بنا به گزارش خبرنگار وبلاگ دوستاق خانواده عباسی جوان در جریان ملاقات با وی متوجه آثار شکنجه روی بدن وی شده اند وبه گفته برادر عباسی ،وی حدود ۳۰ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کرده است.او به برادرش خواسته تا به قاضی اطلاع دهد که وی در جریان بازجویی وشکنجه بازجویان وزارت اطلاعات دچار سکته شده است و نیاز فوری به پزشک دارد.
وبلاگ دوستاق بعنوان مجمعی از فعالین حقوق بشر آذربایجانی از تمامی مجامع مدافع حقوق بشر در ایران ودر عرصه بین المللی می خواهد تا ضمن محکومیت شکنجه فعالین ترکی همچون عبدالله عباسی جوان،از دولت ایران بخواهند تا امکان دسترسی مهندس عباسی جوان را به پزشک فراهم سازد
سه شنبه 15 آبان ماه سال 1386

ديده بان حقوق بشر: «نوجوان کرمانشاهی را اعدام نکنید»

سازمان ديده بان حقوق بشر، با انتشار بيانيه ای ضمن اعملام پيشتازی ايران دراعدام نوجوانان، خواستار لغو حکم اعدام «ماکوان مولود زاده» در کرمانشاه شده است.

در اين بيانيه آمده است که مقامات مسئول ايرانی بايد هر چه سريعتر از اعدام ماکوان مولود زاده جلوگيری کنند و حکم مرگ وی را تغيير دهند.

مولود زاده، بيست ساله، بر اساس «مستندات شائبه دار و مخدوش» در چهارم خرداد ماه سال جاری از سوی شعبه هفتم دادگاه جنايی کرمانشاه به اعدام محکوم شد در حالی که وی در هنگام ارتکاب جرم، کودکی ۱۳ ساله بوده است.

«نوجوان کرمانشاهی را اعدام نکنيد»

اتهام ماکوان مولود زاده، «تجاوز به سه کودک در سن ۱۳ سالگی» ذکر شده و دادگاه در حالی بر محکوميت فوق اصرار داشت که بخشی از شاکيان اتهام هايشان را پس گرفتند.

ديده بان حقوق بشر همچنين اعلام کرده که «در روند دادرسی منجر به صدور حکم اعدام برای اين نوجوان تخلفات متعددی از آئين دادرسی جزايی ايران صورت گرفت.»

مولود زاده ۲۰ ساله در جريان دادرسی گفت: «تمامی اعترافاتی که او درباره جرائم مربوطه کرده، نادرست بوده و تحت فشار از وی اخذ شده است» اما قاضی همچنان از پذيرش ادعای مولود زاده مبنی بر اينکه مجبور شده است تا اتهاماتی را بپذيرد که مرتکب نشده بود، سرباز زد و پرونده را مختومه نکرد.
سازمان دیده بان حقوق بشر
جو استورک، معاون مدير بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است:«ماکوان مولود زاده در حالی با حکم مرگ روبه رو می شود که در هنگام ارتکاب جرم ۱۳ سال داشته است که حتی مدعيانش پذيرفتند که آن جرائم رخ نداده اند. آيت الله شاهرودی، رييس قوه قضائيه شايسته است تا اقدامی انجام دهد تا اطمينان حاصل شود که حکم اعدام لغو شده است و پرونده مولودزاده مجددا مورد دادرسی قرار گيرد.»

يک روزنامه نگار که پرونده مولود زاده را پيگيری و با پدر وی نيز صحبت کرده است به سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است:«متصديان مربوطه از همين اکنون محلی را که قرار است مولود زاده در آنجا در ملاء عام به طناب دار آويزان شود، مشخص کرده اند و همين امر نشانه ای است از اينکه ممکن است زمان اعدام وی نزديک باشد.»

بيانيه ديده بان حقوق بشر در خصوص چگونگی صدور حکم اعدام برای ماکوان مولودزاده گزارش داده که «سه مرد در شهريور ماه ۱۳۸۵ به يک پاسگاه پليس در شهر پاوه مراجعه نموده و شکايت کردند که مولود زاده هفت سال پيش به آنها تجاوز کرده است. پليس وی را دستگير کرد و سپس او را با زدن مو های سرش، نشاندن بر روی خر و گرداندن در دور شهر تحقير کرد.»

قوانين ايرانی مربوط به جرائم عفت عمومی از قبيل «تجاوز» اشعار می دارد که «دادستانی دادگاه عمومی بايد پرونده را برای تحقيقات بيشتر به دادگاه جزايی بفرستد، جايی که قاضی ممکن است از شاکيان سئوال کند و ترتيبی دهد تا توسط يک پزشک قانونی معاينه گردند» اما سعيد اقبالی، وکيل مولود زاده به روزنامه های ايرانی گفته که «دادستان دادگاه عمومی قوانين مربوطه را نقض کرده، تحقيقات را خودش انجام داد و پرونده را به دادگاه فرستاد و دادگاه نيز از پذيرش انصراف شاکيان امتناع کرد.»

به گفته ديده بان حقوق بشر، مولود زاده ۲۰ ساله در جريان دادرسی گفت: «تمامی اعترافاتی که او درباره جرائم مربوطه کرده، نادرست بوده و تحت فشار از وی اخذ شده است» اما قاضی همچنان از پذيرش ادعای مولود زاده مبنی بر اينکه مجبور شده است تا اتهاماتی را بپذيرد که مرتکب نشده بود، سرباز زد و پرونده را مختومه نکرد.

اين نهاد بين المللی مدافع حقوق بشر با اشاره به اينکه بر اساس قوانين ايرانی جرائم مربوط به عفت عمومی نظير «تجاوز» مستقيما برای تجديد نظرخواهی نهايی به ديوان عالی کشور ارسال می شود تاکيد کرده که « ديوان عالی کشور در ۲۸ تيرماه امسال مجازات مرگ ماکوان مولودزاده را تاييد کرده و اين حکم ممکن است هر لحظه اجرا شود.»

اعدام ۱۷ نوجوان ظرف سه سال

ديده بان حقوق بشر در بيانيه خود همچنين اعلام کرده است که «ايران مقام اول دنيا را در اعدام مجرمان جوان يعنی متهمانی که در هنگام ارتکاب جرم، سن شان زير ۱۸ سال بوده است، را دارد.»

اين سازمان ضمن ابراز نگرانی از احتمال اجرای حکم اعدام ماکوان مولودزاده گزارش کرده که «ايران دو نوجوان را درهمين سال اعدام کرده است.»

يکی از آنها محمد رضا موسوی شيرازی ۲۰ ساله بود که در زندان عادل آباد شهرستان شيراز در تاريخ چهارم ارديبهشت ۸۶ اعدام شد و دليل اعدام وی دخالت در قتلی بود که در ۱۶ سالگی انجام شده بود و ديگری اعدام سعيد قنبر زهی بود که در تاريخ ششم خرداد ۸۶ در شهرستان زاهدان اعدام شد در حالی که اتهام وی مشارکت در جرمی در سن ۱۷ سالگی بود .

پيش از اين نيز در ۳۱ خرداد سالجاری ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی از اعدام نوجوانان در ايران اعلام کرده بود که «ايران بايد فورا استفاده از مجازات مرگ برای جرائمی که نوجوانان زير ۱۸ سال انجام می دهند را به تعليق در بياورد.»

در آن گزارش آمده بود که «تاکنون مشخص شده که ايران از سال ۲۰۰۴ تاکنون ۱۷ بزهکار کودک را اعدام کرده است که اين رقم هشت برابر بيشتر از اعدام کودکان در هر کشور ديگری است.»

اين سازمان با انتقاد از مقام های ارشد قوه قضاييه اعلام کرده بود که «مقامات عالی رتبه قوه قضاييه ايران همواره احکام صادر شده اعدام که به صورت پياپی برای کودکان بزهکار را تاييد کرده اند، در حالی که در برخی موارد اين محکومان تنها ۱۵ سال سن داشتند.»

در ۳۱ خرداد سالجاری ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارشی از اعدام نوجوانان در ايران اعلام کرده بود که «ايران بايد فورا استفاده از مجازات مرگ برای جرائمی که نوجوانان زير ۱۸ سال انجام می دهند را به تعليق در بياورد.» کلاريسا بن کامو، پژوهشگر حقوق کودکان در بخش خاور ميانه سازمان ديده بان حقوق بشر در آن هنگام گفته بود که «ايران شاخص شرم آور مقام اولی دنيا در اعدام کودکان را حفظ کرده است و مقامات مسئول بايد فورا به اين وضعيت پايان دهند.»

وی همچنين خواستار تدوين و تصويب قوانينی در ايران شده بود که«به شکلی صريح مجازات مرگ کودکان را ممنوع کند.»

تکذیب مقامات قضایی

مقامات قضائی در ايران بارها گفته اند که جوانان زير ۱۸ سال در ايران اعدام نمی شوند، از جمله عليرضا آوايی، رييس دادگستری تهران در نهم مهر ۱۳۸۵ به خبرنگاران گفته بود:«اکنون مشی بر اين است که حکم اعدام افراد زير ۱۸ سال اجرا نشود و مدت قابل توجهی نيز اجرا نشده است.»

با اين حال گزارش های انتشار يافته از سوی منابع رسمی در ايران و گزارش سازمان های مدافع حقوق بشر و از جمله ديده بان حقوق بشر و عفو بين الملل حاکی از آن است که ۱۷ نوجوان زير ۱۸ سال را در فاصله سال ۲۰۰۴ تاکنون اعدام کرده است.

ايران، سودان، چين و پاکستان به عنوان کشورهايی شناخته شده اند که از سال ۲۰۰۴ مجزمان جوان را اعدام کرده اند.

سودان دو فقره از اعدام متهمان زير ۱۸ سال را در سال ۲۰۰۵ اجرا کرده است، چين يک مورد در سال ۲۰۰۴ و پاکستان يک مورد در سال ۲۰۰۵ داشته اند.

ايران حداقل سه مورد مشابه را در سال ۲۰۰۴، و هشت مورد را در سال ۲۰۰۵ و چهار مورد را در سال ۲۰۰۶ اعدام کرده، و در سال ۲۰۰۷ نيز تاکنون احکام دست کم دو نفر از نوجوانان محکوم به اعدام را اجرا کرده است.

دو معاهده بين المللی «ميثاق حقوق کودک» و «ميثاق حقوق مدنی و سياسی» اجرای حکم اعدام برای افرادی که زير ۱۸ سال سن دارند، ممنوع کرده و با وجود اين که ايران هر دوی اين معاهدات را تصويب کرده اما کماکان نوجوانان را اعدام می کند.05.11.2007

گزارش نخستین برنامه مشترک جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران

و کانون مدافعان حقوق بشر

حميد حميدي (راديو پامچال)

روز شنبه مورخ 27 اكتبر 2007 اولين نشست مشترك جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران(واحد كشور فرانسه) كه عضو فدراسيون جهاني دفاع از حقوق بشر مي باشد(به رياست دكتر عبدالكريم لاهيجي) و كانون مدافعان حقوق بشر در ايران (به رياست دكتر شيرين عبادي) كه تقاضاي عضويت در فدراسيون جهاني حقوق بشر را نموده اند ، با شركت:
شیرین عبادی
محمدعلی دادخواه
فرهاد عاملی
نرگس محمّدی
عبدالکریم لاهیجی

و اسقبال ايرانيان علاقه مند به موضوعات حقوق بشر و تحت عنوان “آزادي بيان” برگزار شد.

ابتداء نامه آقاي عبدالفتاح سلطاني كه به دليل عدم اجازه خروج و ضبط پاسپورت ايشان توسط دادگاه انقلاب، نتوانسته بود در اين نشست شركت نمايد،توسط دكتر لاهيجي كه مسئوليت اداره جلسه را به عهده داشتند،براي حاضرين قرائت گرديد.

سپس دكتر لاهيجي با معرفي رياست فدراسون ،خانم سهيل از كشور مراكش از ايشان دعوت به سخنراني نمود.

خانم سهيل ضمن تشكر و خوش آمد گوئي به مهمانان و حاضرين در جلسه از تلاش هاي فعالان حقوق بشر در ايران قدرداني و مراتب تاسف خود را به نقض آشكار حقوق بشر در ايران بيان نمود. ايشان در سخنان خود به نشست مشترك در سازمان ملل و بررسي وپيگيري بر وضع نابسامان حقوق بشر در خصوص فعالين سياسي و اجتماعي و كارگري و زنان، با توجه وضعيت دشوار زندانيان در ايران و با توجه به ارتباط فدراسيون با اتحاديه اروپا ،به موضوعاتي كه در آخرين نشست با مقامات اين اتحاديه در خصوص نقض حقوق بشر در ايران داشتند ،اشاره نمودند.
پس از سخنان ايشان ، نوبت به مهمانان حاضر در جلسه رسيد، كه ضمن معرفي ايشان توسط دكتر لاهيجي به موضوع “آزادي بيان” از منظرهاي مختلف پرداختند.

سخنانان دكتر لاهيجي

مشروح كامل سخنانان خانم شيرين عبادي

مشروح كامل سخنانان آقاي محمد علي دادخواه

مشروح كامل سخنانان خانم نرگس محمدي

مشروح كامل سخنانان آقاي فرهاد عاملي

برای شنیدن سخنان افراد بر شمرده به این تارنما مراجعه کنید :http://asre-nou.net/1386/aban/6/m-gozaresh.html
28.10.2007
ابراز نگرانی اتحاديه اروپا از «نقض حقوق بشر» در ایران

براون: «تا توقف برنامه اتمی، افزایش تحریم ایران باید ادامه یابد»
اتحاديه اروپا روز سه شنبه ۲۳ ماه اکتبر در بيانيه ای نسبت به آنچه «سرکوبی فزاينده آزادی بيان و تشديد محدويت ها بر مطبوعات ايران» خوانده، «عمیقا» ابراز نگرانی کرده و خواهان آزادی فوری عمادالدين باقی، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ايران و سه دانشجوی بازداشت دانشگاه امير کبير شده است.
رياست دوره ای اتحاديه اروپا، که هم اکنون در اختيار پرتغال است، در بيانيه خود با اشاره «تضييع فزاينده حقوق و آزادی های گروه های مختلف در جمهوری اسلامی» نوشته است:«اتحاديه اروپا تعطيلی روزنامه ها، مجلات، به ويژه خبرگزاری کار ايران، ايلنا، و همچنين سرکوب فزاينده روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان و فعالان حقوق بشر که برای دستيابی به حقوق خود تلاش می کنند، را محکوم می کند.»
رياست دوره ای اتحاديه اروپا در بخش ديگری از اين بيانيه خود خواهان آزادی فوری عمادالدین باقی، احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی ، سه دانشجوی زندانی دانشگاه اميرکبير شده است.
عمادالدين باقی از روزنامه نگاران اصلاح طلبی است که بعد از سپری کردن مدتی در زندان به دليل نوشته هايش، به فعاليت برای دفاع از حقوق زندانيان و همچنين تلاش برای لغو مجازات اعدام در ايران روی آورد.
آقای باقی بنيانگذار« انجمن های دفاع از حقوق زندانيان و پاسدار حق حيات» است که يکشنبه بيست دوم مهرماه (دوازدهم اکتبر) به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» بازداشت شده است.
اين بيانيه درباره حکم صادره عليه دانشجويان دانشگاه امير کبير تاکيد کرده است:«اين احکام نقض آشکار تعهدات بين المللی ايران در زمينه حقوق بشر است.»
شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران مجيد توکلی را به سه سال و احمد قصايابان را به دو سال و نيم و احسان منصوری را به دو سال زندان محکوم کرده و با قيد «تعزيری» بودن اجرای حکم زندان را اجباری کرده است
در اين بيانيه همچنين از ايران خواسته شده تا با رعايت تعهدات بين المللی خود درزمينه حقوق بشرو رفع محدويت فعاليت های سياسی، زمينه برگزاری انتخاباتی آزاد و دمکراتيک را فراهم کند.
اين بيانيه که از سوی رييس دوره ای اتحاديه اروپا به نمايندگی از بيست و هفت کشورعضو اين اتحاديه صادر شده است مورد حمايت کشورهای غير عضو نيز، مانند نروژ، ايسلند، اوکراين، مولداوی و جمهوری های يوگسلاوی سابق ، قرار گرفته است.
«در طول ۲۵ سال گذشته شغل اصلی من پژوهش و تاليف بوده و تاکنون ۲۱ کار پژوهشی ، مجموعه مقالات و ترجمه منتشر کردم. اما هفت کتاب من يا پس از انتشار توقيف شده يا پيش از انتشار ممنوع گرديده است».
عمادالدین باقی

«نامه سر گشاده باقی به رييس قوه قضاييه ايران»
در حالی که رياست دوره ای اتحاديه اروپا خواهان آزادی عمادالدين باقی شده است که وی پيش از بازداشت در نامه ای سرگشاده به رييس قوه قضاييه، که آن را «تظلم نامه»خود خوانده، از وی خواسته بود که پشتيبان حقوق فردی و اجتماعی شهروندان باشد.
نامه آقای باقی به رييس قوه قضاييه ايران پس از بازداشت وی به صورت عمومی منتشر شده است .
آقای باقی در اين نامه چند صفحه ای به طور مشروح به فشارها و محدوديت هايی که بر وی و خانواده اش وارد شده اشاره کرده، از جمله، ممنوعيت تدريس در دانشگاه، لغو مجوز فعاليت های مطبوعاتی و ممنوعيت مصاحبه خبری با رسانه های خارجی.
آقای باقی می نويسد که « در طول ۲۵ سال گذشته شغل اصلی من پژوهش و تاليف بوده و تاکنون ۲۱ کار پژوهشی ، مجموعه مقالات و ترجمه منتشر کردم. اما هفت کتاب من يا پس از انتشار توقيف شده يا پيش از انتشار ممنوع گرديده است.»
وی از شنود تلفن هايش شکايت کرده است و می گويد: خانه ام تحت مراقبت امنيتی است و از ساختمان های مشرف بر خانه ما با دوربين و وسيله استراق سمع همه چيز تحت کنترل است.
در بخشی از اين نامه، آقای باقی به چند و چون ماجرای ممنوع الخروج شدن خود و خانواده اش اشاره کرده و می نويسد«در حالی که می توان از پيش به افراد و به ويژه افراد شناخته شده اطلاع دهند که اجازه خروج از کشور را ندارند، از اين کار ساده امتناع می ورزند و پس از اينکه آنها وقت و هزينه زيادی را برای تدارک سفر صرف می کنند، در لحظه خروج دست به چنين عملی می زنند و شهروندان را بدينوسيله مورد آزارو اذيت قرار می دهند.»
وی همچنين به فشارهای سازمان بازرسی کل کشور و وزارت کشور برای تعطيلی انجمن دفاع از حقوق زندانيان که آقای باقی رييس آن است اشاره کرده است.
این فعال حقوق بشر در پايان اين نامه خود نوشته است:«اگرچه نوشتاری که آمد ذکر احوال شخصيه بود اما مهمترين نکته و مقصود من از تظلم نامه اين است که آنچه گزارش شد در رفتاری که با هزاران شهروند ديگر در اين مرز و بوم رخ داده و می دهد، ناچيز و بی رنگ است.»

«تا توقف برنامه اتمی، افزایش تحریم ایران باید ادامه یابد»

همزمان با آغاز مذاکرات خاوير سولانا، سرپرست سياست خارجی اتحاديه اروپا با مقام های ايرانی، گوردون براون، نخست وزير بريتانيا گفت که افزايش تحريم ها عليه ايران، تا زمانی که برنامه هسته ای ايران متوقف نشود، بايد ادامه پيدا کند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، آقای براون که در يک کنفرانس خبری مشترک با اهود اولمرت، نخست وزير اسراييل سخن می گفت، افزود: «ما در اينکه آماده ايم و فشارها را برای افزايش تحريم ايران افزايش خواهيم داد، کاملا شفاف هستيم.»
وی گفت: «ما در حال همکاری با سازمان ملل هستيم تا به اين موضوع (افزايش تحريم ايران) دست يابيم. ما همچنين برای تحريم های بيشتر اروپايی نيز آماده شده ايم. ما می خواهيم اين موضوع که از جاه طلبی هسته ای آن کشور (ايران) حمايت نمی کنيم، کاملا شفاف باشد.»
اين سخنان تند آقای براون عليه برنامه هسته ای ايران، از سوی نخست وزير اسراييل که برای مذاکرات در همين باره در لندن به سر می برد، تاييد شد.
«ما در حال همکاری با سازمان ملل هستيم تا به اين موضوع (افزايش تحريم ايران) دست يابيم. ما همچنين برای تحريم های بيشتر اروپايی نيز آماده شده ايم. ما می خواهيم اين موضوع که از جاه طلبی هسته ای آن کشور (ايران) حمايت نمی کنيم، کاملا شفاف باشد.»
گوردن براون
نخست وزير بريتانيا افزود: «تحريم های اقتصادی موثر هستند. فشارهای مهمی نيز پيش از اين وارد شده اند، اما (اين تحريم ها) کافی نبوده اند. پس بايد بيشتر باشند. تا کجا؟ تا آنجا که ايران برنامه هسته ای خود را متوقف کند.»
ساعاتی پيش از انتشار اين اظهارات آقای براون، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران گفته بود که اين کشور حاضر نيست بر سر «حقوق هسته ای» خود با هيچ کشوری مذاکره کند و تاکيد کرده بود که ايران، «ذره ای از مواضع خود عقب نشينی نخواهد کرد.»
اظهارات تند رهبران ايران و بريتانيا در حالی روز سه شنبه منتشر شده است که از ساعت پنج بعد از ظهر به وقت محلی، خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا و سعيد جليلی، دبير جديد شورای عالی امنيت ملی با يکديگر در رم ملاقات می کنند.
در اين مذاکرات علی لاريجانی که تنها سه روز است از سمت دبيری شورای عالی امنيت ملی کناره گيری کرده است، به عنوان نماينده آيت الله خامنه ای در اين شورا، حضور خواهد داشت.

«زمان حمله به ايران؟»
در کنفرانس مطبوعاتی روز سه شنبه نخست وزيران دو کشور بريتانيا و اسراييل، آقای براون در پاسخ به اين سئوال که چه زمانی به ايران حمله خواهد شد؟ گفت که معتقد است، تحريم های فزاينده عليه ايران برای حل بحران هسته ای اين کشور، «به نتيجه خواهد رسيد.»
آقای براون گفت: «به باور من، ترکيب خواسته همه ما اين است که از مجاری سازمان ملل موضوع را پی بگيريم؛ کاری که انجام خواهيم داد. و همچنين با توانايی ما به عنوان اتحاديه اروپا در تحريم ايران، قدرتمندترين پيام ممکن را برای ايران بفرستيم.»
اين برای نخستين بار است که اهود المرت، نخست وزير اسراييل از زمان به قدرت رسيدن گوردن براون در بريتانيا به اين کشور سفر کرده است. وی هفته گذشته نيز با ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه ديدار کرده بود و روز دوشنبه نيز به کاخ اليزه رفته بود تا با رييس جمهوری فرانسه مذاکره کند.
موضوع برنامه هسته ای ايران از جمله محورهای مهم دیدارهای آقای اولمرت با رهبران اين کشورها اعلام شده بود.

ارائه دوباره بسته پيشنهادی به ايران
در همین حال، کريستينا گالاک، سخنگوی خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، پیش از ديدار اين مقام اروپايی با سرپرست جديد تيم مذاکرات هسته ای ايران گفت که به رغم هر تغيير احتمالی در مواضع ايران، اروپا بار ديگر بسته پيشنهادی خود را برای بازگرداندن ايران به مذاکرات هسته ای، به اين کشور ارائه می کند.
مذاکرات این سه تن از ساعت پنج بعدازظهر به وقت محلی در رم آغاز شده است.
خانم گالاک به خبرگزاری رويترز گفت: «ما می رويم که ببينيم آنها با چه موضعی به رم می آيند.»
ايران از سوی جامعه جهانی تحت فشار است که برنامه غنی سازی اورانيوم خود را متوقف کند، چرا که کارشناسان اتمی می گويند که غنی سازی اورانيوم برای پروژه توليد برق از انرژی هسته ای، «ضروری» نيست، اما برای ساخت بمب هسته ای در يکی از روش های توليد اين تسليحات، «يکی از مراحل ضروری» محسوب می شود.
تاکنون دو قطعنامه در شورای امنيت صادر شده که در هر دو قطعنامه از ايران خواسته شده غنی سازی اورانيوم را متوقف کند، اما ايران از اجرای اين قطعنامه های خودداری کرده است و اين احتمال وجود دارد که شورای امنيت با صدور سومين قطعنامه، اقدامات تنبيهی سخت گيرانه تری را عليه ايران در پيش بگيرد.
خانم گالاک گفت: «بر اساس پيشنهاداتی که مطرح شده، موضوع احتمال از سرگيری مذاکرات هسته ای با ايران، در ديدار روز سه شنبه بررسی خواهد شد.»
ديپلمات های ارشد اروپايی، مجموعه امتيازات اقتصادی و سياسی که پيش از اين به عنوان پاداش توقف غنی سازی اورانيوم، در ماه ژوئن به ايران ارائه شده بود را بار ديگر به عنوان پيشنهاد تشويقی مطرح خواهند کرد.
کريستينا گالاک درباره جزئيات بسته پيشنهادی گفت: «در اين بسته همه آنچه که ايران برای يک برنامه صلح آميز هسته ای نياز دارد، به اين کشور داده می شود و می تواند درها را بر روی ايران برای روابط سياسی اش بگشايد و ايران را از انزوايی که در آن قرار گرفته، خارج سازد.»
صاحب نظران می گويند که دور اخير مذاکرات ايران و خاوير سولانا که در اين ساعات در رم آغاز شده است، يکی از آخرين بخت های ديپلماتيک ايران برای جلوگيری از صدور سومين قطعنامه عليه ايران است.
ناظران می گويند که صدور يا عدم صدور قطعنامه سوم عليه ايران در شورای امنيت به محتوای اين دو گزارش – گزارش سولانا و گزارش آژانس – و رفتار ايران تا پايان ماه نوامبر – ۴۰ روز آينده – بستگی دارد.
آقای سولانا به نمايندگی از گروه ۱+۵ در مذاکرات با ايران حاضر خواهد شد و نتايج اين مذاکرات را نيز به اين گروه اعلام خواهد کرد.
گروه ۱+۵ متشکل از پنج عضو دائمی شورای امنيت – آمريکا، بريتانيا، روسيه، چين و فرانسه – است که به همراه آلمان، برای مقابله با دستيابی ايران به سلاح هسته ای تشکيل شده است.
همزمان بر اساس توافق تازه ايران و آژانس بين المللی انرژی هسته ای، مقام های تهران متعهد شده اند که تا ماه نوامبر به ابهامات باقی مانده درباره برنامه هسته ای خود پاسخ دهند.
آژانس بين المللی انرژی هسته ای نتيجه اين توافق را تا پايان ماه نوامبر به شورای امنيت سازمان ملل اعلام خواهد کرد.
ناظران می گويند که صدور يا عدم صدور قطعنامه سوم عليه ايران در شورای امنيت به محتوای اين دو گزارش – گزارش سولانا و گزارش آژانس – و رفتار ايران تا پايان ماه نوامبر – ۴۰ روز آينده – بستگی دارد.
رادیو فردا

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین ظهر امروز 11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند .

11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج که ظهر امروز به زندان اوین انتقال یافته بودند ساعاتی پیش از اتاق اعزام به سلول های انفرادی بند 240 منتقل شدند تا سحرگاه فردا اعدام شوند ، از هویت این افراد اطلاعی در دست نیست ، لازم به ذکر است رژیم جمهوری اسلامی در برخی موارد زندانیان سیاسی و امنیتی را نیز تحت نام زندانیان عادی اعدام می کند.

رژیم جمهوری اسلامی در روز جهانی علیه اعدام در 18 مهر ماه نیز دو تن از زندانیان سیاسی در کردستان را اعدام کرد .

فعالان حقوق بشر در ایران صدور و اجرای احکام اعدام در ایران را محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد نسبت به اجرای به رویه احکام اعدام در ایران اقدامات جدی انجام دهد.
16.10.2007فعالان حقوق بشر

اطلاعیه ی دبیرخانه بین المللی حزب سوسیالیست فرانسه
به مناسبت سالروز جهانی بر ضد مجازات اعدام

بنظر میرسد که ایده توقف قانونی مجازات اعدام در میان بسیاری از دولت ها و افکار عمومی جهان پیشرفت کرده است. حزب سوسیالیست از اینکه شورای اروپا ابتکار از سرگیری این پروژه و کوشش در الغای جهانی حکم اعدام بسیار خشنود است.

با اینحال وقایع اخیر نشان میدهد که مبارزه بر علیه مجازات اعدام می بایستی با قدرت هرچه تمامتر ادامه پیدا نماید. حزب سوسیالیست بسیار متاسف است که لهستان با خواست شورای اروپا مبنی بر برقراری یک روز اروپایی بر علیه مجازات اعدام، مخالفت نمود.

یکشنبه 7 اکتبر 2007 ، 3 روز قبل از سالروز جهانی بر ضد مجازات اعدام، 15 نفر در افغانستان اعدام شدند و این در حالی است که این کشور حدود دو سالی است که به حکم اعدام متوسل نشده است.

در ایران اعدام قضایی و غیر قضایی ادامه دارد. درطی 9 ماه اخیر ایران 210 اعدام در ملا عام انجام داده است.

برای ابراز حمایت خود از تمامی فعالینی که برای لغو مجازات اعدام مبارزه میکنند، حزب سوسیالیت امروز ساعت 14 مقابل اپرای پاریس در کنار انجمن ها حضور خواهد داشت تا بار دیگر حمایت خود از لغو مجازات اعدام در ایران و سایر ممالک اعلام دارد.

چهارشنبه 10 اکتبر 2007
اغتشاش در سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین و اعدام یک زندانی دیگر

صور دستور ضرب وشتم یک زندانی سالخورده بیمار توسط مقامات زندان اوین باعث درگیری شدید زندانیان سالن یک اندزگاه 7 زندان با ضاربین گردید .

درگیری زمانی روی داد که سرهنگ بازنشسته احمد فتح الله پور با داشتن 96 سال همچنان به اصطلاحات ضد حکومتی خود و بی توجه به تهدیدات انجام گرفته ادامه داد .

یورش و ضرب و شتم وی توسط عوامل ریاست اندرزگاه 7 زندان (حاج داود بالوایه) که منجر به آسیب دیده گی شدید دست و پا و کمر این زندانی بیمار و سالخورده گردید باعث تحریک زندانیان و درگیری آنان با ضاربان شد که در این درگیری شدید حداقل 4 نفر مجروح و به بهداری زندان و 6 فرد دیگر نیز به انفرادی های بند 240 منتقل گشتند .

همچنین بنا بر اخبار رسیده یک زندانی بنام مهدی دلیری از افراد بازداشت شده در طرح ارتقای امنیت اجتماعی در خرداد ماه سال جاری روز چهارشنبه به زندان اوین اندرزگاه 8 منتقل شده بود شب گذشته اعدام شد، نامبرده به همراه دو تن از برداران خود در خردادماه سال گذشته بازداشت شده بودند .

فعالان حقوق بشر در ایران اعدام جوانان ایرانی تحت نام اراذل و اوباش را محکوم می کند و طرح ارتقای امنیت اجتماعی را بک طرح سیاسی برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و بستن فضای مدنی می داند
14اکتبر 2007

عمادالدين باقی بازداشت شد

ايسنا: عمادالدين باقي، رييس هيات مديره‌ى انجمن دفاع از حقوق زندانيان امروز بازداشت شد.

صالح نيكبخت با بيان اين مطلب گفت: امروز به همراه موكلم و آقاى مولايى ديگر وكيل اين پرونده براى سومين بار به شعبه‌ى اول بازپرسى معاونت امنيت دادسراى عمومى و انقلاب مراجعه كرديم و بازپرس تحقيقات را از موكل مجددا شروع كردند.

وى خاطرنشان كرد: تبليغ عليه نظام و انتشار اسناد محرمانه‌ى دولتى از طريق همايش‌ها و سخنراني‌ها از قول زندانيان بندهاى امنيتى اتهاماتى است كه به او تفهيم شده بود.

نيكبخت افزود: موكل بر حسب اعلام خود اين اتهامات را رد كرده و اظهار داشته بود چون انجمن ثبت شده و قانونى بوده فعاليت آن نيز در چارچوب قوانين و مقررات كشور صورت گرفته و هيچ كار غير قانونى انجام نداده‌ايم و از بازپرس پرونده درخواست كرده بودند مورد يا موارد افشاى اسناد محرمانه و نيز زمان و مكان سخنرانى يا همايش را توضيح دهد.

وى افزود: به هر صورت با توجه به عدم حضور ما در جلسه‌ى بازپرسى پس از مدتى موكل با برگ پايندانى (وثيقه) بيرون آمد و ديديم كه بازپرس پرونده براى او قرار وثيقه‌ى 500 ميليون ريالى صادر كرده بود و اتهامات همان بود كه پيش از اين توضيح داده شد.

وى خاطر نشان كرد: چون خانم باقى در دادسرا حضور داشت با عجله بيرون رفته تا وثيقه را تامين كند و بازپرس پرونده هم به ما اعلام كردند چنانچه وثيقه آماده شود او براى اين پرونده آزاد خواهد شد.

وى ادامه داد:بعدا متوجه شديم علاوه بر اين پرونده جديد، به دليل محكوميت يكساله‌اى كه در سال 82 از طرف شعبه‌ى شش دادگاه انقلاب به رياست قاضى بابايى صادر شده بود، وى به بايد به زندان برود كه اين محكوميت در ابتدا تعليقى بوده و سپس تعزيرى شده بود و ما تصور مي‌كرديم دادستانى تهران با درخواست تبديل حكم محكوميت به مجازات ديگر موافقت كرده‌اند كه اين نادرست بود و به همين جهت ماموران اجراى احكام باقى را به مكانى ديگر منتقل كردند.

نيكبخت ابرازعقيده كرد: موكل از زمانى كه بعد از تحمل كيفر سه ساله آزاد شده بود در مقالات و نوشته‌هاى خود و همچنين در انجمن دفاع از حقوق زندانيان به رعايت قوانين و مقررات جارى كشور تاكيد مي‌كرد.

وى ادامه داد: با اين وجود در طول چهار سال گذشته 23 بار به دادسرا احضار و يا محاكمه شده‌ است و با توجه به اين‌كه نه امكان كار در كشور را داشت و نه اجازه‌ى انتشار كتاب‌هايش به او داده مي‌شد عملا به نوعى زندانى بود.کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره361-۲۰۰۷
تاریخ: 22 /7/1385

عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان که در پی احضار به معاونت امنیت دادسرای انقلاب تهران، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شد.

همسراین فعال حقوق بشر با اعلام خبر بازداشت وی گفت که اطلاع بیشتری در مورد سرنوشت او ندارد.

باقی که در سال 2005 به سبب فعالیت های خود در جهت متوقف ساختن حکم اعدام در ایران، جایزه حقوق بشر فرانسه را دریافت کرده بود، پیش از این ازسوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تأیید قرار گرفت.

اتهامات وی از سوی دادگاه، اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت کشور( دو سال حبس) و تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ايران به نفع گروه‌های بيگانه و مخالف نظام (يک سال حبس) عنوان شد.

لازم به یادآوری است همسر و دختر عمالدین باقی نیز به اتهام اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايمی بر ضد امنيت کشور به ۳ سال حبس به مدت ۵ سال تعليق محکوم شده‌اند که اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شرکت در کنفرانسی مربوط به حقوق بشر بوده است.

گفتنی است عمادالین باقی از سال 2000 تا 2003 نیز در زندان اوین به سر برد.

Komite.gozareshgar@gmail.com
در اعتراض به اعدام؛ نقض حق بنیادین حیات

حق حیات نخستین حق انسانی است و بدون آن سایر حقوق برسمیت شناخته شده ی مدنی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز امکان تحقق نخواهد داشت. ازین سان هرگونه تعرض به آن نقض صریح حقوق بنیادین بشر است. اجرای احکام مغایر با شأنیت انسان، شکنجه ها و اعمال مجازات جسمی و مهمتر از همه اعدام از جمله مصادیق بارز نقض حق تمامیت جسمانی افراد است.

ایران به لحاظ تعداد موارد اعدام پس از چین جایگاه دوم را در سطح جهان به خود اختصاص داده و با روندی رو به رشد در سال میلادی جاری با پشت سر نهادن عربستان بالاترین سرانه اعدام جهان را به خود اختصاص خواهد داد.

احکام اعدام در حالی در ایران صادر و اجرا می شود که استدلال موافقان آن کاهش میزان وقوع جرم و جلوگیری از جنایت است. از سوی دیگر مطالعات جامعه شناسان و بررسی های آماری عکس این مدعا را نشان می دهد. از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون بیش از 240 مورد حکم اعدام به اجرا درآمده که نسبت به 177 مورد در سال 2006 رشدی معادل 35 درصد را نشان می دهد. سال جاری هنوز تمام نشده و با روند اجرای احکام اعدام پیش بینی می شود این آمار به 260 مورد افزایش یابد؛ نیز این رقم در سال 2006 نسبت به سال پیش از آن دوبرابر شده است. توضیح آن که این ارقام بر حسب موارد اعلام شده رسمی تنظیم شده و امکان آن دارد تا با احتساب آمار غیررسمی از این تعداد فراتر رود.

اعدام، به معنای کشتن شخص در پی محاکمه ی قانونی، برای مجازات وی در پی ارتکاب جرم است. یکی از بزرگترین ایرادات وارده به مجازات اعدام ماهیت بی رحمانه و برگشت ناپذیرآن، تحت هرگونه شرایطی است. و اگر كسي به خطا اعدام شد ديگر نمي‌توان جان او را بازگرداند در حالي كه احتمال وقوع خطا در تشخيص و قضاوت وجود دارد.

متاسفانه برای توجیه گستردگی اعدام ها از ابزارهایی تبلیغاتی نظیر ایجاد ابراز همدردی بین افکار عمومی مردم و تبه دیدگان جنایت ها استفاده می شود و سعی می شود با ایجاد انزجار از تبه کاران زمینه گسترش احکام اعدام فراهم شود. در صورتی که در دنیای امروز جامعه بشری پذیرفته است که قانون باید از دید ناظر مصلح اجتماعی نوشته و اجرا شود و نباید اهداف و مقاصد انتقامجویانه را دنبال کند.

نکته نگران کننده دیگر در مورد اعدام های انجام شده در ایران نقض حقوق شهروندی متهمان و عدم برخورداری از حق محاکمه عادلانه است. بسیاری از محکومین به اعدام از حق دسترسی به وکیل در زمان دادرسی محکوم بوده اند. این امر در مورد بسیاری از متهمان امنیتی که در سیستان و بلوچستان و خوزستان اعدام شده اند صادق است.

در سال 2007 دست کم 108 بار حکم اعدام در ایران و در ملأ عام به اجرا در آمد. در حالی که مجازات اعدام سمبل خشونت است و اجرای علنی آن نتیجه ای جز رواج هر چه بیشتر خشونت در سطح جامعه نخواهد داشت.

در سال جاری میلادی یک نفر از محکومین به اعدام در ایران به وسیله سنگ (سنگسار) اعدام شد. جعفر کياني، مردي که به اتهام برقراری روابط جنسی به سنگسار محکوم شده بود در تاریخ 14 تیرماه 1385 در روستای “آقچه کند” از توابع تاکستان قزوین سنگسار شد. آمارها از 11 مورد محکومیت به رجم (سنگسار) در ایران حکایت می کند که آخرین مورد آن در 5 مهرماه جاری در شهرستان مشهد صادر شده است.

طبق بند 5 ماده 6ميثاق حقوق مدني و سياسي و همچنين ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك صدور حكم اعدام براي افرادي كه در زمان ارتكاب جرم كمتر از 18 سال داشته اند، ممنوع است. ایران میثاق الزام آور حقوق مدنی و سیاسی را پذیرفته و در کنوانسیون حقوق کودک نیز عضویت دارد. با این وجود 2 محکوم که در زمان ارتکاب به جرم کمتر از 18 سال سن داشتند در نیمه اول سال 2007 در ایران اعدام شده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر صدور حکم اعدام و اجرای آن بویژه در ملأ عام را به شدت محکوم کرده و خواستار توقف این روند است. این کمیته از همه نهادهای بانی و حامی حقوق بشر تقاضا می کند تا در راه کاهش اعدام ها، عدم اجرای علنی احکام اعدام، صدور آن برای کودکان و لغو این مجازات ضد حقوق بشری در تمامی کشورها بویژه ایران از هیچ کوششی فروگذار ننمایند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committe of
human rights reporters
شماره 360-2007
18 مهر 1386
Komite.gozareshgar@gmail.com
به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه در راه لغو حکم اعدام
گردهمآیی دراعتراض به* فاجعه اعدام در ایران اسلامی در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی در فرانکفورت!

در جهان امروز، حتی بسیاری از”دیکتاتورهای عادی” دست از اعدام کودکان واعدامهای علنی برداشته و یا حتی مجازات اعدام را لغو کرده اند! و به زودی سازمان ملل متحدبه تقاضای بیش از 100 کشور، خواستار لغو این مجازات درتمام کشورهای عضو خواهند شد.
دربیش ازدو سوم کشورهای جهان،اکنون مجازات اعدام لغوشده است. آخرین آنها ترکمنستان، قرقیزستان و رواندا می باشند.
ماهمه آزادیخواهان وبشردوستان را به شرکت فعال در این گردهم آیی، که جمعیت ما دراصل فقط دعوت کننده وهماهنگ کننده شرکت کنندگان است فرا میخوانیم.
برای مقابله با این توحش شرم آور و اعمال فشار جدی برجمهوری اسلامی در زمینه توقف اعدامها و لغو حکم اعدام و نیز جلب توجه افکار عمومی، ضروری است که حداقل در این موارد مشخص، با داشتن یک حداقل انعطاف و تحمل لازم و نیزگذشت از حداکثر خواهی ، ضمن حفظ همه تفاوتها واختلافات ، برای زمان کوتاهی درکنار هم ایستاد.
برای مقابله جدی وموثر با این توحش مهارگسیخته هیچ راهی غیرازاین وجود ندارد!
به صدادرآوردن مدام سوتهای اعتراضی در طی گردهمآیی!
درطی این گردهمآیی در یادآوری 220 اعدام انجام شده درسال 2007 درایران واعتراض به توحش حکومتی جمهوری اسلامی ، 220 بار سوتهایی را که به همراه داریم، به صدا درخواهیم آورد!

محل وزمان گردهمآیی

آلمان ، فرانکفورت، رایموند اشتراسه ، مقابل ساختمان گنسولگری جمهوری اسلامی،
چهارشنبه 10اکتبر 2007 ، راس ساعت 1بعدازظهر

برای ساکنین شهر کلن و شهرهای اطراف اتوبوسی برای حرکت از شهر کلن در نظر گرفته شده است.**

جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران- کلن 11 مهر 1386

*جمهوری اسلامی تنها حکومتی است که جنایات زیر در آن رخ میدهد و به تبع آن کشور ما ایران تنها کشوری است که این فجایع به صورت مدام در آن تکرار می شود. این جنایات در صورت تداوم و سکوت در مقابل آن، به لحاظ تاریخی نه فقط به حساب جمهوری اسلامی گذاشته می شود بلکه به لحاظ فرهنگی به ملتی هم نسبت داده خواهد شد که به این جنایات تن داده و در مقابل آن سکوت اختیار کرده است.
جمهوری اسلامی تنهاحکومتی است،
– که مرتکب جنایت “اعدام کودکان، نوجوانان و جوانان زیر 18سال می شود
– که در جهان هنوز با روش سنگسار محکومین را زجر کش می کند!
– که رکورددار تعداد احکام اجرا شده اعدام در جهان است. درسال 2007 تاکنون تعداد اعدامها که آمار رسمی حداقل آن 220 می باشد، بیشتراز مجموعه سال 2005 و2006 است، که در سال 2006 ایران بعد از چین از لحاظ تعداد مطلق اعدامها درجهان درمقام دوم قرار گرفت! نام کشور ما به لحاظ سرانه تعداد اعدامها نسبت به جمعیت کشور، در ردیف اول تبت شده واز این نظر جمهوری اسلامی دارای مقام نخست درجهان،است !
– که رکورددار اجرای مکررا علنی احکام اعدام در جهان است. این توع اعدامها در خدمت عادی کردن هر چه بیشترخشونت وتوحش عمل کرده و با هدف ایجاد رعب و وحشت و فضای سرکوب و نهادینه کردن خشونت به عنوان یک ابزار عبرت گرفتن، صورت می گیرد!
– وسرانجام در جمهوری اسلامی است که مرتبا شاهد صدور و اجرای احکام اعدام برای روزنامه نگاران ، فعالین حقوق بشر، نظیر هموطنان کرد،هیوا بوتیمار وعدنان حسن پور ونیزدرمورد دگر اندیشان و فعالین سیاسی به ویژه در مناطق غیر مرکزی و به خصوص درمورد هموطنان بلوچ وعرب، می باشیم. از220 اعدام امسال حداقل 50 اعدام در بلوچستان بوده است.دراین جا باید به صحنه تکان دهنده اعدام علنی 2جوان به نام های مجید ومحمد کاووسی فر با، چهره خندان درمرکز تهران درآگوست 2007 که به همه جهان نیز مخابره شد،به اتهام ترور یکی از “قاضی “های جمهوری اسلامی ، اشاره کرد.
ماشین اعدام جمهوری اسلامی را فقط با تلاش وسیع ومتحد می توان متوقف کرد!
فراموش نکنیم، این ماشین، هردربندی را، با هرهویتی، میتواند به کام مرگ بفرستد !
جا دارد که این روز و این مناسبت ، بویژه در شرایط امروز که افکار عمومی جهانیان و وسایل ارتباط جمعی یکسویه بر فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی متمرکز و مسئله نقض حقوق بشر به حاشیه رانده شده است، بیشتراز سوی آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر ایرانی برای جلب توجه افکار عمومی به نقض گسترده حقوق بشر در ایران مورد استفاده قرار گیرد.

** برای حرکت از شهرکلن اتوبوسی تدارک دیده شده است، که راس ساعت 9و30دقیقه صبح از بوس بانهوف برسلاور پلاتز ، مجاور ایستگاه قطار مرکزی کلن به سمت فرانکفورت حرکت خواهد کرد. برای رزرو جا میتوانید تا روز دوشنبه 8 اکتبر با تلفنهای 022117099009 ویا 016094859202 و یا01737446000 تماس بگیرید. درصورت تمایل، نیازی به پرداخت هزینه اتوبوس نخواهید داشت.
اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ۱۲ مهر ۱٣٨۶ – ۴ اکتبر
۲۰۰۷

بنا بر گزارشات رسیده از زنجان چهار تن از فعالان ترک آذربایجانی همچنان در بازداشت اداره اطلاعات زنجان بسر می برند .

لیلا حیدری ، سعید متین پور ، جلیل غنی لو ، علیرضا متین پور از فعال ترک همچنان در بازداشت گاه اداره اطلاعات زنجان بسر می برند این تدوام بازداشت در حالی است که اداره اطلاعات زنجان از اعطای ملاقات به خانواده های آنها خودداری می نماید و تنها تماس آنها به صورت تلفنی در قالب امتیاز و به صورت نا مرتب صورت میگیرد .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن اساس بازداشت این فعالان اجتماعی بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به تداوم بازداشت آنان اعلام می نماید . فعالان حقوق بشر در ایران 09.10.2007

بنا بر گزارشات رسیده از زنجان چهار تن از فعالان ترک آذربایجانی همچنان در بازداشت اداره اطلاعات زنجان بسر می برند .

لیلا حیدری ، سعید متین پور ، جلیل غنی لو ، علیرضا متین پور از فعال ترک همچنان در بازداشت گاه اداره اطلاعات زنجان بسر می برند این تدوام بازداشت در حالی است که اداره اطلاعات زنجان از اعطای ملاقات به خانواده های آنها خودداری می نماید و تنها تماس آنها به صورت تلفنی در قالب امتیاز و به صورت نا مرتب صورت میگیرد .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن اساس بازداشت این فعالان اجتماعی بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به تداوم بازداشت آنان اعلام می نماید . فعالان حقوق بشر در ایران 09.10.2007
میثم لطفی از بازداشت شدگان طرح موسوم به امنیت اجتماعی( برخورد با اراذل و اوباش) از حدود یک ماه و نیم پیش به زندان اوین انتقال یافته و در سلول انفرادی به سر می برد.

خانواده لطفی با اعلام این مطلب می گویند:” پس از اینکه میثم به مدت 3 ماه در سوله کهریزک زندانی بود، او را به همراه سایر بازداشت شدگان به زندان اوین انتقال دادند.” با این حال به نظر می رسد، میثم لطفی به همراه هانی خواندار که هر دو زیر حکم اعدام هستند، تنها کسانی باشند که در سلول انفرادی نگهداری می شوند.

پیش تر حدود 30 تن از این افراد به اندرزگاه های 7 و 8 زندان اوین انتقال یافته اند.

همچنین مادر میثم لطفی با تکذیب خبر بازداشت خود می گوید که ” دادگاه انقلاب وی را احضار کرده است ، اما تاکنون فرصت حضور در دادگاه را نیافته است.”

وی که به دلیل پیگیری وضعیت فرزندش چندین بار در دادگاه انقلاب تحت بازجویی قرار گرفته اضافه می کند،:” مسئولین دادگاه تهدید کرده اند که در صورت عدم حضور، من را بازداشت خواهند کرد.”

گفتنی است اغلب زندانیان انتقال یافته به بندهای عمومی، از کشته شدن حداقل 10 تن از بازداشت شدگان در سوله کهریزک خبر می دهند که به دلیل شدت شکنجه های وارده و عدم وجود شرایط مناسب بهداشتی و غذایی، جان باخته اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره356-۲۰۰۷
تاریخ:10 /6/1385

بنا بر گزارشات رسیده آقای غلامحسین کلبی در پی تقلیل حکم اعدامش از اعدام به ابد از دادگاه انقلاب ، انتقال به زندان ماهشهر محل زندگی خانواده اش را درخواست کرده بود.

در پیگیری های برادر ایشان مبنی بر انتقال نامبرده قاضی اجرای احکام دادگاه انقلاب ضمن توهین و فهاشی به براادر ایشان به وی اعلام کرد که اگر این مسئله دست من بود وی را اعدام می کردم.

فعالان حقوق بشر در ایران برخوردهای نامناسب و فهاشی به خانواده های زنداینان سیاسی را محکوم می کند و خواهان رعایت قوانین داخلی در برخورد با زندانیان سیاسی می باشد .
فعالان حقوق بشر در ایران 05اکتبر 2007
سهیل آصفی آزاد می شود

بر اساس گزارش رسیده سهیل آصفی بزودی آزاد خواهد شد. برای آزادی وی درخواست وثیقه ای شده که مبلغش هنوز مشخص نیست و ظاهرا به محض تهیه آن امکان آزادی وی فراهم خواهد شد.

بر اساس همین گزارش وی پس از تحمل ۵۳ روز سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین و ۱۱ روز در بند عمومی ۸ اوین، قرار است روز شنبه ۱۴ مهر از زندان آزاد شود
.از تارنمای گویا 04.10.2007
صدور حكم سنگسار برای زنی در مشهد

روزنامه حکومتی قدس (پنج شنبه 5مهرماه) : زني كه با داشتن همسر و سه فرزند مرتكب اعمال خلاف شده بود، با رأي دادگاه به اعدام محكوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت زني مبني بر اينكه فردي اقدام به تهديد و زورگيري از او كرده است، پرونده اي در دادگستري مشهد تشكيل و متهم نيز شناسايي و دستگير شد.

برپايه اين خبر متهم به همراه پرونده در اختيار شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي قرار گرفت و گفت: شاكي با ميل و اراده خودش اقدام به ارتباط غيراخلاقي با وي كرده است.

قضات شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي پس از چند جلسه رسيدگي به اين پرونده، متهم زن را به جرم زناي محصنه به رجم (سنگسار) محكوم كرد و متهم مرد نيز به تحمل صد ضربه تازيانه محكوم شد
از تارنمای ایران پرس 28.09.2007
دکتر کیوان انصاری آزاد شد

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کیوان انصاری، عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، که ۲۷ شهریورماه سال گذشته بازداشت شد، چهارشنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۶ پس از یک سال بازداشت آزاد شد.
دکتر انصاری به همراه سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار، از فعالین سابق دانشجویی، سال گذشته بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. پس از گذشت چندین ماه از بازداشت این سه نفر، اتهامات ایشان داشتن ایمیل محرمانه، طرح ریزی جهت تسخیر رادیو و تلویزیون، توهین به مقامات از طریق مطالب روی کامپیوتر، رابطه نامشروع از طریق داشتن عکس یادگاری دسته جمعی با دانشجویان دانشگاه و… عنوان شد.
دادگاه بدوی در پاییز ۸۵ تشکیل شد و حکم بدوی این سه فعال سابق دانشجویی در اسفندماه ۸۵ صادر شد. دادگاه بدوی ابوالفضل جهاندار را به ۵/۲ سال حبس تعزیری، سعید درخشندی را به ۳ سال حبس تعزیری و دکتر کیوان انصاری را به ۵/۴ حبس تعزیر محکوم نمود. این دادگاه همچنین با صدور قرار عدم صلاحیت برای خود، پرونده جهاندار و انصاری را در خصوص چند فقره از موارد اتهامی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد. هفته گذشته دادگاه رسیدگی به این موارد اتهامی جهاندار و انصاری بدون حضور وکلای مدافع برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، انصاری، درخشندی و جهاندار در فروردین ۸۶ به احکام صادره اعتراض کردند. دادگاه تجدیدنظر پس از گذشت نزدیک به ۶ ماه از اعتراض این سه نفر و پس از مراجعه مکرر خانواده و وکلای آن ها احکام تجدیدنظر ایشان را ابلاغ نمود. دادگاه تجدیدنظر احکام اولیه سعید درخشندی و ابولفضل جهاندار را عینا تایید نمود ولی حکم کیوان انصاری را به یک سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درمی آید، تبدیل نمود.
در پی شکسته شدن حکم حبس دکتر کیوان انصاری و ابلاغ این حکم به دایره اجرای احکام، کیوان انصاری پس از گذشت بیش از یک سال از دستگیری اش، شب گذشته از زندان اوین آزاد شد. گفتنی است انصاری، درخشندی و جهاندار تا یک ماه پیش در بند ۲۰۹ زندان اوین نگه داری می شدند و از یک ماه پیش به بند ۳۵۰ منتقل شدند. نگه داری طولانی مدت این سه فعال سابق دانشجویی مشکلات سلامتی فراوانی را برای این سه تن به همراه داشته است.
خبرنامه امیرکبیر ضمن آرزوی آزادی هر چه سریعتر منصوری، توکلی، قصابان، درخشندی، جهاندار، آصفی و دیگر دانشجویان بازداشت شده، آزادی دکتر کیوان انصاری را به او خانواده محترمش تبریک می گوید.
27.09.2007

28 سال انتقاد از حکومت جنایت پیشه اسلامی بس است. ارازل و اوباش جنایتکار ، دزد و تروریست در اریکه قدرت فقط با اعمال زور و قهر همانطور که حکومت طلابان از میان برداشته شد، از میان خواهندرفت .پایان دادن به حیات جنایتکاران خون خوار اسلامی در ایران تنها راه جلوگیری از نقص حقوق بشر است. ح.س.ا انتقاد اروپا و کانادا، از «نقض گسترده حقوق بشر» در ایران

کشورهای غربی، به همراه کمیسر عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل، روز پنج شنبه از افزايش تعداد مجازت های اعدام و همچنين «برخورد با زنان به عنوان شهروندان درجه دوم» در ايران، ابراز نگرانی کردند.
به گزارش خبرگزاری رویترز ، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، فرستاده کشور پرتغال به نمایندگی از اتحادیه اروپا به همراه نماینده کشور کانادا، در سخنرانی های جداگانه، از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد کردند.
جان فون کافمن، نماينده کانادا در شورای حقوق بشر سازمان ملل گفت که وضعيت حقوق بشر در ايران، «روز به روز بدتر می شود» و جمهوری اسلامی، با نقض حقوق بشر، قوانين بين المللی و داخلی خود را زير پا می گذارد.
«کانادا از اينکه در قانون ايران با زنان چون شهروندان درجه دوم برخورد می شود و همچنين جلوگيری از تظاهرات مسالمت آميز در حمايت از حقوق زنان، نگران است.»
وی افزود: «کانادا از اينکه در قانون ايران با زنان چون شهروندان درجه دوم برخورد می شود و همچنين جلوگيری از تظاهرات مسالمت آميز در حمايت از حقوق زنان، نگران است.»

لوئيس آربور، کميسر حقوق بشر سازمان ملل نيز گفت که در مذاکرات هفته گذشته خود با مقام های ايران، از آنها خواسته است که حق «بيان آزادانه در ملاء عام» را برای شهروندان ايرانی به رسميت بشناسند.
وی افزود که موضوع نگرانی های بین المللی از افزايش مجازات اعدام در ايران را نيز به مقام های ايرانی اطلاع داده است.
ايران که عضو کامل شورای حقوق بشر سازمان ملل محسوب نمی شود، معمولا انتقادها از وضعيت حقوق بشر در داخل کشور را رد می کند و غرب را متهم می کند که در بررسی وضعيت حقوق بشر، «استانداردهای دوگانه» دارد.
مجازات اعدام در ايران، در سال جاری و از ابتدای تابستان، ناگهان افزايش پيدا کرد. همزمان با اجرای يک عمليات پليسی گسترده به نام «طرح امنيت اجتماعی»، مجموعه بزرگی از محدوديت ها برای آزادی های اجتماعی – همانند تعيين نوع پوشش زنان و مردان – آغاز شد.
ايران از نظر تعداد اجرای مجازات اعدام، بعد از کشور چين در رتبه دوم جهان قرار دارد.ايران از نظر تعداد اجرای مجازات اعدام، بعد از کشور چين در رتبه دوم جهان قرار دارد. قتل، تجاوز، دزدی مسلحانه، ارتباط جنسی زن متاهل با مردی غير از همسرش، قاچاق مواد مخدر و خارج شدن مسلمان زادگان از دين اسلام، از جمله «جرايمی» هستند که بر اساس قانون مجازات اسلامی، می توانند مجازات اعدام را برای متهم در پی داشته باشند.
بنا به آمار سازمان عفو بين الملل، سال گذشته در ايران ۱۷۷ نفر اعدام شدند، اما با افزايش چشمگير مجازات اعدام در سال جاری، بنا به گزارشی که هفته گذشته از سوی اين سازمان منتشر شد، تعداد مجازات اعدام در ايران، پيش از پايان تابستان در سال جاری، به ۲۱۰ نفر رسيده است.
نماينده کشور پرتغال در شورای حقوق بشر سازمان ملل در سخنرانی به نمايندگی از ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا گفت: «ما شديدا از وضعيت حقوق بشر در ايران، به ويژه افزايش مجازات اعدام نگران هستيم.»
هم اکنون اجرای مجازات اعدام در تمامی ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا ممنوع است.
انتقاد از کنگو و برمه
لوئيس آربور، کميسر حقوق بشر سازمان ملل، در سخنرانی خود در نشست شورای حقوق بشر همچنين با اشاره به سفر خود به جمهوری کنگو، گفت که تلاش «قربانيان نقض حقوق بشر برای برقراری عدالت» در اين کشور، به شکست انجاميده است.
خانم آربور تاکيد کرد که برخی مقام های عالی رتبه اين کشور «جرايمی جدی» مرتکب شده اند، اما روند شکايات شهروندان از آنها، با اخلال رو به رو می شود و افزود: «برپایی دادگاه های اخير در اين کشور، سوالاتی جدی درباره استقلال قوه قضاييه کنگو برانگیخته است.»
به جز ايران و کنگو، برمه، سومين کشوری بود که در سخنرانی کميسر حقوق بشر، هدف انتقادات قرار گفت.
خانم آربور گفت که مقام های برمه، بسياری از فعالان سياسی را در جريان تظاهراتی مسالمت آميز دستگير کرده اند و از مقام های اين کشور خواست، «ضمن احترام به حقوق اوليه افراد»، فعالان بازداشتی را آزاد کنند.
در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ۴۷ کشور عضو اين شورا، گزارش هايی را در ارتباط با وضعيت حقوق بشر در نقاط مختلف جهان بررسی می کنند
14092007

برای الغی مجازات اعدام تلاش کنیم!
به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی علیه مجازات اعدام
“…مردم ايران با پرچم الغا مجازات اعدام بعد از پيروزى بر رژيم جنايتکار اسلامى قلب و دوستى ميلياردها مردم شريف جهان را با خود خواهند داشت! ما با اعلام الغی مجازات اعدام نقطه پايانى به چرخه خشونت و تنفر ميگذاريم!…”

اعدام تاریخا ابزار قدرتها، چه دولتی و چه غیر دولتی، براى ارعاب و تسليم مردم بوده است. اعدام یعنی طراحی و سازماندهى گرفتن جان فرد يا افرادى با قصد و نقشه آگاهانه و خونسردانه قبلی. گویا ترین نام برای اعدام قتل عمد است. اينجا دیگر تفاوت ماهوى بين قتل عمد دولتى و غير دولتى وجود ندارد. دولتها زير پوشش کاذب “نمايندگى جامعه” و “اجراى عدالت و قانون” و “شرایط جنگی” و “دفاع از ميهن” ميکشند و نيروهاى بخش خصوصى زير پوشش “نواميس ملى و مذهبى” و تعصبات واپسگرا ايدئولوژيک و حتى “انقلابى”! چه دولتی که از سر منافع ارتجاعی اش مخالفین را اعدام میکند، چه گروه اسلامی و تروریستی که برای انتقام اسیرش را اعدام میکند، و چه نیروئی که به اصطلاح “اعدام انقلابی” میکند، جملگی يک اقدام واحد را عملى ميکنند؛ قتل عمد و نابودى کسى که در دستگاه “عدالت” دلبخواهى اينان “مجازات اعدام” دريافت کرده است! برای الغی مجازات اعدام باید بدوا این عدالت دلبخواهی و من درآوردی از هرسو نقد و کوبیده شود. باید این فرض را به کرسی نشاند که هیچکس، هیچ احدی، به هر دلیلی حق کشتن و گرفتن جان کسی را در مراسم شنیعی که نامش اعدام است ندارد. اعدام ممنوع است! اعدام تحت هیچ شرایطی مجاز و قابل توجیه نیست!
در دفاع از حق حیات
وقتى به صحنه دنيا و ميزان قتل و اعدام نگاه ميکنيد، ميبينيد برخلاف توجيهات رسمى که اعدام را “روشى براي مصونيت جامعه از قاتلين و جنايتکاران” ميداند، عمده اعدامها و گرفتن آگاهانه و عامدانه جان شهروندان به دلائل ديگرى صورت ميگيرد. به “جرم” آزاد بودن، تن ندادن به فعال مايشائى شوونيسم مردسالار، گردن نگذاشتن به آتوريته دولت و قدرت فائقه و يا مراجع مذهبى و عشيره اى و قومى. توجيه کلاسيک اعدام، يعنى روشى “برای مقابله با جرم و جنايت”، پوچ است. توجیه قاتلین است. واقعیات و آمار جرم و جنایت نشان میدهد که این روش و توجیه سیاسی آن شکست خورده است. آمريکا نمونه گويائى است. حتی اگر اين روش از نظر آمارى مطلوبيت خود را هم نشان ميداد، باز هم نباید تردیدی در مخالفت با نفس مجازات اعدام بخود راه میدادیم. نفس وجود اعدام و توجيه قانونى و دولتى آن توسط طبقات حاکم و نفس غير حساس بودن به کشتن عامدانه مردم از جانب هر نيروى غیر دولتی، به معنی تائید و پذيرش آگاهانه چرخه خشونت و آدمکشی در مغز استخوان مناسبات اجتماعی است. باید با اعدام على الاصول مخالف بود، مهم نيست مجرى آن دولت است يا نيروئى غير دولتى. ما بعنوان کمونیست؛ هيچ کس، هيچ دولت، هيچ نيروى سياسى، هيچ دستگاه مذهبى، هيچ نهاد و مرجعى را مجاز نميدانيم که از گرفتن جان انسانها بعنوان يک “حق” استفاده کند يا حتی بطور ضمنى و تبصره ای از این “حق” برخوردار باشد. کمونیسم کارگری جنبشى براى سلب و الغا چنين حقوق نامشروعى است که بورژوازى و جنبشهاى مختلف آن تاريخا براى خود قائل بوده اند. اگر بايد بدوا از حقى دفاع کرد حق حيات همگانى است. اعدام عليه حق حيات انسانها و ادامه منطقى سلب حق و آزادى در قلمروهاى اقتصادى و اجتماعى و سياسى و فرهنگى است. اعدام پاسخ جامعه بورژوائی به معضلات و مسائلى است که خود خالق آن است. اعدام مرحله اى از يک چرخه اعمال خشونت دولتى و غير دولتى عليه شهروندان است. ما با نفس اين نظام و مبانى اقتصادى، اجتماعى، سياسى، حقوقى، قضائی و فرهنگى آن که برخشونت استوار است مخالفيم. ما براى برپائى جامعه اى تلاش ميکنيم که حيات انسانی حرمت داشته باشد و فلسفه قانون در جامعه و در قلمرو مجازات، نه نفى حيات انسانها بلکه بازسازى و برگشت به جامعه باشد.
و بالاخره بايد به نيروهاى مدافع اعدام و قاتلين حرفه اى هم نگاهى انداخت تا رابطه اعدام و قدرت و تقابل با جامعه و مردم روشنتر شود؛ جمهورى اسلامى، دولت آمريکا، دولت چين، شيلى دوره پينوشه، السالوادور، آرژانتین، بيشتر دولتهاى نظامى آمريکاى لاتين، دولتهاى اسلامى، بلوک سرمايه دارى دولتى سابق، دولتهاى مرتجع و سرکوبگر در آفریقا که سابقه کشتارهاى جمعى در پرونده شان ثبت است، يا گروههاى نظامى در اپوزيسيون مانند جريانات متفرقه اسلامى که امروز در مقابل چشم جهان سرميبرند، گروههاى نژادپرست و قومپرست، جريانات آوانتوريست و تروريست که با بمب گذارى و ترور در اسپانيا و ايرلند “عدالت” را در مورد مخالفين و مردم عادی به اجرا در ميآورند! دنياى انسانى اگر واقعا ميخواهد و قرار است براى آزادى عمل و آسايش و رفاه و حرمت بشريت باشد، بايد اين سنت قصاص متقابل را بدون استثنا پشت سر بگذارد. جامعه انسانى نياز به اعدام ندارد. نه خوشبختى، نه آزادى و رفاه، نه حق به معنى فردى و اجتماعى با قتل مجرمين و مخالفين متحقق نميشود. بشريت بايد اين دوره توحش را پشت سربگذارد. در قرون وسطى با گيوتين ميکشتند امروز به اتاق گاز يا تزريق مواد سمى ميفرستند، به دار میکشند، يا مانند اسلاميها در عراق و افغانستان و شکال آفریقا مثله ميکنند، یا مانند گروههای قوم پرست و “نمایندگان” خود گمارده مردم اعدام صحرائی میکنند!
قلمرو خاکستری، اعدام جنایتکاران
یک توجیه عمومی اعدام، حتی در میان کسانی که مخالف اعدامهای سیاسی هستند، اینست که اعدام جنایتکاران که مرتکب قتلهای متعدد و شنیع شدند فرق دارد. این قابل دفاع است و جامعه را مصون میکند! در پاسخ به این نوع استدلال باید تصریح کرد که اين حرفه بدوا و در مقياس گسترده دولتى است نه غیر دولتی. عمده کسانى که در پرونده شان لیست طویلی از آدمکشی ثبت است، در دولتها و پارلمانها و وزارتخانه ها و لويه جرگه ها و شوراى نگهبانها نشسته اند. در بیرون دولتها عده اى از هم خانواده های اینها، جرياناتى که تفاوتى آرمانى و برنامه اى و سياسى با اين دولتها ندارند، در اپوزيسيون همين حرفه را دارند که از اينطريق سهم خود را از قدرت سياسى و امتيازات اقتصادى و استثمار کارگران طلب ميکنند. کمى آنطرف تر گروههاى مخفی و افرادى را داریم که با همين نام يعنى “قاتل حرفه اى” استخدام ميشوند و يا سفارشى را توسط گروه ثالثى اجرا ميکنند. اينها ادامه سازمانهاى رسمى دولتی و شبکه قدرت و مافياهاى اقتصادى و جاسوسى اند. موردی که میماند افرادى هستند که قتل سريال انجام ميدهند. در دنیای واقعی و در قیاس با آمار قتلهای دولتی و غیر دولتی آگاهانه، این افراد در ته جدول آدمکشی قرار میگیرند. على القاعده اينها نبايد از تعادل و سلامت روانى برخوردار باشند. برای مقابله با این معضل، کار اول اينست که امنيت جامعه را در مقابل اينگونه تهديدات بالا برد. یعنی ریشه های اجتماعی و اقتصادی جرم و جنایت را خشکاند. دوم، بايد اين افراد را بعنوان بيمار مداوا کرد و شانس بازگشت به یک زندگی نرمال را از آنها نگرفت. با اعدام هیچ مشکل جامعه حل نميشود بلکه تشديد ميگردد. ما اگر جامعه اى بسازيم که نيازهاى مادى و معنوى شهروندان را پاسخ میدهد، و بجاى روحيه حيوان گونه رقابت؛ عنصر همبستگى و تعاون و نوعدوستى را مبناى جامعه و به فرهنگ اجتماعی تبديل کند، آنوقت جرائم و خشونت و قتل به حداقل ممکن ميرسد. چون زمينه مادى و اجتماعى آن از بين رفته است. در هر جامعه اى و در هر سيستم علمى استثنا وجود دارد و ضرورتا اين استثناها قابل تعميم به روندها و اصول بنيادى نيستند. اگر در جمهورى سوسياليستى فردا عده اى از اينگونه افراد داشتيم تلاش ميکنيم با استفاده از آخرين دستاوردها و متدهاى علمى راه بازگشت به زندگى متعارف و مفيد بودن بعنوان يک عنصر اجتماعى را باز نگهداريم. تجارب دنياى امروز، حتى در چهارچوب سرمايه دارى که اساس تبعيض و نابرابرى و کار مزدى و زمينه جنايت و قساوت را دست نميزند، نشان ميدهد که اعدام پاسخ هيچ مشکلى نيست. فقط روحيه انتقام و خون در مقابل خون قرون وسطى را زنده نگه ميدارد و بازتوليد ميکند. مجازات اعدام بايد فورا و بدون هيچ تبصره اى لغو گردد!
حبس ابد، برخورد با اسرا
الغای مجازات اعدام برای یک جامعه آزاد کافی نیست. همراه با الغا مجازات اعدام، حبس ابد به معنی رایج آن در کشورهائی مانند ایران باید لغو شود. نگهداشتن یک فرد یا تعدادی مجرم و جنایتکار برای تمام عمر پشت میله های زندان، مدالى به سينه عدالت در يک جامعه آزاد نمیزند. حبس ابد تا اعدام فاصله اى ندارد. حکومت کارگرى باید حبس ابد را هم الغا کند.
در مورد برخورد با اسرا جنبش آزادیخواهی و سوسیالیستی باید پرنسيپ هایش روشن و اعلام شده باشد. جنگ قانون خودش را دارد. در یک جنگ ممکن است از طرفین کشته شود. اما وقتی کسی در جنگ اسیر میشود، کشتن اسیر یعنی اعدام. اگر کسی و نیروئی نمیتواند اسیر طرف مقابل را نگهدارد نباید اسیر کند و اگر اسیر میکند حق شکنجه و آزار جسمی و روانی و اعدام را ندارد. هیچ تبصره ای مانند “دوره جنگ و شرایط متفاوت” قابل قبول نیست. با اسیر در بدترین حالت باید طبق قوانین بین المللی اسرای جنگی رفتار کرد. امروز مردم هنوز در حال جنگ با جمهورى اسلامى اند. روشن است اين جدال به احتمال زياد اشکال متنوعى بخود ميپذيرد. اما اين يک جنگ است و فرق هست با وقتى که یک نیروی درگیر کسى را اسير ميکند. ما مجاز نيستيم وقتى از طرف مقابل کسى را به اسارت درمياوريم با او هر رفتارى از جمله تعرض فيزيکى کنيم و يا به فوران احساسات در مقابل اصولمان مجال بروز دهيم. ما با اسرا طبق قوانين بین المللی اسراى جنگى رفتار خواهيم کرد. حکومت کارگرى مخالف مجازات اعدام و هر نوع مجازاتى است که به جسم افراد تعرض ميکند. ما همراه با نفى اعدام و حبس ابد، هر نوع شکنجه و آزار بدنى را ممنوع اعلام ميکنيم. ما کشتن اسرای جنگی را غیر قابل توجیه میدانیم و چنین عملی را اجرای مجازات اعدام میدانیم.
برخورد با سران رژیم اسلامی
چندی سال پیش در بیانیه یک جریان مائویستی، که مدعی تشکیل “گروههای ضربت” در داخل کشور بود، نوشته بود که مردم ایران چوبه های دار را آماده کرده اند! تمام آخوندها را با عمامه هایشان اعدام انقلابی میکنند! منشا این نفرت کجاست؟ تفاوت اینها با خود رژیم اسلامی چیست؟ میدانم یکی مائویست است و یکی مسلمان، اما روش برخوردشان یکی است. “عدالت” در قاموس شان یکی است و به اعدام ختم میشود. باید خوشحال باشیم که چنین افکار مریضی جائی در یک قصبچه هم ندارد تا چه رسد به جامعه. تردیدی نیست که سران جمهورى اسلامى ميليونها شاکى خصوصى دارند. کسانى که عزيزانشان توسط اينها اعدام شدند و حتی آدرس قبرشان را هم نمیدانند کم نيستند. با این موضوع چگونه باید برخورد کرد؟ پاسخ اين مردم زخم دیده را چگونه بايد داد؟
من يکى از اين مردم هستم. من هم شاکى خصوصى سران رژيم و افراد معينى هستم. من هم بهترين دوستان و همرزمان و عزيزانم را جمهورى اسلامى در مسجد و حسينيه زندان و ميدان تير اعدام کرده است. بحث الغاى مجازات اعدام نه بحث بخشش سران رژيم يا هر جنايتکارى است، نه بحث سازش با آنها، و نه بحث پايان مقابله و جنگ با سرمايه و حکومت مرتجع اسلامى. خير، اين رژيم بايد توسط نيروى مردم و انقلاب کارگرى سرنگون شود. اين رژيم تلاش ميکند سرپا بماند و برای اينکار تا روز آخر دست به جنايت ميزند. تردیدی نیست که بايد با قدرت در جنگ با جمهورى اسلامى پيروز شد. نه فقط بايد رژيم اسلامى را بعنوان يک رژيم سرکوبگر و بانى قتل عام و کشتار جمعى شهروندان و زندانيان سياسى سرنگون کرد، بلکه بايد سران حکومت و دست اندرکاران جنايت را در يک دادگاه علنى در مقابل چشم دنيا محاکمه کرد. اينان دادگاهى و مجازات خواهند شد نه بخاطر عقايدشان بلکه دقيقا بخاطر قتل مردم بيگناه، بخاطر جنايت جنگى و جنايت عليه مردم سيويل. در اين دادگاهها که بايد گوشه اى از عدالت فرداى سوسياليستى و کارگرى را بنمايش بگذارد، شاکيان فرصت کافى براى اقامه دعوى خواهند داشت و متقابلا بايد متهمين پرده از جنايات شان بردارند. جامعه بايد حقيقت را بداند تا بتواند از آن عبور کند. هدف نه محاکمه و به روى دار فرستادن قاتلين، بلکه عبور جامعه از يک دوران وحشت و بستن آن و باز کردن فصل جديدى از مناسبات اجتماعى و حقوقى و سياسى در جامعه است. حکومت کارگرى و جمهورى سوسياليستى بعنوان يک دولت آزاد و پيشرو، مبناى فلسفه قانون و امر قضا را به بازماندگان قربانيان و احساسات احتمالى انتقامجويانه واگذار نميکند. چون در چنين صورتى، يعنى قضاوت و اجراى “عدالت” براساس عواطف و زخمهاى قربانيان، راه ديگرى جز انتقام و تداوم دور جديدى از آدمکشى نميتواند نضج نگيرد. اتفاقا در ميان همين کسانى که عزيزانشان را جمهورى اسلامى اعدام کرده است پرچم الغا مجازات اعدام برافراشته تر است. زندانيان سياسى سابق، خانواده هاى اعدامى ها، اپوزيسيون پيشرو و کمونيست کارگرى، و هر کسى که با زندان سياسى و شکنجه و اعدام فى النفسه مخالف است، خواهان الغاى مجازات اعدام هستند. عدالت بايد اجرا شود و اجراى عدالت تنها زمانى ممکن است که فردا کسى به هيچ دليلى اعدام نشود. عدالت، اعدام زندگان بخاطر عزيزان از دست رفته نيست. اسم اين انتقام است. عدالت در اينمورد مشخص يعني برسميت شناسى حق مجرمين و جانبدارى مادى و معنوى جامعه از بازماندگان قربانيان و کشف و ثبت حقيقت است. قاتلين قطعا بايد مجازات شوند اما اين مجازات اعدام نيست. اگر اعدام و قتل عزيزان ما بد است، تراژدى است، قابل فراموشى نيست، اعدام قاتل نيز توجيه اخلاقى و سياسى و قضائى محکمه پسند و آزاديخواهانه اى ندارد. فکر ميکنم روزى که ما در گوشه گوشه ايران به ياد عزيزانمان بيانيه هاى پرشور در نفى اعدام و اختناق و زندان ميخوانيم، روزى که در مراسمهاى پرشکوه گراميداشت زندانيان و قربانيان رژيم اسلامى اعلام ميکنيم؛ حکومت کارگرى مجازات اعدام را لغو میکند و از این تاریخ هيچ کسى بخاطر ابراز عقايدش مورد تهديد قرار نميگيرد و جامعه و قانون عليه تهديد فيزيکى شهروندان مسئول است، آنروز بهترين گراميداشت را براى عزيزانمان که هدفشان آزادى و برابرى بود بجا آورده ايم.
بسوی آینده آزاد
ما مخالفین مجازات اعدام تاریخ نوینی را آغاز خواهیم ساخت! ما چوبه هاى دار و تکنولوژى “مدرن” قتل و شکنجه را بعنوان ابزار توحش بورژوازى علیه مردم به موزه منتقل ميکنيم! عکسهای جانیان و سابقه جنایت شان را در آلبومها گرد می آوریم و در تاريخ ثبت ميکنيم که زمانى اين دولتها و اين سياستمداران با اين دستگاهها آدم ميکشتند! باشکوه ترین همبستگی معنوی جامعه را با قربانیان و بازماندگانشان بنمایش خواهیم گذاشت! اعلام ميکنيم که جامعه بشری و آزاد ما عميقا درک ميکند که درد از دست دادن برادر، خواهر، فرزند، همسر، معشوقه، پدر، مادر، يا هر عزيز ديگرى تا چه حد سخت و فراموش نشدنی است! اما ما میخواهیم این پرونده و این تاریخ خونین را ببندیم! ما میخواهیم از این دوران وحشت عبور کنیم! بايد ازاين دور تسلسل باطل جنايت و کشتار و انتقام و خونخواهى عبور کرد! بايد آينده را ساخت! آينده اى خوشبخت و بدور از معيارهاى “عدالتخواهى” قرون وسطى و بورژوازى! اعلام ميکنيم جامعه به قربانيان و بازماندگانشان با ديده احترام و همبستگى نگاه ميکند و هدفش را نه “خونخواهى و قصاص” بلکه تلاش براى ممانعت از تکرار چنين فجايعى در آينده از طرق نابود ساختن و ريشه کن کردن زمينه هاى جرم و جنايت قرار داده است! اعلام ميکنيم مردم ايران با پرچم الغا مجازات اعدام بعد از پيروزى بر رژيم جنايتکار اسلامى قلب و دوستى ميلياردها مردم شريف جهان را با خود خواهند داشت! ما با اعلام الغی مجازات اعدام نقطه پايانى به چرخه خشونت و تنفر ميگذاريم! اعلام ميکنيم همراه با سقوط دولت بورژواها و درهم کوبيده شده ماشين سرکوب شان، همراه با خلع يد سياسى و اقتصادى از طبقه حاکم، قوانين کهنه منتج از فرهنگ و باور آنها از جمله اعدام منسوخ ميشود!
مناسبت 10 اکتبر
جنبش آزادی و برابری جنبشی براس ساختن آینده، جنبشی برای بهبود هر روزه زندگی توده های میلیونی کارگران و مردم، و جنبشی برای تغییر رادیکال و ریشه ای جهان است. ما بايد آينده را بنا کنيم و در این مسیر و در چهارچوب نظام موجود بیشترین پیشرویها را کسب کنیم. 10 اکتبر روزی است که علیه اعدام و این سنت شنیع در سطح جهان بشریت فریاد میزند. به این کمپین بپیوندید و هر جا که هستید فریاد “اعدام نه” را رساتر کنید! در اینروز همراه با مخالفت اصولی و انسانی با مجازات اعدام و خواست الغای آن و تعهد دولتها به آن، جمهوری اسلامی را بعنوان رژیم صد هزار اعدام به دنیا معرفی کنید! در اینروز خواهان لغو فوری اعدامها در ایران، لغو فوری احکام اعدام صادر شده، و آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی شوید!
10 سپتامبر 2007
سياوش دانشور

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین آقای خلیل شالچی که به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق در زندان اوین بسر می برد به دلیل کهولت سن و بیماری های که در طی دوران بازداشت گریبان گیر وی شده است نیاز به درمان فوری و جدی در بیمارستان مجهز در خارج از زندان دارد
.

وی از ناحیه پا به شدت احساس درد می کند و پاهای وی بر اثر بیماری به شدت متورم شده است به طوری که قادر به راه رفتن و انجام امور شخصی خود نمی باشد وی همچنین از بیمار پوستی نیز رنج می برد. کمسیون پزشکی رای بر درمان این زندانی در خارج از بیمارستان داده است ولی تا کنون هیچ اقدامی در جهت وضعیت وی انجام نگرفته است.

زندانیان سیاسی در بند 350 زندان اوین از بیماری وی اعلام نگرانی شدید می کنند و خواهان آزادی این زندانی در اسرع وقت می باشند.

فعالان حقوق بشر در ایران نگهداری خلیل شالچی در زندان را عمل غیرانسانی و خلاف کنوانسیون های حقوق بشری می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این زندانی می باشد.
فعالین حقوق بشر در ایران 09.09.2007

حکومت جنایتکاران اسلامی دیگر بار 21 نفر از هم میهنان ایرانی را برای ایجاد جو ارعاب و خفقان در ایران زیر عنوان اتهامات واهی که اکثرا” دلایل سیاسی و مخالفت بارژیم در پشت آن است در خراسان و فارس به قتل رساند.

به رغم انتقادهای گسترده از افزايش اعدام ها در ايران، تلويزيون دولتی از اعدام ۲۱ نفر از محکومين به قاچاق مواد مخدر در استان های خراسان رضوی و فارس در روز چهارشنبه خبر داد .

براساس اين گزارش، ۱۷ نفر از افراد اعدام شده در استان خراسان رضوی و چهار نفر ديگر در استان فارس به دار آويخته شدند.

سرهنگ علی پور، يک سخنگوی پليس ايران در گفت و گو با تلويزيون اعلام کرد که « ۱۷ نفر از قاچاقچيان مواد مخدر صبح روز چهارشنبه پس از طی کردن کليه مراحل قانونی به دار آويخته شدند.»

از سوی ديگر به گزارش خبرگزاری فارس، «چهار نفری که در جنوب شيراز به دار آويخته شدند به شرارت، حمل اسلحه، قاچاق مواد مخدر و مقابله مسلحانه با ماموران محارب با خدا، متهم شده و صبح روز چهارشنبه اعدام شدند.»

گزارش اين خبرگزاری حاکيست که جمعيت زيادی برای تماشای اجرای مجازات اعدام اين محکومين در شيراز و خراسان گرد آمده بودند.

به گفته عبدالنبی نجيبی ، معاون قضايی دادگستری فارس در اين خصوص به ايسنا گفت: از ابتدای سالجاری هر هفته به طور متوسط يک يا دو قاتل يا شرور يا عاملان تهيه و توزيع مواد مخدر در استان فارس اعدام شده اند.

از ابتدای سالجاری هر هفته به طور متوسط يک يا دو قاتل يا شرور يا عاملان تهيه و توزيع مواد مخدر در استان فارس اعدام شده اند.

معاون قضایی دادگستری فارس
آقای نجيبی، اين اعدام ها را نشان دهنده «تلاش دستگاه قضايی در راستای تحقق امنيت پايدار اجتماعی و برخورد جدی با فاسدان» عنوان کرده است.

آمار مجازات اعدام در ايران با آغاز فصل تابستان و اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش به طور فزاينده ای افزايش يافته است .

سازمان عفو بين الملل از افزايش ناگهانی شمار اعدام ها در ايران اظهار نگرانی کرده است و در گزارش ماه آوريل خود اعلام کرد که تعداد اعدام ها در در سال ۲۰۰۶ به ۱۷۷ مورد رسيد.

مطابق آخرين گزارش سازمان ضد مجازات اعدام به نام «به قابيل دست نزنيد» در سال ۲۰۰۶ ايران پس از چين بيشترين شمار اجرای مجازات اعدام را در سراسر جهان انجام داده است.

اين گزارش می افزايد در ميان قربانيان اعدام شده در ايران، تعدادی کودک، افراد زير۱۸ سال، نيز وجود داشته است.

اتحاديه اروپا و بسياری از سازمان های حقوق بشری ايران را به دليل اجرای مجازات اعدام مورد انتقاد قرار داده و خواهان توقف اجرای مجازات اعدام در ايران هستند.

مقامات ايران انتقاد کشورهای غربی و سازمان های حقوق بشری داير بر نقض حقوق بشر را رد کرده و می گويند که اجرای مجازات اعدام، ريشه در مذهب و شريعت اسلام دارد.
05.09.2007

مجرمین و قاتلین مردم ایران
فشار پلیسی به خانواده ها برای جلوگیری از برگزاری مراسم سال گرد در خاوران

بنا بر گزارش دریافتی از تهران، ماموران اطلاعات رژیم در آستانه نوزدهمین سال گرد کشتار زندانیان سیاسی در روزهای اخیر به دفعات به منازل خانواده های جان باختگان مراجعه و آنها را تحت فشار قرار داده اند که از برگزاری مراسم در خاوران خودداری کنند. در این مراجعات که با تهدید و ایجاد رعب و وحشت توام بوده است، ماموران اطلاعات از خانواده خواسته اند مراسم سال گرد را در منزل برگزار کنند. آنها وقتی که با مقاومت خانواده ها و تصمیم راسخ آنها برای برگزاری مراسم در خاوران مواجه می شوند، در ادامه تهدید می کنند روز برگزاری مراسم جاده ورودی به خاوران را مسدود و از آمد و رفت به خاوران جلوگیری خواهند کرد و چنانچه به هر دلیل خانواده ها موفق به برگزاری مراسم در خاوران شوند، باید از دادن شعار، سرودخوانی، سخنرانی و راه پیمائی خودداری کنند. به خانواده ها گفته شده که نیروهای سیاسی مخالف رژیم قصد دارند از مراسم سال گرد علیه رژیم استفاده کنند. در نتیجه خانواده ها مسئول عواقب هرنوع اقدامی علیه رژیم خواهند بود. آنها به کرات در گفته های خود ترس و واهمه رژیم از گسترش خاوران به سطح جامعه و تبدیل آن به یک جنبش اجتماعی را نشان دادند.

خانواده ها حضور و برگزاری مراسم در خاوران را حق مسلم خود می دانند و علی رغم محدودیت هائی که همه ی این سال ها دستگاه های سرکوب و اطلاعاتی رژیم برای آنها ایجاد کردند، با عزمی راسخ مراسم سال گرد جان باختگان دهه 60 زندانهای رژیم را برگزار کردند. امسال نیز خانواده ها ساعات اولیه صبح روز جمعه ۹شهریور در خاوران گردهم خواهند آمد و یاد عزیران به خون خفته خود را گرامی خواهند داشت.

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
۳شهریور ۱۳۸۶ برابر با ۲۵ اوت ۲۰۷

افزایش فشارها در زندان گوهر دشت و دیگر زندان ها

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد پرونده تمامی زندانیان سیاسی را در دست گرفته. از زمانی که که او پرونده های زندانیان سیاسی را در دست گرفته فشارها به گونه های مختلف علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها افزایش یافته است.
نقل از تریبون بر علیه شکنجه 22.08.2007
سعید مرتضوی: هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

خبرنامه امیرکبیر: سعید مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز یکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، ایشان را به دفتر خود دعوت کرد.

پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آمیز به ایشان گفت: بارها به شما هشدار دادیم که جایی صحبت نکنید، مصاحبه نکنید، اخبار آن داخل (بند ۲۰۹) را بیرون انتشار ندهید، با کسی ملاقات نکنید، اما شما باز کار خودتان را کردید. حالا هم دوباره بچه هایتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رویه تان را عوض نکنید از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نیست.

مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من باید تشخیص بدهم که شکنجه شدند، که می گویم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشریات موهن کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند از آزادی هم خبری نیست.

مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسیدند «پس دستور قوه قضاییه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاییه به من مربوط است نه به شما. از این به بعد هم حق دیدار با هیچ کس را ندارید. نه مقام سیاسی و نه مقامات مسئول. فقط باید رویه تان را عوض کنید تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم باید ندامتنامه بنویسند تا آزاد شوند، همین!

در پی این اقدام سعید مرتضوی خانواده این سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر که به امید دریافت خبر آزادی فرزندانشان به دفتر دادستانی مراجعه کرده بودند با چشمانی اشکبار دفتر مرتضوی را ترک کردند. به نظر می رسد احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر، قربانی نزاع های دو جناح تندرو و متعدل داخل قوه قضاییه شده اند.
19.08.2007

بنا بر گزارشات رسیده آقای سید مهدی موسوی از عناصر سابق وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه ای روحی و جسمی قرار دارد.

آقای سید مهدی موسوی از عناصر سابق داستگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی که پیشتر متواری و به اسپانیا گریخته بود طی توطئه ای در یکی از کشور های حوزه خلیج فارس دستگیر و به ایران استرداد شده است .وی از حدود یک ماه پیش در بازداشت وزارت اطلاعات و در بند 209 زندان اوین قرار دارد.

فعالان حقوق بشر در ایران استرداد پناهندگان به ایران از سوی کشورهای همسایه که روابط حسنه ای با ایران دارند را تقبیح می نماید و نسبت به سلامت جانی این زندانی اعلام نگرانی می کند.
16082007
فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین آقای منصور اسانلو در طی بازداشت تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند.

آقای اسانلو مدیر سندیکای کارگران شرکت واحد تهران که از چندی پیش توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده و به بند 209 انتقال یافته است وی در هفته های گذشته در بازجویی ها به شدت مورد شکنجه فیزیکی قرار گرفته بطوری که از ناحیه دنده دچار آسیب دیدگی گشته است و همچنین در هنگام انتقال به بازجویی به سختی قدم بر می دارند.خانواده وی تا کنون موفق به تماس با ایشان نشده اند و این مسئله نگرانی ها را بر آنها افزوده است .

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت جسمی آقای منصور اسانلو اعلام نگرانی می کند و خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال کارگری می باشد .
فعالان حقوق بشر در ایران 12.08.2007

بیانیه شماره 1 کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور

هموطنان عزیز!
بنا به اخبار رسیده،سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که در تاریخ 4 اردیبهشت 1386 در شهر زنجان دستگیر شده است، در بند 209 اوین در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد.به گفته منابع موثق متین پور در 80روز گذشته تحت شکنجه های روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته است و در اثر تحلیل قوای جسمانی چندین بار بی هوش شده است.

طبق اصل 38 قانون اساسی اعمال هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار از متهم ممنوع است و نگهداری متهم در سلول انفرادی، قطع ارتباط متهم با دنیای خارج از زندان مانند ممنوع الملاقات نمودن زندانی،جلوگیری از ارتباط تلفنی و یا حضوری متهم با بستگان درجه اول یا وکلای وی و قطع امکاناتی از قبیل استفاده از رادیو،تلویزیون،مطبوعات، مراسلات و بازجویی های طولانی مدت می تواند از مصادیق فشارهای روانی و شکنجه روحی تلقی گردد .

با این حال متین پور علیرغم سپری شدن 80 روز از بازداشت همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود و از حق ملاقات با وکیل نیز محروم است.

اخبار موثق حکایت از اعمال فشار شدید بر سعید جهت وادار نمودن وی به اعترافات تلویزیونی دارد که تا کنون وی با وجود وضعیت جسمی و روحی نامناسب حاضر به انجام آن نشده است.

گفته می شود بازجویان با اعمال خشونت و شکنجه های روحی و جسمی سعی دارند تا سعید متین پور را وادار به اعتراف به جاسوسی نمایند.

بنا به اظهار تعدادی از زندانیان سیاسی که در مجاورت سلول وی بوده و توانسته اند با او ارتباط برقرار کنند وضعیت سعید بسیار نگران کننده می باشد و امکان وقوع هر اتفاق ناگوار برای ایشان محتمل است.

کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور،ادامه بازداشت وی در شرایط بلاتکلیفی و عدم دسترسی وی به وکیل را نقض مسلم قانون دانسته و نسبت به وضعیت نامناسب و نگران کننده ایشان هشدار می دهد.

کمیته با اعلام اینکه کلیه فعالیت های سعید متین پور را مدنی و در چاچوب قانون می داند خواهان آزادی سریع و بی قید شرط ایشان می باشد.

از همه فعالان سیاسی و حقوق بشر می خواهیم حمایت و یاری خود را از ما دریغ ننمایند.

21 مرداد 1386

کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور
زندانی سیاسی مصطفی در یانورد که پنجمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کند

پس از آنکه اعمال فشار شورای زندان به ریاست مومنی معاونت زندان اوین در روز چهارشنبه مورخ 6/4/86 بر وی جهت شکستن اعتصاب غذا به نتیجه نرسید ظهر پنج شنبه توسط داود بالوایه ریاست اندرزگاه 7 برای شکستن اعتصاب غذای خود مورد تهدید قرار گرفت این در حالی است که نامبرده اعلام نموده است تا زمان احقاق حق خود یعنی رعایت اصل تفکیک جرایم و انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی به اعتصاب خود ادامه خواهد داد.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن عمل شنیع استفاده از تضاد عقاید به عنوان ابزار شکنجه روانی که مغایر با اصول کنوانسیون بین المللی منع شکنجه و رفتار غیر انسانی می باشد نسبت به سلامت این زندانی سیاسی ابراز نگرانی می نماید.
04.08.2007
سهيل آصفي بازداشت شد

به گزارشهای رسیده ؛ سهیل آصفی روزنامه نگار و وبلاگ نویس که در پی احضاریه دادگاه، امروز در بازپرسی دادسرای انقلاب تهران حاضر شده بود، بازداشت شده است. وی که صبح امروز جهت ارائه توضیحاتی در شعبه 2 امنیت دادسرای انقلاب حضور یافته بود، ، تا پایان وقت اداری آزاد نشد ومسئولان دادگاه به مادر وی اعلام کرده اند که برای روشن شدن وضعیت فرزندش فردا به دادگاه مراجعه کند. لازم به یادآوری است سه شنبه گذشته، ماموران دادستانی با ورود به منزل آصفی اقدام به تفتیش وسایل وی نموده و بسیاری از دست نوشته ها و لوازم او را همراه خود بردند.

پیش ازاین مأموران دادستانی، فرشاد قربانپور دیگر روزنامه نگار تهرانی را نیز بازداشت نموده بودند.
04.08.2007

سال روز قتل اکبر محمدی به دست جلادان خون خوار اسلامی در شکنجه گاه های اسلامی

سلام خدا بر شهدای آزادی و آزادی خواهی و آزاد اندیشی
سلام خدا بر تو اکبر
سلام تمام دوستان ایرانی آزاد و آزادی بر تو انگار دیروز بود که خبرشهادتت قلبها را شکست و بر گی بر برگهای زرین مقاومت و پایداری در برابر دیکتاتوری و تحجر افزود و رقم زد.
امروز یکسال از شهادتت می گذرد و سالیان سال از شهادت هزاران شهید پیر و جوان و زن و مرد راه آزادی ” این دیوارهای قطور و درب های آهنین و میله های سرد و اتاق های تنگ و تاریک زندان اوین کم ندیده پیکرهای بی جان شیر زنان و شیر مردانی را که سالیان سال با مرگ و تحقیر و شکنجه دست و پنجه نرم کرده اند و مظلومانه در پشت دیوارهای سرد در سکوت دفن شده اند و در برابر ظلم تعظیم نکرده اند و چه آرزوها برای آینده ایران در سینه عزیزان ملت که در همین زندان ها دفن نشد.
اکبر سلام ما را به تمام شهدای راه آزادی در محضر پروردگار برسان و بگو که ما هنوز زنده ایم و نفس می کشیم و تا ریشه کن کردن دشمنان میهنمان ایستاده ایم.
اکبر جان امروز ما در پرتو استفامت شهامت و شهادت امثال توست که هنوز زنده ایم وکسی نمی تواند دیگر ساکت و بی هویت زنده به گورمان کند.
اکبر جان امروز تنها دروازه ورود آزاد مردان و آزاد زنان آزادی خواه و آزاد اندیش مقاوم در برابر ظلم و تحجر به بهشت ، همین سیاه چال ها و زندان های مخوف و سرد و بی روح حاکمیت ضد مردمی و ضد آزادی است.
امروز افتخار میکنیم که در زندانی هستیم که سالیان سال برادرانمان در آن بوده اند و نفس کشیده اند و برای آزادی روح و جسم و اندیشه ایرانیان مبارزه کرده اند و به دست بد ترین مردم و یاغیان کفتار صفت سرکوب گردیده اند و حتی امروز سکوت انان در بستر خاک و یاد و خاطره شان رساتر از هر قریادی پایه های سست حاکمیت را می لرزاند و ترس بر اندامشان می اندازد.
یقین داریم به روزی که دست انتقام طبیعت پست اندیشان و ترسمداران و خائنین به آزادی را به دست عدالت الهی مجازات می کند.
به امید آنروز که دور نیست
سلام خدا بر شهدای آزادی و رحمت و کرامات الهی ارزانی آنان

1_ مصطفی دریانورد _عضو انجمن پادشاهی ایران ( سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین )
2_رضا بابا تبار _ عضو انجمن پادشاهی ایران ( سالن 3 اندرزگاه 7 زندان اوین )
3_بابک دادبخش زندانی سیاسی ( سالن 3 اندرزگاه 7 زندان اوین )
4_فرشید بابایی ورزی _زندانی سیاسی ( سالن1 اندرزگاه 7 زندان اوین )
5_ عبدالرضا نجفیان زندانی سیاسی (سالن 5 اندرزگاه 7 زندان اوین )
6_ حسین اصغری زندانی امنیتی ( سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین )
01.08.2007

به گفته منابع خبری ، برای کلیه بازداشت شدگان 18 تیرماه قرار بازداشت موقت 2 ماهه صادر شده است.

نگهداری این افراد در بند 209 وزارت اطلاعات در حالی صورت میگیرد، که با گذشت 3 هفته از زمان بازداشت، دادگاه انقلاب امروز اتهام آنان را ” اقدام علیه امنیت داخلی” عنوان نمود، اما مشخص نشده است کدام فعالیت این دانشجویان مصداق اقدام علیه امنیت تعبیر گشته است.
گفتنی است تاکنون دانشجویان بازداشت شده طی تماسهایی با خانواده های خود خبر از نگهداریشان در سلول انفرادی داده اند، این در حالی است که بنا بر اعلام ریاست قوه قضائیه نگهداری متهمان در سلول های انفرادی غیر قانونی تلقی می شود.
همچنین گفته می شود پرونده کلیه بازداشت شدگان در شعبه 14 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی راسخ رسیدگی میشود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن اعتراض به نگهداری غیرقانونی دانشجویان در سلول های انفرادی و عدم دسترسی آنان به حقوق قانونیشان از جمله حق استفاده از وکیل،حق ملاقات با خانواده ،نسبت به اعمال غیرقانونی انجام شده در بند 209 وزارت اطلاعات هشدار می دهد و توجه تمامی مجام حقوق بشر را به وضعیت نامناسب زندانیان سیاسی دراین بند امنیتی زندان اوین خواهان است.

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://schrr.net

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters

شماره312-۲۰۰۷
تاریخ: 8/5/1385

اطلاعیه ی دبیرخانه بین المللی حزب سوسیالیست فرانسه
ایران
چند روزنامه نگار محکوم به مرگ شده اند

تجاوز به حقوق بشر در ایران ابعاد بسیار نگران کننده ای پیدا کرده است. از قراین و شواهد چنین بر می آید که از این پس هر گونه ابراز عقیده آزادانه ی شهروندان که مورد پسند رهبران ایران قرار نگیرد «اقدام بر علیه امنیت ملی» محسوب میشود.
اخیراً دو روزنامه نگار کرد ایرانی، آدنان حسن پور و عبدالواحد بوتیمار، بخاطر نوشته ها و مصاحبه های شان با رساناهای خارجی تحت عنوان «جاسوسی» از طرف دادگاه انقلاب اسلامی به مرگ محکوم شده اند.
این حکم ننگین وشرم آور خطری جدی برای تعدادی پژوهشگر ایرانی – آمریکایی، سندیکالیست و دانشجویی است که اکنون به همین جرم زندانی و تحت شکنجه قرار گرفته اند.
سازمان گزارش گران بدون مرز (RSF) و سازمانهای دفاع از حقوق بشر در ایران و خارج از این کشور، در فراخوانی، از جامعه ی بین المللی خواسته اند که بر دولت ایران فشار آورد تا در تصمیم خود نسبت به دو روزنامه نگار کرد تجدید نظر کند و به اَعمال غیر قابل قبول در نقض حقوق و آزادی های شهروندان ایرانی پایان دهد.
حزب سوسیالیست فرانسه همراهی خود را با فراخوان مزبور اعلام می دارد و بار دیگر نقض حقوق بشر در ایران را شدیداً محکوم می نماید. حزب سوسیالیست فرانسه بر این باور است که ایران تا زمانی که خود ارزش های جهانشمول بشری را محترم نمی شمارد نمی تواند به طور واقعی در جامعه ی بین المللی جای و مورد احترام قرار گیرد.
حزب سوسیالیست فرانسه، پس از این که در چندین نوبت از دولت فرانسه خواسته است که نسبت به نقض حقوق بشر در ایران مداخله کند، نسبت به سکوت مقامات فرانسوی به شگفت آمده است.

26 ژوییه 2007 – 6 مرداد 1386
در محكوميت صدور غير قانوني حكم اعدام براي دو فعال كرد

طي ماه هاي اخير برخورد يكسويه و سركوب اعتراضات قومي در نواحي كردنشين شدت يافته است. در حالي كه قوانين و ميثاق هاي بيم المللي داشتن تشكل و فعاليت مدني را از جمله حقوق مسلم قوميت ها دانسته، فعالين اين حوزه در نواحي كردنشين با تهديد، فشار و برخورد نيروهاي امنيتي از فعاليت منع مي شوند.

حاكميت جمهوري اسلامي با اعمال تبعيض قوميتي شرايط زندگي را بر بسياري از قوميت هاي كرد، ترك و بلوچ دشوار و نابسامان ساخته و از سوي ديگر با صدور احكام غيرانساني سعي در اعمال فشار مضاعف بر دگرانديشان و مدافعين حقوق بشر در كردستان نموده است.
دو تن از فعالين جامعه مدني كردستان در تاريخ 26 تيرماه 1386 از سوي دادگاه انقلاب شهرستان سنندج به اعدام محكوم شده اند.
عدنان حسن پور روزنامه نگار و عضو هیات تحریریه هفته نامه توقیف شده آسو چاپ سنندج شش ماه پیش از سوی نیروهای اطلاعات در منزل خود دستگیر و به اتهام تبلیغ علیه نظام، محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شده است. روزنامه آسو در پی ناآرامي هاي تابستان دو سال پيش شهرهای کردستان در پي انعكاس اخبار اين وقايع توقیف شد.

عدنان حسن پور در تاريخ 5 بهمن سال گذشته در شهر مريوان دستگير و مدت 3 ماه را در بازداشتگاه 113 ستاد خبري سنندج در سلول انفرادي بسر برده است. حسن پور در فروردين ماه سال جاري به زندان عمومي مريوان منتقل و اولین جلسه دادگاه او در تاریخ 22 خرداد ماه تشکیل شد.

هیوا بوتیمار، فعال محيط زيست نيز كه مدت شش ماه در در بازداشتگاه هاي 113 ستاد خبري و زندان عمومي سنندج بسر برده به اتهام ارتباط با گروههای مخالف نظام به اعدام محكوم شده است. احكام اين دو بدون حضور وكلايشان به آنان ابلاغ شده است.

دادگاه انقلاب سنندج با استناد به تماس غيرقانوني اين دو با سازمان هاي غيرقانوني و مخالف نظام حكم را در مورد آنان صادر نموده است. در اين مورد بايستي بر اين نكته تأكيد دوچندان داشت كه سازمان ها و تشكل هاي كرد بطور قانوني و با اهداف انسان دوستانه و در جهت بهبود شرايط اجتماعي در كردستان تلاش مي كنند، در نتيجه تماس و يا عضويت در آنها نمي تواند جرم محسوب شود و اتهام محاربه در اين مورد كاملاً بي اساس است.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر صدور ناعادلانه حكم اعدام براي اين دو روزنامه¬نگار و فعال محيط زيست را به شدت محكوم مي كند. اين كميته نسبت به تشديد فشارها بر فعالين جامعه مدني هشدار داده و مؤكداً لغو اين احكام را خواستار است و در اين راستا تمامي سازمان ها جوامع حامي حقوق بشر را به اقدام مؤثر فرا مي خواند.
شماره 310-۲۰۰۷
5 مرداد 1386

فرانسه اعدام های اخيردر ايران را تقبيح و محکوم کرد

فرانسه عليه اقدام اخير ايران در اعدام دوازده مرد ايرانی صحبت کرده است.

وزارت امورخارجه فرانسه امروز در اعلاميه ای گفت اعدام ها را تقبيح و محکوم ميکند. وزارت امورخارجه فرانسه بخصوص در مورد گزارشهای حاکی از اتهام تمايلات جنسی محکومين ابراز نگرانی کرده است.

اين دوازده مرد روز يکشنبه پس از مجرم شناخته شدن برای اتهاماتی مختلف ، از جمله قاچاق مواد مخّدر و تجاوز ، اعدام شدند.

وزارت امورخارجه فرانسه همچنين از سنگسار يک مرد در اوايل ماه انتقاد کرده است. اين وزارتخانه از ايران خواسته است به تعليق سال ۲۰۰۲ در مورد سنگسار وفادار بماند و جلوی سنگسارهای ديگر را بگيرد.

ايران از آغاز سال دست کم صد و بيست وهفت نفر را اعدام کرده است.

فرانسه ميگويد با مجازات مرگ در تمامی موارد مخالف است.
26/07/2007

بنا بر گزارشات رسیده دادگاه تجدید حکم زندان هاشم شاهی نیا را 5/1 سال افزایش داده است .

زندانی سیاسی هاشم شاهی نیا که دو سال پیش در دادگاه بدوی در شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست حسن حداد به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین به 5 سال حبس تعزیری محکوم گشته بود و در همان زمان به حکم صادره اعتراض نموده بود ، پس از گذشت بیش از یکسال از ارجاع پرونده به دادگاه تجدید نظر، ظهر روز سه شنبه مورخ 22/3/1386 طی تماس تلفنی دادگاه با خانواده وی به صورت تلفنی اعلام شده است که حکم نام برده در اقدامی غیر متعارف در دادگاه تجدید نظر به 5/6 سال حبس تعزیری افزایش یافته است.

فعالان حقوق بشر در ایران صدور احکام دادگاه های غیر قانونی انقلاب را در جهت اعمال فشار بر زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد نظارت دقیق تری بر اعمال جمهوری اسلامی در زندان های ایران داشته باشد.
25.07.2007
ادامه پروژه اعتراف گیری اجباری تلویزیونی: مقاومت احمد قصابان دربرابر اعتراف گیری اجباری

پس از پخش اعترافات “هاله اسفندیاری” و “کیان تاج بخش” و “رامین جهانبگلو” از تلوزیون ایران و به رغم واکنش منفی جامعه ایران و جامعه بین المللی نسبت به پخش این نوع اعترافات اجباری و تحت شکنجه، نیرو های امنیتی اصرار دارند به این شیوه پروژه ها و اعتراف گیری های اجباری ادامه دهند.

خبرها حاکی است که احمد قصابان مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از اردیبهشت ماه امسال در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، به اتاق اعتراف گیری در زندان اوین برده شد و بازجویان او را جهت اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار دادند. اما وی از اعتراف در جلو دوربین خود داری کرد که با تهدید شدید بازجویان مبنی بر انتقال مجدد وی به سلول انفرادی و تبدیل وضعیت وی به شرایط پیش از انتقال به بند عمومی مواجه شد اما همچنان از اعتراف کردن در جلو دوربین خودداری کرد.

گفتنی است خانواده های احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری سه دانشجوی بازداشتی امیرکبیر طی نامه ای به آیت الله شاهرودی رییس قوه قضاییه پرده از شکنجه های جسمی و روحی هولناکی برداشتند که دانشجویان در مدت بازداشت با آن مواجه بودند. این نامه بر نگرانی ها نسبت به وضعیت دانشجویان دربند امیرکبیر افروده است.
25.07.2007

نقض حقوق پناهندگان ایرانی در کشور ترکیه

ماده چهاردهم اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق دارد در برابر تعقیب، شکنجه و آزار، پناهگاهی جستجو کرده و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

احمد سراجی، فعال سیاسی که به همراه همسر خود از دولت ترکیه درخواست پناهندگی نموده است، با رد این درخواست تا 20 روز دیگر به ایران بازگردانده خواهد شد.
احمد سراجی وبلاگ نویس پیش از این، 6 ماه حبس و 30 ضربه شلاق را تحمل نموده است و در حالی از ایران خارج شد که بنا بر پرونده های موجود در دادگاه انقلاب می بایست به مدت 3 سال در زندان به سر میبرد.
وی به دلیل ضبط پاسپورتش از سوی مقامات ایرانی، بدون داشتن گذرنامه وارد ترکیه شده و خود را به نمایندگی سازمان ملل در شهر وان ترکیه معرفی کرد.
بنا براخبار رسیده، پلیس ترکیه به دفعات وی را مورد شکنجه و آزار جسمی قرار داده به نحوی که شنوایی گوش راست او از بین رفته است و نیز در پی حمله نیروهای امنیتی به منزل وی و اقدام به ضرب و شتم همسرش، جنین وی سقط شده است.

در حالیکه هر دو کشور ایران و ترکیه ، با پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر ، در حقیقت ملزم به پایبندی به تمامی مفاد این اعلامیه می باشند اما در عمل دولت ترکیه با نادیده گرفتن حقوق مؤکد پناهجویان در این کشور که تنها گزینه ممکن برای تمامی کسانی است که در جستجوی پناهگاهی امن برای زیستی به دور از خشونت ، تعقیب و شکنجه هستند ، به کلی ماده چهاردهم اعلامیه جهانی حقوق بشر را زیر پا می نهد .

پناهجویانی که اغلب به دلایلی چون تحت تعقیب بودن از کشور خارج شده اند، در شرایط کاملاً نابسامان در ترکیه بسر می برند. به گفته ی پناهجویان، پلیس ترکیه به دلیل روابط متقابل با دولت ایران بسیاری از فعالین سیاسی را، دیپورت و آنها را تحت آزار و اذیت قرار میدهد.
دولت ترکیه پیش از این با استرداد ” حجت زمانی” از اعضای سازمان مجاهدین خلق به ایران زمینه بازداشت و سپس اعدام وی را در سال 2005 فراهم کرد. در حالی که چندی پیش هم دولت ترکیه با ابلاغ حکم دیپورت به 4 تن از فعالین سیاسی ایرانی ، بیم آن را بوجود آورده بود که این افراد نیز در بازگشت به ایران دچارشرایط زندان شوند، اخبار رسیده از شهر وان محل استقرار پناهجویان حاکی از این است که این افراد از کوچکترین حقوق انسانی نظیر امکانات بهداشتی مناسب، سرپناه و خوراک نیز محروم هستند. البته ، عملکرد نه چندان مثبت کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مستقر در کشور ترکیه نیز نشان از عدم توجه کافی این نمایندگی به وضعیت پناهجویان در این کشور می باشد .

بدین سان کمیته گزارشگران حقوق بشر ، نگرانی خود را نسبت به موقعیت نا امن و شرایط غیرانسانی ایجاد شده پناهجویان ایرانی در ترکیه اعلام می دارد و از تمامی مجامع و سازمان های بین المللی و حقوق بشری در سراسر جهان میخواهد که اعتراض خود را نسبت به رفتار غیرانسانی دولت ترکیه، نسبت به پناهجویان را به اطلاع مقامات آن کشور برسانند. این کمیته همچنین ضمن اعتراض به استرداد احمد سراجی به دولت ایران اعلام می کند که جان وی در صورت بازگشت به ایران در مخاطره جدی است.

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://schrr.net
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters

شماره306-۲۰۰۷
تاریخ: 3/5/1385

شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب، حکم اعدام خالد حردانی را امروز رسما به وی ابلاغ کرد. بر اساس این حکم، زمان اجرای حکم اعدام روز 13 تیرماه مقررشده است.

خالد حردانی به اتهام هواپیماربایی در آبان ماه 1379دستگیر و از سوی دادگاه به اشد مجازات(اعدام) محکوم شد.

پیش از این قرار بود در تاریخ 30 دی ماه 1383 حکم وی و دو تن دیگر از متهمان این پرونده به نامهای فرهنگ و شهرام پورمنصوری اجرا شود که به دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه اجرای این حکم متوقف شد.
با این حال با گذشت 7 سال از زمان دستگیری، اکنون بار دیگر پرونده ی این سه متهم مورد رسیدگی قرار گرفته است.این درحالی است که چندی پیش قوه قضائیه با وعده عفو وبخشودگی، به این سه متهم نوید آزادی را داده بود.

خالد حردانی هم اکنون به همراه شهرام و فرهنگ پورمنصوری ، در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر با غیرانسانی دانستن حکم اعدام، خواهان توقف اجرای این حکم بوده و تمامی سازمان‌های حقوق بشر را در این راستا به یاری می‌طلبد.

Komite.gozareshgar@gmail.com

Student committe of

human rights reporters
شماره۲7۴-۲۰۰۷
تاریخ: 12/3/1385

پس از گذشت ۴۳ روز: علی صابری و عباس حکیم زاده آزاد شد

علی صابری دانشجوی دانشگاه امیرکبیر و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان و عباس جکیم زاده دانشجوی دانشگاه امیرکبیر و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان، در ساعات انتهایی روز گذشته پس از گذشت ۴۳ روز از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، صابری و حکیم زاده که در تاریخ ۱۶ خرداد ماه با هجوم نیروهای امنیتی در منزل پدری اش ان در مشهد بازداشت شده و کامپیوتر شخصی به انضمام CD های آنها توقیف و در روز بعد به تهران و زندان اوین منتقل شده بود.

عباس حکيم زاده که سال گذشته به علت عمل جراحي بر روي کمر و ستون فقرات و گذاشتن پلاتين در آن ناحيه، به دستور پزشکان در حالت احتيط مداوم به سر مي برد، هنگام بازداشت مسئوليت بروز هر نوع مشکل در نخاع و ستون فقرات خويش را نيروهاي امنيتي دانست.

از سوی دیگر غلی صابری و عباس حکيم زاده که نيمسال پاياني تحصيل خود را مي گذراند با احکام ناعادلانه انضباطي از سوي عليرضا رهايي، رييس دانشگاه اميرکبير، به ترتیب به یک دو ترم محروميت از تحصيل محکوم شده و به دانشگاه ممنوع الورود شده بود.

با آزادی علی صابری و عباس حکیم زاده تعداد دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر به ۶ نفر رسید. کیوان انصاری، احسان منصوری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان و مجید توکلی ۶ پلی تکنیکی هستند که هم اکنون در بازداشت به سر می برند.

همچنین سایر دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به وضعیت نامشخص سه تن دیگر از دانشجویان زندانی – مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری- در اعتصاب غذا به سر می برند
19.07.2007
اعتصاب غذای يك زنداني سياسي

آقای مصطفی دریانورد زندانی سیاسی که در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم در دوازدهمین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد همچنان در بند زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شود وی از سوی مسئولین زندان بارها احضار و تهدید شده است ، او در دوازدهمین روز اعتصاب غذای خود دچار ضعف شدید جسمانی ، حالت تهوع و سر گیجه شده است ، مسئولین زندان با سوئ استفاده از تضاد اعقاید بین زندانیان از آن به عنوان اهرم فشار بر ایشان استفاده می کند.

فعالان حقوق بشر در ایران استفاده ابزاری از تضاد اعقاید به منظور اعمال فشار بر زندانیان سیاسی و عدم رعایت اصل تفکیک جرایم از سوی مسئولین زندان را محکوم می کند و خواهان رسیدگی سریع به وضعیت این زندانی سیاسی می باشد. فعالين حقوق بشر در ايران

07072007

بازداشت يك فعال حقوق بشر در بند 209

بعدازظهر یکشنبه 10 تیرماه مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به محل کار محمد صدیق کبودوند، وی را بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل کردند. بازداشت این فعال حقوق بشردر حالی صورت می¬گیرد که در طی ماه¬های گذشته فشار بر نهادهای مستقل حقوق بشری بطور محسوسی افزایش یافته است و دستگاه امنیتی با احضار و تهدید فعالان حقوق بشر، تلاش دارد اطلاع رسانی آنان را به کنترل خود درآورد.
محمد صدیق کبودوند در فروردین ماه 1384 با بنا نهادن سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان گام موثری را در جهت بازتاب شرایط ناگوار و نقض حقوق بشر در کردستان برداشت.
بازداشت کبودوند درشرایطی انجام می شود که وی پیش از این از سوی دادگاهی در سنندج به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و به نظر می رسد بازداشت مجدد ایشان در راستای پرونده سازی جدید برای او صورت گرفته است.

از سوی دیگر پس از صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان و اعمال فشارهای قضایی در جهت جلوگیری ازاشاعه خواسته¬های زنان در سطح جامعه، قاضی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب در حکمی سنگین و غیرمنتظره دلارام علی، فعال جنبش زنان و دانشجوی دانشگاه تهران را به 2 سال و 10 ماه حبس تعزیری و 10 ضربه شلاق محکوم کرد. این فعال زن که در جریان تجمع 22 خرداد ماه سال گذشته از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود، پس از آزادی شکایتی را علیه برخورد خشن نیروهای انتظامی که منجر به شکستن دست وی شده بود مطرح کرد، اما تاكنون نه تنها به شکایت او پاسخی داده نشده بلکه يكي از سنگین¬ترین احکام در طی سال¬های اخیر برای وی صادر گشت.

دانشجویان دانشگاه امیرکبیربا اتمام دوره امتحانات دانشگاه¬ها، همچنان در بازداشت به سر می¬برند و خانواده¬ها و وکلای آنان تاکنون امکان تماس با آنها را بدست نیاورده¬اند. این درحالی است که از روزهای نخستین بازداشت، دستگاه قضایی از پیگیری پرونده این دانشجویان در روزهای آتی خبر داده بود، اما به نظرمی رسد با فروکش کردن دامنه اعتراضات در مورد دانشجویان بازداشت شده و سكوت گروه¬ها و جريان¬هاي سياسي، وزارت اطلاعات قصدی بر آزادی آنان ندارد.

روزنامه هم میهن به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی و سردبيري محمد قوچاني روز گذشته در حالي از سوی دادستانی توقیف شد كه تنها دو ماه از بازگشايي مجدد آن مي¬گذشت.
در طی سالهای گذشته، دهها روزنامه، هفته نامه و مطبوعات ديگردر سراسرایران با شکایات واهی توقیف شده و صدها خبرنگار و روزنامه¬نگار، شاغل در این مجموعه¬ها، بیکار شده¬اند. برخورد يكسويه بدين نحو با اصحاب قلم نه تنها امرار معاش اين گروه را با مشكلات عديده مواجه ساخته كه از ديگر سو با مسدون ساختن راه¬هاي منتهي به يك جامعه چند صدايي به تخريب هرچه بيشتر بستر آزادي بيان در ايران منجر شده است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، سرکوب جامعه مدنی وافزایش فشار بر فعالان این حوزه را محکوم نموده و تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر را در این راستا به عكس¬العمل جدی فرا می¬خواند.
بدیهی است که با شدت گرفتن روند سرکوب و انسداد فضای سیاسی، در آینده پيش رو شاهد برخوردهای گسترده¬تری با فعالان جامعه مدنی خواهیم بود.
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters

شماره۲۸5-۲۰۰۷
تاریخ: 13/4/1385

مصطفی دریانورد از اعضای انجمن پادشاهی ایران که چندی پیش از بند 209 به اندرزگاه 7 زندان اوین انتقال یافته بود، در اعتراض به نگهدای خود در بین مجرمین و عدم رعایت اصل تفکیک جرایم از 5 روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.
این زندانی سیاسی در حالی پنجمین روز اعتصاب خود را پشت سر می گذارد که به گفته منابع خبری، از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردارنیست .با این وجود تاکنون هیچ یک از مسئولین زندان در برابر خواسته این زندانی واکنشی از خود نشان نداده اند.
لازم به یادآوری است، دریانورد پیش از این درتاریخ 27 شهریور ماه 84 بازداشت و پس از سپری کردن بیش از یک سال حبس در آبان ماه 85 از زندان آزاد شد. وی سپس دراسفند ماه گذشته از سوی مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافت.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters

شماره۲۸3-۲۰۰۷
تاریخ: 9/4/1385

تکذیبه زندانیان سیاسی مبنی بر حمایت از رضا پهلوی

در ماههای اخیر تعدادی اطلاعیه با عناوین و به مناسبتهای مختلف از طرف ما زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف ایران صادر گردیده.
مطلع شدیم که اطلاعیه ای تحت عنوان حمایت از رضا پهلوی از طرف ما زندانیان سیاسی و امنیتی در زندانهای مختلف ایران صادر گردیده. این در حالی است که ما در زندانهای هارون الرشیدی رژیم قرار داریم و مورد انواع شکنجه های جسمی و روحی این رژیم هستیم تنها و تنها برای آزادی و رفاه و سعادت مردم ایران است و نه برای جایگزین کردن مجداد ولی فقیه تاجدار به جای ولی فقیه عمامه دار است.
رسیدن به آزادی و اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر در سایه شوم ساواک و وزارت اطلاعات هرگز امکان پذیر نیست و نخواهد بود و تنها در سایه جامعه ای فارق از هر دو دیکتاتوری است.در جامعه ای کثرت کرا که همه بتوانند عقاید خویش را ابراز نمایند همه یکسان آفریده شده اند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد گزیدن القاب برتری جویانه همانند ولی فقیه و شاهزاده خود نشانی از نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر است و توهین به اصل برابری انسانها است.آقای رضا پهلوی شما با گزیدن لقب شاهزاده خود را برتر از دیگران میدانید،این در صورتی است که ما به خاطر این برتری جوائی است که در حال حاضر در زندانهای این رژیم بسر می بریم.
بنابر این ما زندانیان سیاسی و امنیتی سوء استفاده به غایت ناجوانمردانه را اقدامی غیر اخلاقی میدانیم و آن را محکوم می کنیم و از تمامی آزادیخواهان و فعالان حقوق بشری خواستار محکوم کردن اینگونه برخوردها هستیم
زندانیان سیاسی ایران:
حیدر نوری- یاسر مجیدی – روح الله کبیری – هاشم شاهی نیا – عبدالرضا رجبی – خلیل شالچی – عباس عسگری زاده – سعیده ماسوری – سعیده شاه قلعه – افشین بایمانی – سعید سنگر – اکبرسنجابی- محمد ویسی- حمید برهان- پیمان خنجری – والی داودی- محمد مهربانپور- محمد موسوی

زنده باد آزادی
نابود باد استبداد
زندانیان سیاسی ایران

26 خرداد 1386

دانشجويان بازداشت شده پلي تكنيك همچنان در بند امنيتي۲۰۹ اوين به سر مي برند

با گذشت بيش از ۵۰ روز از بازداشت نخستين دانشجويان پلي تكنيكي در غائله جعل نشريات دانشجويي دانشجويان بازداشت شده همچنان در بند امنيتي ۲۰۹ زندان اوين به سر مي برند.بنا بر اخبار موثق به رغم اخبار اوليه مبني بر انتقال دانشجويان به بند عمومي زندان اوين ۹ پلي تكنيكي بازداشت شده همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر مي برند و تعدادي از آنان از جمله آقايان عباس حكيم زاده و علي صابري همچنان در سلول انفرادي نگهداري مي شوند.ظاهرا منظور از انتقال دانشجويان بازداشتي به بند عمومي نگهداري تعدادي از آنان در اتاق هاي چند نفره بند ۲۰۹ بوده است.شايان ذكر است خانواده اين دانشجويان ظرف چند روز گذشته با ابراز نگراني از وضعيت فرزندانشان با انتشار نامه سرگشاده خطاب به هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه نسبت به روند مغرضانه و غيرقضايي حاكم بر اين پرونده كه از سوي قاضي حداد و تيم امنيتي درگير در پرونده پي گيري مي شود اعتراض كرده و خواهان توقف پرونده سازي دروغين و تحت فشار عليه دانشجويان شده اند.
27062007
اعتصاب غذای یک زندانی سیاسی

زندانی سیاسی مصطفی دریانورد پس از یک ماه پیگیری خواسته قانونی خود مبنی بر اجرای اصل تفکیک جرایم و نظر به بی توجهی مسئولان نسبت به اجرای قانون و عطف به نامه مورخ 30/3/86 به مسئولان زندان و اعلام رمان اعتـصاب غذای خود در راسـتای دستیابی به حقوق اولیه خود و اعتراض به عملکــرد مسئولان به عــنوان تنهـــا راه باقــی مانده از امروز ســه شنبه مورخ 5/4/86 به مدت نامحدود تا زمان اجرای اصل تفکیک جرایم و انتقال به نزد سایــر زندانیان سیاسی اعتصاب غذای خود را آغاز نموده است ضمنا شایان ذکر است که دادگاه رسیدگی به اتهامات این زندانی سیاسی دیروز در شعبه 15 دادگاه انقـلاب به ریاست قاضی صلواتیان به علت عدم حضور مسئولین به تعویق افتاد.
26072007
شکنجه روحی و روانی

اینجانب زندانی سیاسی مصطفی دریانورد در حالی که یک زندانی سیاسی متهم هستم در میان زندانیان مجرم با جرایم متفاوت نگهداری می شوم که تنها نتیجه آن شکنجه روحی و روانی می باشد که این عمل بر خلاف تمامی معاهدات و کنوانسیون های الزام آور بین المللی و داخلی مبنی بر اجرای اصل طبقه بندی و تفکیک جرایم می باشد و با توجه به تمامی پیگیریهای صورت گرفته در طی یک ماه گذشته و وعده های بی ثمر مسئولین و همچنین عدم تحقق خواسته های قانونی اینجانب مبنی بر انتقال به نزد سایر زندانیان سیاسی ” به عنوان آخرین راه باقیمانده اعلام می نمایم در صورت عدم انتقال اینجانب به نزد سایر زندانیان سیاسی از روز سه شنبه مورخ 5/3/1386 دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد ، بدیهی است هر گونه پیامد جسمی و جانی این عمل مستقیما بر عهده مسئولین مربوطه خواهد بود.
فعالان حقوق بشر در ایران21062007

بنا بر گزارشات رسیده زندانی سیاسی متین ارجان از سوی دادگاه انقلاب به 10 سال حبس تعزیری محکوم گشت.
زندانی سیاسی متین ارجان از اعضای حزب پ.ک.ک و تبعه کشور ترکیه که در سال 84 در شهرستان ارومیه بازداشت شده و در زیر شکنجه های مامورین رژیم جمهوری اسلامی زبانش قطع شده بود
مورخ 22/3/1386 توسط دادگاه انقلاب به 10 سال حبس تعزیری محکوم گشت. وی از حق داشتن وکیل محروم بوده و با توجه به قطع زبانش قادر به دفاع از خود نبوده است .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن روند غیر قانونی دادگاه و صدور حکم ، با توجه به عدم رسیدگی پزشکی مناسب نسبت به سلامتی جسمی این زندانی سیاسی ابراز نگرانی می نمایید .
فعالان حقوق بشر در ایران 19062007
رسانه هاي جمعي ، فعالان سياسي ، مدافعان حقوق بشر ، نويسنده گان و انديشمندان و هموطنان گرامي

به اطلاع مي رساند كه در مورخه 30/3/86 مصادف با 20 ژوئن 2007 آخرين جلسه دادگاه آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي برگزار ميگردد . به رغم تمامي تكذيبيه هايي كه از سوي مقامات قضائي اعلام شده است بايد به عرضتان برسانم حكم اعدام ايشان و 17 تن از يارانشان صادر گرديده و در تاريخ يادشده نهايي ميگردد .

وضعيت جسماني ايشان بسيار ناگوار است و كماكان از دست يابي به پزشك معالج محروم هستند . ايشان بدون وكيل مدافع و در دادگاه بدون وجاهت بين المللي ويژه روحانيت و بصورت غير علني محاكمه ميشود .

زمان زيادي در اختيار نيست بدينوسيله از تمامي آزاد انديشان عاجزانه تقاضا داريم ضمن اعلام اعتراض به اين حكم ناعادلانه ضمن نشر و پخش اخبار مربوط به ايشان ، به هر شكل و هر وسيله ممكن ، افكار مردم ايران و ديگر مردم جهان را نسبت به اين واقعه روشن نموده از سازمانهاي جهاني و دول صاحب قدرت جهان تقاضاي رسيدگي عاجل نماييد .

ايشان قبل از دستگيري نامه هايي به پاپ اعظم ، كوفي عنان دبير وقت سازمان ملل متحد و خاوير سولانا مرقوم داشتند و حساسيت مسئله را گوشزد نمودند ولي متأسفانه واكنش درخوري مشاهده نشد . از تمامي صاحبان رسانه و قلم تقاضامنديم در اين فرصت اندك باقي مانده ، كليه سازمانهاي بين المللي مسئول را ، در چند و چون ماجرا قرار داده و طلب كمك نمايند . از كليه مدافعان حقوق بشر و فعالان در اين زمينه ، انتظار داريم تا با اعمال فشار مضاعف به سازمان ديدبان حقوق بشر، از اين ارگان بخواهند ؛ هر چه سريعتر گروهي را جهت بررسي و ملاقات با آيت الله بروجردي به اوين گسيل دارند تا خود از نزديك شاهد وخامت احوالات ايشان و ياران دربندشان باشند .

حقيقت آنست كه اگر اين فرصتها را از دست بدهيم و نشانه اي از اتحاد و يكدلي در راه مبارزه با رژيم منفور و ديكتاتوري ولايت فقيه را نمايان نسازيم هيچگاه هيچگاه هيچگاه قدرت مقابله با اين رژيم را بدست نخواهيم آورد و تاريخ بر فعل امروز و تلاش اكنون ما گواهي خواهد داد . به اميد طلوع خورشيد آزادي .

جمعي از پيروان و مقلدين آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي
19062007

حكم اوليه‌ي اعدام براي سيد حسين كاظميني بروجردي

روز يك‌شنبه 20 خرداد 1386 اولين دادگاه رسمي آيت الله بروجردي و بيش از 80 تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات، به آقاي بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده حكم اوليه‌ي اعدام، ابلاغ شد. بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:
محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام، نامشروع خواندن “ولايت فقيه”، نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد، متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي، ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها، متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي “ديكتاتوري ديني” به جاي “جمهوري اسلامي” در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي، ساختن دين جديدي به نام “دين سنتي”، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و ….

سيد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسمي و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش، به اين گفتار بسنده كرد كه:
من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم، جرم حقيقي من، مسائل سياسي و امنيتي نيست، اختلاف من با حكومت، اعتقادي است، اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي و شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و “ولايت فقيه” را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.

آقاي بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،‌ بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.

21 خرداد 1386
با عرض سلام و احترام
این نامه به قلم آیت الله بروجردی در شرایطی که سخت بیمار بوده‌اند تحریر شده و با مساعدت مسئولین بیمارستانی که ایشان بخاطر حمله قلبی چند روز به آنجا منتقل شده اند و به درخواست خود آقای بروجردی انتشار یافته است. بر طبق گزارش مربوطه آقای بروجردی که از بیماریهای قلبی و قند و فشار خون و پارکینسون شدیدا رنج می‌برد در آستانه برگزاری دادگاه خود و تعداد زیادی از یارانش كه از بیستم خرداد ماه 1386 شروع مي‌شود درخواست کمک از مجامع حقوقی و سازمانهای خبری بین‌اللملی دارد و اعلان کرده است که:
من به عنوان روحانی بازمانده از اسلام اصیل که هزار و چهارصد سال قدمت دارد همچون اجداد خویش مخالف “حکومت دینی” می‌باشم و مشکلم با نظام حاکم، بر ایران بر سر تئوری “ولایت فقیه” است که تزی نامشروع و غیر قانونی می‌باشد و حاضر به هرگونه مناظره رسمی با رهبران آن بوده و هستم.
11062007

آيت الله بروجردي در آستانه اعدام !

روز يك‌شنبه 20 خرداد 1386پس از گذشت نه ماه از بازداشت آيه الله سيد حسين كاظميني بروجردي و بيش از پانصد تن از يارانش اولين دادگاه ايشان در دادگاه ويژه‌ي روحانيت تهران ، بطور غيرعلني برگزار گرديد .
پرونده آيه الله بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده هم اكنون در شعبه دوم دادگاه ويژه روحانيت تهران بدون آنكه به در خواست مكرر ايشان مبني بر داشتن وكيل و برگزاري دادگاه بصورت علني بنا برنص صريح قانون اساسي كشور و قوانين تصريح شده در آئين نامه دادگاه وي‍ژه روحانيون توجهي گردد در جوي كاملا غير قضايي و قانوني در حال بررسي است و بنا به اعلام دفتر دادگاه آخرين جلسه دادرسي در روز چهارشنبه 24 خرداد ماه سالجاري برگزار مي گردد . قاضي دادگاه اتهامات آيه الله بروجردي و هفده نفر از چهارصد و بيست و شش متهم اين پرونده را كه بنا به اعلام وزارت اطلاعات كار تحقيق و بازجوئي شان به پايان رسيده است را اينچنين اعلام نموده است : محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام، نامشروع خواندن “ولايت فقيه”، نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد، متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي، ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها، متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي “ديكتاتوري ديني” به جاي “جمهوري اسلامي” در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي، جعل دين جديدي به نام “دين سنتي”، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و ….
در پايان اولين جلسه دادرسي ، حجه السلام قدياني دادستان دادگاه ويژه روحانيت ضمن قرائت خلاصه اي از كيفر خواست 350 صفحه اي از قاضي پرونده تقاضاي دوبار اعدام براي آيه الله بروجردي به اتهام محاربه و جعل و تشكيك در دين و براي هفده نفر ديگر متهمين پرونده يكبار اعدام به اتهام محاربه و اقدام مسلحانه بر عليه حكومت اسلامي نموده .
بنا به گفته يكي از نزديكان آيه الله بروجردي كه در پشت درهاي دادگاه حضور داشته است قاضي دادگاه پس از تفهيم اتهام و شنود كيفرخواست توسط دادستان ضمن اعلام به آيه الله بروجردي كه با تحقيقات بسيار جايي براي دفاع وي از اتهاماتش وجود ندارد صرفا كمتر از دو دقيقه به ايشان وقت دفاع داده كه آيه الله بروجردي نيز در همان وقت كوتاه اظهار مي دارند : « من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم، جرم حقيقي من، مسائل سياسي و امنيتي نيست، اختلاف من با حكومت، اعتقادي است، اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي و شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و “ولايت فقيه” را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد » .
گفتني است آيه الله بروجردي و بيش از 500 تن از يارانش در 15/7/ 1385 پس از گذشت چهل و سه روز درگيري خونين با عوامل امنيتي و لباس شخصي ها در منزلشان در تهران بازداشت شدند . هم اكنون 120 نفر از هواداران ايشان همچنان در زندانهاي امنيتي تهران در بازداشت بسر مي برند و مابقي نيز در مجموع با دو ميليارد و سيصد و چهل ميليون تومان وثيقه موقتا آزاد مي باشند ، در ميان بازداشت شدگان 79 نفر زن وجود داشته است كه بنا به اظهار چهار نفر از آنان در زندان اوين مورد اهانتهاي شديد جنسي و تجاوز واقع شده اند .
آيت الله سيد حسن كاظميني بروجردي از جمله روحانيون و مراجع بنامي مي باشد كه مخالف دين سياسي و قرائت ولايت فقيه در شيعه مي باشد ، آقاي بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،‌ دفتر نمايندگي آيه الله بروجردي در اروپا ضمن استمداد از تمامي نهادهاي بين المللي و حقوق بشري و شخصيتهاي سياسي و فعالان حقوق بشر اقدامي عاجل در جهت توقف اين دادگاه غير علني و فاقد وجاهت حقوقي و قضائي كه حتي مخالف نصوص صريح 165 و 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي مي باشد را داشته. خاطر نشان مي سازيم تنها خواسته آيه الله بروجردي داشتن وكيل مدافع و برگزاري دادگاه بصورت علني مي باشد .
دفتر نمايندگي آيه الله بروجردي در اروپا آمادگي ارسال هر گونه اطلاعات و يا ارائه اسناد مكتوب ، صوتي و تصويري از نحوه بازداشت غير قانوني و خونبار ايشان و يارانش را داشته و دارد .

دفتر نمايندگي آيه الله بروجردي در اروپا
تماس اينترنتي : goftaniha@gmail.com
تلفن دبير خانه برلين : 00491736344996
تلفن دفتر لندن : 00447930537484
حكم اوليه‌ي اعدام براي سيد حسين كاظميني بروجردي

گزارش دریافتی: روز يك‌شنبه 20 خرداد 1386 اولين دادگاه رسمي آيت الله بروجردي و بيش از 80 تن از يارانش در سه شعبه‌ از دادگاه ويژه‌ي روحانيت واقع در خيابان زعفرانيه‌ي تهران، بطور غيرعلني برگزار گرديد. بعد از تفهيم اتهامات، به آقاي بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده حكم اوليه‌ي اعدام، ابلاغ شد.

بنابر گزارش نزديكان آيت‌الله بروجردي، اتهامات وي بيش از 30 فقره بوده كه اهم آنها عبارتند از:

محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام، نامشروع خواندن “ولايت فقيه”، نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد، متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گزاري در دين و دروغگوئي، ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها، متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي “ديكتاتوري ديني” به جاي “جمهوري اسلامي” در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي، ساختن دين جديدي به نام “دين سنتي”، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و ….

سيد حسين كاظميني بروجردي در حالي كه آثار ضعف جسمي و جراحات شديد بر بدنش كاملا مشهود بود و به شدت از پاركينسون رنج مي‌برد و به سختي سخن مي‌گفت، قاضي و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و يارانش، به اين گفتار بسنده كرد كه:

من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم، جرم حقيقي من، مسائل سياسي و امنيتي نيست، اختلاف من با حكومت، اعتقادي است، اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي و شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و “ولايت فقيه” را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد.

آقاي بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،‌ بدينوسيله به سازمانهاي مدافع حقوق بشر و خبرگزاريهاي جهاني هشدار مي‌دهيم كه تاريخ در برابر هرگونه سكوت و بي‌توجهي شما، قضاوت تلخي خواهد داشت.

Iranpressnews
11062007
یکی دیگر از سیاهچالهای مخوف رژیم خون خوار اسلامی

در خیابان وحدت اسلامی تهران ، آگاهی مرکزی نیروی انتظامی معروف به آگاهی شاهپور قرار دارد که در حال حاضر در 18 شعبه مسئولیت رسیدگی به جرایم اجتماعی را تحت ریاست سرهنگ خوئینی ها به عهده دارد.
متاسفانه به دلیل انتصاب این مرکز به جرایم اجتماعی در مورد این مکان مخوف اطلاع رسانی و نظارت موثری صورت نپذیرفته است.
در این گزارش سعی شده است زوایای پنهان این مرکز مورد بررسی قرار گیرد.

بازداشتگاه این مرکز به ریاست سرهنگ نیرومند در قسمت بدرقه { اعزام } آن مرکز قرار دارد و متشکل از اصطلاحا 10 بند عمومی ، یک بند نوجوانان ، یک بند قرنطینه ، 4 سلول و 3 سویت می باشد.
اماکنی که از آن به عنوان بند یاد می شود اتاقهایی در بسته به ابعاد 4*3 متر هستند که فاقد هرگونه نور و یا تهویه می باشند و تنها کفپوش آنها موکتهایی بسیار آلوده است. این اتاقها فاقد هرگونه سیستم سرمایش یا گرمایش می باشند و جمعیتی که در آن نگهداری می شوند از 17 تا 25 نفر یا حتی بالاتر متغییر هستند.
استحمام ممکن نیست و استفاده از سرویس های بهداشتی در طول روز 3 مرتبه و از 8 شب تا 4 صبح هم ممنوع می باشد ، غذا با کیفیت نامطلوب و بسیار کمتر از حداقل استاندارد و جیره بندی می شود و به هر بند به عنوان صبحانه مجموعا 3 عدد نان داده می شود!!
منظور از سلول اتاقهای کوچکی در اندازه های 5/1 متر مربع می باشد که چندین فرد را به طور هم زمان در آن اتاقهای کوچک نگهداری می نمایند و منظور از سویت اتاقهایی 2 مترمربع است که فاقد حتی کفپوش یا موکت می باشد و بر سر هر فرد همیشه کیسه ای پارچه ای قرار دارد.
در هر 24 ساعت تنها یکبار اجازه استفاده از سرویس بهداشتی وجود دارد و فرد به صورت انفرادی با دستبند و پا بند نگهداری می شود و همچون بند و سلول این مکان نیز فاقد روشنایی و تهویه و سیستم سرمایش و گرمایش است و همچنین به طور اسفناکی غیر بهداشتی است.
از بدو ورود به این بازداشتگاه ، ضرب و شتم و هتاّکی آغاز می شود و از نگهبانها تا بازجو و یا تیم بازجویی ، به شدت از ابزار ضرب و شتم استفاده می کنند که حتی در زمان استفاده از سرویسهای بهداشتی متهم از ضرب و شتم و توهین رهایی ندارد ، این ضرب و شتم ها بالاخص در زمان بازجویی ، با مشت و لگد ” باتوم چوبی و باتوم برقی ، آزار و اذیت ، تجاوز جنسی ، بستن دستبند به دستها به روش قپانی ، نگهداری بلند مدت ، آویزان نمودن فرد از کتف به سقف ، تعزیر کف پا ، بستن دستها و پا ها به شکلی خاص و قرار دادن میله در میان آنها ، آویزان نمودن به مدت طولانی و بسیاری اعمال غیر انسانی دیگر از روشهای شکنجه و به اصطلاح اعتراف گیری در این مرکز می باشد.
موارد بسیاری از خودکشی افراد تحت شکنجه در این بازداشتگاه ها دیده شده است.برخی متهم ها در این مرکز ماههای متمادی است که بلا تکلیف می باشند ” رسیدگی پزشکی در این مرکز وجود ندارد و فرد مضروب را پس از پایان تحقیقات مدتی تا زمان بهبود وضع جسمانی و رفع آثار ضرب و شتم در سلول نگه می دارند.در صورتی که فرد آسیب دیده وضعیت وخیمی پیدا نماید وی را به اتاق کوچکی که متعلق به این مرکز در قسمت جراحی بیمارستان سجاد { ناجا } واقع در خیابان بهار شمالی است منتقل می نمایند که حتی کادر درمانی در تردد به این اتاق با محدودیت مواجه هستند و ضرب و شتم و جلوگیری از رسیدگی پزشکی لازم در حد توان توسط ماموران در همان مکان نیز انجام می پذیرد.
به عنوان یک مجموعه فعال در زمینه حقوق بشر در ایران شدیدا نسبت به آنچه که در این مرکز بر انسانها می گذرد ابراز نگرانی مینماییم واین گونه آزار و اذیت و بی حرمتی به انسانها را به بهانه جایگاه اجتماعی یا اتهامات وارده به آنها را محکوم می نماییم و خواستار بهبود وضعیت این مرکز و سایر بازداشتگاه های مشابه می باشیم و رعایت کامل حقوق تعریف شده انسانها را در این گونه بازداشتگاهها و مراکز مشابه خواستاریم.
11062007

امیرساران زندانی سیاسی که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد، با وجود شرایط نامناسب جسمانی امکان استفاده از مرخصی را بدست نیاورده است.

الهه نازجو همسر امیر ساران ضمن اعلام این مطلب افزود که ” پیگیریهای مکرر وی به دادگاه انقلاب برای گرفتن مرخصی تاکنون بی نتیجه بوده است، وزارت اطلاعات به وی اعلام کرده در صورت اعتراف همسرش مبنی بر انزجار از تشکلها و گروهک های مخالف نظام، وی را آزاد خواهند کرد.
امیر ساران در خرداد ماه سال 82 بازداشت و سپس از سوی دادگاه انقلاب به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام وی تشکیل گروه غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده بود. وی در طی این مدت تنها یکبار به مرخصی آمده است، که پس از اتمام دوران مرخصی اش، از سوی ماموران در منزلش بازداشت و به زندان بازگردانده شد.
این زندانی سیاسی در حالی در زندان رجایی شهر نگهداری می شود که با وجود اعتراضات متعدد نهادهای حقوق بشری و زندانیان سیاسی، مبنی بر تفکیک جرایم در این زندان تاکنون هیچ گونه اقدامی در مورد جداسازی زندانیان سیاسی از افراد مجرم صورت نگرفته است. این در حالی است که چندی پیش نیز در پی انتقال افراد باعنوان “اراذل و اوباش”به این زندان، دستگاه قضایی بار دیگر تاکید کرد که زندان رجایی شهر محل نگهداری مجرمین خطرناک است.
درطی سالهای گذشته بسیاری از زندانیان سیاسی در جهت اعمال فشار بیشتر به این زندان تبعید شده و تحمل حبس کرده اند. به گواه بسیاری از این زندانیان، شرایط زندان جایی شهر به مراتب ناگوارتر ازسایر زندانها ی است.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committe of
human rights reporters
شماره۲76-۲۰۰۷
تاریخ: 18/3/1385

کیوان رفیعی مینویسد:.. بدون هیچ گونه حکم بازداشتی یا ارتکاب به عملی خلاف قانون توسط عوامل امنیتی جمهوری اسلامی در خیابان ربوده شدم. پس از ربودن به 209 که بازداشتگاه امنیتی و نام آن با سلولهای انفرادی ، چشمهای بسته ، دوربین ، سکوت و مرگ زمان عجین شده است منتقل شدم.به سلول انفرادی شماره 115 برده شدم و پس …

به نام آزادی
با درود به محضر ملت شریف ایران
بر آن شدم تا با افشای خلاصه ی آنچه که در یک سال اخیر بر بنده از سوی دولت به اصطلاح مهر ورز و عدالت محور جمهوری اسلامی گذشت به وظیفه مبارزاتی خود در راستای افشای نقض حقوق بشر عمل نمایم.
من یک فعال حقوق بشری هستم که بر اساس حقوق تعریف شده و وظایف اجتماعی با همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به امر مقدس مبارزه با ناقضین حقوق بشر و حمایت از قربانیان آن در حد توان می پرداختم و اساسا فردی تحت تعقیب و متواری نبودم.
در 18 تیر 1385 در خیابان ، بدون هیچ گونه حکم بازداشتی یا ارتکاب به عملی خلاف قانون توسط عوامل امنیتی جمهوری اسلامی ربوده شدم. پس از ربودن به 209 که بازداشتگاه امنیتی و نام آن با سلولهای انفرادی ، چشمهای بسته ، دوربین ، سکوت و مرگ زمان عجین شده است منتقل شدم.به سلول انفرادی شماره 115 برده شدم و پس از 2 روز بلا تکلیفی 24 ساعت قرار بازداشت ، بدون تفهیم اتهام توسط مراجع قضایی صادر شد و پس از 24 ساعت 500 میلیون ریال وثیقه برایم صادر شد اما به جای اجازه تماس به برای تودیع وثیقه ، اینجانب را از سلول 115 به اتاق کوچکی به همراه بازجو و 3 نگهبان منتقل نمودند و به قصد توهین و تحقیر و در هم شکستن روحیه ام ، لباسهایم را از تنم بیرون آوردند و به بهانه بلندی مو با قیچی قصد کوتاه نمودن موهایم را داشتند که درگیری فیزیکی روی داد و پس از مقاومت به سلول انفرادی 73 برده شدم و این در حالی بود که حتی از دلیل بازداشت خود مطلع نبودم و همچنین از روند غیر انسانی و غیر قانونی ناراحت بودم و به نشانه اعتراض شروع به کوبیدن به درب سلول نمودم سپس من را با چشمان بسته نزد مصطفی کریمی رییس بازداشتگاه 209 بردند ، وی در پاسخ به اعتراض ، عنوان کرد که تا هر زمانی که تمایل داشته باشیم شما را نگه می داریم و نیاز به هیچ دلیلی هم نداریم و چنانچه باز هم عمل خود را تکرار نمایید شما را با دستبند و پا بند در انفرادی نگه میداریم.

سپس بنده را به انفرادی شماره 63 منتقل نمودند و بازجویی ها با چشمهای بسته شروع شد و تنها هدف بازجو ها جهت دادن به بازجویی ها با برچسب زنی و بدست آوردن بهانه ای برای سرکوب و برخورد با سایر اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بود که به علت این که اتهام خاصی مطرح نبود بازجویی ها تماما بر اساس مبهمات ” تضاد ” بی سندی ” و بلا تکلیفی بود . به طوری که در جلساتی اتهاماتی مطرح و در جلسه بعد تغییر اتهام رخ می داد یا روزها و هفته ها کسی برای رسیدگی به وضعیتم به سراغم نمی آمد.

این در حالی بود که من و خانواده ام از یکدیگر بی اطلاع بودیم و همواره از داشتن کتاب ” روزنامه ” تلویزیون ” قلم و کاغذ ” لباس مناسب ” تلفن ” ملاقات ” هواخوری ” و امکان حرکت و سایر امکانات محروم بودم.
به تازگی مطلع شدم که چند روز پس از دستگیری من مامورین وزارت اطلاعات به منزل پدری ام رفته اند و با به هم ریختن منزل مقداری از لوازم که متعلق به من نبوده را با خود بر ده اند و خانواده ام علی رغم مشکلات تردد و دوری راه روزهای متمادی به جستجوی بنده در دادگاه انقلاب ” بهشت زهرا ” پزشکی قانونی ” بیمارستانها و … پرداختند و پس از 3 ماه بودن من در 209 زندان اوین از سوی مراجع قضایی تایید شد .
پس از یک ماه بلا تکلیفی و رفتار غیر انسانی و غیر قانونی به عنوان اعتراض اقدام به اعتصاب آب نمودم که پس از 4 روز با قول مساعد رییس بازداشتگاه 209 اعتصاب خود را شکستم که پس از آن بدلیل بی آبی چند روزه به عفونت روده ای مبتلا شدم و حدود 15 روز جز آب چیزی نتوانستم بخورم و در همان زمان عفونت و خونریزی لثه آغاز شد و روزهای بسیاری از درد توان حرکت و خواب از من سلب شد.
بازجوها بارها به من اعلام کردند که آزاد هستی ویا به زودی آزاد خواهی شد یا تاریخی برای آزادی اعلام می نمودند یا وعده تماس تلفنی یا ملاقات و … به من می دادند که تمامی این مطالب کذب چیزی جز اهرمی برای فشار های روحی و روانی نبود و ماهها در سلول انفرادی و بی خبر و بلاتکلیف بودن و تحت شکنجه های روحی و روانی { اصطلاحا معلق } را جز کسی که ندیده است نمی تواند درک نماید.
به هر حال پس از 3 ماه انفرادی به این روند غیر انسانی با توسل به ابزار موجود اعتراض بسیاری نمودم و تاکید نمودم که باید به اتاق عمومی بر اساس اصل تفکیک جرایم منتقل شوم که به بنده اعلام نمودند شما را برای اتاق عمومی جز به نزد اعضای القا عده به محل دیگری نمی فرستیم. من نیز به بی توجّهی به اصل تفکیک جرایم اعتراض نمودم و آنان جهت افزایش فشار روحی و روانی من را به نزد 2 تروریست فرستادند که هر دوی آنها با مصرف روزانه دهها قرص اعصاب و خواب حالت طبیعی می یافتند ، آنها بر اساس اصول مذهبی و عقیدتی افراطی خویش بار ها بنده را تهدید به مرگ نمودند و مقدمات آن مانند شیشه را هم تهیه نمودند و بدین گونه است که رژیم از تضاد عقاید به عنوان ابزار شکنجه استفاده می نماید.
به هر حال بنده انتقال به نزد ایرانیان را خواستار شدم که بازجو ها مکررا مخالفت می نمودند . متشنج شدن جو سلول باعث شد که بنده برای انتقال از آنجا مجددا علی رغم عفونت روده ای دست به اعتصاب آب بزنم که پس از 3 روز رییس بازداشتگاه 209 به بنده گفت که یا سلول انفرادی و یا همین جایی که هستید یکی را انتخاب کنید که قطعا سلول انفرادی از اینجا بسیار بهتر بود. بنابراین دست نوشته ای از بنده گرفتند که بنده به تقاضای خود و جهت نوشتن پایان نامه تقاضای انتقال به انفرادی را نموده ام.
پس از آن من را به سلول انفرادی شماره 130 منتقل نمودند و این بلا تکلیفی ها همچنان ادامه داشت تا در 19 مهر ماه بنده را به باز پرسی 14 امنیت و به نزد بازپرس متین راسخ بردند که وی مطالبی را همچون اقدام علیه امنیت از طریق تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند نظام به عنوان اتهام عنوان و آخرین دفاعیات را از بنده اخذ نمودند و در جواب اینجانب که چرا وثیقه من را قبول نمی کنند عنوان نمودند که دادگاه انقلاب اختیارات ویژهای دارد و وثیقه شما را قبول نمی کنم تا هر چقدر لازم باشد در بازداشت باقی بمانید.
به هر حال مطالبی همچون تماس با خانواده و داشتن وکیل را خواستار شدم که ایشان وکیل موردنظرم را جاسوس خطاب نمودند و گفتند شما وکیل نیاز ندارید و اگر لازم باشد ما برای شما وکیل مورد تایید خود را می گیریم و برای تماس تلفنی من با منزل هم عملا هیچ کاری صورت نگرفت.
پس از مشکلاتی که با بازجوها در مورد اخذ وکیل پیدا نمودم مجددا در 25 مهر 1385 من را به همان باز پرسی بردند و اتهامات جدیدی همچون شرکت در تجمع و راه اندازی تجمع را به اتهامات اضافه نمودند و من را بازهم در انفرادی شماره 130 نگه داشتند.
در 15 آذر 1385 به شعبه 13 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سادات بردند ” دادگاه بدون حضور وکیل مدافع ” نماینده دادستان و به صورت غیر علنی برگزار شد و خود قاضی بر خلاف قانون کیفر خواست را خواند و 10 دقیقه فرصت دفاع به بنده داده شد که تنها دفاعم در خواست ارایه اسناد اتهامم از سوی وزارت اطلاعات به دادگاه بود ، پس ا ز یک ماه از دادگاه در حالی که در سلول انفرادی منتظر صدور رای بودم عنوان شد که پرونده شما به بازرسی عودت داده شده است و تداوم بلاتکلیفی .
در 21 دی 1385 پس از 190 روز بازداشت که 7 روز آن در محیط رعب و وحشت و 183 روز آن در سلول انفرادی با انواع شکنجه ها ی روحی و روانی گذشت ، پس از آن به اتاق عمومی 121 که اتاقی 5*6 متر و با جمعیت 19 نفر بود منتقل شدم و اجازه اولین تماس با منزل پس از بیش از 6 ماه بی خبری به بنده داده شد و خانواده من پس از این مدت طولانی موفق به دریافت خبر سلامتی من شدند. در همان زمان نوعی بیماری ویروسی در 209 شایع شده بود که به علت عدم رسیدگی پزشکی همه به آن مبتلا شده بودیم و شخصا به صورتی به آن بیماری مبتلا شده بودم که همراه با سرفه از مخاطم خون خارج می شد و به علت بسته بودن محیط و عدم رسیدگی حدود 2 ماه با آن بیماری به سر بردیم.
در هفته مجموعا حدود 2 ساعت هواخوری داشتیم که مکان هواخوری عبارت بود از اتاقی 5*6 متر که تنها فرق آن با سلول سقف مشبک آن بود و هفته ای 10 دقیقه اجازه تماس با منزل داشتیم و روزهای تکراری و بلاتکلیفی تکرار میشد و در آخرین روزهای سال 85 اداره اطلاعات گرگان پدر بنده را احضار نمود و از وی خواسته بود با بنده برای دست کشیدن از عقاید و فعالیتهایم صحبت نماید و آخرین جلسه چند روز پیش از عید با بازجو ها بر همین محور بود.
اما من نتوانستم و نمی توانم از دفاع بدون تبعیض حقوق انسانها دست بردارم ، زمان عید نوروز را نیز در اتاق کوچک خود با دلی پر امید و ایمان به راه خود با یاد شما هموطنان عزیز بر سر سفره نوروز نشستیم.به هر حال وزارت اطلاعات از تمامی ابزارهای فشار بر بنده ” مجموعه و تعدادی از اعضای مجموعه جهت تن دادن به خواسته های آنان استفاده نمودند و با نا امیدی از این روش در تاریخ 28 /1/1386 من را از بند 209 وزارت اطلاعات به سالن 6 اندرز گاه 7 زندان اوین و به میان زندانیان عادی جهت استفاده از تاکتیک تضاد عقاید و بی اعتنا به اصل تفکیک جرایم منتقل نمودند.
در اول اردیبهشت به دادگاه منتقل شدم که به دلیل خودداری نماینده دادستان و وزارت اطلاعات دادگاهم باز هم برگزار نشد و به تعویق افتاد و ساعتها معطلی و خستگی و فشار عصبی آن برای من باقی ماند .
در تاریخ 30/ 2/ 1386 با خبر شدم که وزارت اطلاعات دست به عمل غیر انسانی زده و برای افزایش فشار بر بنده اقدام به یورش مجدد به منزل پدری ام نموده است و ابتدا پدر و خواهر و ساعاتی بعد برادرم را به همراه لوازمی از منزل به اداره اطلاعات برده اند که این عمل غیر انسانی و غیر موجه پس از پایان تحقیقات و گذشت یکسال از بازداشت هیچ گونه توجیهی جز فقدان سند بر علیه من و تلاش برای افزایش فشار بر من از طریق ایجاد مشکل برای اعضای خانواده ام ندارد.
به هر حال خانواده ام ساعت 22 آن شب پس از تهدید و بازجویی آزاد شدند و در تاریخ اول خرداد 1386 به دادگاه منتقل شدم که باز هم نماینده دادستان و وزارت اطلاعات از حضور در دادگاه خودداری نموده و باز هم دادگاهم به تعویق افتاد و من همچنان بلا تکلیف مانده ام.
در تاریخ 13/3/1386 مجددا خانواده ام را احضار نمودند و این روند همچنان ادامه دارد. تا کنون به دلیل عدم اجازه ملا قات حضوری با خانواده موفق به ملاقات آنها نشده ام و همچنین 11 تن از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در طی یکسال گذشته بازجویی و تهدید شده اند و بسیاری اعمال غیر انسانی دیگر که روزی دستان تاریخ افشا خواهد نمود و اینکه جرم من و همکاران من تنها و تنها دفاع بدون تبعیض و مرزبندی سیاسی از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران بوده و اکنون با تمامی فشارها و سختی ها حاضر نیستم لحظه ای از دفاع از حقوق انسانها و مبارزه با ناقضین حقوق بشر دست بردارم ، تمامی این مشکلات را با امید به طلوع خورشید عدالت و عشق به همنوعان خود تحمل خواهم نمود.

زنده باد آزادی و برابری
کیوان رفیعی فعال حقوق بشری – زندان اوین
14/3/86

بنا بر گزارشات رسیده مامورین وزارت اطلاعات در پی شکست در پرونده سازی بر علیه کیوان رفیعی فشارها را بر خانواده وی افزایش داده اند.

مامورین وزارت اطلاعات در ظهر روز یک شنبه 30/2/1386 برای دومین بار در طی یکسال گذشته به منزل پدری کیوان رفیعی سخنگوی فعالان حقوق بشر در ایران یورش برده و پس از ضبط لوازم ، خواهر ، پدر و برادر وی را بازداشت و به اداره اطلاعات گرگان منتقل کردند آنها پس از 8 ساعت بازجویی توام با تهدید پیرامون اطلاع رسانی در مورد وضعیت این زندانی از آنان اقدام به اخذ تعهد کتبی نمودند و در ساعت 22 آنها را آزاد و لوازم ضبط شده را همچنان بازنگرداندند.
این در حالی است که دادگاه کیوان رفیعی 2 روز پس از این ماجرا برای سومین بار برگزار نشد این فشارها ، تهدیدات و برخوردها دلیلی جز فقدان سند و افزایش فشار بر آقای کیوان رفیعی برای تن دادن به خواسته های رژیم نیست .
اکنون نیز مطلع گشتیم که خانواده رفیعی در روز یک شنبه مورخه 13/3/86 مجددا به اداره اطلاعات گرگان احضار گشته اند .
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن این عمل غیر موجه و غیر قانونی که در تضاد کامل با معاهدات حقوق بشری می باشد خواستار توقف فشار و برخورد با خانواده این فعال حقوق بشری و آزادی بی قید و شرط آقای رفیعی می باشند.
04062007
فراخوان به‌ تشکل ها و فعالین مبارز
دومین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، 24 تا 26 اگوست 2007 در شهر کلن آلمان برگزار خواهد شد.
در این گردهمایی که یادواره کشتارهای دهه شصت و به ویژه قتل عام سراسری زندانیان سیاسی ایران در تابستان 67 است، موضوعاتی از جمله «زندانیان سیاسی و مبارزات مردم تحت ستم (ترک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و…)» به بحث و بررسی گذاشته خواهد شد. ضرورت چنین بحثی، از همبستگی مبارزاتی در دفاع از خواسته ها و مطالبات مردمی برمی خیزد که در زندگی روزمره ستم مضاعفی را متحمل می شوند. رفع چنین ستمی، به‌ بخش انکار ناپذیری از خواسته‌های مبارزات مردم مناطق مختلف ایران تبدیل شده‌ است.
خوشبختی، رفاه، آسایش، شادی و نشاط از یک طرف، و بدبختی، فقر و فلاکت، کشتار و بی حقوقی، اعتیاد، تن فروشی، بی کاری و ده ها پدیده‌ منفی دیگر در طرف دیگر، ارمغان جامعه‌ طبقاتی و حکومت نظام های دیکتاتوری، مذهبی و سرمایه‌ داری دنیای امروز است. برای هر کوشنده‌ راه آزادی و برابری، کردستان نامی است که‌ پس از سرنگونی استبداد سلطنتی در هر برهه‌ از جنبش انقلابی ایران یادآور نقطه‌ عطف های فراموش نشدنی است.
1358 نام کردستان یادآور سنگر بندی توده‌های مردم کردستان و پیکار جبهه‌ ای و مسلحانه‌ برای دفاع از دستاوردهای قیام 57 و علیه‌ استبداد و سرکوب و لشکرکشی رژیم ننگین تازه‌ به‌ دوران رسیده‌ سرمایه‌ داران اسلامی در ایران است. از سال 60 به‌ بعد تاکنون کردستان سنگری است که‌ جمهوری اسلامی هرگز نتوانست آن را کاملا فتح کند.
در تمام این سال ها رژیم جنایت پیشه‌ با ترور، سرکوب، کشتار، قتل عام، زندان، شکنجه‌ و تبعید و با سرنیزه‌ و چهره‌ عریان جنایت که‌ به‌ جزئی از سیاست دائمی خود تبدیل کرده‌ است، حتی لحظه‌ ای نتوانسته‌ است از ‌ مقاومت و مبارزه‌ مردم آرامش داشته‌ باشد.
مبارزه‌ مردم کردستان برای رفع ستم ملی و طبقاتی و برای سرنگونی رژیم اسلامی سرمایه‌ همراه‌ و همگام با مبارزات سایر توده‌ های تحت ستم در سراسر ایران همچنان ادامه‌ دارد. پیکار سیاسی طبقاتی در جنبش کارگری، رزمندگی، فعالیت و مبارزه‌ در جنبش زنان، دفاع از حقوق کودکان، ابتکارات و گرامی داشت های توده ای، فستیوال های مختلف و نیز دفاع از دیگر جنبش های آزادی خواهانه و برابری طلبانه‌ در سراسر ایران، پیام آور و جلوه‌ گاه‌ تحقق ایده‌های انسانی و رادیکال مردم کردستان است .
در دومین گردهمایی سراسری زندانیان سیاسی‌ بحث فوق و مردم تحت ستم سایر نقاط ایران مورد بررسی، گفتگو و تبادل نظر قرار خواهد گرفت. گروه‌ کاری در این زمینه‌ از تمامی فعالین و مبارزین در خواست می کند برای شرکت فعال در سمینار، نوشته‌ ها و مطالب خود را در این زمینه‌ (حداکثر تا تاریخ 01/07/2007) برای این گروه‌ بفرستند تا اقدامات لازم برای حضور شما در این سمینارانجام گیرد.
کمیته برگزار کننده دومین سمینار سراسری یاد واره قتل عام زندانیان سیاسی
گروه‌ کاری«زندانیان سیاسی و مبارزات مردم تحت ستم»
م شکیب

Shkib_ML@yahoo.com
Shakib_ML@hotmail.com

مهدی طاهری دانشجوی دانشگاه اراک، طی احضاریه ای کتبی به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی راسخ احضار شد. طاهری پیش از این در اسفند ماه 83 به اتهام” اقدام علیه امنیت ملی” بازداشت و به مدت دو هفته در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین به سر برده بود.
وی هم اکنون پس از گذشت بیش از 27 ماه، مجددا به دلایلی نامعلوم به دادگاه احضار گشته است.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲75-۲۰۰۷
تاریخ: 14/3/1385
بیدادگاهای جنایتکاران حرفه ای اسلامی که برای توجیه جنایاتشان از واژه ” دادگاه انقلاب ” استفاده میکنند،
دیگر بار میخواهند دست به قتل دیگری بزنند.

شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب، حکم اعدام خالد حردانی را امروز رسما به وی ابلاغ کرد. بر اساس این حکم زمان اجرای حکم اعدام روز 13 تیرماه مقرر شده است.
خالد حردانی به اتهام هواپیماربایی در آبان ماه 1379دستگیر و از سوی دادگاه به اشد مجازات(اعدام) محکوم شد.
پیش از این قرار بود در تاریخ 30 دی ماه 1383 حکم وی و دو تن دیگر از متهمان این پرونده به نامهای فرهنگ و شهرام پورمنصوری اجرا شود که به دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه اجرای این حکم متوقف شد.
با این حال با گذشت 7 سال از زمان دستگیری، اکنون بار دیگر پرونده ی این سه متهم مورد رسیدگی قرار گرفته است.این در حالی است که چندی پیش قوه قضائیه با وعده عفو وبخشودگی، به این سه متهم نوید آزادی را داده بود.
خالد حردانی هم اکنون به همراه شهرام و فرهنگ پورمنصوری ، در زندان رجایی شهر کرج نگهداری میشود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر با غیرانسانی دانستن حکم اعدام، خواهان توقف اجرای این حکم بوده و تمامی سازمانهای حقوق بشر را در این راستا به یاری می طلبد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲73-۲۰۰۷
تاریخ: 12/3/1385

شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب، حکم اعدام خالد حردانی را امروز رسما به وی ابلاغ کرد. بر اساس این حکم، زمان اجرای حکم اعدام روز 13 تیرماه مقررشده است.

خالد حردانی به اتهام هواپیماربایی در آبان ماه 1379دستگیر و از سوی دادگاه به اشد مجازات(اعدام) محکوم شد.

پیش از این قرار بود در تاریخ 30 دی ماه 1383 حکم وی و دو تن دیگر از متهمان این پرونده به نامهای فرهنگ و شهرام پورمنصوری اجرا شود که به دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه اجرای این حکم متوقف شد.
با این حال با گذشت 7 سال از زمان دستگیری، اکنون بار دیگر پرونده ی این سه متهم مورد رسیدگی قرار گرفته است.این درحالی است که چندی پیش قوه قضائیه با وعده عفو وبخشودگی، به این سه متهم نوید آزادی را داده بود.

خالد حردانی هم اکنون به همراه شهرام و فرهنگ پورمنصوری ، در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر با غیرانسانی دانستن حکم اعدام، خواهان توقف اجرای این حکم بوده و تمامی سازمان‌های حقوق بشر را در این راستا به یاری می‌طلب

ناصرخیراللهی زندانی سیاسی که هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می برد چهارشنبه شب در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت پرونده اش و انتقال غیرقانونی خود از زندان اصفهان به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زد
.
ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که دی ماه گذشته بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.
خیراللهی درحالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر می گذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمی برد.
لازم به تذکر است که در طی یک سال گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.
نگهداری زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر در شرایطی صورت می گیرد، که چندی پیش نیز مسئولان دسگاه قضایی با انتقال افراد با عنوان” اراذل و اوباش” به این زندان، زندان رجایی شهر را در رده بندی سازمان زندانها محل نگهداری مجرمین خطرناک عنوان نمودند.
در طی سالهای اخیر این چندمین بار است که زندانیان سیاسی در این زندان به دلیل عدم تفکیک جرایم دست به اعتصاب غذا زده اند. لازم به یادآوری است خیراللهی چندی پیش نیز پس از انتقال به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده بود.
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

http://www.schrr.org
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲72-۲۰۰۷

تاریخ: 12/3/1385
به نام آزادی

زندانیان سیاسی در تبعید را فراموش نکنیم

تبعید زندانیان سیاسی به نقاط دوردست در حال حاضر بعنوان یک ابزار در راستای سرکوب و فشار بروی زندانیان سیاسی توسط حاکمیت استفاده میگردد . حیدرنوری (تبعیدی به زندان سمنان) والی داودی (تبعیدی به زندان سبزوار) یاسر مجیدی (تبعیدی به زندان بیرجند) ارژنگ داودی (تبعیدی به زندان بندرعباس) کیوان صابری (تبعیدی به زندان ابهر) منجمله زندانیانی هستند که در حال حاضر در زندانهای مختلف در سراسر کشورو در تبعید دوران محکومیت خود را سپری مینمایند.
پیامدهاي حکم غیر انسانی تبعید ، عدم اجرای اصل تفکیک جرایم و دور نمودن زندانی از خانواده که به عدم ملاقات خانواده و در نتیجه فشار روحی بروی زندانی منجر میگردد ميباشد ، بسیاری از زندانیان تبعیدی سالهاست موفق به ملاقات با اعضای خانواده خویش نشده اند و علاوه بر حکم غیر عادلانه زندان بجرم دگراندیشی ، حکم غیر انسانی تبعید را نیز در زندانهای مخوف ايران و در وضعیت بد محیطی و جسمی متحمل هستند. زندانیان سیاسی در تبعید را فراموش نکنیم و متحد نسبت به این حکم غیر انسانی و غیر قانونی اعتراض نمائیم. باشد که با یاری یکدیگر توقف نقض حقوق بشردرایران را شاهد باشیم.
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر خواستار آزادی فوری و
بی قید و شرط تمام زندانیان سیاسی میباشد و در این راه دست تمام کسانی که با ما همگام
هستند را میفشاریم.

فعالان حقوق بشر در ایران
Human Rights Activists in Iran
hra.iran@gmail.com
http://hra-iran.blogfa.com/
Tel : +989329224904
تاریخ : 10/03/85
شماره : گ/035-85

از زمان روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در بهمن 57 تا کنون بسیاری از انسان های دگر اندیش توسط سیستم سرکوب این رژیم بازداشت ، شکنجه و زندانی شدند.
واژه زندانی سیاسی در ایران توسط مسئولین رژیم جمهوری اسلامی با کلمات اسلامی تغییر پیدا کرد تا هر زمان و هر کجا از آنها به عنوان مهدورالدم ، مفسد فی الارض ، محارب ، منافق و … یاد کند و بدین شیوه آنها را به چوبه های اعدام و تیر باران می فرستد.

با روی کار آمدن چنین رژیمی که تعریف زندانی سیاسی در آن قابل حل نیست و بدین وسیله با تهیه لیستی از زندانیان سیاسی و عقیدتی با توجه به اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های حقوق بشری سازمان ملل متحد قصد داریم زندانیان سیاسی ، عقیدتی را به سازمان های حقوق بشری معرفی کرده و برای آزادی آنها تلاش کنیم .
در این زمینه قصد داریم آخرین وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را به اطلاع مردم ایران و سازمان های حقوق بشری برسانیم .

فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی سازمان های حقوق بشری برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران استمداد می طلبد.

تاریخ به روز رسانی 2007-05-23
اسامی برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی ( لیست توسط گروه تحقیقات فعالان حقوق بشر در ایران در حال تکمیل است در جهت تکمیل آن به ما یاری رسانید بزدوی شماره تماس های جهت دریافت نام و مشخصات زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام خواهیم کرد. )
1. دکتر سعید ماسوری( سازمان مجاهدین خلق ، اعدام ، اتاق 122 بند 209اوین )
2. محمد ابراهیمی ( نویسنده یک کتاب مذهبی ، سلول 127 بند209 اوین )
3. ابولفضل جهاندار (فعال دانشجویی ، 5/3 سال ، اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
4. سعید درخشندی(فعال دانشجویی ، 5/3 سال ، اتاق 10 – بند 209 زندان اوین)
5. دکتر کیوان انصاری ( فعال دانشجویی ، 5/4 سال ، اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین)
6. حمید پور وثوق ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
7. غفور اسمائیلی ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
8. صادق کهن دل (بند 209 زندان اوین )
9. حسن عسگری (بند 209 زندان اوین )
10. عبدالله المنصوری (بند 209 زندان اوین )
11. فرهاد وکیلی ( اتاق 121 ، بند 209 زندان اوین )
12. محمد حسن فلاحی زاده ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
13. آیت الله کاظمینی بروجردی ( بند 209 زندان اوین )
14. علی حیدریان ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
15. رضا ملکیان ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
16. ابوالفضل عابدینی (روزنامه نگار ، بند 209 زندان اوین )
17. حامد واعظ تقوی (سخنگوی معلمان ، بند 209 زندان اوین )
18. مجید شیخ پور ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
19. مقداد خلیل پور ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
20. فرزاد کمانگر ( اتاق 10 ، بند 209 زندان اوین )
21. مجید کاووسی فر ( اتاق 122 بند 209 زندان اوین )
22. دکتر ابراهیم افشار (اتاق 122 بند 209 زندان اوین )
23. دکتر آقا جانی ( سلول 114، بند 209 زندان اوین )
24. دکتر قیاسی ( سلول 10، بند 209 زندان اوین )
25. احمد رشیدی نیا ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
26. عباس جبلی حقیقی تنها ( اتاق 122 ، بند 209 زندان اوین )
27. ابراهیم خدابنده ( عضو شورای ملی مقاومت ، اتاق 10 بند 209 زندان اوین )
28. جمیل بصام ( عضو شورای ملی مقاومت ، سلول 128 بند 209 زندان اوین )
29. بابک زمانیان ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
30. احمد قصابان ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
31. پویان محمودیان ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
32. سعید فیض الله زاده (فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
33. مازیار سمیعی ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
34. دکترهاله اسفندیاری ( سلول 112،بند 209 زندان اوین )
35. علی فرحبخش ( روزنامه نگار ، سلول 123 ، بند 209 زندان اوین )
36. سعید ایزدبخش ( فعال دانشجویی ، بند 209 زندان اوین )
37. ساسان بابایی ( زندان سنندج )
38. عمر امامی ( حزب دموکرات کردستان ، 21 سال ، زندان مرکزی یزد )
39. یاسر مجیدی (سازمان مجاهدین خلق ، 25 سال ، زندان مرکزی بیرجند)
40. حیدر نوری (سازمان مجاهدین خلق ، 25 سال ، زندان مرکزی سمنان)
41. حمید کارگر ( فعال دانشجویی )
42. بهادر دره شوری ( فعال دانشجویی )
43. دکتر ایرج فرجادی( فعال سیاسی، وضعیت نامعلوم ، زندان مشهد)
44. ناصر خیراللهی ( انجمن پیشاهنگان راه آزادی ، بلا تکلیف )
45. محمد نیک بخت ( انجمن پیشاهنگان راه آزادی ، 8 سال زندان )
46. اکبر سنجابی (سازمان مجاهدین خلق ، ابد ، زندان دیزل آباد کرمانشاه)
47. محمد ویضی (سازمان مجاهدین خلق ، 9 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
48. علی صالحی (حزب دموکرات کردستان ، 22 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
49. محمد مرادی (حزب دموکرات کردستان ، 22 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه)
50. پیمان خنجری ( سازمان مجاهدین خلق ، 27 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
51. حمید عزکل (سازمان مجاهدین خلق ، 6 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
52. ستاره ارکزواری ( سازمان مجاهدین خلق ، 10 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
53. محمد سعید عبدالهی ( حزب کومله ، 10 سال ، زندان دیزل آباد کرمانشاه )
54. روح الله عسگری ( سازمان مجاهدین خلق ، 11 سال ، زندان اصفهان )
55. محمد مهربان پور (سازمان مجاهدین خلق ، 11 سال ، زندان اصفهان )
56. ناظم بریحی ( طلبه ، اعدام )
57. عبدالرضا هلیچی (بار بر ، اعدام )
58. طاهر تمیمی ( 15 سال ، 5 سال تبعید اردکان یزد )
59. توفیق حمادی (8 سال ، 5 سال تبعید به سردسیر کرمان )
60. صعود صلیتی (9 سال ، 4 سال تبعید به قزوین )
61. محمد جلالی (8 سال ، 3 سال تبعید به آذربایجان شرقی )
62. محسن باوی (20 سال ، تبعید به نیک شهر )
63. عماد باوی (دانشجوی حقوق ، 25 سال ،تبعید به قائم شهر )
64. هانی باوی (دانشجوی حسابداری ، 11 سال ، 10 سال تبعید )
65. مسلم باوی (محکوم به 16 سال ، 10 سال تبعید به اراک )
66. ضامن باوی ( اعدام )
67. اسد باوی (محکوم به 10 سال )
68. محمد علی سواری ( 11 سال ، زندان اهواز )
69. ریسان سواری ( اعدام )
70. ارکان سواری ( زندان اهواز )
71. رحیم عفرائی (محکوم به 3 سال تبعید )
72. علی مطبوعی ( زندان اهواز )
73. علی حلفی ( زندان اهواز )
74. مهدی خضیراوی
75. احمد آلبوغیش ( 6سال )
76. جواد جابری (5 سال )
77. عزیز کارفی (3 سال )
78. عزیز ساعدی (2 سال )
79. لیلا کعبی ( اعدام )
80. جواد نیمی (نعیمی)
81. دکتر عوده عفراوی ( 20 سال و تبعید به زندان اردبیل )
82. مسلم الهائی (1 سال زندان ، تبعید به خرم آباد )
83. عبدالله سعیدی (2 سال زندان ، تبعید به زندان تهران )
84. شبیب خسرجی (2 سال زندان ، تبعید به زندان اراک )
85. بهروز جاوید تهرانی(فعال دانشجویی ، 7 سال ، زندان گوهردشت کرج )
86. امیر ساران( جبهه اتحاد ملی، 15 سال ، زندان گوهردشت کرج)
87. شهرام پور منصوری(اعدام ، بلاتکلیف ، زندان گوهردشت کرج)
88. فرهنگ پور منصوری(اعدام ، بلاتکلیف ، زندان گوهردشت کرج)
89. علیرضا کرمی خیر آبادی (اعدام ، بلاتکلیف ، زندان گوهردشت کرج)
90. افشین بایمانی( سازمان مجاهدین خلق ، ابد ، زندان گوهردشت کرج )
91. جعفر اقدامی(سازمان مجاهدین خلق ، 15 سال ، زندان گوهردشت کرج)
92. عباس عسگری زاده (سازمان مجاهدین خلق زندان گوهردشت کرج)
93. مریم سادات (سازمان مجاهدین خلق ، زندان گوهردشت کرج)
94. حسین کاووسی فر ( بند 5 زندان گوهردشت کرج )
95. کیوان رفیعی ( فعال حقوق بشر ، بلاتکلیف ، بند 7 زندان اوین )
96. علیرضا اربابی ( بند 7 زندان اوین )
97. غلامی ( بند 7 زندان اوین )
98. سرهنگ قاسمی ( بند 7 زندان اوین )
99. دکتر کیوان امیری ( بند 7 زندان اوین )
100. سید حمید سید علی خانی ( بند 7 زندان اوین )
101. علیرضا منتظر صائب ( بند 7 زندان اوین )
102. علیرضا ده هیجده ( بند 7 زندان اوین )
103. محمد کریم عبدالرحمانی (بند7 زندان اوین )
104. مصطفی دریا نورد ( بند 7 زندان اوین )
105. اردشیر رازقی ( بند 7 زندان اوین )
106. جمال بهادری (بند7 زندان اوین )
107. حسین داروغه (بند8 زندان اوین )
108. حبیب قوتی (بند 8 زندان اوین )
109. مجید السلام السدی ( بند 8 زندان اوین )
110. غلام حسین کلبی ( سازمان مجاهدین خلق ، ابد ، بند 350 زندان اوین )
111. سعید شاه قلعه ای( سازمان مجاهدین خلق ، ابد ، بند 350 زندان اوین)
112. عبدالرضا رجبی ( سازمان مجاهدین خلق ، ابد ، بند 350 زندان اوین )
113. هاشم شاهی نیا (سازمان مجاهدین خلق ، بند 350 زندان اوین )
114. عباس شیررضا ( جاسوس هسته ای ، بند 350 زندان اوین )
115. جلیل آقاجانی (بند 350 زندان اوین )
116. دکتر مهدی قیاسی نژاد ( بند 350 زندان اوین )
117. خانچاری ( بند 350 زندان اوین )
118. مصطفی سنگ تراش (سازمان مجاهدین خلق ، بند 350 زندان اوین )
119. حمید رضا برهانی ( بند 350 زندان اوین )
120. خلیل شالچی(سازمان مجاهدین خلق ، بلاتکلیف ، بند 350 اوین)
121. امیر پرویزی( سازمان مجاهدین خلق ، بلاتکلیف)
122. رضا محمدی( عضو حزب دموکرات کردستان، 15 سال)
123. حسن خبیری نیا( بلاتکلیف، به اتمام نوشتن نامه ای به خامنه ای)
124. حسن ناهید( امنیتی ،3 سال ، بند 350 زندان اوین)
125. حسین غضنفری( از اعضای انجمن پادشاهی ایران ، بلاتکلیف)
126. ارژنگ داوودی(14 سال ، زندان مرکزی بندر عباس ، مرخصی)
127. مهندس احمد رشید نیا ( اتهام جاسوسی هسته ای، بلاتکلیف)
128. حسین حمزوی ( سازمان مجاهدین خلق ، ابد )
129. سعید سنگر ( سازمان مجاهدین خلق ، ابد )
130. سعید کریمی (سازمان مجاهدین خلق ، 6 سال )
131. غلامحسین رهبری ( سلطنت طلب )
132. مادح احمدی ( 5 سال )
133. دکتر جمشید امینی
134. خالد حردانی(اعدام)
135. امیر لاجوردی( دانشجو، مکان نگهداری نامعلوم، احتمال کشته شدن وی وجود دارد)
136. مسعود باستانی( روزنامه نگار ، محکوم به 6 ماه )
137. محسن باپیری ( انجمن پادشاهی )
138. محمد پرتوی ( شرکت در تظاهرات ، 4 سال )
139. مادح احمدی ( فعال کرد )
140. مهدی باغبان بفرویی ( جبهه اتحاد ملی میهنی )
141. امیر باغبان بفرویی ( جبهه اتحاد ملی و میهنی )
142. محمد جعفری ( جبهه اتحاد ملی و میهنی )
143. رضا حیدری ( جبهه اتحاد ملی و میهنی )
144. یوسف اسفندیاری ( جبهه اتحاد ملی و میهنی )
145. پوریا مفرح ( فعال حقوق بشر )
146. بخشعلی محمدی ( مذهب علوی ، اعدام ) ‏
147. یونس آقایان ( مذهب علوی ، اعدام )
148. مهدی قاسم زاده ( مذهب علوی ، اعدام )
149. عباداله قاسم زاده ( مذهب علوی ، اعدام )‏ ‏
150. سمندعلِی محمدِی ( مذهب علوی ، اعدام )
151. بخشعلِی محمدِی (مذهب علوی ، اعدام )
152. یونس آقاِیان (مذهب علوی ، اعدام )
153. مهدِی قاسم زاده (مذهب علوی ، اعدام )
154. عباداله قاسم زاده (مذهب علوی ، اعدام )
155. سمندعلی محمدی ( مذهب علوی ، اعدام )
156. عزیز صادقی، ( حزب دموکرات کردستان ، ابد )
157. خالد فریدونی (حزب دموکرات کردستان ، ابد )
158. عمر فقیه پور (حزب دموکرات کردستان ، ابد )
159. محمد ناصری (حزب دموکرات کردستان ، ابد )
160. حسن محمودی (حزب دموکرات کردستان ، ابد )
161. سید طاهر عبداله پور (حزب دموکرات کردستان ، ابد )
162. زاهد مصطفوی (حزب دموکرات کردستان ( ابد )
163. رسول عبداله پور ( حزب دموکرات کردستان ، ابد )
164. سهراب اسماعیل ( حزب دموکرات کردستان ، ابد )
165. مظفر نصرالدینی ( حزب دموکرات ، 5 سال )
166. ابراهیم خورندی ( حزب دموکرات ، 23 سال ) ‏
167. اسعد مازوجی ( حزب دموکرات ، 23 سال )
168. عزیز محمد جانی ( حزب دموکرات ، 20 سال ) ‏
169. خالد استاد قاضی ( حزب دموکرات ، 20 سال )
170. ‏حسین کرمی فرزند ( حزب دموکرات ، 20 سال )
171. جمال پر ( حزب دموکرات ، 8 سال )
172. جعفر ملائکه ( حزب دموکرات ، 7 سال )
173. جمال زارعی، (حزب کومله ، 7 سال )
174. محمد امین پروشان(15 سال )
175. مد لیلانی (15 سال )
176. قادر پور ( 11 سال )
177. قادر جولا ( 15 سال ) ‏
178. عثمان مصطفی پور ( 25 سال )
179. رضا امینی ( 20 سال )
180. هلمت حسن آذر پور ( 15 سال )
181. عبداله محمدی ( 15 سال )
182. فاتح حیرانی ( 6 سال )
183. طه (طاها) احمدی ( 4 سال )
184. سلیمان مینا پاک ( 2 سال )
185. جهانگیر بادوزاده ( اعدام )
186. محمد علی زایله ( کومله ، ابد )
187. توفیق مرادی ( کومله ، ابد )
188. آزاد صادقی ( کومله ، ابد )‏
189. ناصر صدقی ( کومله ، ابد )‏
190. جمال حسینی ( کومله ، 5 سال )
191. مسعود حسین پناه ( کومله ، ابد )
192. مصطفی علی محمد ( حبس ابد )
193. شیلان ارومیه ای (5 سال )
194. کیوان سرابی (5 سال ) ‏
195. علی احمد سلیمان (7سال )
196. ایوب هنرور ( 7 سال )‏
197. ایوب حقیقی ( 7 سال )
198. خالد مینا زاده ( حزب خبات ، 25 سال )
199. ناصر ساطوری ( کومله ، 20 سال )
200. حبیب اله نادری (18 سال ) ‏
201. محمد ویسی (18 سال )
202. محمود رحمانی(17 سال )
203. مجید رحمانی ( 16 سال )
204. بهمن پیکال (6 سال )
205. سید کریم حسینی (6 سال )
206. فرزاد راوند (6 سال )
207. هژار قادری ( اعدام )
208. سید محسن رستمی
209. سعید دلایی میلان
210. حسن حکمت دمیر
211. محمد خیر خالد رمضان
212. اسعد امیری
213. عبدالخالق طلوعی
214. منصور محمدی
215. علی قاسمی فتح آبادی
216. ابوبکر باپیری
217. خضر سعید نژاد
218. محمدصالح کوخاشیره
219. خالد شیرزاد
220. ابوبکر تیکان‏
221. آوات قریشی
222. دارا قریشی
223. محمد امین سلیمیان ‏
224. سعداله سلطانیان
225. خضر مولودی
226. ریبوار سلیمیان
227. کامل سلیمیان
228. حیدر سرچمی ‏
229. ابراهیم عاشقی
230. کریم امینی ‏ ‏
231. خسرو قربانی‏ ‏
232. احمد حسینی ‏
233. واحد هرمز آباد ‏
234. علی قربانی
235. هژار قادر ریحانی
236. کاوه بهرامی ‏
237. اميرعلي محمدي لباف ( درویش گنابادی )
238. نورعلي تابنده ( سر سلسله دراویش گنابادی )
239. ایوب رحمانی
240. نامدار رحمانی
241. دلیر روژهلاتی
242. عثمان قادری ‏
243. شهرام عزیزپور
244. زانکو رحمتی
245. آرام رضازاده ‏
246. یاسر گلی
247. کاوه رسولی
248. ابراهیم صالحی
249. حسین محمدی
250. انور عزیزی‏
251. مصطفی احمد نژاد
252. کیوان صابری
253. شهرام گرجانی
254. کمال پروینی
255. صابر شادمند
256. جمال عجمی
257. حسین عموزاده ‏
258. رسول رزم
259. مصطفی رسول نیا
260. لقمان مهری
261. افشین محمدی
262. محمد طاهر علی پور
263. علی باسبار
264. اکبر اقدسی
265. محمد ابراهیم بهبودی
266. یوسف قاسمی
267. علیرضا عبداللهی
268. تقی پاشاپور
269. کریم نوروزی مقدم
270. حسین قابلی
271. محمد قابلی
272. مقصود ورمزیار
273. سید حجت ابراهیمی‏
274. ابوبکر میرزا قادری‏
275. قادر احمدی
276. عثمان میرزا قادری
277. محمد امین رسولی
278. شهریار قبال
279. سیامند شابویی
280. صلاح الدین احمدی
281. حسين فيضي
282. محمد داوری امین
283. محمد رضا خوانساری
284. والی دروری
285. نعمت الله شجاعی گنجی
286. راشد سوئدی
287. منصور بلوچ رزاعتکار
288. باقر دهقانی
289. روح الله کبیری
290. مصطفی رهپیش
291. علی داوری
292. لقمان بیستونی
293. مطلب احمد پور
294. ابراهیم مومنی
295. علی اکبر اقدسی
296. عباس عبدی
297. حسین رضاییان
298. یوسف قاسمی
299. علیرضا عبداللهی
300. تقی پاشاپور
301. کریم نوروزی مقدم
302. حسین قابلی
303. محمد قابلی
304. مقصود ورمزیار
305. پرویز یکانی زارع(ائلیار)
306. بابک آذر اغلو
307. علی پور علی
308. صابر بیت اللهی
309. کریم یوسفی عدل
310. كمال نويدي
311. محمود صالحي
312. محمد شفیع خانزاده
313. چنگیز بخت آور
314. جلال کویدریلو
315. شاهین حسنی
316. مهدی بازمانی
317. بهکام محمدی
318. امیر آقازاده
319. مجید هاشمپور
320. عین الله آهنگری
321. محمد آرام نصرت پور

بنابرگزارش¬های رسیده از زندان رجایی¬شهر، زندانیان در این مكان در شرایط بسیار نامناسب بهداشتی بسر می¬برند
.
به گفته¬ی منابع خبری در حالی که وجود تخت در اتاقهای زندان جهت استفاده زندانیان، از موارد رایج به شمارمی آید، در برخی از بندهای این زندان تمامی تخت¬ها جمع¬آوری شده و زندانیان کف خواب هستند. ابعاد اتاق¬ها دربرخی بندها 2.5×2 متر است و با وجود نبود فضای کافی تعداد زندانيان در هر اتاق به 4 تا 5 تن مي¬رسد که در واقع سهم هر زندانی از فضای اتاق حدود 1 متر مربع است، دیوارهای سرد و مرطوب اتاقها و کف خواب بودن زندانیان باعث شیوع بسیاری از بیماریها در زندان شده است.
طبق آيين¬نامه سازمان زندان¬ها با توجه به فضای موجود در زندان رجایی¬شهر میبایستي 1122 نفر در این زندان نگهداری شوند، درحالی که آمارها از وجود حدود 5500 زندانی در این زندان حكايت دارد.
عدم رعایت اصل تفکیک جرایم دیگر معضل موجود در زندان رجایی شهراست که در بسیاری از مواقع، زندانیان با جرایم مختلف در یک سالن نگهداری می¬شوند. زندانیان سیاسی به دلیل اعتراض به نگهداری خود در بین زندانیان عادی بارها دست به اعتصاب غذا زده¬اند.
به دلیل کمبود مکان مناسب، زندانیان مبتلا به بیماریهای روانی ، ایدز، هپاتیت و دیگر امراض عفونی در میان زندانیان عادی نگهداری شده و بسیاری از زندانیان در طی دوران محکومیت خود به دلیل همجواری با اینگونه بیماران، دچار بیماری¬های مختلف می¬شوند.
یکی از موارد نگران¬كننده ، توزیع گسترده ماده مخدر” کراک” است، به گفته¬ی منابع خبری در حال حاضر شایع¬ترین ماده مخدر در زندان رجایی شهر “کراک” بوده که بنابر نظریه پزشکی مصرف آن ده¬ها بار خطرناک¬تر از هروئین است.
تخمين زده مي¬شود كه در حال حاضر بیش از 60% زندانیان زندان رجایی¬شهر به این ماده مخدر اعتیاد دارند.
در بسیاری از بندهای زندان، زندانیان به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی و عدم رعایت استانداردها، به شپش آلوده هستند.
در زندان رجایی¬شهر تعدادی از زندانیان سیاسی و امنیتی از جمله امیر ساران، بهروز جاوید تهرانی، ناصرخیراللهی، خالدحردانی و… نیز نگهداری می¬شوند.اعتراضات این زندانیان به وضعیت نامساعد زندان و درخواست برای بهبود شرایط نیز نه تنها با پاسخی روشن از سوی مسئولین مواجه نشده، بلکه زندانیان معترض که بدفعات برای بدست آوردن مطالبات خود دست به اعتصاب غذا زده¬اند، با محرومیت¬هایی همچون ممنوعيت از ملاقات، محروميت از حق تماس تلفني و یا سلول انفرادی مواجه می¬شوند.
هم اکنون خالد حردانی و ناصر خیراللهی به دلیل اعتصاب غذای خود در ماه¬های گذشته از ملاقات با خانواده¬هایشان محروم شده¬اند. پنج شنبه گذشته خانواده حردانی هنگام مراجعه به زندان با ممانعت مسئولین از ملاقات با وی مواجه شدند. خانواده ناصرخیراللهی نیز که از اصفهان برای ملاقات با وی به زندان مراجعه کرده بودند، اجازه ملاقات با او را بدست نیاوردند.
بهروز جاوید تهرانی پیش از این به دلیل آنچه درگیری با مامورین زندان نامیده شد، به مدت بیش از 15 روز در انفرادي بسر برد. محمد نیکبخت نیز با شرایطی مشابه در زندان اصفهان، هم اکنون در انفرادی بسر می¬برد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲65-۲۰۰۷
تاریخ:29/2/1385

ابراز نگرانی پدر مدير مسوول یکی از نشريه‌ي توقيف شده‌ي «سر خط»

آسمان دیلی نیوز : پدر مدير مسوول يكي از نشريه‌ي توقيف شده‌ي «سر خط» دانشگاه اميركبير گفت: پسرم از زمان بازداشت تا كنون با ما تماسي نداشته و ما از وضعيت وي بي‌اطلاع هستيم.
پدر مجيد شيخ‌پور: متاسفانه علي‌رغم مراجعه به دستگاه‌هاي ذي‌ربط، هنوز از وضعيت مجيد اطلاعي نداريم و حتي دانشگاه نيز به ما جواب‌گو نيست.
وي افزود: فرزند ما و مديران مسوول ساير نشريات دانشجويي دانشگاه اميركبير كه مطالب موهن در آن منتشر شده، انتشار اين مطالب را از سوي خود به شدت تكذيب كرده و گفتند كه لوگوي نشريه‌ آنها دزديه شده است اميدواريم اين مساله مورد توجه مسوولان مربوط قرار گيرد18may2007

هاله اسفندیاری مديربرنامه بخش خاورميانه مرکز بين‌المللی “وودر وويلسون” در واشنگتن که در تاریخ 17 اردیبشهت ماه پس از احضار به وزارت اطلاعات بازداشت شده است، درسالن 1 بند 209 در سلول انفرادی نگهداری میشود.

وی که دارای تابعیت ایرانی امریکایی است، برای دیدار از مادر خود به ایران سفر کرده بود، که در تاریخ 30 دسامبر توسط مردانی ناشناس مورد حمله قرار گرفته و گذرنامه وی به سرقت رفت.
هاله اسفندیاری پس از مراجعه برای دریافت گذرنامه جدید به مدت چهارماه توسط وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت.
نگهداری این محقق ایرانی در زندان درحالی صورت می گیرد که روزنامه کیهان، چندی پیش طی گزارشی وی را به به جاسوسی برای آمريکا و اسرائيل و برنامه ريزی برای تغييرات دموکراتيک در ايران متهم کرد که با توجه به ارتباط این روزنامه با دستگاههای امنیتی به نظر میرسد نگهداری اسفندیاری در زندان در جهت وادار نمودن وی به اعترافات این چنین صورت میگیرد.
سال گذشته نیزرامین جهانبگلو، فیلسوف ایرانی به اتهام تلاش برای راه ادازی انقلاب مخملین در ایران بازداشت و پس از 4 ماه آزاد شد.
به گفته محمد سیف زاده پرونده‌ی اسفندیاری به شعبه‌ 14 بازپرسی ویژه‌ی امنیت ارجاع شده است. ه ماکنون شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف زاده وکالت وی را بر عهده دارند با این وجود وزارت اطلاعات و بازپرس پرونده تا زمان اتمام تحقیقات اجازه ملاقات را برای وکلا صادر نخواهد کرد.

لازم به ذکر است بند 209 زندان اوین تحت نظر وزارت اطلاعات اداره می شود، و مجموعه ای مستقل در زندان اوین است که از آیین نامه سازمان زندانها پیروی نمیکند. متهمین نگهداری شده در این بند از حق داشتن وکیل و تماس با خانواده تا زمان اتمام دوران بازپرسی محروم بوده و در سلولهای انفرادی نگهداری می شوند.لزوم استفاده از چشم بند، بازجوییهای طولانی مدت در نیمه شب، و عدم تماس با محیط خارج از جمله قوانین رایج در این بند میباشد.

Student committe of
human rights reporters
شماره۲65-۲۰۰۷
تاریخ28/10/1386
18may2007

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

بنا بر گزارشات رسیده آقای ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار اهوازی در روز چهارشنبه 26/2/85 نا پدید شده است احتمالا وی توسط مامورین وزارت اطلاعات در شهر تهران ربوده شده است .

آقای عابدینی پیش از این در روز چهارشنبه 14/1/85 توسط مامورین وزارت اطلاعات احضار و به مدت یک هفته بازداشت شده بود در پی انتشار خبر بازداشت ایشان توسط فعالان حقوق بشر در ایران و روزنامه اعتماد ملی ، روزنامه کیهان با انتشار یک مصاحبه ساختگی با وی خبر بازداشت ایشان را تکذیب کرد ، آقای عابدینی برای تکذیب خبر کیهان قصد انجام مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی مبنی بر تکذیب خبر کیهان را داشت
خانواده وی اعلام کردند که در هفته های گذشته مامورین وزارت اطلاعات به منزل ایشان یورش برده و ضمن تفتیش منزل این روزنامه نگار وی را مجددا احضار کرده اند که به دلیل عدم حضور ایشان در منزل موفق به دستگیری او نشدند .

آقای عابدینی که در دی ماه 1384 توسط اطلاعات سپاه پاسداران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، نشر اکاذیب ، تشویش اذهان عمومی ، اهانت به سفیر انگلستان ، اهانت به مسئولین نظام ، تشکیل و راه اندازی اتحادیه ملی و میهنی در ایران ، ارسال اخبار کذب به خارج از کشور ، طراحی وب سایت های مخالف حاکمیت به مدت پنج ماه در سلول های انفرادی زندان های اهواز و کرج با چشم بند تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشته است.

آقای عابدینی در روزنامه های محلی خوزستان از جمله عصر کارون ، همدلی به عنوان روزنامه نگار فعالیت داشته است و با فشاری های وزارت اطلاعات به دلیل نشر مطالبی که از سوی وزارت اطلاعات تشویش اذهان عمومی محسوب می شود توسط سر دبیر روزنامه عصر کارون اخراج می شود .

فعالان حقوق بشر در ایران تهدید و بازداشت روزنامه نگاران را محکوم میکنید و خواهان آزادی ، فوری و بی قید شرط کلیه روزنامه نگاران بازداشتی در ایران است و از سازمان های حقوق بشری می خواهد برای آزادی روزنامه نگاران بازداشتی تلاش نمایند.
فعالین حقوق بشر در ایران 17می 2007
بنا بر گزارشات رسیده از زندان دیزل آباد کرمانشاه زندانیان سیاسی این زندان در شرایط بسیار بد محیطی و بهداشتی نگهداری می شوند.

آقای اکبر پنجابی محکوم به حبس ابد ، محمد زیسی محکوم به 9 سال زندان ، محمد مرادی محکوم به 22 سال زندان علی صالحی محکوم به 22 سال زندان ، پیمان خنجری محکوم به 27 سال زندان و خانم ستاره ارکزواری از جمله زندانیان سیاسی این زندان می باشند که در شرایط بسیار بد محیطی و بهداشتی این زندان و در بین زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شوند .

لازم به ذکر است خانواده آقای پیمان خنجری محکوم به کوچ اجباری و اقامت اجباری در یکی از روستاهای دور افتاده شده اند که محدودیت ها و فشارها را بر روی این خانواده بیش از پیش کرده است.

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت این زندانیان به شدت اعلام نگرانی می کند و از سازمان های بین المللی نسبت به وضعیت این زندانیان استمداد می طلبد .
15052007
هشتاد نفر از دگرباشان در اصفهان دستگیر شدند

هشتاد نفر از همجنسگرایان و دگرجنسگونگان ایرانی در اصفهان توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. نیروهای امنیتی در دهم می ماه، حدود ساعت 10 شب به جشن تولد فرهاد در اصفهان حمله کردند و تمامی شرکت کنندگان را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار دادند.
نیروهای امنیتی با باتوم دستگیرشدگان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و همه را به بازداشتگاه منتقل کردند. خانواده ی فرهاد که در میهمانی حضور داشتند نیز دستگیر شدند. تعداد دستگیر شدگان در ابتدا هشتاد نفر گزارش شد اما گزارش هایی نیز تعداد آنها را هشتاد و هفت نفر اعلام کرده است.
پیمان در یک تماس تلفنی گفت: “من برای خرید کادو رفته بودم و کمی دیر رسیدم. به محض ورود به خیابان دیدم ماشین های پلیس، اطلاعات و آگاهی آنجا ایستاده اند و همه ی بچه ها را دستگیر کرده و هفت یا هشت نفر از نیروهای امنیتی آنها را با باتوم می زدند. دو نفر از بچه ها از ترس دستگیری از پنجره ی طبقه ی دوم به بیرون پریده بودند و وضعیت بدی داشتند. خانواده ی فرهاد هم دستگیر شده بودند. همه آنها را در یک ماشین بزرگ که حالت زندان داشت سوار کردند و به بازداشتگاه بردند. همه موبایل ها خاموش است و هیچ اطلاعی از وضعیت آنها نداریم.”
کیا در یک تماس تلفنی گفت: ” بچه ها از اصفهان، شیراز، تهران، و شاهین شهر اصفهان برای جشن تولد فرهاد دعوت شده بودند و وقتی من آنها را دیدم همه لباس های پاره و سر و صورت خونی داشتند. حسابی کتک خورده بودند.”
صبح روز بعد تمامی دستگیر شدگان به دادگاه فرستاده شده و پس از آن به زندان منتقل می گردند. دادگاه به خانواده های دستگیر شدگان اجازه نمی دهد فرزندانشان را ببینند و برای آزادی موقت آنها نیز وثیقه قبول نمی کند.
فرزین می گوید: “چند نفر دختر هم برای تولد دعوت شده بودند که فردای آن روز آزاد شدند اما بقیه همجنسگرایان و دگرجنسگونگان به زندان فرستاده شدند. من خیلی نگران وضعیت آنها هستم و می ترسیم که سراغ ما نیز بیایند.”
این خبر توسط همکاران سازمان در شیراز و اصفهان گزارش داده شد و ایمیل های زیادی دریافت شده که حاکی از نگرانی و جو بسیار بد دگرباشان در ایران است.
خبرهای تکمیلی در وبسایت سازمان قرار خواهد گرفت

سازمان دگرباشان جنسی ایرانی
http://www.irqo.net
info@irqo.net
[h3
6سال حبس برای دانشمند ایرانی

دکتر علیرضا ساسانی دانشمند و محقق داروشناسی که حدود 2 سال پیش بازداشت و از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده بود، با ارجاع پرونده اش به شعبه 13 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سادات به تحمل 6 سال زندان محکوم شد.
علیرضا ساسانی که در تاریخ 25/2/84 بازداشت شده است، به مدت ۶ ماه در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات تحت بازپرسی قرارگرفت و بهمن ماه گذشته پس از تحمل حدود 20 ماه حبس در بند 209 به بند 350 زندان اوین منتقل شد.
لازم به یادآوری است این دانشمند ایرانی که کاشف نوعی از واکسن اوریون می باشد، این کشف را به نام خود در خارج از کشور به ثبت رسانده بود و وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن او سعی داشت وی را وادار کند که امتیاز کشف و ثبت واکسن را به یکی از دانشگاهای دولتی انتقال دهد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 12may2007

بنا بر گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین مامورین وزارت اطلاعات از درمان آقای حسن فلاحی زاده در خارج از زندان جلوگیری می کنند .

آقای حسن فلاحی زاده روزنامه نگار اهوازی مدت مدیدی است که در بند 209 زندان اوین و در شرایط بسیار بد جسمی نگهداری می شود وی به بیماری تلاسمی و قلبی مبتلا است ، اما مسئولین زندان از دادن دارو به وی جلوگیری می کنند وی قصد دارند از بیماری وی برای تحت فشار قرار دادن ایشان استفاده کنند.

خانواده آقای فلاحی زاده نسبت به وضعیت ایشان شدیدا نگران هستند آنها بارها به زندان اوین مراجعه کرده و داروهای بر پیشگیری از حمله قلبی وی به مسئولین زندان داده اند اما مامورین وزارت اطلاعات از این امر جلوگیری می کند.
فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت جسمی این زندانی اعلام نگرانی میکند و از سازمان های حقوق بشری خواهان واکنش جدی به منظور جلوگیری از شکنجه های غیر انسانی مامورین وزارت اطلاعات می باشد .
12052007 فعالان حقق بشر در ایران
احضارمجدد پیمان نودینان معلم تبعیدی به دادگاه زنجان

روز شنبه مورخه 15/2/86 ابلاغیه اتهامی تحت عنوان سازماندهی و عاملیت در تجمع معلمان در محوطه سازمان آموزش و پرورش استان کردستان در تاریخ 28/12/85 ، از سوی دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان زنجان به پیمان نودینیان فعال فرهنگی تبعید شده داده شد.تجمع مذکور توسط فرهنگیان کردستان به حمایت از معلمان در بند برگزار شد.لازم به توضیح است که پیشتر این فعال فرهنگی با اتهاماتی مشابه به دو سال تبعید در استان زنجان محکوم شده بود و هم اکنون مشغول سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد.
انجمن دفاع ا زندانیان سیاسی و حقوق بشرایران
16/2/1386
http://anjomane.blogfa.com/
11.05.2007
سه هزارمورد اقدام به خودکشی در ایران،

یک استاد دانشگاه تربیت معلم تهران در همایشی برای بررسی خودکشی گفته است هر ساله در ایران به طور متوسط 3000 نفر اقدام به خودکشی می کنند، و از میان آنها آمار اقدام به خودکشی میان جوانان بیشتر است. با این حال حدود ده در صد موارد اقدام به خودکشی به مرگ منجر می شوند.

با توجه به آمار ارائه شده، اقدام به خودکشی در ایران بیشتر در ماههای گرم سال صورت می گیرد و در مناطق غرب، بخصوص میان عشایر و روستائیان بیشتر است. با این حال، نرخ خودکشی در ایران به مراتب کمتر از متوسط جهانی اعلام شده است. در جهان به طور متوسط 16 مورد خودکشی برای هر 100 هزار نفر جمعیت صورت می گیرد.

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، بالاترین نرخ خودکشی در روسیه ودر میان برخی از دیگر کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق دیده می شود. این در حالی است که اقدام به خودکشی در کشورهای غربی نیز عموما بیشتر از سطح متوسط جهانی است. خودکشی در میان مردان نیز به مراتب بیشتر از زنان است.

در روسیه، در سال 2000 میلادی، 71 مرد و 12 زن از هر 100 هزار نفر اقدام به خودکشی کردند و در بلژیک 29 مرد و 11 زن برای پایان دادن به عمر خود اقدام کردند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، در ایران و در میان دانشجویان دانشگاههای دولتی، 206 مورد اقدام به خودکشی ثبت شده که از میان آنها 20 مورد منجر به مرگ شده است. خودکشی در میان دانشجویان پسر بیشتر از دختران بوده است
09052007
تهدید به ضرب و شتم عباس لیسانی فعال ترک

افزایش فشارها بر عباس لسانی فعال ترک آذربایجانی

عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی که هم اکنون در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را می گذراند، دائم از سوی مسئولان زندان و نهادهای امنیتی تحت فشارهای روحی و فیزیکی قرار دارد.

در آخرین مورد محبوبی رئیس حفاظت زندان اردبیل اشعار و نوشته های لسانی را به بهانه سیاسی بودن توقیف کرده است .بنا بر اخبار کا ملا موثق؛ بندی که در آن عباس لسانی زندانی است تحت اقدامات شدید امنیتی قرار دارد. در سلول وی دوربین مدار بسته کار گذاشته شده و تمام زندانیانی که با وی هم صحبت می شوند مورد باز جویی قرار می گیرند.زندان اردبیل همچنین تماس های تلفنی عباس لسانی را با خانواده اش را نیز قطع کرده است.
لسانی در مقابل تعدد این فشارها اعتراض خود را ابراز داشته بود.
محبوبی رئیس حفاظت زندان اردبیل نیز در مقابل اعتراض لسانی به سوی او هجوم آورده و وی را تهدید به ضرب و شتم کرده بود. وی با لهنی بسیار زننده اقدام به تهدید و محبوس کردن در سیاه چال را که خاطرات قرون وسطایی را تداعی می کرد را ابراز داشته است.
06.05.2007
اعتراض کانون زندانیان سیاسی ایران در رابطه با سفر متکی وزیرامورخارجه رژیم به سوئد
به وزارت امورخارجه سوئد

روز جمعه چهارم ماه مه برابر با چهاردهم اردیبهشت، هئیتی از کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) – واحد سوئد با آقای یوناس وندل، مقام بلندپایه وزارت امورخارجه سوئد در امور ایران دیدار و اعتراض شدید الحن کانون در رابطه با سفر متکی وزیرامورخارجه رژیم سوئد را به وی ابلاغ و نامه اعتراضیه کانون را بوی تسلیم کرد. آقای وندل اظهار داشت که دعوت از متکی در سطح دولت صورت گرفته است و وی در جریان کار نبوده است. وی قول داد مراتب اعتراض کانون را به وزیرامورخارجه سوئد انتقال دهد.

متن نامه اعتراضیه کانون به وزرات امورخارجه سوئد

یوناس وندل، مسئول امور ایران

تاریخ: 4 ماه مه 2007

در خبرها آمده است که روز دوشنبه ۷ ماه مه وزیر امور خارجه رژیم جمهوری اسلامی به دعوت کارل بیلد وزیرامورخارجه سوئد به استکهلم سفر می کند. دولت و وزارت خارجه سوئد به خوبی آگاه هستند رژیم جمهوری اسلامی طی 28 سال حکومتش، ایران را به زندان مردم ایران تبدیل کرده و ابتدائی ترین آزادی ها نظیر آزادی بیان، مطبوعات، اجتماعات، عقیده و تشکیل سازمان و حزب را از آنها سلب کرده و حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی آنها را پایمال کرده است. جامعه ایران برای هیچ کس حتی مسافران خارجی هم امن نیست. این رژیم به هیچ یک از قوانین بین المللی حقوق بشر پایبند نیست.
مردم در ایران حتی حق انتخاب پوشش خود را ندارند. زندانهای رژیم همواره مملو از مخالفان سیاسی، دگراندیشان اجتماعی؛ کارگران، معلمان، دانشجویان، فعالان زن، روزنامه نگاران، نویسندگان، منتقدان و معترضان است.

کارنامه این رژیم حتی با معیارهای حقوق بشری شما هم سیاه و سنگین است.این رژیم ده ها هزار تن از مخالفان سیاسی را شکنجه و اعدام کرده است. در سال های اولیه دهه 60 مخالفان را گروه گروه به جوخه مرگ سپرد و در تابستان 67 هزاران زندانی سیاسی را قتل عام کرد. شکنجه جسمی و روانی در سطح وسیعی در زندانهای رسمی و غیررسمی ایران اعمال می شود.

دولت شما در مقابل تناقض بزرگی قرار دارد. از یک سوی، مدعی هستید نقض حقوق بشر را محکوم می کنید، از سوی دیگر به حمایت از مجرمان سیاسی و قاتلان مردم ایران می پردازید و آنها را به کشورتان دعوت می کنید. آیا شکنجه، سرکوب، مجازات مرگ، قصاص، در آوردن چشم از حدقه، بریدن دست و پای مجرمان نقض حقوق بشر نیست؟ آیا ربودن و ترور مخالفین و نویسندگان نقض حقوق بشر نیست؟آیا حمله وحشیانه به زنان و جوانان به خاطر عدم رعایت حجاب اسلامی در خیابانها، دستگیری و ضرب و شتم آنان، یورش به منازل مردم برای برچیدن دیشهای ماهواره ای و دستگیری جوانانی که جشن تولد برگزار می کنند نقض حقوق بشر نیست؟ آیا یورش به تجمعات اعتراضی کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان، ضرب و شتم و دستگیری و شکنجه و زندانی کردن آنها نقض حقوق بشر نیست؟ آمارها را که دارید؟ از افزایش بگیر و به بندهای اخیر در ایران هم خبر دارید. با این حال، نماینده حکومتی را که به این اعمال کثیف دست می زند به سوئد دعوت می کنید! آیا این تودهنی به مردم ایران نیست؟ آیا این تودهنی به مردم سوئد نیست که شما با نام آنها به زدوبندهای سیاسی و اقتصادی با حکومت های دیکتاتور و جانی مانند جمهوری اسلامی می پردازید؟

شما “حقوق بشر” را فقط برای سوئد و کشورهای اروپائی می خواهید! پس تکلیف حقوق بشر در جوامعی مثل ایران چیست که حکومت های دیکتاتوری و جنایت کار حاکم بر آنها با اتکا به حمایت های مستقیم وغیرمستقیم شما آن را نقض می کنند.

گفتگو با رژیم جمهوری اسلامی هم که دولت پیش از شما نیز مدعی آن بود، به جائی نرسید. بنا به آمارهای موجود، وضع حقوق بشر در ایران در سالهای اخیر به مراتب بدتر شده است. بهانه شما این بار برای گفتگو با جمهوری اسلامی چیست!؟ فکر می کنید، کسی نمی داند که شما حقوق بشر و منافع مردم ایران را قربانی معاملات اقتصادی با این رژیم می کنید!؟

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)، که اعضاء و فعالان آن در جمع بیش از دو هزار سال در زندانهای رژیم اسلامی ایران بسر برده و شکنجه شده اند، دعوت وزیرامورخارجه رژیم جمهوری اسلامی را نقض آشکار حقوق بین المللی در باره مجرمان حکومتی و حقوق بشری و مردم ایران می داند و آن را به شدت محکوم می کند.

سران و اعضای جمهوری اسلامی باید به جرم جنایت علیه مردم ایران و بشریت محاکمه شوند. آن روز که مردم ایران چنین کنند، اعمال امروز شما را فراموش نخواهند کرد.

با احترام
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)-واحد سوئد
05052007
یاران حجت الاسلام بروجردی

بنا به گزارش های رسیده آقایان حبیب قوتی و مجید الاسدی و علیرضا منتظر صائب و علیرضا ده هیجده از یاران حجت الاسلام بروجردی که در درگیری های سال گذشته بازداشت شدند در اندرزگاه 8 زندان اوین به سر می برند و با گذشت چندین ماه از دوران بازداشت ، همچنان در وضعیت بلاتکلیف به سر برده و این در حالی است که پرونده آنها به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع داده شده است.
لازم به ذکر است که به دلیل حساسیت موقعیت کشور مامورین وزارت اطلاعات تا کنون با کارشکنی در به تاخیر انداختن دادگاه های محکومین سیاسی و امنیتی آنها را در بلاتکلیفی مطلق قرار داده است .

همچنین بنا بر گزارشی دیگر پخش همبرگر تاریخ گذشته ( به تاریخ انقضائ : 18/5/85 ) در زندان اوین و در به بند های 6 و 7و 8 تا کنون باعث مسمومیت بیش از 120 نفر شده است ، مسئولین زندان تا کنون هیچگونه اقدامی جهت مداوای بیماران انجام نداده اند.

فعالان حقوق بشر در ایران کارشکنی های وزارت اطلاعات در به تاخیر انداختن پرونده محکومین سیاسی و امنیتی را محکوم می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد برای جلوگیری از صدور حکم زندان به فعالین سیاسی و مدنی اقداماتی جدی انجام دهد.
فعالان حقوق بشر در ایران 03052007

“ما زندانیان سیاسی امضا کننده این بیانیه ضمن محکوم نمودن نظم متداوم حقوق کارگران و سرکوب اعتراضات و جنبش های کارگری …”

به نام عدالت و به نام آزادی
با درود به تمام کسانی که قلبشان برای صلح و دوستی آزادی و امنیت نوع بشر فارغ از هر تبعیضی می تپد.
هموطنان عزیز بزرگداشت شرف و حیثیت ملازم همه خاندان بشری است و بزرگداشت حقوق برابر و انتقال نا پذیر آنان پایه آزادی و عدالت است
در آستانه اول ماه می ، یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگرهستیم روزبزرگداشت طبقه اجتماعی که در شرایط نا برابری به تولید ثروت می پردازد. طبقه ای که در تداوم یک صد سال مبارزه خود با بیدادگری آزمندان صاحب امتیاز، همچنان با تبعیض و نا برابری های عدیده ای همچون ، فقدان امنیت شغلی ، نامتناسب بودن تولید و دست مزد ، نا مناسب بودن تامیین خدمات اجتماعی ، وجود کودکان کار و با عدم اجازه فعالیت به تشکل های حقیقی و مدافع کارگری پیکار می کند و این در حالی است که همچنان از سوی حاکمیت هر گونه اعتراض که حق مسلم هر انسان و یکی از ارکان اصلی دموکراسی می باشد به شدید ترین شکل ممکن سرکوب می گردد.
ما زندانیان سیاسی امضا کننده این بیانیه ضمن محکوم نمودن نظم متداوم حقوق کارگران و سرکوب اعتراضات و جنبش های کارگری در ایران به استناد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و مقابله نامه های سازمان بین المللی کار در کنار کارگران ایران از تجمعات اعتراض آمیز کارگران شریف ایران در این روز بزرگ اعلام حمایت می کنیم و از تمامی اقشار مختلف ملت شریف ایران نیز برای شرکت در این تجمعات دعوت به عمل می آوریم و یقین داریم که دست یابی به عدالت و آزادی تنها در سایه اتحاد میسر خواهد شد .
به امید برقراری حکومت عدالت و آزادی
7/2/86
1- کیوان رفیعی – سخنگوی فعالان حقوق بشر در ایران – بند 7 اوین
2- ابوالفضل جهاندار – عضو سابق دفتر تحکیم وحدت – بند 209 اوین
3- عبدالرضا رجبی – عضو سازمان مجاهدین خلق ایران – بند 7 اوین
4- محمد حسن فلاحی زاده – روزنامه نگار – بند 209 اوین

فشارهای سازماندهی شده علیه زندانیان سیاسی در زندان اوین

زندانیان سیاسی درحال حاضر در زندان اوین و رجایی شهر و تعدادی در سایر شهرستانها و مراکز استانها محبوس می باشند و کماکان به علت عدم تعریف جرم سیاسی، مجرمان امنیتی نام دارند و عناوینی چون اقدام علیه امنیت کشور،محارب، جاسوسی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و .. مهمترین عناوین انتسابی به آنها می باشد.

آیت الله هاشمی شاهرودی سکاندار نظام قضایی ایران که فقیهی حقوقدان می باشد، مستقیما از سوی بالاترین مقام رژیم یعنی آیت الله خامنه ای منصوب گردیده و در بیشتر اظهارات و برنامه هایش ژستی دموکراتیک توام با نگرشی مطلوب و مثبت به حقوق بشر و رعایت حقوق شهروندی زندانیان دارد که انصافا نیز در بعضی موارد هر چند اندک تحولاتی خوب ایجاد کرده است.همسو با آن، درسالهای پس از دوم خرداد 76 که شعار جامعه مدنی و تاکید بر حقوق شهروندی و حریم خصوصی گفتمان مسلط جامعه ایرانی گردید، شعار توسعه قضایی نیز در راستای اهمیت بخشی به حقوق متهمین و زندانیان پدیدار شد که در این بین زندان اوین و زندانیان سیاسی هم از تاثیرات آن بی بهره نماندند. تحقق تفکیک جرائم و جداسازی زندانیان سیاسی و امنیتی از زندانیان عادی و رعایت شئونات و کرامت انسانی زندانیان، اولین اقدامی بود که جسته و گریخته شکل گرفت. هم اینک عمده زندانیان سیاسی کشور در سالن 1 اندرزگاه 350 موسوم به بند کارگری به سر میبرند که پس از فرار شهرام جزایری و برکناری “زارع” رئیس زندان اوین موج سنگینی از فشارها و عملیات ایذایی علیه زندانیان شکل گرفت. زارع رئیس معزول اوین که در پروژه فرار جزایری خود اولین قربانی توطئه و دسیسه های همزمان مامورین نامرئی 209 وزارت امنیت با همدستی باند سازماندهی شده کارکنان حفاظت زندان به ویژه شخصی به نام “شجاعی” در حفاظت و “کیانپور” مدیر داخلی زندان گردید، مصم به پالایش زندان از رفتارهای ضدبشری و اعمال ایذایی برامده بود که طوفان توطئه او را در نوردید.

پس از برکناری زارع- رئیس قبلی اوین- کیانپور مدیر داخلی زندان از شبه نظامیان وابسته به سپاه پاسدران که مدتی به خاطر ارتکاب انواع جرائم و خلافها از جمله پخش وسیع مواد مخدربین زندانیان، ارتباط مشکوک با برخی از زنان زندانی، و آزار و اذیت غیر معقول علیه زندانیان ، معلق و برکنار شده بود، در فرار شهرام جزایری نیز با اخذ رشوه ای کلان، نقش اول را داشت و حتی شایعه اخراجش بر سر زبانها افتاد که صرفا به علت وابستگی به بالاترین نهاد نظامی مدافع رژیم و برخورداری از باند حفاظت زندان از هرگونه توبیخ و پیگیری و تنبیه مصون ماند.

کیانپور و باند متشکله او که زمانی فشارهای غیر معقول را علیه “مرحوم دوست محمدی” رئیس پیشین زندان که جانباز شیمیایی بود و تمامی زندانیان یاد و خاطره اش را گرامی میدارند و حتی تمامی طیف های مختلف زندانیان سیاسی از او رضایت داشتند، وارد آوردند و چنان عرصه را بر آن مرحوم تنگ کردند که مجبور به کناره گیری و گوشه نشینی و شهادت در عزلت شد، در این میان در طی 2 ماه خلا مدیریتی اوین، کیانپورو عضو حفاظتی دیگر به نام شجاعی برای تصاحب ریاست اوین تلاشهای مذبوحانه ای کردند.در این میان اوج فعالیتهای آنان برعملیات ایذایی علیه زندانیان سیاسی تمرکز یافت تا جائیکه با نقض دستورات صریح قوه قضائیه مبنی بر رعایت اصل تفکیک جرایم، چند تن از زندانیان امنیتی را به رجایی شهر و سایر اندرزگاهها منتقل نمودند. باند مذکور در حال حاضر نیز تمام تلاششان را صرف تفرق و پراکنده کردن زندانیان سیاسی در میان زندانیان عادی معطوف کرده اند. همچنین حیدرلو رئیس اندرزگاه 350 که همزمان رئیس بسیجی زندان اوین نیز میباشد و بیشتر به ماموریت علیه زندانیان سیاسی میپردازد تا مدیریت بر مددجویان با جمع آوری گزارشهای کذب و دروغین از طریق دو تن از زندانیان بدنام و خبرچین، شرایط را بر زندانیان سیاسی سخت تر میکند. چنانکه با همکاری عوامل حفاظت زندان و بعضا با هماهنگی ماموران 209 با اعطای امتیازهایی همچون مرخصی دو هفته یکبار و یا تعویق در اجرای حکم، دو تن از جاسوسان بند سیاسی که صراحتا به همکاری با عوامل حفاظت می بالند به نامهای رسول حردانی و اسماعیل افتخاری عملا زندان در زندان درست کردند.

پرده دری و بی آبرویی به حدی رسید که اسماعیل افتخاری موسوم به مرد 1000 چهره که از هشت سال پیش به اتهام چندین فقره قتل در زندان به سر میبرد، نزد حیدرلو خود را پاسدار پیر ولایت مینامد و هم او که از منابع نامحدود و نامشخص مالی برخوردار است و به علت نوع جرم ارتکابی میباید با رعایت تفکیک جرایم در جای دیگری حبس باشد، پاداش خبرچینی و جاسوسی اش را میگیرد. نکته وحشتناک تر آنکه چنان فضای امنیتی و ضد اخلقی درست کرده اند تا متهم جوان به نام ر.ح خیلی راحت به تهدید زندانیان می پردازد و میگوید” هرچه ما بگوییم مورد اطمینان حفاظت است” و حتی علیه برادرش گزارش نوشت و او را به زندانی دیگر تبعید کرد. این است وضعیت اوین امروز؛ و اما مهمترین موارد نقض حقوق زندانیان که ضرورت دارد در اسرع وقت بررسی و عمل شود، در حال حاضر بازرسی های بدنی حیثیت سوز علیه زندانیان سیاسی ، همچون عریان کردن کامل انان و فرو کردن انگشت در مقعدشان جهت کشف مواد مخدر، خبرچینی و افترا علیه زندانیان، پابند زد برای نقل و انتقال زندانیان سیاسی، تبعید زندانیان سیاسی به دلایل کاملا واهی و ترویج شایعات مبنی بر انتقال زندانیان سیاسی به سایر بندها برای ناامن کردن محیط، مهمترین مشکلات آزار دهنده زندان سیاسی میباشد، در پایان، زندانیان سیاسی در انتظار تحولات و رفع مشکلات از سوی آقای صداقت رئیس جدید زندان اوین که همسو با تفکر ریاست قوه قضائیه در خصوص توسعه قضایی است، میباشند و در غیر اینصورت طبیعتا اقدامات دفاعی دیگری اتخاذ خواهند نمود.
30.04.2007

بنا بر گزارشات رسیده آقای علیرضا اربابی از هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی بازداشت شده است .

آ
قای علیرضا اربابی از بازداشت شدگان سال گذشته در منزل آیت الله بروجردی که به همراه سایر تجمع کنندگان با قید ضمانت آزاد شده بود مجددا بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است .

آقای آیت الله بروجری همچنان در بند 209 زندان اوین تحت انواع شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد. وی به دلیل شکنجه های جسمی و بیماری های که در طول بازداشت گریبانگیرش شده است قادر به تحمل شرایط زندان نیست و باید در خارج از زندان تحت درمان قرار گیرد.

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت آیت الله بروجردی و چند تن از یارانش اعلام نگرانی می کند و از کلیه سازمان های حقوق بشری برای نجات جان ایشان استمداد می طلبد.

فعالان حقوق بشر ایران 28.04.2007

درکشوری مانند ایران که حکومت آن صاحب دومین رکورد اعدام در جهان است ،
“واجب تر ازنان شب” رعایت حقوق بشر است !
دعوت به شرکت درراه پیمایی اول ماه مه

همراه بادردست داشتن پلاکارد دردفاع از زندانیان سیاسی در ایران ومحکوم کردن اعدام آنان توسط جمهوری اسلامی!
هم میهنان آزادیخواه،
درشرایط دستگیری وسیع وسرکوب تمامی آزادیخواهان در سراسر ایران و حتی مسالمت آمیزترین حرکات حق طلبانه ونیز اعدام دربندان سیاسی ،که آخرین نمونه های آن اعدام محمد فروهیده بعدازتحمل 4ماه زندان درارومیه،آذربایجان و خالدزرکندی در تکاب،کردستان بعدازتحمل5سال زندان می باشد،وسایل ارتباط جمعی وافکار عمومی در کشورهای غربی به ویژه به خاطر توجه یکسویه به فعالیتهای اتمی،درماههای اخیر، کمتر به نقض خشن حقوق بشر توسط رژیم اسلامی ، که یکی ازدوحکومت صاحب رکورد اعدام در جهان است، کرده اند .

دراین وضعیت سخت برای آزادیخواهان در ایران،
می توان با استفاده ازگردهم آیی های اول ماه مه که در اکثر شهرهای بزرگ اروپا وآمریکا برگزار می شود ، به جلب توجه افکار عمومی به موج گسترده سرکوب ودستگیری درجمهوری اسلا می کمک کرد.

جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران – کلن ،امسال نیز بعد از شرکت درراه پیمایی اول ماه مه، با پلاکاردهای دفاع اززندانیان سیاسی،در گردهم آیی پایانی نیز،به روال هر سال، به جمع آوری امضا برای نجات زندانیان سیاسی در ایران خواهد پرداخت !
دفاع اززندانیان سیاسی ،حداقل وظیفه هر آزادیخواه است .

محل آغاز راه پیمایی:کلن- هانس بوکلر پلاتز،فنلویراشتراسه،تقاطع فنلویروال نزدیک فریزنپلاتز مقابل ساختمان
د. گ. ب
تاریخ وساعت :سه شنبه اول ماه مه2007 .ساعت یازده وربع صبح -پایان راه پیمایی : میدان هوی مارکت

جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران-کلن 3 اردیبهشت 1386

تاييد حكم اعدام دلارا در شعبه تشخيص

يك منبع اگاه خبر داد حكم اعدام دلارا دارابي تاييد شده است و به زودي اين حكم به وكيلش ابلاغ خواهد شد

دلارا دارابي دختر متهم به قتل كه 3 سال است در زندان به سر مي برد به خاطر شدت كتك هاي كه خورده است دستش شكسته و حال خوبي ندارد . اين در حاليست كه پدر دلارا ديروز با راسال نامه به ريس قوه قضاييه خواستار انتقال دخترش به زنداني در رشت شد .وي در اين نامه اورده است وضعيت دلارا بسيار بد است و به ششدت ارز شرايطش رنج مي برد . او فقط يك متهم است و ما دلايلي داريم كه نشان مي دهد دخترم قاتل نيست . حتي اگر مجرم هم باشد اين حق مسلم اوست كه در زندان از حقوق اوليه شهروند ي برخوردار با شد نه اينكه دست او را بشكنند . اگر دلارا قاتل است بايد يك با او را اعدام كنند نه هزار بار اما در زندان رشت روزي هزار با ر دخترم را اعدام مي كنند . من براي نجات جان دخترم از شما كمك مي خواهم .

به گزارش خبر نگار ما با تاييد حكم اعدام دلارا در شعبه تشخيص ديوان عالي كشور اكنون تنها مرجعي كه مي تواند حكم را نقض كند رييس قوه قضاييه است. وي مي تواند در صورت پيدا كردن ايرادي در پرونده دستور رسيدگي مجدد ان را صادر كند .

http://www.SaveDelara.com
متن فارسي بيانيه ي ديده بان حقوق بشردر مورد آزادي آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي

گزارشي از اوضاع آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در تاريخ ۱۸ و۲۰ مارس در دادگاه وي‍‍‍ژه روحانيت ( (SCC
بر اساس گفته هاي يك شاهد عيني او دچار خونريزي دهان و سرفه هاي ناگهاني همراه با خون و همچنين گزارش شده كه ايشان قادر به راه رفتن صحيح نمي باشد .
سلامتي آيت الله كاظميني بروجردي به دليل اعتصاب غذايي كه در ۱۹ فوريه در بند ۲۰۹ زندان اوين در سلولي سرد ، بدون حتي يك بخاري در طول زمستان آغاز كرده وخيم تر شده است و مشخص نيست كه آيا اين اعتصاب ادامه دارد يا خير . بعلا وه ايشان از شكنجه و بد رفتاري در طول مدت بازجويي رنج مي بردند .
ايشان در طول مدت بازداشت در زندان اوين از حق استفاده از درمان و تسهيلات پزشكي زندان محروم بودند .
آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي اعتصاب غذايي خود را در اعتراض به وضعيت بازداشتش و همچنين ممانعت مسئولين از خروج مؤقتي ايشان از زندان براي ملاقات مادرش پيش از وفاتش در ۱۴ فوريه ۲۰۰۷ و شركت در تشيع جنازه وي آغاز كرد .
مادر۸۰ ساله آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در زمره ي صدها پيروان و حاميان زنداني شده ي ايشان در سپتامبر و اكتبر۲۰۰۶ در زندان اوين مي باشد .
عفو بين الملل اكنون متوجه بد رفتاري با وي در طول مدت بازداشت در زندان شده است ؛ و طبق گزارشات رسيده به اين سازمان تمام يا اغلب بازداشت شدگان ، اخيراً آزاد شده اند و تنها اسامي چهار تن از پيروان آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي كه در ۱۸ فوريه دستگر شده اند و هنوز در زندان بسر مي برند براي اين سازمان مشخص نشده است و جزئيات بيشتري نيز در رابطه با آنها در دسترس نمي باشد.
گزارشاتي درمورد احضار آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي در حدود ۱۴ فوريه در دادگاه ويژه روحانيت دريافت شده ، طبق اين گزارشات او به اتهام « عامل ضد امنيت ملي » دستگير شده و وي در اين دادگاه دسترسي به وكيل نداشته و از اينكه نمي دانست از او چه مي خواهند معترض بود .
مطابق اخبار رسيده مبلغ « پنج بيليون ريال ايران » معادل «۰۰۰/۵۶۴ دلار » بابت ضمانت وي تعيين گرديده است ؛ او گفته است كه قادر به پرداخت اين مبلغ نمي باشد .
در ۱۸ فوريه پسر ارشد نامبرده اش سيد مهدي كاظميني بروجردي دستگير و در بند ۲۰۹ زندان اوين بازداشت شد . اگرچه عفو بين الملل اطلاعي از دليل بازداشت وي ندارد ؛ قبل از اين در ژانويه ۲۰۰۷ هم وي و برادرش سيد محمد كاظميني بروجردي چندين بار براي بازجويي پيرامون فعاليتهاي پدرشان به دادگاه ويژه روحانيت احضار شدند .
در ۲۰ فوريه همسر آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي كه نامش براي عفو بين الملل شناخته شده نيست به دادگاه ويژه روحانيت جهت بازجويي احضار گرديد .
در ۱۳ مارس مصاحبه با آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي تحت عنوان « ادعا كننده دروغين » از تلويزيون محلي ايران پخش شد كه ظاهراً در زندان اوين در اتاقي اختصاصي كه براي ضبط چنين برنامه اي مجهز شده بود صورت گرفت . وي در اين برنامه با لباس زنداني حاضر شده بود .
عفو بين الملل گفت : كه در اين برنامه آيت سيد حسين كاظميني بروجردي به ادعاهايش اشاره كرده و اين كه چگونه پيروانش او را باور كردند و همچنين اشاره به اينكه اكثريت پيروانش را قشر زنان تشكيل ميدادند ، لذا اين سازمان اعلام كرد :

رفتار وي و طريقه صحبتش روشن كننده اين مطلب است كه ايشان تحت فشار شديد قرار گرفته بودند .

اخبار پشت پرده :

آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي مدافع جدايي دين از سياست در حكومت ايران است .
دادگاه ويژه روحانيت كه خارج از چارچوب قوه قضائيه اداره مي شود و تحت كنترل مستقيم رهبر است در سال ۱۹۸۷ براي محاكمه ي روحانيون شيعه در ايران و هر كسي كه به روحانيت مربوط مي شود بوسيله آيت الله خميني تأسيس شد و نوع قضاوت اين دادگاه بر اساس استانداردهاي بين المللي ، منصفانه نمي باشد اين دادگاه همچنين قادر به صدور فرمان و اجراي حكم شلاق واعدام است .

پيشنهاد همكاري :

لطفاً درخواستهاي خود را تا جايي كه امكان دارد سريع به زبانهاي فارسي ، عربي ، انگليسي ، فرانسه ، و زبان خود بفرستيد .

• اظهار اينكه آيت الله كاظميني بروجردي تحت شكنجه واقع شده و در خواست يك بازجويي منصفانه با راه و روشهاي عمومي .

• درخواست ارائه گزارش از وضعيت پزشكي آيت الله كاظميني بروجردي و يارانش و اصرار بر اينكه آنها مستحق دسترسي و استفاده از تجهيزات و فوريتهاي پزشكي هستند .

• درخواست دلايل دستگيري چهار تن از پيروان آيت الله كاظميني بروجردي در حدود ۱۸ فوريه و اطلاع از جزئيات آنان از جمله اسامي و اتهاماتشان و انجام هر گونه اقدام قانوني كه مشمول آنها مي شود .

• در خواست اينكه رژيم متعهد به حفظ حقوق بازداشت شدگان و عدم شكنجه و يا بد رفتاري با آنان شود و دادن اجازه فوري به آنان براي دسترسي منظم به خانواده هايشان و وكلاي انتخابي خود.

• در خواست مقتدرانه براي آزادي تمامي بازداشت شدگان زندان رژيم جز آنكه متهم به جنايت يا جرم واضح و شناخته شده باشند و تلاش فوري منصفانه براي آزادي آنان .

• ياد آوري رسيدگي انحصاري سازمان عفو بين الملل نسبت به بازداشت شدگان اعتقادي ، مذهبي و حمايت آنان از آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي كه مخالف اِعمال و اجراي هر نوع خشونت بود و عامل زنداني شدن وي وجدان وي است و خواستار رهايي و آزادي قطعي و فوري ايشان .

درخواست از:

رهبر جمهوري اسلامي :

جناب آقاي آيت الله سيد علي خامنه اي
دفتر رهبري – خيا بان شهيد كشور دوست – تهران – جمهوري اسلامي ايران
فاكس : 0098-251-77742228
وب سايت : http://www.leader.ir/langs/EN/index.php?p=sendletter

وزير اطلاعات :

غلامحسين محسني اژه اي
وزارت اطلاعات – خيابان نگارستان دوم – خيابان پاسدارن – تهران- جمهوري اسلامي ايران

رونوشت :

رئيس جمهوري :

محمود احمدي نژاد
رياست جمهوري – خيابان فلسطين – تقاطع آذربايجان – تهران – جمهوري اسلامي ايران
ايميل : dr-ahmadinejad@president.ir

وب سايت :www.president.ir/email

رئيس مجلس :

جناب آقاي غلامعلي حداد عادل
مجلس شوراي اسلامي – ميدان بهارستان – تهران – جمهوري اسلامي ايران
فاكس : 0098-21-33556408
ايميل : hadadadel@majlis.ir
وبراي نمايندگان معتبر ايران در كشورتان :
« لطفاً درخواستهاي خود را سريع بفرستيد »

و اگر درخواستهاي خودتان را بعد از ۱۱ مي ۲۰۰۷ (۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ ) مي فرستيد با دبير خانه بين المللي يا بخش دفتري خودتان چك كنيد .

اعلام موجودیت انجمن زندانیان سیاسی

نقض مستمر و روز افزون حقوق بشر در کشورمان ضرورت هرچه گسترده تر حضور و فعالیت نهادهای دفاع از حقوق انسانی را ایجاب می نماید. اکنون که با تعمیق جنبش دمکراسی خواهی درلایه های اجتماعی شاهد آنیم که حکومت هرروز بردامنه سرکوب و بازداشت ها و محاکمات غیرقانونی ومغایر با حقوق شهروندی می افزاید، ما جمعی از زندانیان سیاسی ایران که درسالهای اخیر درجهت کسب حقوق انسانی ونیل به حاکمیت دمکراتیک با رفتار غیرمدنی وحبس در زندانهای حکومت اسلامی مواجه شدیم، ضمن ارج نهادن به تلاشهای ارزنده همه مجامع ونهادهای حقوق بشری درداخل وخارج کشور به منظورتمهید امکان گسترده تر دفاع ازحقوق شهروندی و ازجمله حق تعیین سرنوشت سیاسی با رویکرد دمکراتیک و مسالمت آمیزو در راستای سیاست های عمومی جبهه دمکراتیک ایران تاسیس انجمن زندانیان سیاسی را اعلام نموده وتلاش می نماییم اصول ذیل را سرلوحه امور این انجمن قرار دهیم:

1. تلاش درراستای دفاع از حقوق انسانی ملت ایران بدون توجه به تمایزات قومی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی وتعلقات حزبی وگروهی افراد و با لحاظ نمودن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر.
2. دفاع ازحقوق کلیه زندانیان سیاسی که در مسیر ابراز عقیده و نظر به شیوه های مسالمت آمیز، با محاکمات غیرقانونی و حبس مواجه هستند.
3. توجه دادن افکار عمومی به شقوق مختلف نقض حقوق بشردرکشورمان ازجمله آپارتاید جنسی، نابرابری دربهره جستن ازفرصتهای شغلی، تحصیلی، تامین معیشت و گسترش روزافزون خط فقر .
4. همیاری با کلیه نهادها وسازمان های حقوق بشری به منظور هرچه رساترنمودن صدای دمکراسی خواهی و آزادی طلبی ملت ایران.

انجمن زندانیان سیاسی یادآور می شود که کیانوش سنجری به مدت یک سال به عنوان دبیر و سخنگوی این انجمن انتخاب شده است.

زنده باد آزادی – برقرارباد دمکراسی – گسسته باد زنجیر استبداد
انجمن زندانیان سیاسی
http://www.zendaniha.com
انجمن مدافعین جامعه مدنی تاسیس شد

ما قاطعانه معتقدیم تقویت جامعه مدنی از ضروریات مسلم تحقق دموکراسی به معنای حقیقی آن قلمداد میگردد چرا که هدف مشترک و نهایی ، ایجاد فضایی است که در آن تمامی شهروندان قادر شوند مطالبات صنفی و مدنی خود را از طریق مسالمت آمیز با حاکمیت در میان بگذارند و آزادانه صاحبان قدرت را به بوته نقد بکشند .

ما معتقدیم شالوده و اساس هر حرکتی پایبندی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان میثاق و فصل مشترک میان تمامی انسانها در دوران فعلی است . چرا که بیانگر حقوق پایه ای تمامی افراد ، فارغ از نژاد ، جنسیت ، مذهب و سایر تمایزات طبیعی است . تاکید بر لزوم اجرای کامل مفاد این اعلامیه و گنجاندن آن در قوانین قضایی کشور جزء تلاشهای مسلم ما به منظور دستیابی به هدف غایی که همانا حفظ کرامت و حرمت انسان است ، میباشد .
از سویی دیگر به خوبی آگاهیم که بدون تشکل و کار گروهی رسیدن بدین آمال ، بسی دشوار خواهد بود . لزوم تلاش برای رفع این دغدغه ما را بر آن داشت که حداکثر توان خود را به کار بندیم و به همراه جمعی از دوستان جوان ، فعال و با انگیزه انجمن مدافعین جامعه مدنی را بنیانگذاری کنیم . امید است به یاری یکدیگر و فعالیت مستمر و پایدار قادر باشیم به بخشی از آمال ذیل دست یابیم و در این مسیر دستان گرم شما را میفشاریم.

١) معرفی اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن

٢) رعایت حقوق شهروندان / منطقه ای ، ملی و بین المللی

٣) حمایت از انجمنها ، نهادها و گروههای مختلف اجتماعی خود جوش دیگر از جمله اتحادیه ها ، سندیکاها و اصناف و تشکلهای غیر دولتی

٤ ) گسترش روح قانون باوری و احترام به قوانین و مقررات

٥ ) ترویج و گسترش فعالیتهای دسته جمعی و تقویت روحیه مشارکت مدنی

٦) دفاع از تمامی آزادیهای شهروندی

3 / 1 / 86

انجمن مدافعین جامعه مدنی در ایران

پس از ظهور اینترنت در سطح جوامع و همه گیر شدن آن مبارزین آزادی ، فعالان سیاسی و حقوق بشری از این ابزار برای اطلاع رسانی و اشاعه دموکراسی و حقوق بشر در ایران بهره بردند .

اما استبداد حاکم که از هر نوع آزادی بیان حتی در سطح اینترنت به شدت وحشت دارد به سرعت با خرید دستگاه های فیلترینگ سایت ، سعی دارد از اطلاع رسانی به جامعه ایرانی جلوگیری کند .

در همین راستا طی هفته گذشته وبلاگ جدید فعالان حقوق بشر که چند ماهی از ساخت آن میگذشت توسط وزارت ارتباطات مسدود شد و از سوی دیگر طی امروز 8/12/85 وبلاگ قدیم فعالان حقوق بشر از سوی مسئول سایت از سرور این سایت حذف شده است .

فعالان حقوق بشر در ایران سرکوب آزادی بیان در محیط اینترنت را از سوی رژیم جمهوری اسلامی محکوم می کند و از سازمان گزارشگران بدون مرز می خواهد عملکرد رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب آزادی بیان محکوم نماید.

فعالان حقوق بشر در ایران
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human rights reporters

شماره۲1۵-۲۰۰۷
تاریخ1۹/1۱/1385

ناصرخیراللهی فعال سیاسی که هم اکنون سومین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر میگذراند، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری و بلاتکلیفی خود با وجود گذشت 3 سال، دست به اعتصاب غذا زده است.

به گفته همسر ناصرخیراللهی، وی از 32 روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز و طی چند روز گذشته از دریافت آب نیز خودداری کرده است.
این درحالی است که مسئولین زندان رجایی شهر علی رغم اینکه در شهریورماه امسال، ولی الله فیض مهدوی در پی اعتصاب غذا و به دلیل بی توجهی مسئولین زندان جان سپرده بود، بدون توجه به شرایط نامساعد جسمانی خیراللهی، وی را به قرنطینه منتقل کرده اند.
همسر ناصرخیراللهی همچنین با وخیم دانستن شرایط جسمانی همسرش در پی اعتصاب غذا خواهان توجه نهادهای حقوق بشر نسبت به وضعیت او شد.
ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که حدود 40 روز پیش وی بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.
خیراللهی در حالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر میگذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمیبرد.
لازم به تذکر است که در طی 6 ماه گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

چند پناهنده در ترکیه از سوی سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه (میت ) احضار و حکم دیپورت دریافت نموده است .

به نام ایران
بنا بر اطلاعات رسیده آقای سید علی عالم زاده مسئول اول حزب مشروطه در کشور ترکیه از سوی سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه (میت ) احضار و حکم دیپورت دریافت نموده است .
در پی قراردادهای امنیتی که بین دو کشور ایران و ترکیه که در اواخر سال 2006 تجدید شد ، سازمان اطلاعات ترکیه با اجیر کردن برخی از بریده مزدوران رژیم ایران و عناصر سست سعی در کنترل پناهندگان سیاسی و کسانی که بر علیه رژیم ایران فعالیت می کنند را دارد.
در همین راستا آقای علی عالم زاده (مسئول حزب مشروطه در ترکیه و زندانی سیاسی سابق ) ، ابوالفضل آجرلو ( عضو حزب مشروطه و زندانی سیاسی سابق ) ، مجتبی وطن پور نادرانی ( عضو حزب مشروطه و زندانی سیاسی سابق ) و علیرضا رنجبر ( فعال سیاسی ) پس احضار و بازجویی های متعدد روز گذشته از سوی پلیس ترکیه حکم دیپورت دریافت کردند.
لازم به ذکر است آقای علی عالم زاده از زندانیان سیاسی سابق در رژیم جمهوری اسلامی می باشد که به دلیل تهدیدات و فشارهای وزارت اطلاعات ایران در سال 2005 خود را به کمیساریای عالی پناهندگان در شهر وان معرفی کرده است . او در پی تاسیس شاخه حزب مشروطه در ترکیه و شرکت در اعتصابات در پی مرگ اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی بارها احضار و بازجویی شده است .

لذا به همین جهت از کلیه فعالین سیاسی و حقوق بشری و انسان های آزادی خواه می خواهیم با ارسال فکس و ایمیل به کمیساریای عالی پناهندگان ، سفارت ها و کنسولگری های کشور ترکیه اعتراض خود را به دیپورت این عزیزان نشان دهند و از استرداد ایشان به ایران جلوگیری کنند.

تبعیدیان سیاسی در شهر وان – ترکیه
2007-01-05
Van.city.ir@gmail.com

آدرس و تلفن های شعب آنکارا و وان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل:
Adress:
Field office in Van
Istasyon Mah. Terminal 1.sok
Hayirlar Cad. No: 40/2
Van

Telephone : (432) 223 5306
(432) 223 5307
(432) 223 4858
Telefax : (432) 223 3244
turva@unhcr.ch E-mail:
2231300

Address:
Branch Oficce in Turkey
Sancak Mah. 212.sok 12.cad
06550 Ankara

Mailing Address:
P.O.Box PK 5. 06551 Ankara
Telefax: (312) 441 1738
Telephone: (312) 441 1696
turan@unhcr.ch E-mail:

لطفاً ما را از اقدامات خود با خبر کنید، کلیه افراد یاد شده پناهنده در شهر وان ترکیه هستند.
تاریخ : 23/9/85

شماره : 193 – 85

به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده یک زندانی در زندان سمنان اعدام شد.

آقای ابوالفضل منتظری 22 ساله ، اهل شاهرود که در زندان سمنان بسر می برد بنا بر گفته ها او به دلیل دفاع از خانواده اش در مقابل یک متجاوز که منجر به مرگ آن شد در روز ششم آذر ماه سال 85 در زندان سمنان به دار آویخته شد . لازم به ذکر است نام برده بیش از یکسال در زندان سمنان زندانی بوده است

فعالان حقوق بشر برای پایان دادن به احکام اعدام در ایران از تمامی مراجع بین المللی و حقوق بشری می خواهد دست به اقدامات جدی بزنند.

Human Rights Activists in Iran

بنا بر گزارشات رسیده آقای کیوان رفیعی بیش از 170 روز در سلول انفرادی بند 209 اوین و تحت فشار های غیر انسانی نگهداری می شود
او از روز چهارشنبه هشتم آذر ماه در اعتراض به بازداشت و محاکمه غیر قانونی خود در سومین اعتصاب خود قرار داشت که طی روز گذشته از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب احضار گردید.
آقای رفیعی در طول دادگاه از داشتن وکیل و قلم و کاغذ برای نوشتن دفاعیات خود محروم بوده است . لازم به ذکر است مدت این دادگاه در حدود 10 دقیقه به ریاست سادات تشکیل شد .
فعالان حقوق بشر در ایران بلاتکلیف نگه داشتن آقای رفیعی را محکوم می کند و از تمامی مراجع حقوق بشری می خواهد برای آزادی بی قید و شرط این فعال حقوق بشری اقدام نمایند.

كوروش زعيم از زندان آزاد شد

15 آذر 1385

تهران- خبرگزاري كار ايران

وكيل مدافع كوروش زعيم، عضو جبهه ملي ايران از آزادي موكلش خبر داد.

محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع اين فعال سياسي در گفت‌‏وگو با خبرنگار “ايلنا”، گفت: موكلم با تبديل قرار بازداشت موقتش به قرار وثيقه از زندان اوين آزاد شد.
وي اتهامات موكلش را اقدام عليه امنيت ملي و نشر اكاذيب عنوان كرد و گفت: پرونده موكلم در شعبه 14 بازپرسي دادسراي انقلاب تهران مطرح است.
كوروش زعيم اواخر مهر ماه بازداشت شده بود.
————————————————————–
Cyrus News
مهندس “کورش زعیم” عضو جبهه ملی ایران در پی۴۴روز بازداشت در زندان اوین با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی شب گذشته از زندان آزاد شد.

وکلای وی در تماس خبرنگار ما صحت این خبر را تایید کردند.گفتنی است وی در دوران بازداشت هیچ گونه ملاقاتی با وکلای خود نداشته است
بنام سعادت ملت ایران و با درود به جانبا ختگان راه آزادی
خاطراتی از شکنجه گاه مخوف 209 اوین

هر جوان دلسوزی که قلبش برای میهن عزیزمان ایران می تپد و در حکومت خودکامه ، ارتجاعی و مذهبی ایران شهامت آزاد یخواهی داشته و فریاد حق طلبی را سر داده باشد ، بعید است که گذرش به بازداشتگاه 209 اوین نیا فتاده باشد و از تازیانه های استبداد مذهبی در امان مانده باشد . در این لحظه که من از زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) که خود تبعید گاه زندانهای ایران است برای شما می نویسم ، شکنجه گاه 209 اوین کوه مردانی همچون کیوان رفیعی ، دکتر سعید ماسوری ، رضا ملک افشا کننده جنایات وزارت اطلاعات ، آیت الله کاظمی بروجردی و صدها تن از هواداران وی ، و صدها مبارز گمنام ولی شجاع و حق طلب دیگر را در خود جای داده است . همه زندانیان سیاسی که اکنون بصورت محکوم و یا بلا تکلیف در جای جای زندانهای ایران عمر گرانمایه را هزینه ازادی میهن میکنند ، دوره بازداشت و بازجویی خود را در شکنجه گاه 209 اوین سپری کرده اند .بنده نیز خود جزو همین افراد بودم .اکنون نمی خواهم از شکنجه های سیستماتیک که تخلیه اطلاعات و گرفتن اعتراف بکار برده می شود چیزی بگویم . تنها می خواهم از عمل وحشیانه یکی از زندانبانها خاطره ای نقل کنم که نظیر ان را تنها میتوان در اردوگاه ( اشو تیز ) نازیها المان در جنگ جهانی دوم که در کشور لهستان تاسیس نموده بودند جستجو کرد . من در سلول انفرادی بازداشتگاه اوین دوره بازجویی سختی را پشت سر میگذاشتم . حدود سه ماه بود که در انفرادی بسر می بردم و مستقیما توسط بازجوی طلایی وزارت اطلاعات و بند 209 ( سعید شیخان ) باز جویی میشودم .هر گونه کتاب و روزنامه هم برای من قدغن بود تا ایگونه ، فشار سلول انفرادی را بیشتر احساس کنم تنها کتابی که پس از تقاضا های فراوان در اختیار من قرار داده بودند قران مجید و مفاتیح الجنان بود که همان هم برایم نعمت بسیار بزرگی بود یکی از شبهای گرم مرداد1384 پس از یک دوره بازجویی طولانی به سلول خود که برخلاف اکثر سلولهای بازداشتگاه 209 شیر اب و ظرفشویی نداشت بازگشتم و از نگهبان کمی اب برای اشمیدن تقاضا کردم . ولی نگهبان که گویا با تقاضایم چرتش را پاره نموده بودم با بی حوصلگی گفت : اب کل زندان قطع می باشد و چاره ای نداری جز تحمل تشنگی ( لازم به ذکر است که اشاره کنم اب کل زندان اوین از قناتی به همین نام تامین میشود و خیلی کم پیش می اید که اب زندان قطع شود ) من که خوب میدانستم نگهبان از روی تنبلی و بی مسولیتی چنین حرفی را به من زده برای گرفتن اندکی اب سماجت بخرج داده و تا نیمه های شب به در زدن ادامه دادم . نگهبان به هیچ صراطی مستقیم نبود تا حداقل مسلمانی خود را ثابت کرده و بار یمن جرعه ای اب بیاورد . پس از در زدنهای فراوان خسته و تشنه در انتهای سلول 2در 2 متر نا امیدانه نشسته بودم که ناگهان پنچره درب سلول باز شد و نگهبان گفت ( پارچ ابت را بیاور ) خوشحال و هیجان زده به سرعت پارچ اب را برداشته و بطرف درب سلول رفتم . هنوز یک قدم دیگر با درب سلول فاصله داشتم که صدای وحشتناکی مرا شوکه کرد چیز نا شناخته ای با فشار بسیار زیاد بصورتم می خورد و همه جا کاملا سفید شده بود . دیگر نه جایی را می دیدم و نه می توانستم نفس بکشم . گرد سفیدی که تمام فضای سلول را اشغال کرده بود شور مزه بود و بعدا فهمیدم نگهبان بی رحم بجای جرعه ای اب یک کپسول 10 کیلوی پودر خشک اتش نشانی را درون سلول من خالی کرده بود. درست همانند اتاق گاز که محکوم بمرگ را در ان خفه می کنند ، دیگر هوایی برای نفس کشیدن وجود نداشت . نگهبان حتی پنجره کوچک روی درب را بسته بود . در حالی که نفسم به شماره افتاده بود و مرگ را در یک قدمی می دیدم عاجزانه با کف دست به در سلول کوبیدم بینی خود را زیر شکاف در نگه داشته بودم تا از اندک هوایی که از زیر در بداخل سلول جریان داشت تنفس کنم . حدود 10 دقیقه بعد هوا تقریبا قابل تنفس شده بود . گردهای سفید فروکش کرده بود ولی هنوز غبار غلیضی از پودر خاموش کننده اتش ، در فضای بسته سلول وجود داشت . که یکی دیگر از نگهبانها امد و مرا به سلول دیگری در جوار سلول قبلی انتقال داد . سلول جدید کاملا لخت بود و خالی از هرگونه موکت و یا پتویی بود من مجبور بودم که در کف سلول بر روی موزائیک بخوابم . سلول جدید شیر اب ، ظرفشویی و توالت فرنگی استیل داشت ، اما ماجرا به همین جا ختم نشد . تازه به سلول جدید وارد شده بودم که بوی سوختگی به مشامم رسید ولی هیچ گاه به ان هیچ توجهی نکردم . فردا صبح ریس بازداشتگاه 209 به سلول من امد و مرا زیر مشت و لگد گرفت او در حین کتک زدن ، به من میگفت : کافر ، خون تو مباح است ، تو به مقدسات توهین کرده ای ، ملحد ، . . . ) تازه فهمیدم شب گذشته نگهبان برای توجیح عمل وحشیانه خود تنها کتابهایی را که من در سلول داشتم را به اتش کشیده و گناه ان را به گردن من انداخته .
رئیس بازداشتگاه ، حتی به این مطلب که من در سلول انفرادی کبریت و یا فندکی برای آتش افروزی در اختیار نداشته ام کوچکترین توجهی نکرده بود . رئیس بازداشتگاه 209 (با نام مستعار کریمی ) مرا به همان سلول قبلی برد و آنجا من با استفاده از استدلال و شواهد موجود ثابت کردم که آتش گرفتن قرآن کریم و مفاتیح النجان پس از اسپری شدن کپسول آتش نشانی صورت گرفته زیرا تا سقف سلول روی گرده های سفید رنگ کپسول را دوده سیاه کاغذ گرفته بود و اگر کتب مقدس قبل از تخلیه کپسول آتش نشانی سوخته بودند ، باید روی دوده و خاکستر کاغذ آنها هم گردی سفید نشسته باشد .
هر انسانی با مشاهده محل متوجه ما جرا میشد ولی رئیس بازداشتگاه 209 حاضر به قبول استدلال من و عوض کردن رفتار خود نمی شد . ضرب المثلی است که می گوید :” فردی که خود را به خواب زده ، نمی توان او را از خواب بیدار کرد ” .
بعد از کتکهای فراوان مرا به همان سلول بی موکت و پتو باز گردانید و این دروغ را بصورت اتهام توهین به مقدسات ، در پرونده من درج نمودند . اتهامی که در صورت اثبات ، مجازات مرگ را در پی دارد. زندگی کردن روی موزائیک برای چندین روز متوالی غیر قابل تحّمل و در واقع مرگ تدریجی بود . دیگر فهمیده بودم سربازان گمنام امام زمان (!؟) به اسلام و قرآن تا چه اندازه معتقدند . دشمن در نظرم بسیار کثیف تر از آن چیزی که همیشه بود گردید . دیگر قید همه چیز را زده بودم . باید کاری می کردم که مرا از آن سلول لخت و شکنجه آور هر جور که شده ، بجای دیگری منتقل کنند . به همین خاطر تصمیم گرفتم تا جایی که در توان دارم فریاد بکشم : ( مرگ بر استبداد مذهبی ) ، ( مرگ بر جلادان خونخوار وزارت اطلاعات )،( مرگ بر خا منه ای ) و …
اینجا بود که چند نگهبان ، وحشیانه درب سلول را باز کرده و مرا به بیرون یعنی یکی از اتاقهای باز جویی بردند . من در آنجا سخت ترین و طولانی ترین کتک زندگی خود را خوردم . چند عدد از دنده هایم شکست . دو تا از انگشتان دستم بر اثر ضربات با تون خرد شد . به پشت سرم ضربه ای وارد شد که هنوز هم بعد از گذشت یکسال و اندی ، نیمی از دید هردو چشم مرا تار کرده است و با عث سر گیجه های ممتد و صوت شدید در گوشهایم شده است .
نیمی از تمام سطح بدنم کبود شده بود ، ولی خوشبختانه به هدف خود یعنی خارج شدن از آن سلول لخت و شکنجه آور رسیده بودم . هر چه بیشتر کتک می خوردم چهره دشمن را کریه تر می دیدم و در راهی که قدم گذارده بودم راسختر می شدم . بلی ، هر چه بیشتر کتک می خوردم بلندتر فریاد می زدم .
نمی دانم اگر روزی بازرسان بین المللی سر زده از این شکنجه گاه بازدید به عمل آورند با چه صحنه هایی مواجه می شوند و چه شکایاتی را در یافت می کنند . البته در شکنجه گاه 209 نه تنها اجازه بازدید به هیچ بازرس بین المللی داده نمی شود ، بلکه هیچ مقامی هم در داخل خود رژیم اگر خارج از وزارت اطلاعات باشد ، اجازه ورود و بازدید از این شکنجه گاه مخوف را ندارد . مگر اینکه ارگان ها و فعالین حقوق بشری با تمرکز بیشتر بر این سیاه چال و شکنجه گاه ، رژیم را وادار به عقب نشینی کنند .
پایدار وطن همیشه
بهروز جاوید تهرانی / زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) /فرعی 5 / 1/9/85

فعالان حقوق بشر بدین وسیله از تمامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی و … دعوت می کند با ارسال خاطرات خود از بند 209 زندان اوین ، جنایات رژیم جمهوری اسلامی را در این بند و سایر زندان های مخفی هر چه بیشتر افشا کنند .

فعالان حقوق بشر در ایران
استبداد بی حیا کالبد زشت و کریه خود را به نمایش می گذارد

به نام سعادت ملت ایران

با درود بیکران به ارواح پاک تمامی آزادگان و جان باختگان راه عزت و آزادی ایران وایرانیان.
ملت بزرگ ایران و جهانیان
همانگونه که کاملا واقف و مطلعید ، پس از آن که آقای محمود احمدی نژاد از درون یک دایره بسته خود کا مه و غیر دمکراتیک توسط رهبر که خود منتصب اعضای مرکز خبرگانی است که اعضایش منتصب شورای نگهبانی است که تصادفا اعضای این شورای نگهبان نیز منتصب رهبر است ، به ریاست جمهوری حکمت ملایان بر گزیده و منتصب گردید.
همچنانکه پیش بینی می شد ، سرکوب و آزار و اذیت و شکنجه و دستیگری و زندان و پرونده سازیهای بی پایه و اساس بر علیه زندانیان سیاسی و آزادیخواهان و دیگر اندیشان ، روزنامه نگاران کارگران و زنان و دانشجویان و همه و همه ی مردم ایران بیش از پیش شدت گرفت و استبداد بی حیا کالبد زشت و کریه خود را به نمایش گذاشت و دوران استبداد عریان را رقم زد، که در همین راستا و پیرو همین اعمال جنایتکارانه بر علیه ملت ستمدیده ایران بود که دست به کشتار حجت زمانی ، اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی زندانیان سیاسی زد و در ادامه در مورخه 29 مهرماه ساعت 3 بهد از ظهر چند تن از زندانیان خطرناک که محکوم به قصاص و اعدام به سرکردگی وکیل بند آن روز آقای برات راه چمنی به دستور وزیر نظر آقای محمود مقنیان رییس اندرزگاه و دیگر مامورین مسؤل برای چهارمین بار در طول یک سال با ابزار قتاله و برنده به فرعی 5 اندرزگاه 2 محل نگهداری زندانیان سیاسی حمله آوردند که در این یورش ناجوانمردانه و برنامه ریزی شده آقای بهروز جاوید تهرانی از ناحیه دهان به شدت دچار شکستگی دندان و پاره گی اعضا و جوارح صورت گردید.
لذا ما کلیه زندانیان سیاسی محبوس در فرعی 5 زندان رجایی شهر کرج که در طول 27 سال بارها و بارها اعلام نموده ایم به جهت نقض شدید و مستمر حقوق بشر در ایران بویژه حقوق زندانیان سیاسی در زندان های ایران هیچگونه تامین جانی و روانی نداریم .
دگر بار بدینوسیله از تمامی مجامع بین المللی و داخلی مدافع حقوق بشر تقاضا داریم تا هرچه سریعتر در واکنش نسبت به وضعیت اسف بار حقوق بشر در ایران ، حداقل با حضور در فرعی 5 اندرزگاه 2 زندان رجایی شهر کرج و گفتگو با زندانیان سیاسی نسبت به جان ما که به شدت در معرض خطر می باشد اقداماتی عاجل و عینی عمل آورند .
بنابراین ما کلیه ی زنندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج تا دریافت پاسخ معقول و عینی از تقاضای خود از این تاریخ به مدت یک هفته اعلام اعتصاب غذای جمعی مینماییم.
پایدار- وطن- اندیشه
1امیر حسین حشمت ساران 4- افشین بایمانی
2- بهروز جاوید تهرانی 5- مهرداد لهراسبی
3-جعفر اقدامی 6-علیرضا کرمی خیر آبادی-امنیتی
به تاریخ 4 آذر ماه 1385 خورشیدی

فعالان حقوق بشر ایران

8 سال از قتل های زنجیری میگذرد سالی که جان تعدادی از منتقدین و روشنفکران جامعه ایران را گرفت از جمله آنها از قتل فجیع داریوش و پروانه فروهر می توان نام برد
هرچند که در ابتدای این قتل ها تعدادی دستگیر شدند و یک محاکمه فرمایشی نیز ترتیب داده شد .اما نه تنها حقایق در آن دادگاه روشن نگردید بلکه ابهام ها را نیز افزایش داد و نشان داد که آمرین و عاملین آنها در هرم های قدرت قرار دارند .

انتظاری که خانواده های آنها داشتند مشخص شدن عاملین و آمرین قتل ها و مجازات آنها بود. اما حداقل خواسته آنها اجرا نگردید و خانواده های قربانیان مورد تهدید و انواع فشار ها قرار گرفتند . و همچنین وکیل خانواده های قتل های زنجیره ای آقای ناصر زرافشان به دلیل پیگیری حقوقی این پرونده دستگیر و روانه زندان شد که تا به امروز در زندان بسر می برد .
از این واقعه می توان نتیجه گرفت که دستور دهندگان در جایگاهی قرار دارند که تا به امروز به طور سیستماتیک و مستمر حقوق مردم ایران را نقض می نمایند.
حال با فرا رسیدن هشتمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر یاد و خاطره آنها را گرامی داشته واین جنایات سازمان یافته را محکوم می کنیم و خواهان آزادی وکیل پرونده هستیم .
فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی مجامع حقوق بشری و بین المللی خواهان ارسال یک هیات حقیقت یاب در خصوص بررسی پرونده قتل های زنجیره ای در ایران می باشد .

فعالان حقوق بشر در ایران

در پی یورش عوامل مسئولین زندان اوین که تحت نظارت و به دستور آنها انجام گرفت عوامل حمله کننده به زندانیان سیاسی مجازات نگردیده و همچنان زندانیان سیاسی در این بند را تهدید به قتل می کنند.

کسانی که در حال حاضر زندانیان سیاسی را تهدید به قتل می کنند اسماعیل افتخاری (تیغ زن ) از مسئولین سابق کمیته انقلاب اسلامی سپاه پاسداران می باشد وی به دلیل شرارت های که بر علیه مردم تهران انجام می داد رژیم مجبور شد که وی را دستگیر و زندانی کند و سالهاست که از این فرد برای حمله به زندانیان سیاسی استفاده می کند . او مورد حمایت مسئولین زندان قرار دارد و همچنین از فرد دیگری به نام جلیل غریب برای حمله بر علیه زندانیان استفاده می کند .
زندانیان سیاسی که در اثر این ضرب و شتم مجروح گردیده اند ، و بهداری زندان اوین از درمان آنها خود داری می کنند آقای هاشم شاهی نیا که از ناحیه قفسه سینه مجروح شده و دچار مشکل تنفسی می باشد
از سوی دیگر آقای سعید شاه قلعه همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود. مسئولین زندان به ضرب و شتم زندانیان بسنده نکرده اند و آنها را تهدید کرده اند که به زندان گوهردشت کرج تبعید نمایند.

فعالان حقوق بشر در ایران از سازمان های حقوق بشری می خواهد مورد ضرب و شتم قرار دادن زندانیان سیاسی و رسیدگی پزشکی نکردن به آنان و یا تبعید زندانیان به نقاط دیگر را محکوم نمایند.
27.8.85
تاریخ : 22/8/85
شماره : 164 – 85
به نام آزادی
سفیر محترم فنلاند (ریس دوره ای اتحادیه اروپا)
در پی نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران و موج دستگیری ها و بازداشت ها که در دستور کار رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد . آقای کیوان رفیعی فعال حقوق بشری بیش از 120 روز در سلول های انفرادی بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد
.

آقای رفیعی در 18 تیر ماه سال 85 در تهران دستگیر شده و تا کنون هیچ ارگانی علت بازداشت وی را اعلام نکرده است . آقای رفیعی پیش از دستگیری به دلیل فعالیت های حقوق بشری و حمایت از فعالین سیاسی ، زندانیان ، کارگران ، زنان بارها از سوی وزارت اطلاعات احضار و تهدید شده بود .

آقای رفیعی هم اکنون بیش از 100 روز با خانواده خود ملاقات و یا تماس تلفنی نداشته است و در طی این مدت از ملاقات با وکیل بی بهره بوده و در یک دادگاه فرمایشی به اتهام نامشخص تفهیم اتهام شده است .ا و در طول محاکمه از داشتن وکیل ممنوع بوده و حتی اجازه دفاع از خود را نیز نداشته است .
آقای کیوان رفیعی در طول بازداشت خود دوبار اعتصاب غذای خشک داشته است و در این مدت به انواع بیماری های جسمی به دلیل شرایط بد زندان ، اعتصاب غذا و شکنجه ها مبتلا شده است .

در طی ماه های گذشته دو زندانی به نام های اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در حین اعتصاب غذا دچار مرگ مشکوکی شدند که تا کنون نیز علت مرگ ایشان مشخص نشده است .
لذا به همین جهت ما فعالان حقوق بشر در ایران از کشور شما به عنوان ریس دوره ای اتحادیه اروپا می خواهیم که اقدامات لازم را برای آزادی کیوان رفیعی انجام دهد .

Human Rights Activists in Iran
«اطلاعيه»

بازداشت مهندس کورش زعيم عضو شوراي مرکزي جبهه ملي ايران

پيرو مصاحبه هاي پيشين سخنگوي جبهه ملي ايران و اطلاعيه هاي اعتراض آميزي که در داخل و خارج کشور در مورد بازداشت آقاي کورش زعيم انتشار يافته است, به آگاهي هموطنان داخل و خارج از کشور و رسانه هاي عمومي مي رسانيم.

در ظهر جمعه 28 مهرماه شماري از ماموران وزارت اطلاعات به منزل آقاي کورش زعيم عضو شوراي مرکزي و هيات اجرايي و مسئول روابط عمومي جبهه ملي ايران مراجعه و پس از وارسي کتابها, نوشته ها و غيره, با جمع آوري و ضبط بخشي از کتابها, نوشته ها و برداشتن کامپيوتر و دستگاههاي مربوط, آقاي کورش زعيم را به همراه برده بازداشت مي کنند. عصر روز شنبه ايشان طي يک تلفن بسيار کوتاه به مادر نگران خود اطلاع مي دهد که در بند 209 وزارت اطلاعات در زندان اوين بسر مي برد. با آگاهي از محل بازداشت, همسر ايشان که در خارج از تهران بودند خود را به تهران مي رسانند و روزهاي سه شنبه و چهارشنبه براي ملاقات و بردن وسايل ضروري و لباس به زندان اوين مراجعه مي کنند. ولي تا ساعت يک و نيم بعدازظهر به بهانه هاي مختلف حتا اجازه ديدار با داديار ناظر زندان را نيز پيدا نمي کنند. عصر چهارشنبه آقاي زعيم تقاضاي لباس و برخي وسايل ضروري را مي کنند. صبح پنج شنبه همسر ايشان بار ديگر به زندان مراجعه مي نمايد و باز هم مسئولان زندان با بي اعتنايي از تحويل گيري وسايل خودداري مي کنند و گفته مي شود که شرايط حاکم بر بند وزارت اطلاعات شرايط ويژه و سختي است؟!

با گذشت ساليان دراز همگان مي دانند که برخورد حاکميت جمهوري اسلامي با زندانيان سياسي تا چه ميزان سخت و خارج از چارچوب تمامي موازين حقوق بشر است. اينکه زنداني را دستگير و براساس بازجويي هائي زير فشار قرار داده بدون حضور وکيل وادار به اعترافهاي آنچناني کنند و سپس بر آن مبنا ادعا نامه صادر نمايند و اينکه مانع از ديدار مادر, همسر و فرزندان او شوند و مرتکب برخوردهاي نامعقول ديگر گردند، پديده اي شناخته شده و سابقه دار است. ولي تصور مي رفت که دوران وارد ساختن فشارهايي چون جلوگيري کردن از رساندن لباس زير و گرم و دارو و ديگر احتياجات اوليه به متهم و مانع شدن از استحمام وي بسر آمده باشد ولي افسوس که هنوز در بر روي همان پاشنه مي چرخد!

ملت ايران به خوبي افرادي چون مهندس کورش زعيم را با يک کارنامه سياسي روشن مي شناسد و به اعتبار نوشته ها و مصاحبه هاي ايشان آگاه است, که جز نقد و اعتراض به عملکرد هاي حاکميت در زمينه ناديده انگاشتن منافع ملي و حقوق و آزاديهاي جامعه, انديشه ورزان, فعالان سياسي, روزنامه نگاران و اهل قلم, موضع ديگري اتحاذ نکرده اند و جرمي مرتکب نشده اند تا بتوان با امثال اينان مباشر چنين رفتارهائي گرديد و آنان را از ابتدايي ترين حقوق انساني بي بهره ساخت و خانواده شان را زير فشار قرار داد.

جبهه ملي ايران ضمن اعتراض شديد به بازداشت هم انديش مبارز و ارجمند خود آقاي کورش زعيم و نحوه رفتار با او را بشدت محکوم مي سازد و خواهان پايان دادن به آن مي باشد.

***

ملت بزرگوار ايران، پس از آنکه وکلاي آقاي زعيم اطلاعات جديدي از ايشان بدست آوردند چگونگي آن به اطلاع شما خواهد رسید .

جبهه ملي ايران
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
شماره 159-2006
تاریخ7 /8/1385

دکتر سعید ماسوری که در سال 1379 به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و انجام عملیات بازداشت گشته و از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به اتهام “محارب” به اعدام محکوم شده بود، هم اکنون در بند 122 بازداشتگاه 209 به سر می برد.

وی پیش از انتقال به بند 209 در سالن 1 زندان اوین( بند زندانیان سیاسی) نگهداری میشد که در اقدامی ناگهانی در سال 1383 از سوی حراست زندان به بند امنیتی 209 منتقل شد و پس از تحمل حدود 1 سال انفرادی به بند نیمه عمومی این بازداشتگاه انتقال یافت.
سعید ماسوری هم اکنون به مدت 6 سال است که زیر حکم اعدام قرار دارد، این در حالی است که با وجود تلاشهای پیگیرانه فعالین حقوق بشر و نمایندگان سابق مجلس( مهندس موسوی خوئینی و فاطمه حقیقت جو) ، این حکم همچنان پابرجا است.
لازم به یادآوری است در اسفند ماه سال گذشته حجت زمانی ، زندانی مجاهد دارای حکم اعدام، در ماه محرم در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.
ولی الله فیض مهدوی دیگر زندانی مجاهد زیرحکم اعدام نیز، درشهریور ماه در پی 9 روز اعتصاب غذا در زندان رجایی شهر درگذشت.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
شماره 158-2006
تاریخ 6/8/1385

با گذشت حدود دو هفته از بازداشت حمید کارگر و بهادر دره شوری ،هیچ گونه اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست
.این دو دانشجوی اخراجی روز 27 مهرماه پس از بازگشت از دیدار با قشقاییهای مقیم شیراز در فرودگاه شیراز بازداشت شده و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
گفتنی است خانواده های این افراد با وجود پیگیری های مکرر خود هنوز موفق نشده اند تا از وضعیت فرزندان خود اطلاعی کسب کنند.
لازم به ذکر است پدر حمید کارگر 10 سال پیش پس از خروج از منزل ناپدید شد و تا کنون خبری مبنی بر زنده و یا مرده بودن وی بدست نیامده است.
همچنین بنا بر اخبار رسیده از زندان رجایی شهر کرج، بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی که در جریان حمله مامورین زندان به زندانیان سیاسی از ناحیه صورت به شدت آسیب دیده و دو دندان وی شکسته بود، فردا مورد جراحی قرار خواهد گرفت.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
مامور امنیتی به علی رضا کرمی خیر آبادی گفت:”…گوشهایت را باز کن ببین چی می گم ، مملکت ایران آزاد است لذا خبر نگاران از شما سؤالاتی می کنند ولی شما حق ندارید جواب بدید .”

تاریخ : 7/8/85

شماره : ۱۵۳ – ۸۵
به نام آزادی
بنام خداوند هستی آفرین
چند نکته خواندنی از بیداد گاهی که در آن ، محکوم به مرگ شده ام
موقعی که مرا برای محاکمۀ فرمایشی علنی به بیدادگاه انقلاب می بردند ،وقتی که به جلوی درب اصلی دادگاه رسیدیم مأمور بازرسی درب دادگاه با مشاهده دستبند و پا بند روی دست و پای من ، پرسید که جرم شما چیست ؟ قبل از آنکه من بخواهم جواب او را بدهم ، یکی از مأموران وزارت اطلاعات که به همراه من بود و او را <> می نامیدند ، در جواب مأمور دادگاه گفت : که جرم این شخص دزدی می باشد . من وقتی دیدم که این مأمور وزارت اطلاعات که بر خلاف نامش شخصی دروغگوست ، بلا فاصله به مأمور بازرسی گفتم که من دزد نیستم جرم من مخالفت با رژیم و عصیان بر علیه آن است . در این موقع حقگو ،که انتظار نداشت من او راخنثی کنم ، با لگد محکم به قوزک پایم کوبید . پس از آنکه وارد محوّطۀ دادگاه شدیم ، قبل از آنکه وارد سالنی که در انجا خبرنگاران و دوربین های آنها و همه سربازان گمنام امام زمان (لقب مأمورین وزارت اطلاعات) بودند ،شویم حقگو به من گفت : گوشهایت را باز کن ببین چی می گم ، مملکت ایران آزاد است لذا خبر نگاران از شما سؤالاتی می کنند ولی شما حق ندارید جواب بدید . من وقتی دیدم که این شخص در کمتر از 10 ثانیه ،گفتۀ خود را نقض کرد ، گفتم میگویید که مملکت اسلامی ، یک مملکت آزاد است ، پس <> چیست ؟ حقگو گفت: حرف زیادی نزن همین که گفتم .
در دادگاه موحدی کرمانی قاضی پرونده ، در حضور خبر نگاران ، در مورد هر آنچه که وزارت اطلاعات به او دیکته کرده بود ، مرا محاکمه کرد و بعداز اینکه محاکمه علنی در مقابل دوربین ، تمام شد ، مرا دور از چشم حضار به سالن دیگری بردند تا بخشهای دیگری از محاکمه ام که از نظر وزارت اطلاعات مردم نمی بایست از آن ها اطلاع حاصل می کردند را شروع کردند . پس از چند دقیقه آخوند موحدی کرمانی وارد شد و فتوکپی نامه ای را که من در سال 1361 برای یکی از دوستانم که در کشور استرالیا زندگی میکند نوشته بودم و فتوکپی جواب آنرا که دوستم از استرالیا برایم فرستاده بود ، پس از 17 سال در حالیکه بخشهایی از نامه های مزبور را که از نظر وزارت اطلاعات توهین آمیز تلقی می شد با استفاده از ماژیک فسفری مشخص کرده بودند ، جلوی من گذاشت و گفت ببین ، این نامۀ شما و این یکی هم جواب آن است . در این مورد چه می گویی ؟ من در جواب او گفتم وزارت اطلاعات عینک مرا گرفته ومن قادر به خواندن این نامه ها نیستم ، تا بدانم که آیا مربوط به من هستند یا نه؟ موحدی کرمانی گفت :که این نامه ها مربوط به شما و دوستتان در استرالیا ست که در سال 61 مکاتبه شده . من گفتم که به فرض آنکه این نامه ها مربوط به من باشند ،
و مطالب توهین آمیز هم در آن درج شده باشد ، کاری را که شما انجام داده اید (باز کردن وعکس گرفتن از مکاتبات خصوصی مردم) بمراتب ،غیر قانونی تر و زشت تر از توهین هایی است که شما ادعا می کنید در آنها نوشته شده است . سپس آخوند کرمانی گفت که شما در اواسط سال 1372 با آقای شهزاری ، موبد موبدان وقت زرتشتیان ایران ، مکالمۀ تلفنی و مکاتبه داشتید ، در این رابطه چه می گویید ؟ من گفتم :که شما اعا میکنید که پیروان تمام ادیان ، در جمهوری اسلامی آزادانه به امور مذهبی خود می پردازند ولی از قرار معلوم ، شما مکاتبات و مکالمات تلفنی آنها را هم کنترل و حتی در امور خصوصی آ نها نیز دخالت می کنید . موحدی گفت حالا جواب سوالات را که داده اید ، در ورقه بنویس بعدا معلوم خواهد شد . مع الوصف من که یک مسلمان هستم ، چون در کشور های عراق و اردن ،خود را زرتشتی معرفی کرده بودم ، با توجه به آنکه می دانستم دولت ایران ، از طریق دولت اردن که در یک زدو بند مرا به آنها تحویل داده بود ، به این موضوع پی برده است ، نا گهان به یاد دادگاه انکیزیسیون که در صدۀ دوازدهم میلادی به منظور تفتیش عقاید و تعقیب متخلفین از مقررات مذهبی در اروپا تاسیس شده بود افتادم و قیافۀ آخوند موحدی کرمانی ، در نظرم بشکل کشیشهای قرون وسطی مجّسم شده بود به سوالها جواب دادم و سپس مرا به زندان بر گرداندند.
علی رضا کرمی خیر آبادی
زندان رجایی شهر کرج _سالن فرعی 5 (سالن سیا سی )
Human Rights Activists in Iran
دعوت به جلسه درباره
پلاتفرم بین المللی علیه ایزلاسیون
International platform against isolation

متن زیر، بخشی از دعوت نامه برای شرکت در جلسه بین المللی علیه ایزولاسیون می باشد که جهت اطلاع خوانندگان به فارسی ترجمه شده است.
گفتگوهای زندان http://www.dialogt.org
***

دوستان و رفقای عزیز
دعوتنامه برای شرکت در “پلاتفرم بین المللی علیه ایزلاسیون” در آتن – یونان – از 15 تا 18 دسامبر 2006 را با گرمترین سلامهای برایتان می فرستیم.
بسیاری از شما (سازمانها) در کنفرانس پاریس از تاریخ 16 تا 19 دسامبر 2005 ، در کنفرانس هلند در سال 2002 ، در ایتالیا در سال 2003 و در برلین 2004 شرکت داشتید. ما متاسفیم از اینکه مجله و یا گزارش کنفرانس چهارم تاکنون بدست بعضی از دوستان نرسیده است.

برای تبادل نظر و هماهنگی دربارۀ بعضی از پیشنهاد ها و نظرات برای کنفرانس آینده، نکاتی را با شما در میان می گذاریم .

* با توجه به افزایش حملات علیه مردم در کشورها و دنیا ، مخصوصا حمله اخیر نظامی ارتش اسرائیل علیه مردم فلسطین با چراغ سبز آمریکا و دیگر امپریالیستها در بازار مشترک اروپا و همچنین جنگ در جنوب لبنان که منجر به اشغال مجدد و کشتار هزاران نفر غیر نظامی شده است…

* ادامه اشغال و کشتار در عراق و افغانستان و بازداشتگاهای روانی (کمپ ها) در Guantanamo و کمپهای مخفی در اروپا و دیگر کشورها…

* ادامه جنگ و هدف قرار دادن سوریه و ایران توسط آمریکا تحت نام “جنگ علیه ترور” با همکاری بازار مشترک اروپا و رژیمهای وابسته…

* ادامه قتل عام در زندانهای f-type در ترکیه، که نشاندهنده نابودی هر گونه صدای دمکراتیک و مبارزه است.

* ضدیت علیه موضع کوبا و دیگر کشورهایی که بر استقلال خود پافشاری می کنند، این ضدیت بطور روشن و صریح در نشست اخیر بازار مشترک و آمریکا خود را نشان داد…

* انفرادی و شرایط غیر قابل تحمل در زندانهای کاملا امنیتی در Maghaberry – ایرلند شمالی – ، که منجر به مقاومت مشترک دهها زندانی از سازمانهای مختلف در ایرلند شمالی انجامید…

* ادامه سرکوب و مفقود اثر شدن زندانیان سیاسی در کشور باسک…….

تمامی مسائلی که در بالا در مطرح گردید به ما نشان می دهد که همکاری و هماهنگی میان نیروهای دمکراتیک و مبارز در جهان باید گسترده تر گردد و باید یک شبکه کاری در راستای از بین بردن پراکندگی میان نیروهای مبارز ، برای از بین بردن انفرادی زندانیان سیاسی و برای از بین بردن ایزلاسیون کشورهایی که سالیان طولانی در جنگ، اشغال و بایکوت بسر می برنند ، بوجود آوریم.
بنابراین ، ما فکر می کنیم دلایل مطرح شده کافی است که دوباره همدیگر را ملاقات کنیم، برای تدارک و پیشرفت عملی مبارزه جهانی…
بعد از گفتگو و تبادل نظر با سازمانهای مختلف، تاریخ 15 تا 18 دسامبر 2006 را برای برگزاری کنفرانس انتخاب کردیم.
ما معتقد هستیم که می بایست تاریخ برگزاری کنفرانس بین المللی – 19 تا 22 دسامبر – را حفظ می کردیم، بخاطر مبارزه 6 ساله در زندانهای f-type و خارج از زندان در ترکیه که دهها نفرجان باخته اند.

پیشنهاد هایی منبی بر برگزاری workshops درباره روشهای شکنجه، شرایط زندان و تعداد زندانیان سیاسی و یا فرستادن گزارش از کشورهای مختلف در بارۀ شرایط زندان و زندانیان سیاسی، مطرح شده است.

ما پیشنهاد می کنیم که در طی برگزاری کنفرانس دست به اقدامات عملی بزنیم از آنجمله هئیت های مختلفی را برای بازدید از محلها، سازمانهای غیر دولتی، نمایندگان سیاسی و خبری در راستای توضیح و تشریح کنفرانس سازماندهی کنیم.

سازماندهی جلسات میان گروهای دفاع از زندانیان سیاسی، انجمنهای دوستان و خانواده های زندانیان سیاسی و وکلاء و حقوق دانان از کشورهای مختلف با هدف بوجود آوردن پل بین مبازره سیاسی و حقوقی و درست کردن network علیه سرکوب بخصوص در ارتباط با رودیداهای اخیر در اروپا.

پیشنهاد بعدی سازماندهی یک تریبونال مردمی است.
برای رسیدن به نتیجه گیری مطلوب در ارتباط با تریبونال، در کنفرانس ما باید به منظور جمع آوری خبرهای اضطراری و کار آیی بهتر در عملکردمان یک دفتر هماهنگی (داوطلبانه) درست کنیم…

در پایان، برای پیشبرد هر چه بهتر کنفرانس از تمامی سازمانها و رفقا در خواست میکنیم چنانچه نظر و یا پیشنهاداتی دارند برای ما ارسال بکنند

International platform against isolation
مهرداد دلهراسی در “… دوران زندان تحت شکنجه های جسمی قرار گرفت و در اثر این شکنجه ها دچار نارحتی ها فراوانی گردید و برای درمان این بیماری ها باید در خارج از زندان مورد معالجه قرار گیرد ولی کار شکنی قوه قضائیه که با تعیین وثیقه سنگین امکان معالجه در خارج از زندان را به مدت زیادی غیر ممکن کرده بود .”

تاریخ : 7/8/85
شماره : 155 – 85
به نام آزادی
بنابر گزارشات رسیده از زندان گوهر دشت کرج مهرداد لهراسبی از زندانیان سیاسی که در اعتراضات 18 تیر 78 دستگیر شد و از آن زمان تا کنون در زندان بسر می برد . او در طی دوران زندان تحت شکنجه های جسمی قرار گرفت و در اثر این شکنجه ها دچار نارحتی ها فراوانی گردید و برای درمان این بیماری ها باید در خارج از زندان مورد معالجه قرار گیرد ولی کار شکنی قوه قضائیه که با تعیین وثیقه سنگین امکان معالجه در خارج از زندان را به مدت زیادی غیر ممکن کرده بود . اخیرا خانواده وی کفالت او را بر عهده گرفته اند و ابتدا مسئولین قضائی و زندان با این کفالت موافقت کرده اند ولی اخیرا علیزاده یکی از مسئولین دادگاه انقلاب از دادن اجازه درمان به آقای لهراسبی جلوگیری می کند ، علیزاده مسئول اعمال فشار بر علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها می باشد .
یکی دیگر از موارد فشار در زندان گوهر دشت کرج که بر علیه آقای بهروز جاوید تهرانی روا داشته می شود ، از درمان جدی او ممانعت می کنند .
و از سوی دیگر خانواده زندانیان سیاسی با مراجعه به دادگاه انقلاب با برخورد های توهین آمیز ، تحقیر کننده و تهدید از سوی علیزاده مواجه می گردند .
فعالان حقوق بشر در ایران جلوگیری از معالجه آقای مهرداد لهراسبی در خارج از زندان و عدم درمان جدی بهروز جاوید تهرانی را محکوم می کند و از تمامی مجامع حقوق بشری می خواهد که اینگونه فشارهای غیر انسانی بر علیه زندانیان سیاسی بیمار روا داشته می شود را محکوم کند

Human Rights Activists in Iran
دكتر كيوان انصاري: تاكنون هيچ اتهامي را نپذيرفته ام

خبرنامه اميركبير: پس از چهار هفته بي خبري كامل، دكتر كيوان انصاري با خانواده اش ملاقات كرد.

دكتر كيوان انصاري كه چهار هفته پيش توسط نهاد نامعلومي از مقابل درب منزلش ربوده شده بود هفته گذشته و به دنبال برگزاري تجمع اعتراض آميز در همين زمينه در دانشگاه اميركبير توسط انجمن اسلامي اين دانشگاه موفق شد با خانواده خود ديدار نمايد.

دكتر كيوان انصاري در ملاقات با همسر و پدر خود از فشارهاي وارده بر خود در بند امنيتي اوين مبني بر اعتراف و پذيرش برخي اتهامات بي اساس خبر داد و عنوان كرد تاكنون هيچ اتهامي را نپذيرفته است. پيش از اين نام دكتر انصاري در ليست زندان اوين نبود.

لازم به ذكر است پيش از اين و در حالي كه از دكتر انصاري و محل نگه داري وي هيچ خبري در دست خانواده و نزديكان وي نبود برخي سايت ها و خبرگزاري هاي وابسته به نهادهاي امنيتي از طرح اتهام مبهم «ارتباط با بيگانگان» در مورد اين استاد دانشگاه صحبت به ميان آوردند. لازم به ذكر است نهادهاي امنيتي با اتهامي مشابه چند ماه پيش اقدام به بازداشت دكتر رامين جهانبگلو كرده بودند.

دكتر كيوان انصاري عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير(پلي تكنيك تهران) و عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحكيم بوده است. گفتني است دكتر انصاري داراي سابقه حضور در جبهه در طول جنگ 8 ساله ايران و عراق داشته و پدر وي امير سرلشگر حسين انصاري اولين آزاده جنگ تحميلي مي باشد
سعید شیخان سر بازجویی وزارت اطلاعات به سربهروز جاوید تهرانی ضربه شدیدی وارد کرد که در اثر این
ضربه بینایی خودش را تا حد زیادی از دست داد.

تاریخ : 1/8/85
شماره : 148 – 85
به نام آزادی
پس از حمله و هجوم پاسداران گارد ویژه و تعدادی از زندانیان عادی که به تحریک مسئولین زندان بر علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهر دشت صورت گرفت که در اثر این حمله زندانیان سیاسی به شدت مجروح شدند . مسئولین زندان از درمان آنها خودداری می کند .
یکی از مجروح شدگان که وضعیت او وخیم می باشد به نام آقای بهروز جاوید تهرانی که تعدادی از دندان هایش شکسته و صورتش 17 بخیه خورده است و دچار خونریزی می باشد . همچنان در سلول خود نگهداری می شود و مسئولین زندان از درمان او خودداری می کنند .
لازم به یادآوریست که بهروز جاوید تهرانی زمان دستگیری به مدت چهار ماه در سلول های انفرادی بند مخوف 209 اوین بسر برد در آنجا فردی به نام سعید شیخان سر بازجویی وزارت اطلاعات به سر او ضربه شدیدی وارد کرد که در اثر این ضربه بینایی خودش را تا حد زیادی از دست داد و دچار سر درد های شدید و حالت سرگیجه گردیده و تا به حال از درمان او خودداری شده است .
مسئولین قضائیه رژیم تا کنون چندین پرونده بر علیه بهروز جاوید تهران ساخته اند و همچنان این پرونده ها را باز نگه داشته اند .
فعالان حقوق بشر در ایران مسئولیت حفظ جان زندانیان سیاسی در ایران بر عهده رژیم جمهوری اسلامی می داند . و از تمامی سازمان های حقوق بشری می خواهد علیه رژیم فشار وارد سازد که اعمال غیر انسانی را بر علیه زندانیان سیاسی متوقف کند .

Human Rights Activists in Iran
عضو سابق انجمن دانشجویان جمهوری‌خواه به شلاق و جزای نقدی محکوم شد

محمدرضا رحیمی راد عضو سابق انجمن دانشجویان جمهوری‌خواه دانشگاه یزد با حکم شعبه یک دادگاه انقلاب و شعبه 102 دادگاه عمومی شهرستان یزد به پرداخت10 میلیون ریال جزای نقدی بدل از شش ماه حبس و 30 ضربه شلاق محکوم شد.
این فعال دانشجویی به اتهام آنچه که از آن با عنوان “توهین به مقام رهبری” و “توهین به نگهبان دانشگاه” نام برده شد محکوم شده است.
وی به خبرنگار ادوار نیوز گفت: این پرونده در جریان اعتصاب غذای سال گذشته شماری از اعضای انجمن دانشجویان جمهوری خواه و زمانی که به دعوت انجمن در دانشگاه یزد حضور یافتم برای من گشوده شد.
انجمن دانشجویان جمهوری‌خواه دانشگاه یزد در آخرین ماه‌های دولت اصلاحات توسط هیات نظارت این دانشگاه منحل اعلام شد.
به گفته این فعال دانشجویی بر اساس آنچه که در دادنامه به آن تصریح شده، یکی از استنادات احکام قضایی مزبور شکایت سرپرست سابق دانشگاه یزد دکتر نظام‌الدین مکیان بوده است.
این فعال دانشجویی گفت: در ایام بازداشت و زمانی که من پی‌گیر پرونده بودم از برخی کانال‌های غیررسمی به من اعلام شد سرپرست سابق دانشگاه پی‌گیر بازداشت و محکومیت من است و با صدور احکام صادر شده و استناد به شکایت وی، معلوم شد این امر چندان دور از واقعیت نبوده است.
عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی گفت: با توجه به تکذیب اتهامات انتسابی و این که هیچگونه دلیلی برای اثبات اتهامات وجود نداشت تنها انتظار صدور رای برائت از دادگاه داشتیم اما متاسفانه این امر محقق نشد.
رحیمی راد ادامه داد: با توجه به آن‌که اتهامات وارده را بی‌اساس می‌دانم و مرتکب جرمی نشده‌ام در مهلت قانونی در یکی از محاکم قضایی تجدیدنظر خواهی می‌کنم.
این فعال دانشجویی ابراز امیدواری کرد با توجه به محتویات پرونده و اصل 37 قانون اساسی که اصل را بر برائت می‌داند دادگاه تجدیدنظر دادنامه را نقض و رای بر برائت وی صادر کند.
محمد استکی سخنگوی وقت این تشکل دانشجویی نیز اظهار داشت: دو شاهد معرفی شده برای شهادت علیه رحیمی راد، نگهبانان دانشگاه بودند که یکی از آن‌ها در مورد اتهام وی دائر بر توهین به مقام رهبری شهادت نداد و نگهبان دیگر نیز چون علیه وی دعوی دنیوی دارد شهادتش نمی تواند پذیرفته شود.
وی احکام قضایی مزبور را غیر قابل انتظار دانست و گفت: حضور پررنگ رییس دانشگاه منتسب به دولت اصلاحات در فرایند صدور چنین احکامی به عنوان شاکی، حتی اگر با هدف تسویه حساب با برخی دانشجویان و جریان‌های دانشجویی نباشد به هیچ وجه قابل دفاع نیست و نقطه تاریکی در عملکرد ایشان محسوب می‌شود.
استکی تاکید کرد: اتخاذ تاکتیک‌ها و استراتژهای غلط توسط اصلاح‌طلبان در کنار عملکردهای غیر قابل توجیهی از این دست، زمینه رویگردانی هرچه بیشتر فعالان دانشجویی از آنان را فراهم آورد.
وی گفت: زمانی که برخی مدیران منتسب به اصلاح‌طلبان زمینه برخوردهای خشنی مانند شلاق با فعالان دانشجویی را فراهم می‌کنند قاعدتاً نباید انتظار تعامل از آنان داشته باشند.
استکی تصریح کرد: توسعه سیاسی و تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر با فرستادن فعالان دانشجویان زیر شلاق همخوانی ندارد و انتظار ما از دوستان اصلاح‌طلب این است که در خصوص چنین مواردی موضع‌گیری کنند.

Advertisements

وﺿﻌﻴﺖ ﺟﺴﻤﻲ روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎر … ﻋﻠﻮي ﺟﺪاﺋﻲ ﻛﻪ ﭘﺲ از اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻪ …

27 Nov

http://enghelabe-eslami.com/pdf/Enghelab-e-Eslami-686-Kamel.pdf
enghelabe-eslami.com/pdf/Enghelab-e-Eslami-686-Kamel.pdfShareFile Format: PDF/Adobe Acrobat
در ﻓﺼﻞ ﭘﻨﺠﻢ، داده ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي را ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻲ از ﻫﺮﭼﻪ وﺧﺎﻣﺖ ﺑﺎرﺗﺮ ﺷﺪن وﺿﻌﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﻛﺸﻮر اﺳـﺖ، از ﻧﻈـﺮ. ﺷﻤﺎ ﺧﻮاﻧﻨﺪﮔﺎن ﻣﻲ ﮔﺬراﻧﻴﻢ …. ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ. 19. آ. ﺑﺎن، روزاﻋﺪام دﻛﺘﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﻓﺎﻃﻤﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﻧﻬﻀﺖ ﻣﻠﻲ اﻳﺮان. اﮔﺮ ﺷﺎه ﺑﻪ ﭘﻨﺪ ﻓﺎﻃﻤﻲ ﮔﻮش داده ﺑﻮد. ◅ …… ﺑﺮاي اﻋﺘﺼﺎب ﻏﺬا، روزه ﺳﻴﺎﺳﻲ، …… اﺛﺮش ﺑﻪ اﺛﺮ اﻧﻔﺠﺎر ﺑﻤﺐ ﻣﻲ. ﻣﺎﻧﺪ …… وﺿﻌﻴﺖ ﺟﺴﻤﻲ روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎر … ﻋﻠﻮي ﺟﺪاﺋﻲ ﻛﻪ ﭘﺲ از اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻪ …. زﻳﺎد ﺑﺎﺑﻚ دادﺑﺨﺶ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ زﻧﺪان …

خبرنامه ی دیدبان حقوق بشر فعال در ایران

27 Nov

http://hrwaii.blogspot.com/
چهارشنبه ۲۶ مارس ۲۰۰۸
برخی نتایج در انتخابات
رييس ستاد انتخابات مازندران گفت كشته شدن دو نفر در حوزه انتخابيه تنكابن يكي از رخدادهاي تلخ انتخابات اين دوره بوده است جواد قناعت گفت: متاسفانه سهل‌انگاري يكي از ماموران محافظ صندوق موجب كشته شدن دو نفر در شعبه اخذ راي ولي‌آباد تنكابن شد. وي افزود فرد ضارب كه بسيجي مسلح بوده دستگير شده است و پرونده در حال پيگيري است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در چهارشنبه, مارس ۲۶, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
سه‌شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۸
بابک زمانیان محاکمه شد
بابک زمانیان، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و در پی شکایت رئیس دانشگاه از وی، پس از محاکمه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی، زیر نظر قاضی صلواتی، به تحمل یک سال حبس محکوم شد. در حکم صادره اشاره ای به تعزیری یا تعلیقی بودن حکم حبس نشده است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در سه‌شنبه, مارس ۱۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
شنبه ۱ مارس ۲۰۰۸
عفو بین الملل محکوم کرد

اعتراض عفو بین الملل به سرکوب مدافعان حقوق زنان • عفو بین‌الملل در گزارشی که روز پنجشبنه ۲۸ فوریه انتشار داد اعلام کرد که مقامات ایران باید به آزار مدافعان حقوق زنان خاتمه دهند و برای از میان برداشتن قوانین تبعیض‌آمیزی که این مدافعان به دنبال تغییر آن هستند اقدامات سریعی به عمل آورند. سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین جزئیات مربوط به ۱۲ فعال حقوق زنان، ۱۱ زن و یک مرد، را که به خاطر فعالیت مسالمت‌آمی‍ز برای تغییرات قانونی، در حال حاضر در بازداشت به سرمی‌برند یا در معرض آزار و اذیت قرار دارند منتشر کرده است … عفو بین‌الملل در گزارشی که امروز انتشار داد اعلام کرد که مقامات ایران باید به آزار مدافعان حقوق زنان خاتمه دهند و برای از میان برداشتن قوانین تبعیض‌آمیزی که این مدافعان به دنبال تغییر آن هستند اقدامات سریعی به عمل آورند. مَلکُم اسمارت، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، گفت: «حکومت ایران به جای این که با کاربرد ابزارهای قدرت خود کسانی را که اعتراض و حق‌خواهی میکنند مورد سرکوب و ارعاب قرار دهد، باید گام‌هایی برای بررسی تبعیضات دیرپای قانونی و دیگر تبعیض¬ها علیه زنان، که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، بردارد. حکومت باید مدافعان حقوق زنان را که زندانی شده‌اند آزاد کند و بازداشت و آزار کسانی را که به صورت مسالمت‌آمیز به استفاده از حقوق آزادی بیان، تشکل و تجمع خود می‌پردازند متوقف نماید.» گزارش جدید عفو بین‌الملل هنگامی منتشر می‌شود که روناک صفارزاده و هانا عبدی – دو فعال کرد ایرانی – هم‌چنان بدون اتهام، محاکمه و یا حتی دسترسی به وکیل کماکان در بازداشت به سرمی‌برند. اینان در اکتبر و نوامبر ۲۰۰۷ به خاطر استفاده مسالمت‌آمیز از حقوق خود دستگیر شده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین جزئیات مربوط به ۱۲ فعال حقوق زنان، ۱۱ زن و یک مرد، را که به خاطر فعالیت مسالمت‌آمی‍ز برای تغییرات قانونی، در حال حاضر در بازداشت به سرمی‌برند یا در معرض آزار و اذیت قرار دارند منتشر کرده است. بنا به گزارش که تحت عنوان ایران: مدافعان حقوق زنان با سرکوب مبارزه میکنند، منتشر شده است، مدافعان حقوق بشر در رهبریِ کمپین برای خاتمه دادن به تبعیض قانونی‌¬شده علیه زنان، مرتبا به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت می‌شوند،‌ از دسترسی به وکیل، اعضای خانواده و روند دادرسی قانونی محروم می‌گردند، و گاه مأموران امنیتی مصون از مجازات با آنان بدرفتاری می‌کنند. برخی از آنان بر اساس اتهاماتی‌ که با بیانی مبهم تعریف شده تحت تعقیب قرار گرفته‌اند، و ظاهرا به عنوان یک وسیله ارعاب و برای بازداشتن آنان از ادامه مبارزه خود برای حفظ و ترویج حقوق زنان در ایران، اتهام تهدید امنیت ملی‌ یا عمومی به آنان نسبت داده شده است. افراد دیگری به سادگی و بدون این که اتهامی‌ رسمی به آنان نسبت داده شود مدت‌های طولانی در بازداشت‌ انفرادی و با محرومیت ازهر نوع دسترسی به دنیای خارج نگه داشته شده‌اند. این امر غالبا بر اساس موادی از قانون صورت می‌گیرد که به قاضیان اجازه می‌دهد قرار بازداشت را نامحدود تمدید کنند. آزار و ارعاب فعالان حقوق زنان از سوی‌ مقامات به خصوص از هنگام آغاز کمپین برای برابری در ۲۷ اوت ۲۰۰۶ شدیدتر و آشکارترشده است. هدف این کمپین، جمع‌آوری یک میلیون امضا از ایرانیان در پای بیانیه¬ای است که خواست پایان بخشیدن به تبعیض‌های ‌قانونی‌علیه زنان را در بر دارد. ده‌ها نفر از فعالان و حمایت کنندگان کمپین به خاطر فعالیتشان در این رابطه، و برخی از آنان در هنگام جمع‌آوری امضا، دستگیر شده‌اند. پایگاه اینترنتی کمپین تا ژانویه ۲۰۰٨ دست کم هفت بار از سوی‌ مقامات بسته شده است. از صدور اجازه رسمی برای برگزاری جلسات عمومی مرتبا خودداری می‌شود و فعالان کمپین معمولا کارگاه‌های خود را در خانه‌های هوادارانی برگزار می‌کنند که برخی از آنان گویا از سوی مأموران امنیتی تلفن‌های تهدید‌آمیز دریافت کرده‌اند یا برای بازجویی احضار شده‌اند. دست کم یکی از این کارگاه‌ها با تعرض پلیس به هم خورده است که حاضران را دستگیر کرده و برخی را تحت ضرب و شتم قرارداده است. عفو بین‌الملل خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیزی است که، از جمله، زنان را از احراز عالی‌ترین مقامات حکومتی و اشتغال به عنوان قاضی بازداشته، آنان را از حقوق برابر با مردان در ازدواج، طلاق، حضانت کودکان و ارث محروم کرده، و ارزش هر نوع شهادت زنان در دادگاه را فقط برابر نصف شهادت مردان دانسته است. گزارش عفو بین‌الملل، حکومت، مجلس و مقامات قضایی را که دارای نفوذ زیادی در مورد موقعیت زنان هستند، فرا می‌خواند که به تعهدات بین‌المللی خود در تأمین حقوق زنان عمل کنند و به تبعیضات قانونی و تبعیض¬های دیگرعلیه زنان خاتمه دهند. مَلکُم اسمارت گفت: «خواست‌های زنان ایران برای احراز جایگاه برابر و پایان بخشیدن به تبعیضات قانونی که زندگی آنان را به مذلت کشانده است، باید از سوی مقامات مورد استقبال و تشویق قرار گیرد. حکومت باید به کار فعالان حقوق زنان و مدافعان حقوق بشر به عنوان یک موهبت بنگرد و اهمیت سهمی را که این فعالان و مدافعان در برخورد به تبعیض و عدم تحمل و ترویج حقوق بشر عمومی همه ایرانیان ایفا میکنند به رسمیت بشناسد.» مشروح گزارش عفو بین الملل سازمان عفو بین الملل ایران: مدافعان حقوق زنان با سرکوب مبارزه می‌کنند
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
وضعیت یک زندانی سیاسی در اصفهان
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان آقای علی اصغر نیکبخت 64 ساله از زندانیان سیاسی که از بیماری سرطان پروستات رنج می برد. در روزهای اخیر به دلیل به وخامت گراییدن وضعیت جسمی اش او را به بهداری زندان منتقل کردند. زندانبانان از دادن اجازه ملاقات به محمد نیکبخت فرزند این زندانی سیاسی با پدرش ممانعت می کنند .در هفته های اخیر عفونت در خون او رو به فزونی گذاشته به حدی که به فرزند ایشان آقای محمد نیکبخت از زندانیان سیاسی این زندان اطلاع داده شد که پدرش بین 3 الی 6 ماه بیشتر زنده باقی نخواهد ماند. آقای نیکبخت قادر به انجام کارهای شخصی خود نیست و با کمک فرزندش و سایر زندانیان کارهای شخصی او انجام می گیرد. به دستور اداره اطلاعات بیش از 2 هفتۀ است که او را به بند 3 معروف به بند گاوصندوق این زندان انتقال داده اند. شرایط این بند غیر انسانی است و بدترین بند این زندان است. انتقال دادن او با وضعیت وخیم جسمی به این بند و دریغ کردن کمک فرزندش از او هدفی جزء حذف تدریجی فیزیکی او نیست . آقای نیکبخت از سال 1375 تا به حال در زندانهای گلپایگان ،بم و اصفهان زندانی بوده . او در طی دوران بازداشتش تحت شکنجه های غیر انسانی قرار داشته. و در زندان مبتلا به بیماری سرطان می گردد،او علاوه بر شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی زندان می بایست دردهای ناشی از بیماریش را تحمل نماید
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
نامه معلمین در اعتراض به حکم صادره فرزاد کمانگر
مدال باران ياران
….
” از اخراج، تعليق و تبعيد معلمان تا زندان و حبس و شكنجه و بيگمان فردا نيز بايد شاهد معلمي سربردار اعدام با اتهام اراذل و اوباش باشيم”
….

و حال اين مدال را نيز دريافت كرديم
حكم اعدام براي فرزاد کمانگر، معلم آموزش و پرورش شهرستان کامياران با دوازده سال سابقه تدريس
براستي كه ديگر مرزهاي حرمت و شرافت را از هم دريده و پا را فراتر نهاده اند, در كجاي دنيا معلمي را فقط به خاطر نداي عدالت خواهي و عدالت پيشه گي به حبس و شكنجه ميكشند و در آخر هم تحت عناويني پوچ و بي اساس ”اقدام عليه امنيت ملي” محكوم به اعدام ميكنند؟
آيا معلمي كه 12سال از زندگي خود را به پاي دانش آموزانش ريخته و با شيره وجودش درس زندگي را به آنان آموخته ميتواند يكباره عليه امينت ملي اقدام نمايد؟
معلمي كه فرياد حق خواهي براي باز ستاندن حقوق بر باد رفته و به يغمارفته خود و همكارانش را سر داده محكوم به اعدام است؟
اين است آن عدالت و عدالت گستري ؟؟؟
براستي كدام امنيت ملي ؟؟ مگر ما امنيتي داريم؟! ميشود اين راتفسير كرد ؟؟ امنيت ملي براي ما واژه ايست بسيار غريب .!ولي در همه اتهامات بكار برده ميشود.

اگر بحث بر سر امنيت ملي است, آنكه بايد محاكمه شود كساني هستند كه با دادن اين احكام و اين محدوديتها وسركوب و اتهام, امنيتي بر ما نگذاشته اند.

مسئولان امر فكرميكنند كه با ايجاد اين پروژه هاي ناامني و سركوب ميتوانند مارا خفه كرده و خاموش و سر در گريبان فروبرند . اما چه بيهوده مي انديشند هرگز خاموشي راه و رسم مانبوده ونيست و اين آرامش قبل از طوفان است …
بايد زمستان را به بهار تبديل نمود
كميته معلمين آزاده
آنچه كه در اين روزها همه را به انديشيدن وادار ميكند آن است كه براستي كجاست آن منزلت و جايگاه انسانيت ؟؟؟؟
در تنگنا قراردادن معلمان و فعالين فرهنگي و صنفي آنهم بادادن احكام سنگين و محدوديتهاي بي حد و حصر,خبرازيك رويا رويي حاكميت از يك طرف و معلمان و دانش آموزانشان از طرفي ديگر ميدهد
دادن احكام سنگين از جمله حكم حبس هاي تعزيري, تعليقي , اخراج و انفصال از خدمت ,كاهش گروههاي شغلي ,تبعيد همكاران به مكانها وروستاهاي دورافتاده و محدود كردن آنان براي حضورشان دركلاسهاي درس ,زير فشار قرار دادن آنان بطوريكه 5بارجابجايي محل تدريس درعرض 4 ماه براي يك معلم آنهم در مكاني دور افتاده ودوراز ديار,عدم پرداخت حقوق ,دربدري وآوارگي وايجاد حادثه هاي غيرقابل جبران جاني,همه وهمه حاكي از حضورفعال و نقش چشم گير معلمان در پهنه سياسي و صنفي جامعه است اين يعني خاري به چشم آقايان بطوري كه باعث شده كه اقدام به پراكندگي همه فعالان فرهنگي بكنند تا مبادا آن انسجام گذشته را بازيابند و مبادا طلب حق كنند و معلمان را به حق خواهي و بازستاندن حقوق اوليه شان فرابخوانند ولي ولي :
دشوار زندگي هرگز براي ما بي رزم مشترک آسان نمي شود
با دادن احكام مختلف و زير فشار گذاشتن معلمان و تبعيد وزنداني كردن آنان در مناطق محروم وايجاد فشارو شكنجه هاي روحي ورواني ميخواهند انديشه معلم را زنداني كنند اما
چه پست و حقير انگارند كه انديشه معلم را حقير ميپندارند
همه اين رفتارها به زودي پاسخي به حق وبجا به دنبال خواهد داشت چرا كه اگر براين بود سكوت كنيم و انزوارا بر گزينيم چه بدهكاري به آقايان بود كه همه اين هزينه ها را متقبل شده و رنج و دربدردي همكارانمان را متحمل شويم .
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
نامه فرزاد کمانگر به دانش اموزان

بچه ها سلام،
دلم برای همه شما تنگ شده ، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم ، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم ، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم ، با شما میخندم و با شما میخوابم . گاهی « چیزی شبیه دلتنگی » همه وجودم را میگیرد . کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم ، و خسته از همه هیاهوها ، گرد و غبار خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم ، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب » و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند ، پی سه ممیز چهارده باشید با صد ممیز چهارده ، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند ، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد . کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم . کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید ، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد ، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم ، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیامدید. میدانم بزرگ شده اید ، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز « جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود ،راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید ، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید و یا اگر در این گوشه از « خاک فراموش شده خدا » به دنیا نمی آمدید ، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت « زیر تور سفید زن شدن » برای آخرین بار با مدرسه وداع کنید و « قصه تلخ جنس دوم بودن » را با تمام وجود تجربه کنید . دختران سرزمین اهورا ، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه تاجی از گل بسازید حتماً از تمام پاکی ها و شادی های دوران کودکیتان یاد کنید .
پسران طبیعت آفتاب میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بنشینید ، بخوانید و بخندید چون بعد از « مصیبت مرد شدن » تازه « غم نان » گریبان شما را گرفته ، اما یادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به لیلاهایتان ، به رویاهایتان پشت نکنید ، به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان برای امروز و فرداها فرزندی از جنس « شعر و باران » باشند به دست باد و آفتاب میسپارمتان تا فردایی نه چندان دور درس عشق و صداقت را برای سرزمینمان مترنم شوید .
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
جنبش زنان همچنان در وحشت فعالیت میکند

مرضیه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان به شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حالت تعلیق در می آید، محکوم شد. در روز 13 اسفند 1385 که قرار بود 5 نفر از فعالان حوزه زنان در دادگاه انقلاب محاکمه شوند تعدادی از دوستان و اعضای خانواده این افراد برای اطلاع از جریان دادرسی در محل دادگاه انقلاب حاضر شدند که متعاقب این امر حدود 33 نفر از حاضران بازداشت شدند. مرتاضی لنگرودی یكی از این بازداشت شدگان بود. بنابراین برای او و دیگر افراد بازداشت شده، پرونده‌ای در دادگاه انقلاب تشكیل شد. حال شعبه 13 دادگاه انقلاب پس از برگزاری دادگاه حكم خود را اعلام كرده است. فریده غیرت وکیل مرضیه مرتاضی لنگرودی با تأیید خبر محکومیت موکلش از صدور چنین حکمی توسط شعبه 13 دادگاه انقلاب برای مرتاضی لنگرودی ابراز تعجب کرد چرا که به اعتقاد وی شعبه 13 دادگاه انقلاب برای دیگر موکلینش که آنها نیز مانند مرتاضی لنگرودی در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت و سپس محاكمه شده بودند، حکم برائت صادر کرده است اما فقط برای مرتاضی لنگرودی حکم محکومیت صادر شده است. این وکیل دادگستری با اعتقاد بر اینکه اتهامات وارده بر مرضیه مرتاضی لنگرودی مانند اتهامات دیگر موکلینی است که آنها نیز در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت و پس از برگزاری دادگاه برای آنها حکم برائت صادر شده، گفت که نسبت به این حکم اعتراض کرده است. مرضیه مرتاضی لنگرودی یكی ازفعالان سازمان‌های مدنی است كه تا كنون در سمینارهای مختلفی از جمله “زندان زنان” و “كنفرانس بزرگ دنیا علیه جنگ” كه توسط جنبش ضد جنگ اروپا با شركت 26 كشور در لندن برگزار شد، حضوری فعال داشته است. مقالات او در نشریات مختلف به چاپ رسیده است. او از مؤسسان مادران صلح ایران، كمیسیون حقیقت یاب احكام سنگسار در ایران و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق زندانیان است. مرضیه مرتاضی لنگرودی همسر حبیب الله پیمان دبیر كل جنبش مسلمانان مبارز و از چهره‌های شاخص ملی – مذهبی است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
نامه یک دانش اموخته قرانی

طبق آخرین اخباری که توسط خبرنگاران افتخاری ما به دست ما رسیده است وضعیت فعالیتهای قرانی در فرهنگسرای قران واقعدر خیابان آذری خیلی بد است. طبق این گزارش گزارش مسئولین این فرهنگسرا اصلا در مورد رسیدگی به کارها مخصوصا فعالیتهای قرانی کاملا بی توجه هستند
صحبتهای یکی از حافظان قرانی انجا در مورد وضعیت فرهنگسرا:
در این فرهنگسرامن حدود ۲ سال است که فعالیت می کنم یعنی کلاس می آیم باور کنید اینجا واقعا به بچه ها اهمیت نمی دهند از همان درب ورودی گرفته تا کسانی که در اتاق ها به عنوان مسئول نشسته اند. مسئولین درب ورودی با بچه ها به بدترین نوع صحبت و رفتار می کنند و در خیلی از موارد با آنها درگیر می شوند و هیچ کس نیست از آنها بازخواست کند مثل اینکه آنها هم می دانند رئیسانشان اصلا پیگیر این موارد نمی شوند و… شما حساب کنید که وقتی افراد جلوی درب ورودی جلوی بچه ها آن هم حافظان کوچک و بزرگ حرفهای توهین آمیز و حتی فحاشی کنند چه تاثیری روی آنها می گذارد و …در کلاسهای ما موقع ثبت نام تعداد افراد بسیار زیاد است یعنی بچه ها واقعا استقبال می کنند برای امور قرانی و مخصوصا حفظ ولی …. ولی وقتی مقداری از کلاسها می گذرد و افرادی مقداری از حفظشان را پیش برده اند باید به انها جایزه داد آنها را تشویق کرد حداقل به ازای هر یک جز ولی باور کنید دریغ از یک توجه و یک خسته نباشید خشک و خالی و از اینجاست که ریزش کلاسها شروع می شود و از کلاس های ۸۰ نفری از حافظان فقط تعداد بسیار کمی از آنها به اندازه انگشتان دست هم نمی مانند و نمی دانید که این استاد بیچاره مانند باغبانی که پرپر شدن گلهایش را می بیند ریزش چنین ستارگانی را جلوی چشمش می بیند و با تمام فریادهایی که برای کمک به مسئولان فرهنگ زده می شود ولی دریغ از یک جواب…
مثلا یکی از مهمترین موارد آن را ببینید:
پارسال ماه رمضان شروع شد ماهی که در آن همه به سوی قران روی می آورند حتی افرادی که در ماههای دیگر سال به خواندن قران اصلا اهمیت نمی دادند این ماه را طوری دیگر می بینند .ماه قران ماه نزول قران
خدایا تو شاهد باش: می دانید مسئولین فرهنگ سرا چه گفتند : باید تمام فعالیتهای قرانی (بیشتر کلاسهای قرانی مخصوصا حفظ و قراعت و تجوید در بعد از ظهر ها است چون بچه ان موقع از مدرسه تعطیل می شوند و بزرگسالان سر کار نیستند) تعطیل بشود و به بعد از ماه رمضان موکول شود. می دانید یعنی چه برای یک حافظ یک جلسه غیبت باعث صدمات زیادی به انها می شود حالا آنها گفه اند یک ماه تعطیلی.
دغدغه ها شروع شد، ناراحتی ها شروع شد باور کنید نمیدانید استاد ما آقای رجبی با چه قدر کلنجار رفتن توانست طبق یک سری شرایط کلاسها را در ماه رمضان نگه دارد میدانید شرایط چه بود:
تمام کلاسها با ید ادغمان شود و در ظرف مدت یک ساعت نیم هم باید برگزار شود . حالا شما حساب کن جمعیت ۵۰ تا ۶۰ نفری از بچه ۵ سال گرفته تا ۵۰ سال را باید توی یک کلاس دم کرده با زبان روزه سر کرد باور کنید من الان که دارد یادم می آید دارد سرم گیج می رود تازه من شاگرد بودم استاد ما داشت هلاک می شد داشت جان می داد و هیچ کس هم نبود به داد ما برسد اصلا صدای ما به جایی نمی رسید و چیزی که باعث گریه ما می شد پرپر شدند این بچه ها بود و لی به خدا یک نیرویی یک قدرتی نمی دانم هرچه بود این کلاسها را نگه داشته بود .
توی ماه رمضان یکی دوتا از آنها مجبور بودند تا یک ساعت بیشتر بمانند و انقدر ناراحت این موضوع بودن که من یادم نمی آید یکی از انها آمده بوده سر کلاس ما و با چه پرخاشگری با ما و استاد ما صحبت می کرد می دانید که به حافظ قرآنی نباید اصلا با صدای بلند صحبت کرد ولی در آجا مسئولین فرهنگسرای قرآنی با حافظان اینطور صحبت می کردند نمی دانید چه تاثیری روی آنها می گذاشت.
مثلا یک بار آنها داشتند در فرهنگسرا از آب آنجا (بیت المال) ماشینشان را می شستند بعد یکی از حافظان کوچک به پیش استاد ما می آید و می گوید مگرنه اینکه این آب برای استفاده شخصی نیست پس چرا آنها دارند از آن استفاده می کنند . می دانید جواب استاد ما چه بود : سکوت
این تاثیر می گذارد روی آن بچه چرا که با خود می گوید در جایی که مروج معارف و تعالیم قرآنی است کوچکترین مسائل آن رعایت نمی شود آن وقت چه انتظاری از من است؟
باور کنید من در مدت طولانی که آجا هستم حتی برای مدت کوتاهی مسئولین آنجا را ندیده ام بیایند سر کلاس ما بینند بچه ها را ببینند جایزه کسی نخواست (می گویند بودجه هایی برای دادن جایزه به حافظان است ولی دریغ از یک ؟) بیایند لذت ببرند این خردسالان حافظ را ببینند این کودکان حافظ را ببینند این روشن دلان (نابینا) حافظ را ببینند شاید کمی به فکر بیفتند که بابا یک روزی باید جواب پس بدهند آن آقایی که در خبرگزاری قرآن به عنوان خادم آنجا نام برده شده است و رئیس این مرکز هم است آقا شما باید جواب پس بدهید یک روزی جلوی شما را می گیرند و می گویند چرا اینقدر ریزش دارد کلاسهای شما پس این پولها را چه کردید؟ چرا باید یک پدر شهید مستخدم شما باشد و جلوی شما خم و راست شود وشما …
باور کنید آنجا همه از بچه ها طلبکارند آقا در آنجا تمام کسانی که کار می کنند اصلاآداب و معاشرت برخورد با افراد را ندارد یک کلام آنجا اکثر آنها اصلا قرآنی نیستند ما نمیدانیم اینها از کجا آمده اند با چه دستورالعملی اینها گزینش شده اند اصلا چطور گزینش شده اند
خواهش می کنیم کسی که این مطلب را می خواند به خاطر قران اگر میتواند کاری کند یا به کسی که می تواند اطلاع دهد باور کنید ما به غیر از این دیگر از دستمان خارج است
ما هم از شما می خواهیم اگر توانستید و خواستید به این مسئله رسیدگی کنید و خواستید به صحت مطالب بالا دست پیدا کنید حتما از دانش آموختگان آنجا پیگیری کنید نه از طریق خود مسئولین فرهنگسرا که خودتان حتما میدانید.
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در شنبه, مارس ۰۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
چهارشنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۰۸
احضار یک فعال سیاسی

کسری عسلاوند

از اعضاء حزب پانیرانیسم مجددا به دادسرا احضار شد

hrwaiiran@gmail.com

ارسال شده توسط human rights watch active in iran در چهارشنبه, فوریهٔ ۲۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
برچسب‌ها: hrw
جنبش زنان کرد
فراخوان جنبش زنان کرد
ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم !
در شرایطی که دولتمردان ایران مدعی اجرای حقوق بشر هستند ؛و به نام اسلام و عدالت بر مردم حکومت می کنند ؛
و در گوشه و کنار این سر زمین سمینار صلح و زن برگزار می نمایند، و از مهمانان خارجی دعوت به عمل می آورند،مردم
ما در شرایطی به سر می برند ،که روز به روز بر محدودیت های فردی و اقتصادی و اجتماعی وسیاسی وفرهنگی شان افزوده
می شود. ادامه این فشارها پیامدهای بسیارنا مطلوبی را گریبان گیر جامعه محروم امروز ایران کرد ه است .
ما زنان کردستان اعتراض خود را به این روند اعلام می نماییم ؛و خاطر نشان می کنیم ،که ضمن علاقمند بودن به صلح و برابری حقوق همه انسانها و ملیت ها ی ایرانی فارغ از نژاد و یا تعلق قومی و جنسیتی مطالبات خود را بشرح زیرخواستاریم.
1.احقاق حقوق زنان ،هدف مشترک همهء فعالین جنبش زنان ایران است . در حالی که زنان ایرانی اعم ازترک ، کرد ، فارس و … خواسته های مدنی خود رابا دیگر زنان فعال در جهان پیوند زده اند،در راستای حقوق ملی و شهروندی خویش نیز مبارزه می کنند و بیشترین هزینه را نیز متحمل می شوند. چنانچه در طی ما ههای گذشته شاهد دستگیری زنان کرد در نقاط مختلف کردستان بوده ایم،زنانی که هم دغدغه ی برابری حقوق زنان و مردان را دارند ،هم دغدغه ی حقوق اقوام و ملیت ها ی ایرانی را.
2.ما زنان کرد ، این گونه سرکوب را که به دور از نظارت کارشناسان و وکلای حقوقی ، افکار عمومی و دادگاههای علنی است،به اتهامات واهی تجزیه طلبی و تروریست وبمب گذار ، بدون در نظر گرفتن کم ترین حقوقی با بی رحمانه ترین برخوردها ، محکوم می کنیم؛ و همین امر را دال بر ظلمی مضاعف در حق این فعالان می د انیم .
3.جنبش زنان کرد ،ضمن تاکید برخواستها ومطالبات کمپین یک میلیون امضا برای تغییرقوانین تبعیض آمیز علیه زنان ،نارضایتی خود را از تهدید ها و شکنجه ی فعالان اجتماعی ، سیاسی ، مدنی و فرهنگی کردستان که اغلب آن ها در شرایط بسیار بدی به سر می برند، ابراز می دارند.
4. ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم ؛ و از تمام فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی در سراسرایران انتظار داریم که با امضای این فراخوان با ما هم صدا شوند ،و زنان کرد را دراین شرایط سخت یاری دهند.
هم چنین از دولتمردان و مسوولین امنیتی نیز تقاضا می کنیم ، که رویه ی صلح آمیز و عدالت خواهانه ای راپیشه ی خود
کنند.
فعالین جنبش زنان کرد ـ ایران
5/12/1386
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در چهارشنبه, فوریهٔ ۲۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
دوشنبه ۲۵ فوریهٔ ۲۰۰۸
برادر یعقوب مهرنهاد در خطر است
به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان، نیروهای سرکوبگر وزارت اطلاعات سه شنبه شب به منزل مهرنهاد یورش برده و برادر یعقوب مهرنهاد به نام ابراهیم مهرنهاد را دستگیر کرده و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.ابراهیم مهرنهاد برادر کوچکتر یعقوب مهرنهاد و یکی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت می باشد که قبلا هم همراه با برادرش دستگیر شده و چند ماه در زندان بود که شب سه شنبه بار دیگر نیروهای رژیم وی را دستگیر کردند.لازم به ذکر است که هفته پیش حکم اعدام یعقوب مهرنهاد توسط بیدادگاههای رژیم صادر شده و احتمالا به خاطر انتشار وسیع این خبر و همچنین انتشار جزئیات حکم اعدام یعقوب برادرش بازداشت شد تا خانواده یعقوب از ترس نتوانند صدای مظلومیت وی را به جهانیان برسانند.
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
بابک دادبخش
بابک دادبخش
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
اخبار کارگری از برخی استانها در ایران

ظهر امروز جمعی از کارگران ذوب آهن اردبيل، با حضور در مقابل ساختمان مرکزی کارخانه ذوب آهن اردبيل، به نحوه پرداخت حقوق و مطالبات خود تجمع اعتراض آميز برگزار نمودند. ..بنا به گزارش خبرگزاريهای ايران، کارگران که تعداد آنها بيش از يکصد و پنجاه نفر ميشد اظهار داشته اند که به رغم وعده های مکرر بيش از سه ماه است که حقوق دريافت نکرده اند. اين کارگران با وجود تورم شديد در سخت ترين شرايط به زندگی خود ادامه ميدهند. در ادامه این گزارش می افزاید که بيش از هفتصد راننده شرکت واحد تهران اخراج شده اند. بنا بر اين گزارش کارفرما و اعضای شورای اسلامی کار شرکت واحد تاکنون از تاييد اين ادعا خودداری کرده اند. اين گزارش می افزايد اخراج کارگران شرکت واحد با وجود اينکه به دليل عدم تذکر کافی مبنی بر کم کاری و غيبت بيش از حد کارگران غيرقانونی می نمايد، اما از جانب ديگر به واسطه نزديکی به پايان سال و هزينه های نوروز اقدامی عجيب و مجازاتی سنگين به نظر ميرسد. همچنين، کارگران سد گلابر زنجان هفت ماه حقوق معوقه طلبکار هستند. در همين حال چهارصد نفر از کارگران سد گاوشان و سد زيويه در اعتراض به عدم دريافت چهار ماه حقوق معوقه خود مقابل فرمانداری شهر کامياران دست به تجمع زدند. علاوه بر اين، با وجود تجمع کارگران درخشان يزد در اعتراض به عدم دريافت بيست و دو ماه حقوق و برخورد نيروی انتظامی با آنها، اين کارگران هنوز بلاتکليفند. بنا به گفته جبار علی سليمان، يک فعال کارگری در استان يزد، بيش از ۱۲۰ کارگر کارخانه درخشان يزد ۲۲ ماه حقوق طلبکار هستند.
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
پرونده زهرا بنی یعقوب همچنان باز است
شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل و و کيل مدافع دکتر زهرا بنی يعقوب، پزشک جوانی که در يکی از بازداشتگاه های امر بمعروف و نهی از منکر شهرستان همدان به طرز مشکوکی جان سپرد، از صدور دستور نبش قبر موکلش خبر داد. بنا به گفته شيرين عبادی، اگر شکستگی استخوان جمجمه وجود داشته باشد تا مدتها آثار آن بر جسد باقی می ماند. بنابراين، با استناد به آن موضوع خودکشی منتفی است. وکيل مدافع خانواده بنی يعقوب همچنين تصريح کرده است نبود شکستگی جمجمه تاييدی بر اقدام به خودکشی موکلش نيست. عبادی توضيحات بيشتر در خصوص مرگ مشکوک زهرا بنی يعقوب را به صدور گزارش نهايی پزشکی قانونی و انجام مراحل نبش قبر منوط کرده است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
دانشجویان در شاهرود
بيش از سه هزار نفر از دانشجويان دانشگاههای صنعتی آزاد و غير انتفاعی شاهرود در اعتراض به مشکلات صنفی آموزشی، سومديريت، و سرباز زدن روسای دانشگاههای شاهرود از اجرای خواسته های دانشجويان پس از سه روز تحصن آرام در دانشگاه آزاد، از نماينده مجلس هفتم و فرماندار شهر تقاضای رسيدگی به خواسته هايشان کردند. بنا به گزارشهای موجود، نيروهای ضد شورش و گارد ويژه تعدادی از دانشجويان را بازدشت کرده اند که از شمار دقيق دستگيرشدگان اطلاع دقيقی در دست نيست
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
حکم اعدام سه فعال سیاسی اعلام و ابلاغ شد
محکومیت یک فعال حقوق بشری و دو فعال سیاسی به اعدام
فرزاد کمانگر , علی حیدریان و فرهاد وکیلی توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب به ترتیب به اعدام ، 10 سال زندان و اعدام و 10 سال زندان و اعدام محکوم شدند.
این سه فعال مدنی و سیاسی پس از بیش از 18 ماه بازداشت توام با شکنجه های جسمی متعدد در اداره های اطلاعات کرمانشاه ، سنندج و 209 اوین که منجر به آسیبهای جسمی و روحی متعددی گشته بود سرانجام در دادگاهی به مدت هفت دقیقه به اعدام محکوم شدند.
فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنین عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان میباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي – آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقیف شده است و نیز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) میباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضویت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران درآمده است. به همراه فرهاد وکیلی ، معاون سابق اداره جهاد کشاورزی شهرستان سنندج و علی حیدریان یک از اعضای حزب زحمتکشان کردستان ترکیه (پ ک ک) پس از ماهها شکنجه در تاریخ 10/11/1386 در شعبه 30 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی تیارامی به اتهام آنچه که محاربه خوانده شده و برخلاف تمامی موازین قانونی و بی توجه به فقدان اسناد لازم و در 7 دقیقه دادگاه ، در حالی که تمامی مطلعین منتظر خبر آزادی و احکامی دیگر بودند به اعدام محکوم شدند. این حکم ساعاتی پیش توسط دادگاه به آنان ابلاغ گردید. فرزاد کمانگر ضمن غیرقانونی دانستن دادگاه از امضای حکم خود با خواندن سرودی خودداری نمود
منبع فعالان حقوق بشر در ایران
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۲۵, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
یکشنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۰۸
تجمع صنفی دانشجویان دانشگاه شیراز آغاز شد
دانشجویان دانشگاه شیراز از ساعت 11 امروز یکشنبه 5 اسفند آغاز شده است
دانشجویان دانشگاه شیراز به دلیل وضعیت بسیار بد صنفی نبود امکانات دست به تجمعی زده اند تا به خواسته های آن ها رسیدگی شود
برخی از خواسته های آن ها به شرح زیر می باشد:
1. اخراج دانشجویان ورودی 82 از خوابگاه های مفتح و دست غیب
2. پایین بودن غذای سلف و نبودن غذا در روز های تعطیل و بالا بود ژتون غذا
3. وضعیت نامناسب خوابگاه دختران و پسران( نبود امکانات رفاهی، بهداشتی، غذا،)
4.حذف 108 کاندیدای شورای صنفی
5. عدم پاسخ گویی مسئولین دانشگاه
6. بسته شدن فضای دانشگاه و ایجاد محدودیت
اخبار این تجمع به زودی منتشر می شود
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۲۴, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
درگیری مردم و نیروهای انتظامی در آریا شهر تهران(گزارش کامل)
گزارش هایی که از وقایع آریا شهربه دست دیدبان حقوق بشر فعال در ایران رسیده در پی می آید
روز شنبه 4 اسفند بین نیرو های انتظامی و مردم عادی در فلکه دوم آریاشهر روبروی پاساژ گلدیس در گیریهای شدید و کم سابقهای روی داد.
ماجرا از برخورد خشن و نامناسب نیروهای گشت ارشاد با یک دختر جوان آغاز شد.بعد از اینکه آن نیرو های گشت ارشاد درحال بازداشت دختر به خاطر پوشش بودند دختر جوانروسری خود درمی آاورد و با فریادبه این حرکت پلیس اعتراض کرد سپس پلیس با زور او را به داخل ماشین برد دختر جوان که می خواست از ماشین بیرون بیاید پلیس با باتوم به صورت دختر می زند، در همین هنگام پسری که فامیل یا دوست دختر بود با پلیس درگیر میشود. افسر پلیس کله پسره را درون سطل آشغال می کند
مردمی که در صحنه حاضر بودند به شدت از این حرکات به عصبانی شده بودند پلیسی که این عمل را انجام داده بود را به شدت کتک می زنند
در ادامه با برخورد خشن تر پلیس جمعیتی در حدود 150 نفر علیه احمدی نزاد و جمهوری اسلامی شعار می دند که متن بعضی از شعار ها:
جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم
توپ تانک فشفشه احمدی نزاد…….
الاف کردی ما را از 57 تا حالا
البته بیشتر به پراکنده بود
سپس بالغ بر 200نفر پلیس ضد شورش و و افسر و و در حدود 100 تایی هم سرباز به سرعت شروع به متفرق کردن مردم وحتی عابرین پیاده می کردند
وبین فلکه اول تا فلکه دوم اریاشهر نزدیک به یک ساعتی بسته شد
تا ساعت 8:45 در حدود20 نفر بازداشت شدند. بعضی از افراد بازداشت شده را با دست بند می بردند
اجازه عکس گرفتن و فیلم گرفتن با موبایل رو به هیچ کس نمی دادند وحتی بعضا به صحبت با موبایل هم گیر می دادند.
توقف مقابل گلدیس که معمولا محل قرار هاست ممنوع بود.
پاساز گلدیس در حالی ساعت 8 شب بسته شد که جمع کثیری از مردم که با توجه به روز های پایانی سال برای خرید به داخل رفته بودند در حدود یک ساعت داخل پاساز حبس شدند.
یه چند نفری هم در جلوی گلدیس توسط پلیس مضروب شدند یه پلیس هم در اوج وحشی گری به چشم پسری ضربه زد.
در پارک استقلال جنب فلکه دوم جمع کثیری از نیروهای پلیس اماده واستاده بودند و به کسی اجازه تردد داخل پارک نمی دادندو در همین فضا در حدود 50 تا از اون موتور قرمزها موسوم به موتور تریل به میدان صادقیه وارد شدند
چندین موتور دیگر در جلوی درب پاساز بود و تعداد زیاد دیگری نیز در فلکه اول مستقر بود.
ناظران عینی گفتند که چند ماشین پر از ون های گشت ارشاد به علاوه یک سمند از مردم را گرفتند
کلیه مغازه ها و پاسازها بین فلکه اول و فلکه دوم تا ساعت 9 بسته شد
مسجد امام جعفر صادق نیز به پاتوقی برای سربازان تبدیل شده بود که تعداد زیادی سرباز در صحن آن به چشم می خورد
بین دو تا فلکه از پر بود از بسیجی ولباس شخصی و غیره
نیرو های امنیتی حتی از گفتگو های عادی و شرح ماجرا نیز جلوگیری می کردند
برخی از کسبه محل تهدید به سکوت شده بودند
تا حدود 1.5 ساعت بعد 9.5 ایستادن در جلوی پاساز غیر ممکن بود
در حدود ساعت 9 پاساز گلدیس برای خروج ان دسته از مردمی که درن ان محبوس شده بودند باز شد و پس از خروج ملت بلافاصله تعطیل شد..
گفتنی است اجرای طرح امنیت اجتماعی در محدوده آریاشهر و به ویژه پاساز گلدیس از ثبات و سختگیری بیشتری برخوردار بوده است
البته بسته شدن در پاساز گلدیس در ساعت 8 شب به خوبی گویای عمق ماجرا و وسعت آن می باشد
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۲۴, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
در
گزارش وقایع آریا شهر در پی می آید
روز شنبه 4 اسفند بین نیرو های انتظامی و مردم عادی در فلکه دوم آریاشهر روبروی پاساژ گلدیس در گیریهای شدید و کم سابقهای روی داد.
ماجرا از برخورد خشن و نامناسب نیروهای گشت ارشاد با یک دختر جوان آغاز شد.بعد از اینکه بهش گیر می دن دختره روسریشو در اورد و گفت می خاو آزادباشم وازاین حرفا بعد پلیس بزور کردش تو ماشین دختره که خواست از توماشین بیاد بیرون پلیس یه باتوم زد تو صورتش، در همین حین یه پسری که فامیل یا دوست دختره بود با پلیس دعواش میشه. افسر پلیس کله پسره رو می کنه تو این سطل اشغالای مکانیزه که شهرداری یکیشو جلو گلدیس قرار داده بود.
با دیدن این صحنه ملت غیرتی شده و اون فرد پلیس رو که این کار رو کرده بود به شدت می زنند.
در ادامه با برخورد خشن تر پلیس جماعتی در حدود 150 نفر علیه احمدی نزاد و جمهوری اسلامی شعار می دند که متن بعضی از شعار ها
جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم
توپ تانک فشفشه احمدی نزاد
الاف کردی ما را از 57 تا حالا
البته بیشتر به صورت لمپنی بود
بعد بالای 200 نفر پلیس ضد شورش و و افسر و و در حدود 100 تایی هم سرباز به سرعت شروع به متفرق کردن مردم وحتی عابرین پیاده می کردند
وبین فلکه اول تا فلکه دوم اریاشهر نزدیک به یک ساعتی بسته بود
سرهنگی که در کنار من بود بابیسیم گزارش داد تا حالا 8:45 در حدود 15 نفر گرفتند.سه نفر رو جلوی من گرفتند وبه دو نفرشون دستبند زدند.
اجازه عکس گرفتن و فیلم گرفتن با موبایل رو به هیچ کس نمی دادند وحتی بعضا به صحبت با موبایل هم گیر می دادند.
توقف مقابل گلدیس که معمولا محل قرار هاست ممنوع بود.
پاساز گلدیس در حالی ساعت 8 شب بسته شد که جمع کثیری از مردم که با توجه به روز های پایانی سال برای خرید به داخل رفته بودند در حدود یک ساعت داخل پاساز حبس شدند.
یه چند نفری هم در جلوی گلدیس توسط پلیس مضروب شدند یه پلیس هم در اوج وحشی گری زد تو چشم یه پسره.
در پارک استقلال جنب فلکه دوم جمع کثیری از نیروهای پلیس اماده واستاده بودند و به کسی اجازه تردد داخل پارک نمی دادندو در همین فضا در حدود 50 تا از اون موتور قرمزها موسوم به موتور تریل رو خودم شمارش کردم..
چندین موتور دیگر در جلوی درب پاساز بود و تعداد زیاد دیگری نیز در فلکه اول مستقر بود.
ناظران نی گفتند که یک ماشین پر از اون ماشین های گشت ارشاد به علاوه یک سمند ادم گرفتند
کلیه مغازه ها و پاسازها بین فلکه اول و فلکه دوم تا ساعت 9 بسته شد
مسجد امام جعفر صادق نیز به پاتوقی برای سربازان تبدیل شده بود که تعداد زیادی سرباز در صحن آن به چشم می خورد
بین دو تا فلکه از پر بود از بسیجی ولباس شخصی و غیره
نیرو های امنیتی حتی از گفتگو های عادی و شرح ماجرا نیز جلوگیری می کردند
برخی از کسبه محل تهدید به سکوت شده بودند
تا حدود 1.5 ساعت بعد 9.5 ایستادن در جلوی پاساز غیر ممکن بود
در حدود ساعت 9 پاساز گلدیس برای خروج ان دسته از مردمی که درن ان محبوس شده بودند باز شد و پس از خروج ملت بلافاصله تعطیل شد..
گفتنی است اجرای طرح امنیت اجتماعی در محدوده آریاشهر و به ویژه پاساز گلدیس از ثبات و سختگیری بیشتری برخوردار بوده است
البته بسته شدن در پاساز گلدیس در ساعت 8 شب به خوبی گویای عمق ماجرا و وسعت آن می باشد
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۲۴, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
پنجشنبه ۲۱ فوریهٔ ۲۰۰۸
اتحادیه کارگران و ituc محکوم کرد
از: اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران
به: کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری ITUC
تاریخ: 29/11/1386
موضوع: صدور و اجرای حکم شلاق توسط قوه قضائیه ایران در مورد کارگران به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه
با درودهای فراوان
دوستان گرامی همانگونه که مطلع هستید امسال در شهر سنندج نیروهای امنیتی و انتظامی به مراسم گرامیداشت اول ماه مه که بصورت آرامی توسط کارگران در حال برگزاری بود یورش برده و ضمن ضرب و شتم شدید کارگران، 13 نفر از آنان را بازداشت کردند. از این بین، آقایان شیث امانی رئیس هیئت مدیره و صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه ما را پس از 42 روز بازداشت با قرار وثیقه پنجاه میلیون تومانی از زندان آزاد کردند و دادگاه بدوی برای آنان حکم دو سال و نیم زندان صادر کرد که پس از اعتراض ما، تاکنون دادگاه تجدید نظر رای خود را اعلام نکرده است. اما ما بقی کارگران که اکثرا عضو اتحادیه ما بودند و نایب رئیس اتحادیه آقای خالد سواری نیز در بین آنان بود هر کدام پس از تحمل 9 الی 12 روز حبس از زندان آزاد شدند و دادگاه بدوی برای هر کدام از آنان حکم 91 روز زندان و ده ضربه شلاق صادر کرد که بشدت مورد اعتراض اتحادیه ما قرار گرفت و اتحادیه ما اعتراض خود را کتبا به ارگانهای رسمی از جمله قوه قضائیه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و … اعلام کرد و خواهان لغو این احکام در دادگاه تجدید نظر شد. با این حال دادگاه تجدید نظر استان کردستان طی حکمی به تاریخ 17/9/86 قرار زندان این دوستان را به جریمه نقدی تبدیل و حکم ده ضربه شلاق را ابقا نمود و اخیرا آنرا به دادگاه اجرای احکام ارجاع داده است تا کارگران را جریمه و حکم ده ضربه شلاق را در مورد آنان به اجرا دربیاورند.(احکام صادره دادگاه تجدید نظر ضمیمه این نامه می باشد). پیرو این حکم روز پنج شنبه مورخه 25/11/86 دادگاه اجرای احکام طی ابلاغیه ای غیر رسمی آقای صدیق امجدی یکی از 11 نفر کارگر محکوم شده را در روز شنبه مورخه 27/11/86 احضار کرد و همانجا خانواده وی را مجبور به پرداخت جریمه نقدی نموده و همزمان حکم ده ضربه شلاق را در مورد وی به اجرا در
آورد.در شرایط امروز جهان، شلاق زدن کارگران به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه، تلاشی بغایت ضد انسانی برای امحا دستاوردهای تاکنونی طبقه کارگر جهانی است که میلیونها کارگر در سرتاسر جهان برای تثبیت آنها زندگی خود را از دست داده و مشقات طاقت فرسایی را متحمل شده اند. صدور و اجرای حکم قرون وسطایی شلاق در مورد کارگران در ایران، اعلام خطری است برای کل طبقه کارگر جهان و ما انتظار داریم شما دوستان عزیز و تمامی کارگران جهان با قدرت و شدت در برابر آن عکس العمل نشان دهند. این در حالی است که بر خلاف اصول و موازین پذیرفته شده بین المللی در سطح جهان و در سازمان جهانی کار که دولت جمهوری اسلامی عضو آن می باشد، منصور اسالو علیرغم عمل جراحی چشم و محمود صالحی علیرغم بیهوشی های مکرر و وخامت شدید وضعیت جسمانی، همچنان در زندان نگه داشته شده اند و تا کنون مقامات ایرانی به هیچیک از خواستهای سازمانهای بین المللی حقوق بشری و کارگری وقعی ننهاده و ضمن تداوم حبس آنان، حکم شلاق نیز برای کارگران صادر کرده و آنرا به مورد اجرا می گذارند. ما ضمن قدر دانی عمیق از اقدامات تاکنونی شما در مورد کارگران ایران از شما دوستان گرامی در کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری انتظار داریم تا مراتب اعتراض شدید خود را به اجرای حکم شلاق در مورد صدیق امجدی ابراز داشته و در اقدامی عاجل خواهان لغو فوری احکام قرون وسطایی شلاق و جریمه در مورد کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه در شهر سنندج شوید و این نامه را بمنزله شکایت رسمی ما در سازمان جهانی کار به ثبت برسانید و خواهان عدم پذیرش نمایندگان خود خوانده کارگری ایران در آن سازمان شوید.با احترام
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران 29/11/1386رو نوشت به سازمان جهانی کار*متن کامل احکام صادره در مورد یازده نفر از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سال 1386 در شهر سنندج کلاسه پرونده : 86/904 شماره دادنامه 1116 تاریخ : 17/9/86 مرجع رسیدگی : شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان تجدیدنظر خواه : 1- فارس گویلیان فرزند محمد 2- عباس اندریانی فرزند عبدالباقی 3- صدیق امجدی فرزند محمد 4- طیب چتانی فرزند صدیق 5- یدالله مرادی فرزند حبیب الله 6- طیب ملایی فرزند محمد علی 7- اقبال لطیفی فرزند حبیب الله 8- حبیب الله کله کانی فرزند عبدالله 9- صدیق سبحانی فرزند علی 10- محی الدین رجبی فرزند رحمت 11- خالد سواریهمگی با وکالت سید مهدی حسینی – سنندج خیابان پاسداران ساختمان نیکان – شماره 17تجدیدنظر خوانده : دادسرای عمومی و انقلاب سنندج تجدیدنظر خواسته : دادنامه شماره 639 -24/4/86 و 911 – 31/5/86 صادره در پرونده کلاسه 86/302 و 86/822 شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی سنندج گردشکار : پس از ارجاع و وصول پرونده به این شعبه و ثبت به کلاسه فوق اینک در وقت فوق العاده و شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان تشکیل است پس از قرائت گزارش و بررسی محتویات پرونده و مشاوره ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور رای می
نماید.رای دادگاه تجدید نظر خواهی آقای سید مهدی حسینی به وکالت از آقایان طیب ملائی ،خالد سواری ، طیب چتانی ، یدالله مرادی ، اقبال لطیفی ، صدیق سبحانی ، صدیق امجدی، فارس گویلیان ، محی الدین رجبی ، حبیب الله کله کانی، نسبت به دادنامه شماره 639- 24/4/86 شعبه 104 دادگاه جزایی سنندج که بموجب آن موکلینش به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی و ایجاد وکالت غیر متعارف و جنجال و هیاهو به تحمل 91 روز حبس محکوم گردیدند وارد نیست زیرا تحقیقات دادگاه نخستین نشان می دهد که آنان مرتکب بزه انتسابی شده اند و دلیل که نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته ایجاد نماید به این دادگاه ارائه نداده اند اما این دادگاه کیفر حبس تعیین شده را متناسب ندانسته به استناد بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت حبس هر یک از متهمان را به پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی تبدیل می نماید. شلاق به قوت خود باقی است . تجدیدنظر خواهی آقای عباس اندریانی نسبت به دادنامه شماره 639- 24/4/86 همان دادگاه که بموجب آن به اتهام اخلال در نظم عمومی به تحمل 91 روز حبس محکوم گردیده رد شده است نیز متکی به دلیلی نیست و رای دادگاه نخستین بر اساس موازین قانونی صادر گردیده اما این دادگاه کیفر تعیین شده را متناسب نداسته و به استناد بند 2 ماده 3 قانون فوق الذکر کیفر تعیین شده پرداخت دو میلیون ریال جزایی نقدی تبدیل می نماید.بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استتناد ماده 250 و 257 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح بعمل آمده تأیید می گردد. این رای قطی است. /ممستشاران دادگاه جوهری صادقی
اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار – 29 بهمن 1386
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در پنجشنبه, فوریهٔ ۲۱, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
سه‌شنبه ۱۹ فوریهٔ ۲۰۰۸
بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران در مورد حکم اعدام یعقوب مهر نهاد
کانون وبلاگ نویسان ایران طی بیانیه ای نسبت به حکم اعدام یعقوب مهرنهاد اعتراض کرد. متن بیانیه به شرح زیر می باشد: کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیرانسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم می‌کند. قوه قضاییه جمهوری اسلامی هفته گذشته یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ “مهرنهاد” و فعال مدنی بلوچ را پس از ده ماه بازداشت و شکنجه در دادگاهی بدون حضور وکیل و هیئت منصفه و اعضای خانواده او با اتهامات واهی به اعدام محکوم کرد. آقای مهرنهاد مدیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی برای جوانان بلوچ برنامه اجرا می‌کند. او پس از شرکت در یک جلسه پرسش و پاسخ که برخی از مقامات زاهدان نیز در آن شرکت داشتند بازداشت شد و دلیل دستگیری او اعلام نشد. خانواده و وکیل او پس از ۵ ماه موفق به دیدار او شدند در حالی که از شدت شکنجه تعادل خود را از دست داده بود و ۱۵ کیلو وزن کم کرده بود. کانون وبلاگ نویسان ایران توجه همه مجامع بین المللی را به بدعت گزاری قوه قضاییه ایران برای اعدام وبلاگ نویسان به دلیل ابراز عقاید خود جلب می‌کند. در ایران هرگونه ابراز عقیده با مجازات‌های وحشیانه شلاق و قطع دست و پا و اعدام به جرم‌های واهی اقدام علیه امنیت کشور و ارتباط با بیگانه و گروههای غیر قانونی جواب داده می‌شود. کانون وبلاگ نویسان ایران خواهان لغو حکم اعدام آقای مهرنهاد است و مصرانه از همه حامیان حقوق بشر می‌خواهد که در برابر نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و سرکوب بیرحمانه وبلاگ نویسان و آزاداندیشان ساکت ننشینند و به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنند.
رونوشت برای: سازمان عفو بین الملل دیدبان حقوق بشر کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
کانون وبلاگ نویسان ایران
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در سه‌شنبه, فوریهٔ ۱۹, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
یعقوب مهرنهاد را آزاد کنید
یعقوب مهرنهاد بیش از ۵ ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر برده و پس از آن به مدت ۲ ماه بدون هیچ حکمی در زندان مرکزی زاهدان زندانی شد. در چهارم دی ماه دادگاه وی تشکیل شده و پس از محاکمه به جای صدور حکم و علی رغم گفته ی قاضی پرونده مبنی بر صدور حکم طی ۱۰ روز، مجددا وی را در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ برای اخذ اعترافات اجباری و ایجاد سناریوی ساختگی، به بازداشتگاه اطلاعات انتقال داده اند.
در آخرین ملاقات یعقوب میرنهاد با یکی از اقوامش در ۲ ماه پیش، آثار شکنجه بر سر، صورت و بدن وی آشکار بوده و وی به شدت دچار کاهش وزن شده بوده است. اعضای خانواده یعقوب مهرنهاد معتقد هستند که حکم حقیقی دادگاه، حکم اعدام نبوده و احتمالا در اثر شکنجه و ضرب شتم یعقوب، مشکلی برای وی پیش آمده و برای سرپوش گذاشتن بر این ماجرا این حکم صادر شده است تا با یک صحنه نمایشی اعدام در محوطه زندان از افشای شکنجه های وارده بر یعقوب جلوگیری شود

یعقوب مهر نهاد فعال مدنی و اجتماعی بوده و در کارهای انسان دوستانه فعالیت های گسترده داشته است اعلام این حکم اعدام برای این روزنامه نگار(وی مسئول انجمن صدای عدالت بوده و روزنامه نگار و سرپرست روزنامه مردم سالاری بوده است در استان سیستان بلوچستان بوده است) تعجب همه فعالان حقوق بشر و مردم را برانگیخته است
دیدبان حقوق بشر فعال در ایران اعلام این حکم را محکوم می کند و خواستار آزادی بی قید و شرط وی می باشد و اعلام می دارد این فضای سرکوب روزنامه نگاران اثرات سو و جبران ناپذیری را بر روی مردم دارد
رونوشت این بیانیه به چند تن از نمایندگان مجلس و قوه قضاییه ارسال شده است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در سه‌شنبه, فوریهٔ ۱۹, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
دوشنبه ۱۸ فوریهٔ ۲۰۰۸
بیانیه کمیته پیگری بازداشت های خود سرانه
اخباری که از وضعیت زندانیان سیاسی، به‌ویژه در شهرستانها دردست است حاکی از برخوردهایی ناعادلانه و رفتارهایی بعضاً بسیار خشن است که این عمل خودسرانه در بازداشتگاه‌های استان‌های مرزی، نمود بیشتری دارد. برخی اخبار نگران‌کننده عبارتند از:
۱- بازداشت فاطمه گفتاری مادر یاسر گلی (زندانی سنندجی)، حبیب‌الله لطیفی، بختیار مرادی، مظفر کاظمی، نظیر شاکری، عثمان ایوب‌پور و فرهاد ایوب‌پور در سنندج و تهدید شدن تعدادی از وکلای مدافع کردستان به قبول نکردن وکالت کردها.
۲- گرفتن اقرار اجباری از زندانی مبنی بر همکاری با گروه‌های تجزیه‌طلب ( اخبار مشابهی در مورد هانا عبدی و روناک صفازاده از سنندج شنیده شده است).
۳- بازداشت یاسر ستوان (معلم ایرانشهری) و یعقوب مهرنهاد (فعال اجتماعی ساکن سیستان و بلوچستان) و انتساب اتهامات بسیار سنگین به آنان.
۴- فشار بر بازداشت شده برای اعتراف به همکاری با امریکا ( اخبار مشابهی در مورد سعید متین‌پور و برخی دیگر از بازداشت شدگان زنجان شنیده شده است).
۵- بازداشت راحله عسکری‌زاده و نسیم خسروی فعالان کمپین یک‌میلیون امضاء در تهران.
۶- وخامت شدید وضعیت جسمانی برخی زندانیان سیاسی از جمله دکتر مصطفی علوی در زندان گوهردشت، محمود صالحی فعال کارگری در کردستان و نیز وخامت حال روحی و جسمی روحانی اهل تسنن (ایوب گنجی) که پس از ربوده شدن به تازگی آزاد شده است.
۷- بازداشت سلام نباتی و جمشید بهرامی در مریوان که پس از آن تعداد دیگری نیز در همین شهر بازداشت شدند و فرزاد کمانگر (معلم کامیارانی) که تحت فشار شدید قرار گرفته است.
۸- تهدید کردن برخی خانواده‌ها به صحبت نکردن با دیگران در خصوص وضع زندانی‌شان ( اخبار مشابهی در مورد خانواده بعضی از زندانیان کرد و از جمله خانواده مرحوم ابراهیم لطف‌اللهی و برخی فعالان چپ و اقلیت‌های قومی شنیده شده) و در برخی موارد منجر به آن شده است که بسیاری از خانواده‌های دانشجویان آزاد شده به شدت از بازگوکردن آنچه بر فرزندانشان گذشته است هراس داشته باشند.
۹- بازداشت ساناز اللهیاری و مرتضی اصلاحچی در تهران در ادامه‌ی بازداشت‌ دانشجویان چپ، و سلمان یزدان‌پناه در ارتباط با تجمع اخیر کوی دانشگاه تهران.
۱۰- بی‌اطلاعی یک‌ماهه از تعدادی از بازداشت‌شدگان ترکمن، بی‌خبری تقریباً یکماهه از حشمت‌الله طبرزدی، صدور قرارهای سنگین تا ۵۰۰ میلیون تومان برای شماری از بازداشت‌شدگان زنجان و تهران، صدور احکام ‌سنگین‌ برای برخی فعالان سرشناس که فقط اجرای آنرا فعلاً به‌حالت تعلیق نگهداشته‌اند؛ از جمله علیرضا هاشمی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران که به سه سال حبس تعریزی محکوم شده و تعداد دیگری از فعالان معلمان که به حبس‌های تعلیقی از یک تا پنج سال محکوم شده‌اند و نیز هادی قابل از مدرسین حوزه علمیه که به سه‌سال و چهار ماه حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شده است.
افزون بر نمونه‌های فوق و نیز مواردی که در گوشه و کنار کشور اتفاق می‌افتد و این کمیته هنوز از آنها اطلاعی دریافت نکرده است، حادثة هولناک مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی‌یعقوب در همدان، ابراهیم لطف‌اللهی در سنندج و فرزاد قبادی در کرمانشاه فاجعه‌ای دردناک در بازداشتگاه‌های ایران است. کمیته‌ پی‌گیری بازداشت‌‌های خودسرانه که در گذشته با نام “کمیته تلاش برای آزادی بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی” فعالیت می‌کرد ضمن تأکید و یادآوری مواردی که در ۱۰ اطلاعیه قبلی به استحضار ملت شریف ایران رسانده است به مسئولان ذیربط هشدار جدی می‌دهد تا به هوش باشند که ادامه‌ی چنین برخوردهای خشن می‌تواند منجر به عکس‌العملهای پیش‌بینی نشده‌ای شود. بدیهی است برخورد حکومت با چنین عکس‌العمل‌ها، هزینه‌هایی بسیار سنگین برای کشور خواهد داشت و ظرفیت آن را دارد تا به حرکت‌هایی کور و غیر قابل کنترل منجر ‌شود. چنین تنش‌هایی مسلّماً به زیان منافع ملی و تمامیت ارضی ایران است و بیشترین سود آن نصیب سلطه‌گران جهانی خواهد شد.
۲۸/۱۱/۱۳۸۶
جهت اطلاع و اقدام قانونی، رونوشت به :
۱- ریاست محترم قوه قضاییه
۲- رییس کل دادگستری استان تهران
۳- رییس کل دادگستری استان کردستان
۴- ستاد حقوق بشر قوه قضاییه
۵- هیات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی
۶- ریاست دیوانعالی کل کشور
۷- دادستان کل کشور
۸- کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
۹- کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۱۸, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
بی خبری از رضا نگاهداری دانشجوس دانشگاه تهران
رضا نگهداری دانشجوی حقوق دانشگاه تهران که براساس حکم کمیته انظباطی یک ترم محرومیت از تحصیل را داشت بعد از اعتراضات دانشجویان کوی دانشگاه تهران در هفته ها ی گذشته بازداشت شده است که تا کنون خبری از وی نسیت و مشخص نیست در کجا بازداشت شده است و نگرانی های زیادی در مورد وی وجود دارد
گفتنی است سلمان یزدان پناه هم در روز های اخیربعد اعتراضات کوی دانشگاه بازداشت شده بود و بعد از بازجویی های طولانی مدت با گرفتن تعهد آزاد شد
دیدبان حقوق بشر فعال در ایران از مقامات اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی می خواهد هر چه زود تر وضعیت رضا نگاهداری را مشخص کنند
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در دوشنبه, فوریهٔ ۱۸, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
یکشنبه ۱۷ فوریهٔ ۲۰۰۸
چها فعال کارگری بازداشت شدند
روز جمعه، 23 آذرماه، 4 تن از فعالین کارگری به نام های محسن حکیمی، ابراهیم نوروزی گوهری، علی رضا عسگری و حسین غلامی که در جریان یک گلگشت خانوادگی در پارک چیتگر به سر می بردند توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در حالی که این افراد مشغول صحبت پیرامون مسائل جنبش کارگری بودند، گشت نیروی انتظامی مستقر در پارک آنان را به کلانتری پارک چیتگر و سپس به کلانتری 137 کوی نصر منتقل کرد. فردای روز بازداشت، این فعالین به دادگاه انقلاب منتقل شدند و به خانواده های آنان گفته شد که محسن حکیمی ،علیرضا عسگری و حسین غلامی با قرار کفالت و ابراهیم نوروزی گوهری با سپردن وثیقه 20 میلیونی آزاد می شوند اما هنگامی که در روز یکشنبه، 25 آذر، خانواده های آنان به دادگاه انقلاب مراجعه کردند مسئولین دادگاه به این بهانه که پرونده در مرحله ی تحقیق است از پذیرش اسناد کفالت و وثیقه امتناع نمودند
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
پرونده کشتار کارگران خاتون اباد پیگیری نمیشود
4 سال از کشتار کارگران ذوب مس خاتون آباد گذشت.

4 سال پیش در چنین روزهایی، 28 دی ماه 1382 بود که تعداد زیادی از کارگران اخراجی مس خاتون آباد در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداری شهر بابک دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب بسیاری از فرزندان و همسران کارگران نیز حضور داشتند.

در ادامه ی این اعتصاب، کارگران در روزهای بعد اقدام به تجمع و راهپیمایی در سطح شهر و بستن راه ها در اعتراض به عدم پاسخ گویی مسئولین مربوط زدند. در پی این اعتراضات پس از آنکه مذاکرات نماینگان فرمانداری و تشکلات وابسته ی به اصطلاح کارگری چون خانه ی کارگر به نتیجه نرسید، کارگران اعلام کردند که تا رسیدن به خواست های به حق خود دست از اعتصاب نخواهند کشید.

بیش از یک هفته از این اعتراضات نگذشته بود که در اوایل بهمن ماه، کارگران اعتصاب کننده از سوی نیروهای امنیتی و نظامی به گلوله بسته شدند. طی این برخورد با کارگران معترض، چند تن از کارگران اعتصاب کننده و همچنین یک دانش آموز کشته شدند و بسیاری نیز زخمی و مجروح گشتند.

آری! بار دیگر حکومت سرمایه داری ایران در مقابل خواست های مسالمت آمیز و به حق کارگران که چیزی جز امنیت شغلی نمی خواستند، پاسخی جز گلوله نداشت.
ما با گرامیداشت یاد و خاطره ی کارگرانی که فقط به خاطر مطالبه ی حقوق اولیه ی خود اینگونه جان باختند، تمامی این برخوردها را از سوی حکومت سرمایه داری ایران محکوم نموده و اعلام می داریم که طبقه ی کارگر ایران خواستار شناسایی و محاکمه ی عاملین و عامرین این جنایات در دادگاهی حقیقی است
منبع سایت کارگران
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
قانون بر علیه کارگران
چندی است که بحث تغییر قانون کار به طور جدی از سوی سرمایه داری حاکم دنبال می شود. در این مقاله قصد داریم تا به علل اصرار دولت برای تغییر قانون کار فعلی و اشکالات آن بپردازیم. البته احتیاجی به ذکر این نکته نمی باشد که نقد اصلاحیه ی قانون کار به هیچ وجه به مفهوم تایید قانون کار فعلی نیست زیرا که موارد ضد کارگری همین قانون کار در طول 18 سالی که از تصویب آن می گذرد بر کمتر کارگری پوشیده مانده است.

سرمایه داری حاکم بر ایران که در دوران جنگ تسلط خود را بر جامعه تثبیت کرده بود، پس از اتمام جنگ و در حالی که طبقه ی کارگر پس از جنگی 8 ساله کاملا سرکوب شده بود مجال را برای به پیش بردن سیاست تعدیل اقتصادی مناسب دید. به همین دلیل موج واگذاری کارخانه ها به بخش خصوصی، اخراج کارگران، گسترش قراردادهای موقت و … از زمان دولت سازندگی آغاز شد و در دوره ی اصلاحات و همین طور در زمان دولت نهم ادامه یافت. دولت، کارخانه ها را به بخش خصوصی واگذار می کرد و سرمایه دار نیز که زمینه را برای استثمار هرچه بیشتر کارگر و در نتیجه کسب سود بیشتر مناسب می دید اقدام به اخراج کارگران می کرد و تعدادی از آن ها را این بار با قراردادهای موقت و حقوق کمتر مجدادا استخدام می نمود و حتی در برخی موارد به کلی ابزار تولید و زمین کارخانه را می فروخت و سود کلانی به جیب می زد. این روند ضد انسانی امروزه پس از گذشت نزدیک به 20 سال با سرعت هرچه بیشتر در حال انجام است. اما برای اجرای هرچه گسترده تر این سیاست اقتصادی، می بایست تمامی موانع از پیش رو برداشته می شد. به همین دلیل بحث اصلاح قانون کار مطرح شد و پیش نویس آن نیز منتشر شد و هم اکنون دولت مصرا خواستار تصویب و اجرایی شدن آن است.

یکی از مهمترین موارد در پیش نویس قانون کار بحث چگونگی اخراج کارگران است. دولت – در این جا دولت نه تنها به عنوان حامی سرمایه داران بلکه به عنوان بزرگترین سرمایه دار مطرح است- با تصویب این قانون می خواهد دیگر وقت سرمایه دار و نمایندگانش را در ادارات کار تلف نکند و در واقع این قدرت را به سرمایه دار بدهد تا هر زمان که اراده کند، بدون کمترین زحمتی کارگر را اخراج کند. به همین منظور در پیش نویس قانون کار، بند (ز) به ماده ی 21(که شرایط اتمام قرار داد کار را مشخص می کند) اضافه می شود: “كاهش توليد و يا تغييرات ساختاري كه در اثر الزامات قانون و مقررات يا شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و يا لزوم تغييرات گسترده در فناوري منجر به تعطيلي تمام و يا بخشي از كار شود.” البته در ادامه تبصره ای نیز به ماده ی 21 اضافه شده است: ” موارد مذكور در بند (ز) بايد به تاييد هياتي مركب از استاندار يا معاون ايشان، سازمان‌هاي كار و امور اجتماعي، صنايع و معادن، مديركل تامين اجتماعي، نماينده تشكيلات كارگري واحد و در صورت فقدان، نماينده تشكيلات كارگري حائز اكثريت در استان، كارفرما و يا نماينده آن برسد. چنانچه به تشخيص هيات مذكور تمام يا بخشي از كار تعطيل شود به همان نسبت مشمول خاتمه كار و مقررات بيمه بيكاري مي‌شود.” از آن جا که بند (ز) در ماده ی 21 منجر به اخراج های گسترده می شود، قانون گذار سعی کرده است روند اخراج را با تشکیل هیئتی موجه نشان دهد اما آن چه مشخص است این است که ترکیب بندی این هیئت کاملا به نفع سرمایه دار است ضمن این که تشکیلات کارگری نام برده در قانون، همان شوراهای اسلامی کاری هستند که ماهیت ضد کارگری آن بر کارگران واضح است.
ماده ی 27 قانون کار نیز یکی از موارد مهمی است که در اصلاحیه دستخوش تغییر شده است. در قانون کار فعلی در صورت اعلام نظر مثبت از سوی شورای اسلامی کار و یا انجمن صنفی است که کارفرما می تواند کارگر را اخراج کند اما در اصلاحیه ی قانون کار کارفرما تنها موظف است اخراج کارگر را به تشکل موجود در کارخانه اعلام کند. به این ترتیب حتی نقش کم رنگ شوراهای اسلامی کار که اکثرا همسو با کارفرما موضع گیری می کنند نیز به کلی از بین می رود. در ادامه کارگر می تواند ظرف مدت 10 روز به مراجع مذكور در فصل حل اختلاف مراجعه کند. در صورتی که حکم اخراج تایید شود و کارگر به حکم صادره اعتراض داشته باشد نمی تواند نسبت به آن شکایت کند و حکم صادره قطعی تلقی می شود.

فرصت طلبان و هوشیاری کارگران

در شرایطی که دولت پیش نویس قانون کار را مطرح می کند، جریاناتی که زمانی پرچمدار سرکوب طبقه ی کارگر بودند به منظور رسیدن به مقاصد جناحی خود فریاد دفاع از حقوق کارگران را سر داده اند و به دنبال منحرف کردن اعتراضات کارگری هستند. خانه ی کارگر که از زمان تاسیس خود تا کنون مهمترین نقش را در سرکوب کارگران و به انحراف کشیدن مطالبات آنان بازی کرده است، این بار نیز هوشمندانه وارد عمل شده تا مانع از جهت گیری اعتراضات کارگران به سمت به چالش گرفتن نظام سرمایه داری شود. به همین منظور در سالگرد تصویب قانون کار دست به برگزاری تجمع می زند و با پیش نویس قانون کار مخالفت می کند. اما زمانی توخالی بودن اعتراضات خانه ی کارگر برملا می شود که آنان در برابر پیش نویس قانون کار پشت قانون کار فعلی سنگر می گیرند. قانونی که توده ی کارگر ضد انسانی بودن آن را با پوست و گوشت خود احساس کرده است. قانونی که هیچ حقی را برای متشکل شدن کارگر در نظر نمی گیرد و تنها گزینه ی شورای اسلامی کار و یا انجمن صنفی را در برابر او قرار می دهد.

خانه ی کارگر به عنوان یک حزب اصلاح طلب و در راستای اهداف سیاسی اصلاح طلبان فرصت را مناسب دیده است تا با بلند کردن پرچم مخالفت با اصلاح قانون کار و فریب دادن بخشی از کارگران، رای های بیشتری را به نفع اصلاح طلبان به سمت صندوق های رای جاری کند. اما دیگر حنای هیچ یک از فرصت طلبان برای طبقه ی کارگر رنگی ندارد. کارگران ایران به نیروی همبستگی طبقاتی خود ایمان آورده اند و در راستای از قوه به فعل رساندن نیروی طبقاتی خود حرکت می کنند.

بی شک تصویب پیش نویس قانون کار گامی دیگر در راستای سرکوب هرچه بیشتر طبقه ی کارگر ایران و قانون مند کردن روندی خواهد بود که مدت ها است آغاز شده است. اجرایی کردن اصل 44 قانون اساسی به عنوان یکی از ارکان سیاست های آتی نظام حاکم نیاز به ابزاری خواهد داشت که ضد کارگری تر کردن قانون کار فعلی یکی از آن ها است. در شرایطی که سرمایه داری به منظور ناتوان کردن طبقه ی کارگر کوچکترین اعتراضی را سرکوب می کند، فعالین کارگری را به جرم تلاش برای تشکل یابی طبقه ی کارگر زندانی می کند، جواب اعتصاب را با باتوم و گاز اشک آور می دهد و حتی دست به حذف فیزیکی فعالین کارگری می زند، تصویب پیش نویس قانون کار به هیچ وجه درو از ذهن نیست. اما سرمایه داری حاکم متوجه نیست (و شاید هم متوجه است ولی راهی جز این که در پیش گرفته است ندارد) که جنبش کارگری ایران با وجود تمام این سرکوب ها به مبارزات خود ادامه می دهد و در راستای تشکل یابی گام بر می دارد. اگر کارگران شرکت واحد سرکوب شوند کارگران نیشکر هفت تپه سر بر می آورند و اگر در برابر سندیکای کارگران شرکت واحد ایستادگی شود، کارگران نقاش به سمت تشکل یابی حرکت خواهند کرد.
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
وضعیت برخی از کارگران در بند

در چند سال اخیر همراه با اوج گیری اعتراضات و مبارزات هر روزه ی کارگران در سرتاسر جامعه مان سرکوب ها از طرف دولت و حاکمان سرمایه دار اوج گرفته است. هروز شاهد بازداشت، احکام زندان، ضرب و شتم، اخراج و… کارگران مبارز هستیم. شاهد دستگیری نزدیک به هزار تن از کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی آن هم در یک شب به بهانه ی اعتصاب مسالمت آمیزشان هستیم. شاهد دستگیری صد ها تن از معلمان در شهر های بزرگ و کوچک هستیم. شاهد دستگیری کارگران معترض در کردستان، هفت تپه و دیگر شهر ها هستیم.

منصور اسالو ، عضو هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد به 5 سال زندان محکوم شده است و اکنون در زندان اوین بسر می برد.

چند نفر از فعالین کارگری و نمایندگان کارگران نیشكر هفت تپه از جمله جلیل محمدی و رحیم بوسحاک توسط ماموران دستگیر شده و در اداره اطلاعات تحت بازجویی قرار گرفتند.

11 تن از فعالین کارگری سنندج به اتهام “اخلال در نظم عمومی“ در بیدادگاه حکومت به 6 ماه زندان و ضربات شلاق محکوم شدند.

رضا دهقان فعال کارگری سندیکای نقاشان ساختمانی در تهران دستگیر شده و تحت بازداشت و بازجویی قرار گرفت.

صديق کريمی و شيث امانی دو تن از فعالین اتحاديه سراسری كارگران اخراجی و بيكار در شهر سنندج نيز دوباره به حبس محکوم گردیده اند.

شاهد بازداشت و صدور احکام زندان برای فعالان کارگری هستیم و همچنان محمود صالحی در زندان است.
محمود صالحی،فعال سرشناس جنبش کارگری از اردیبهشت امسال علی رغم ناراحتی شدید کلیه و در شرایطی که وضعیت جسمانی وی وخیم است در زندان سنندج به سر می برد.

محمود صالحی که تنها می خواست روز جهانی کارگر را گرامی بدارد، روزی که در سرتاسر جهان هر ساله گرامی داشته می شود، به زندان می افتد.

در این جا این سوال مطرح است که در مقابل این هجمه ی بزرگ می بایست چه کار کرد؟ با چه قدرتی می توان جلوی آن را گرفت؟ به نظر می رسد که باید مقاومت کرد. اگر مقاومتی صورت نگیرد طرف مقابل هر روز گام به گام ابتدائی ترین و بدیهی ترین حقوق انسانی کارگران را زیر پایش لگدمال خواهد کرد. کارگران و انسان های جامعه ی ما در مقابل این هجوم تنها با قدرت متحدانه و آگاهانه شان است که می توانند مقاومت کنند.
اگر به لیست کارگران بازداشتی و زندانی نظری بیاندازیم، متوجه می شویم که اکثر آنان کسانی بوده اند که سعی در متشکل کردن کارگران داشته اند. کسانی که در راستای رسیدن به حقوق انسانی کارگران، قصد داشته اند ”تشکل کارگری“ بسازند. محمود صالحی در سقز این کار را می کرد. منصور اسالو در شرکت واحد تهران ، رضا دهقان در میان نقاشان. کارگان هفت تپه ای و کارگران سنندجی نیز به همین شکل!

با ذکر این نکته می توان دریافت که در شرایط کنونی تشکل یابی کارگران گامی اساسی در راه رسیدن به حقوق شان است. باید توجه داشت یکی از ستون های این امر ضروری ( تشکل یابی) دفاع از افرادی است که در راه این هدف بزرگ، متحمل هزینه های گزافی همچون بازداشت و زندان شده اند. پس باید از کارگران زندانی قاطعانه دفاع کرد و سعی در آزاد کردن آنان داشت تا یکی از ده ها مشکلی که در راه تشکل یابی کارگران بر سر راه شان وجود دارد را حل کرد. باید توجه داشت که سرمایه داری با ترفند های گوناگون سعی دارد بین صفوف کارگران شکاف و تفرقه ایجاد کند. باید از تمام کارگران زندانی فارغ از هرگونه اختلاف نظری، دفاع کرد تا توطئه ی تفرقه اندازانه ی طبقه ی سرمایه دار حاکم را خنثی نمود.

در این شرایط دیگر کارگران نیز باید به کمک هم طبقه ای های دربند شان بشتابند. نباید کارگران زندانی را فراموش کنیم. کارگرانی که همان طور که سامرند صالحی، فرزند محمود صالحی، در نامه اش نوشته است، حتی از مواهب همراهی با زن و فرزندشان نیز گذشته اند: ”در اين سالها تفريح وايام شادی من وبرادرم يا ملاقاتهای چند دقيقه ای بوده و يا زمانی بوده است که از سلامتی محمود صالحی (پدرمان) مطلع شده ايم. همیشه با دلداري های مادرمان، اين زن مبارز، به آینده امیدوار شده ایم و دوری از پدر برایمان قابل تحمل تر شده است. مادری که مدت زيادی از زندگی مشترکش را صرف تلاش برای آزادی و کسب خبر از وضعيت شريک زندگی اش و پدر فرزندانش در زندان کرده است!

ما، فرزندان محمود صالحی درک کرده ايم که چرا پدرمان زندانی شده است! همراه با ملیون ها نفر از کارگران جهان که همبستگی خود را با ایشان اعلام کرده اند به وجودش افتخار، و برايش آرزوی موفقيت می کنيم!

ما خوب ميدانم پدرمان تنها متعلق به اعضای خانواده اش نيست بلکه متعلق به همگی کسانی است که برای حق انکار ناپزير کارگران مبارزه می کنند!

با این وجود ما نگران شرايط دردناکی هستيم که پدرمان در آن به سر می برد. محمود صالحی تا به حال نزديک به هفت سال زندانی شده است و اين، سلامتی ايشان را به شدت به خطر انداخته است.

حالا از درد تنها کليه اش ، پروستات و نارسائی شدید قلبی رنج می برد. همين باعث شده است بار ديگر از اتحاديه ها ، سنديکاهای کارگری در سطح جهان و از شما، کارگران، جوانان ، زنان و مردان آزاديخواه بخواهيم که محمود صالحی را فراموش نکنيد!“

دراین شرایط به نظر می آید باید تلاش کرد که این کارگران مبارز به دست فراموشی سپرده نشوند. باید به هر نحو ممکن و با هر وسیله ای در همه جای جامعه از محل کارمان گرفته تا محل تحصیل و محل زندگی مان محمود صالحی و دیگر کارگران زندانی را معرفی کنیم.

می بایست کارگران، زنان و دانشجویان و خلاصه تک تک انسان های جامعه مان محمود صالحی و تمامی کارگران مبارز زندانی را بشناسند. باید به همه گفت که آنان چه کسانی بوده اند و حاکمیت سرمایه داری به چه بهانه ای آنان را به زندان انداخته است.

در واقع می توان زندان را جزئی از دستگاه سرکوب طبقه ی حاکم دانست. پس مبارزه برای آزادی کارگران زندانی جزئی از مبارزه طبقاتی محسوب می شود.بیایید به هر وسیله ی ممکن در شهرهایمان، کارخانه هایمان، خانه هایمان و خلاصه در گوشه گوشه ی جامعه مان نگذاریم محمود صالحی و تمامی کارگران زندانی فراموش شوند. چون همان طور که سامرند نوشته است:

”چنين کارگر مبارزی فراموش شدنی نيست! پدر ما هيچ جرمی به جز دفاع از حقوق هم طبقه ای هايش و تلاش برای ايجاد تشکل های آزاد کارگری نداشته است.
ما، از شما میخواهیم بار دیگر همه با هم با تمام توان برای آزادی اش از بند تلاش کنیم.

hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
دفن شهدا در دانشگاه های سراسر کشور تائید شد
مدیر کل شاهد و ایثارگر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گفت: با ایجاد فضای یادمان یا پردیس شهدا مکانی نیز برای تدفین و ساخت تندیس هایی از شهدا در تمامی دانشگاهها در نظر گرفته می شود. حمیدرضا شاه محمدی افزود: به طور قطع تدفین شهدا در تمامی پردیس ها و مکان هایی که برای یادمان شهدا در دانشگاه ها در نظر گرفته شده است اجرا می شود و فضایی برای اجرای این طرح در تمامی دانشگاه ها در نظر گرفته می شود. عملیاتی کردن این طرح برای تمامی دانشگاهها برنامه ریزی شده است اما دانشگاه هایی که از فضای مناسب برخوردار هستند در اولویت قرار می گیرند. وی در ادامه اظهار داشت: وزارت علوم برای طرح تأسیس یادمان شهدا در دانشگاه ها ۲ بخش را در نظر گرفته است. یک بخش به صورت واحد و یکسان در تمامی دانشگاه ها و بخش دیگر با توجه به ویژگی های استان و منطقه در هر دانشگاه به صورت جداگانه ایجاد می شود. شاه محمدی افزود: از این رو دانشگاه ها از سراسر کشور طرح های خود را برای تأسیس یادمان شهدا به وزارت علوم ارسال کرده اند و وزارتخانه نیز در مرحله تصمیم گیری برای تصویب طرح ها است. قبل از پایان سال بررسی طرح ها به اتمام می رسد و کار پرداخت اعتبار برای راه اندازی یادمان به دانشگاهها آغاز می شود. به گزارش خبرنامه امیرکبیر تاکنون در سه دانشگاه کشور، شریف، اصفهان و بهشتی، شهدای گمنام به خاک سپرده شده اند و وزارت علوم بنا دارد در اربعین سال جاری پروژه مشابهی را در دانشگاه شهرکرد پیاده کند. در نظرسنجی به عمل آمده توسط انجمن اسلامی شهرکرد عموم دانشجویان این دانشگاه با تدفین شهدا در دانشگاه مخالفند. چندی پیش اعلام شد تدفین شهدا در دانشگاه شهید بهشتی با همکاری انجمن اسلامی این دانشگاه انجام خواهد شد که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با تکذیب این مسئله، مخالفت خود را با این طرح اعلام کرد. به خاک سپردن شهدا در دانشگاه شریف، در اسفند سال ۸۴، موجب اعتراض شدید دانشجویان این دانشگاه شد که در نهایت با زد و خورد دانشجویان با نیروهای انصار، این نیروها موفق شدند پیکر شهدا را در دانشگاه شریف به خاک بسپارند.
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
کارگران ارومدشت ارومیه
براساس گزارشهای رسیده به آژانس خبری موکریان ، شرکت اروم دشت واقع درجاده دریای ارومیه حدود 9 ماه است که حقوق و مزایای کارگران خود را پرداخت نکرده و علیرغم مراجعات مکرر کارگران به خانه کارگر ، اداره کار ، استانداری و… برای دریافت دستمزد ماهیانه خود ، تاکنون پاسخ مناسبی به آنان داده نشده است. گفته می شود پرداخت نشدن حقوق و مزایای کارگران شرکت اروم دشت به مدت 9 ماه ، آنها را در تنگنای شدید مالی و معیشتی قرار داده است
hrwaiiran@gmail.com
ارسال شده توسط human rights watch active in iran در یکشنبه, فوریهٔ ۱۷, ۲۰۰۸ پیوندهای مربوط به این پیام
پیام‌های قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: پیام‌ها (Atom)
دربار ه ی ما
khooshe
human rights watch active in iran
خبرنامه ی دیدبان حقوق بشر فعال در ایران

عضويتلغو عضويت

Powered by WebGozar
پیوندها
گروه حقوق بين الملل بشر
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر
سازمان ملل متحد : نمایندگی تهران
سازمان گزارشگران بدون مرز
دیوان اروپایی حقوق بشر
انجمن ممنوعیت شکنجه
سازمان جهاني منع شکنجه
سازمان ديدبان حقوق بشر
کميسارياي عالي حقوق بشر
شبکه جهانی حقوق بشر
سازمان عفو بين الملل
سازمان ها و گروهای همکار با ما
آرشیو
▼ 2008 (109)
▼ March (8)
برخی نتایج در انتخابات
بابک زمانیان محاکمه شد
عفو بین الملل محکوم کرد
وضعیت یک زندانی سیاسی در اصفهان
نامه معلمین در اعتراض به حکم صادره فرزاد کمانگر
نامه فرزاد کمانگر به دانش اموزان
جنبش زنان همچنان در وحشت فعالیت میکند
نامه یک دانش اموخته قرانی
◄ February (43)
◄ January (58)
◄ 2007 (487)

اعلاميه ي جهاني حقوق بشر

از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد ، از آنجا که عدم شناسايي وتحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد ، از آنجا که اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ، از آنجا که مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر وضع زندگي بهتري به وجود آورند ، از انجاکه دولتهاي عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترک نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل اعلام مي کند تا جميع افراد و کليه ارکان اجتماع اين اعلاميه را دائماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهايي که در قلمرو آنها مي باشند ، تامين گردد .

ماده اول : تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند .
ماده دوم :
1) هر كس ميتواند بدون هيچ تمايز – خصوصاً از حيث رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ي ديگر و همچنين مليت و وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و كليه ي آزادي هايي كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است بهره مند گردد .
2) به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني كه شخص به آن تعلق دارد . خواه اين كشور مستقل ، تحت قيوميت يا خود مختار بوده و يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد .
ماده سوم : هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده چهارم : احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شكلي كه باشد ممنوع است .
ماده پنجم : احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد .
ماده ششم : هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده هفتم : همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و هر تحريكي كه براي اعمال چنين تبعيضي انجام شود از حمايت قانون برخوردار شوند .
ماده هشتم : در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق به وسيله ي قانون اساسي و يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر كس حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه را دارد .
ماده نهم : احدي را نمي توان خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد نمود .
ماده دهم : هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش بوسيله ي دادگاه مستقل و بي طرف ، منصفانه و علناً رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره ي حقوق و الزامات او و يا هر اتهام جزائي كه به او وارد شده باشد تصميم بگيرد .
ماده يازدهم :
1) هر كس كه به بزهكاري متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه در جريان يك دعواي عمومي كه كليه تضمين هاي لازم جهت دفاع او تامين شده باشد ، تقصير او قانوناً محرز گردد .
2) هيچ كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در موقع ارتكاب ، آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده است محكوم نخواهد شد . به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق ميگرفت در باره ي احدي اجرا نخواهد شد .
ماده دوازدهم : احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد . هر كس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد .
ماده سيزدهم :
1) هر كس حق دارد كه در داخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب كند .
2)هر كس حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد .
ماده چهاردهم :
1) هركس حق دارد در مقابل شكنجه ، آزار و تعقيب پناهگاهي جستجو كند و در كشورهاي ديگر پناه گزيند .
2) در مواردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتارهايي مغاير با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نميتوان از اين حق استفاده كرد .
ماده پانزدهم :
1) هر كس حق دارد كه داراي تابعيت باشد .
2) احدي را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد .
ماده شانزدهم :
1) هر زن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با يكديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند . در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي مي باشند .
2) ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود .
ماده هفدهم :
1) هر كس منفرداً يا بطور دسته جمعي حق مالكيت دارد .
2) احدي را نمي توان خودسرانه از حق مالكيت محروم نمود .
ماده هيجدهم : هر كس حق دارد كه از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.
ماده نوزدهم : هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد .
ماده بيستم :
1) هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد .
2) هيچكس را نميتوان مجبور به شركت در اجتماعي كرد .
ماده بيست و يكم :
1) هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود ، خواه مستقيماً و خواه از طريق نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد .
2) هر كس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد .
3) اساس و منشاء قدرت حكومت اراده ي مردم است . اين اراده بايد به وسيله ي انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تضمين نمايد .
ماده بيست و دوم : هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله ي مساعي ملي و همكاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمه ي مقام و نمو آزادانه ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدست آورد .
ماده بيست وسوم :
1) هر كس حق دارد كار كند ، كار خود را آزادانه انتخاب نمايد ، شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي كار خود خواستار باشد و در مقابل بيكاري مورد حمايت قرار گيرد .
2) همه حق دارند بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي اجرت مساوي دريافت كنند .
3) هر كس كه كار مي كند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق ميشود كه زندگي او و خانواده اش را موافق شئون انساني تامين كند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسايل ديگر حمايت اجتماعي تكميل نمايد .
4) هر كس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد يا در اتحاديه ها شركت كند .
ماده بيست و چهارم : هر كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص به محدوديت معقول ساعات كار و مرخصي هاي ادواري با اخذ حقوق ذيحق ميباشد .
ماده بيست و پنجم :
1)هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او ، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقص اعضاء ، بيوگي ، پيري يا تمام موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده ي انسان وسايل امرار معاش از دست رفته باشد ، از شرايط آبرومندانه ي زندگي برخوردار شود .
2) مادران و كودكان حق دارند از كمك و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند . كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كه همه از يكنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند .
ماده بيست وششم :
1) هر كس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد رايگان باشد . آموزش ابتدايي اجباري است . آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا كند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي كامل به روي همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره گيرند .
2) آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر فرد را به حد كمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادي هاي بشر را تقويت كند . آموزش و پرورش بايد حس تفاهم ، گذشت و احترام به عقيده ي مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه ي فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد .
3) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند .
ماده بيست و هفتم :
1) هر كس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شركت كند ، از فنون و هنر ها بهره گيرد و در پيشرفت علمي و فوائد آن سهيم باشد .
2) هر كس حق دارد از حمايت منافع مادي و معنوي آثار علمي ، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود .
ماده بيست وهشتم : هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي ، حقوق و آزادي هايي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند و آنها را به مورد اجرا گذارد .
ماده بيست و نهم :
1) هر كس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر كند .
2) هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديت هايي است كه به وسيله قانون و منحصراً به منظور تامين ، شناسايي و مراعات حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه ي دمكراتيك وضع گرديده است .
ماده سي ام : هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولت ، جمعيت يا فردي باشد كه به موجب آن بتوانند هر يك از حقوق و آزاديهاي مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرند يا در راه آن فعاليتي نمايند

منبع: سایت سازمان ملل.
___________________

اعلامية‌ كنفرانس‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر تهران‌

از 23 آوريل‌ تا 13 مه‌ 1968، در تهران‌ اجلاسيه‌اي‌ به‌ منظور بررسي‌ پيشرفت‌هاي‌ حاصله‌ طي‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ از تاريخ‌ تصويب‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر و تنظيم‌ برنامه‌اي‌ براي‌ آينده‌ برگزار شد. اين‌ همايش‌ به‌ بررسي‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در زمينه‌ بسط‌ و تشويق‌ احترام‌ به‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر، اختصاص‌ داشت‌ و در پايان‌ اعلام‌ داشت‌ كه‌:با در نظر داشتن‌ قطعنامه‌هاي‌ مصوب‌ كنفرانس‌ و با توجه‌ به‌ اينكه‌ برگزاري‌ سال‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر در زماني‌ انجام‌ مي‌گيرد كه‌ جهان‌ دستخوش‌ يك‌ رشته‌ تحولات‌ بي‌سابقه‌ است … با توجه‌ به‌ امكانات‌ جديدي‌ كه‌ در اثر پيشرفت‌ سريع‌ علوم‌ و تكنولوژي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ … با اعتقاد به‌ اينكه‌ در دولتي‌ كه‌ مناقشه‌ و توسل‌ به‌ خشونت‌ در بسياري‌ از نقاط‌ جهان‌ برقرار است‌ و حقيقت‌ همبستگي‌ متقابل‌ نوع‌ بشر و ضرورت‌ يكپارچگي‌ آنان‌ بيش‌ از پيش‌ مشهود است‌ …با اذعان‌ به‌ اينكه‌ صلح‌ جهاني‌ آرمان‌ بشر است‌ و اينكه‌ صلح‌ و عدالت‌ لازمه‌ حتمي‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ و آزاديهاي‌ اساسي‌ انسان‌، رسماً اعلام‌ مي‌دارد كه‌:1. لازم‌ است‌ اعضاي‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ تعهدات‌ خطير خود را در زمينه‌ بسط‌ و تشويق‌ احترام‌ به‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ عموم‌ افراد بشر، بدون‌ توجه‌ به‌ وجوه‌ امتياز از هر نوع‌ از جمله‌ نژاد، رنگ‌، جنس‌، زبان‌، مذهب‌، عقايد سياسي‌ و غيره‌ ايفا كنند.2. اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر مبين‌ تفاهم‌ مشترك‌ ملل‌ جهان‌ در زمينه‌ حقوق‌ غيرقابل‌ سلب‌ و نقض‌ عموم‌ اعضاي‌ خانواده‌ بشري‌ بوده‌ متضمن‌ تعهدي‌ براي‌ اعضاي‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ است‌.3. ميثاق‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ مدني‌ و سياسي‌، ميثاق‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌، اعلامية‌ راجع‌ به‌ اعطاي‌ استقلال‌ به‌ سرزمينها و ملل‌ مستعمره‌، عهدنامه‌ بين‌الملل‌ راجع‌ به‌ محو كليه‌ اشكال‌ تبعيض‌نژادي‌ و نيز عهدنامه‌ها و اعلاميه‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ در زمينه‌ حقوق‌ بشر به‌ ابتكار سازمان‌ ملل‌ متحد، كارگزاري‌هاي‌ تخصصي‌ و سازمان‌هاي‌ منطقه‌اي‌ بين‌الدولي‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ است‌، معيارها و تعهدات‌ جديدي‌ به‌ وجود آورده‌ كه‌ براي‌ كشورها لازم‌الرعايه‌ است‌.4. از بدو تصويب‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر سازمان‌ ملل‌متحد، پيشرفتهاي‌ چشمگيري‌ به‌ منظور تعيين‌ معيارهايي‌ براي‌ تمتع‌ از حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر و حمايت‌ آن‌ كرده‌ است‌. در اين‌ مدت‌، اسناد بين‌المللي‌ مهم‌ متعددي‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ ليكن‌ در زمينه‌ تحقق‌ حقوق‌ و آزاديهاي‌ مذكور، هنوز كارهاي‌ زيادي‌ بايد انجام‌ پذيرد.5. هدف‌ نخستين‌ سازمان‌ ملل‌متحد در زمينه‌ حقوق‌ بشر، برخورداري‌ يكايك‌ افراد از حداكثر آزادي‌ و حيثيت‌ است‌. براي‌ تحقق‌ اين‌ مقصود، قوانين‌ هر كشوري‌ بايد آزادي‌ بيان‌، آزادي‌ كسب‌ اطلاعات‌، آزادي‌ ايمان‌ و مذهب‌ و نيز حق‌ شركت‌ در حيات‌ سياسي‌، اقتصادي‌، فرهنگي‌ و اجتماعي‌ كشور را براي‌ عموم‌ افراد، صرفنظر از نژاد، زبان‌، مذهب‌ يا اعتقاد سياسي‌ تأمين‌ كند.6. كشورها بايد عزم‌ خود را مبني‌ بر اعمال‌ مؤثر اصول‌ راجع‌ به‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر كه‌ در منشور ملل‌ متحد و ساير اسناد بين‌المللي‌ به‌ وديعه‌ سپرده‌ شده‌ مؤكداً اعلام‌ دارند.7. موارد نقض‌ فاحش‌ حقوق‌ بشر در چارچوب‌ سياست‌ تنفرآور نژادپرستي‌ امري‌ است‌ كه‌ عميقترين‌ نگراني‌ها را در جامعه‌ بين‌المللي‌ پديد آورده‌ است‌. نژادپرستي‌ كه‌ به‌ منزله‌ جنايتي‌ عليه‌ انسان‌ محكوم‌ شده‌ همچنان‌ به‌ نحو جدي‌ صلح‌ و امنيت‌ بين‌المللي‌ را مختل‌ مي‌كند. از اين‌ رو بر جامعه‌ بين‌المللي‌ فرض‌ شده‌ است‌ كه‌ از هر وسيله‌ ممكن‌ براي‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ پليدي‌ استفاده‌ كند. مبارزه‌ عليه‌ نژادپرستي‌ مشروع‌ شناخته‌ مي‌شود.8. عموم‌ ملل‌ جهان‌ را بايد از پليدي‌هاي‌ تبعيض‌ نژادي‌ كاملاً آگاه‌ كرد. اين‌ ملل‌ بايد در پيكار با آن‌ شركت‌ جويند. اعمال‌ اصل‌ عدم‌ تبعيض‌، گنجانده‌ شده‌ در منشور ملل‌متحد، اعلامية‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر و ديگر اسناد بين‌المللي‌ در زمينه‌ حقوق‌ بشر، تكليفي‌ بسيار عاجل‌ را براي‌ بشريت‌ ـ چه‌ در سطح‌ بين‌المللي‌ و چه‌ در سطح‌ ملي‌ ـ متضمن‌ است‌. كليه‌ ايدئولوژي‌هاي‌ مبتني‌ بر برتري‌ نژادي‌ و نابرابري‌، بايد محكوم‌ شوند و در مقابل‌ آنان‌ ايستادگي‌ به‌ عمل‌ آيد.9. هشت‌ سال‌ تمام‌ پس‌ از صدور اعلاميه‌ مجمع‌ عمومي‌ راجع‌ به‌ اعطاي‌ استقلال‌ به‌ سرزمينها و ملل‌ مستعمره‌، مسائل‌ ناشي‌ از استعمار همچنان‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است‌. ضرورت‌ عاجل‌ دارد كه‌ كليه‌ كشورهاي‌ عضو با اركان‌ ذيربط‌ سازمان‌هاي‌ ملل‌متحد همكاري‌ كنند تا اقدامات‌ مؤثري‌ براي‌ تضمين‌ اجراي‌ كامل‌ اعلاميه‌ معمول‌ شود.10. موارد نقض‌ دامنه‌دار حقوق‌ بشر، ناشي‌ از تجاوز يا هر نوع‌ مناقشه‌ با پيامدهاي‌ اسفناكي‌ كه‌ در بر دارد، به‌ مصائب‌ ناگفتني‌ بشر منتهي‌ مي‌شود و واكنش‌هايي‌ را به‌ وجود مي‌آورد كه‌ امكان‌ دارد جهان‌ را گرفتار مخاصمات‌ روزافزون‌ كند. وظيفه‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ است‌ كه‌ در زمينه‌ محو اين‌ قبيل‌ بلايا همكاري‌ كنند.11. موارد نقض‌ فاحش‌ حقوق‌ بشر ناشي‌ از تبعيض‌ بر مبناي‌ نژاد، مذهب‌ و اعتقاد به‌ افكار بخصوص‌ يا بيان‌ آن‌ وجدان‌ بشريت‌ را جريحه‌دار مي‌كند و مباني‌ آزادي‌، عدالت‌ و صلح‌ را در جهان‌ به‌ مخاطره‌ مي‌افكند.12. شكاف‌ روزافزون‌ موجود بين‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ و در حال‌ توسعه‌ از نظر اقتصادي‌، مانع‌ تحقق‌ حقوق‌ بشر در جامعه‌ بين‌المللي‌ مي‌شود. ناكامي‌ دهه‌ توسعه‌ در نيل‌ به‌ هدف‌هاي‌ محدودي‌ كه‌ داشته‌ به‌ مراتب‌ بر ضرورت‌ اين‌ امر كه‌ هر كشوري‌ به‌ تناسب‌ امكانات‌ خود حد اعلاي‌ كوشش‌ ممكن‌ را براي‌ از ميان‌ برداشتن‌ اين‌ فاصله‌ مبذول‌ دارد مي‌افزايد.13. چون‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر غيرقابل‌ تفكيك‌اند، تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ مدني‌ و سياسي‌ بدون‌ بهره‌مندي‌ از حقوق‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ امكانپذير نيست‌. تأمين‌ پيشرفت‌ پايدار در زمينه‌ اعمال‌ حقوق‌ بشر بستگي‌ تام‌ به‌ اتخاذ سياست‌هاي‌ ملي‌ و بين‌المللي‌ صائب‌ و مؤثر در زمينه‌ توسعه‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ دارد.14. وجود متجاوز از هفتصد ميليون‌ تن‌ بيسواد در سراسر جهان‌، سد عظيمي‌ است‌ در راه‌ كليه‌ كوشش‌هايي‌ كه‌ به‌ منظور تحقق‌ هدفها و مقاصد منشور ملل‌ متحد و موازين‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر به‌ عمل‌ مي‌آيد. اقدام‌ بين‌المللي‌ به‌ منظور محو بيسوادي‌ از صحنه‌ گيتي‌ و بسط‌ تعليم‌ و تربيت‌ در كليه‌ سطوح‌، شايستة‌ توجه‌ عاجل‌ است‌.15. تبعيضي‌ كه‌ زنان‌ همچنان‌ در مناطق‌ مختلف‌ جهان‌ قرباني‌ آنند بايد از بين‌ برود. منزلت‌ مادون‌ براي‌ زنان‌ قائل‌ شدن‌، مغاير منشور ملل‌متحد و نيز موازين‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر است‌ و اعمال‌ كامل‌ مفاد اعلاميه‌ راجع‌ به‌ محو كليه‌ اشكال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ از الزامات‌ حتمي‌ پيشرفت‌ انسان‌.16. امر حمايت‌ خانواده‌ و كودك‌، همچنان‌ توجه‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ را به‌ خود معطوف‌ داشته‌ است‌. والدين‌ داراي‌ حق‌ اساسي‌ بشري‌ در زمينه‌ تصميم‌گيري‌ آزادانه‌ و همراه‌ با درك‌ مسئوليت‌ در مورد تعداد و فاصله‌ سني‌ فرزندان‌ خويش‌اند.17. آرمان‌هاي‌ نسل‌ جوان‌ در زمينه‌ پايه‌گذاري‌ دنيائي‌ بهتر كه‌ در آن‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر به‌ نحو كامل‌ اعمال‌ شود. بايد از نهايت‌ تشويق‌ برخوردار باشد. ضرورت‌ دارد كه‌ جوانان‌ در شكل‌ بخشيدن‌ به‌ آينده‌ بشر سهيم‌ باشند.18. در حالي‌ كه‌ كشفيات‌ علمي‌ و پيشرفتهاي‌ تكنولوژيكي‌ اخير، افق‌هاي‌ وسيعي‌ را از نظر پيشرفت‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ گشوده‌ است‌، چنين‌ تحولاتي‌ ممكن‌ است‌ به‌ رغم‌ اين‌ امر حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ افراد را به‌ مخاطره‌ افكند و از اين‌ رو مستلزم‌ مراقبت‌ پي‌گير است‌.19. خلع‌ سلاح‌ مي‌تواند منابع‌ انساني‌ و مادي‌ عظيمي‌ را كه‌ در حال‌ حاضر به‌ مقاصد نظامي‌ اختصاص‌ داده‌ شده‌ آزاد كند. اين‌ منابع‌ بايد در طريق‌ بسط‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ اساسي‌ بشر مصروف‌ شود. خلع‌ سلاح‌ عمومي‌ و كامل‌ يكي‌ از
والاترين‌ آرمان‌هاي‌ كليه‌ ملل‌ است‌.
__________________

منشور کورش کبیر- اولین اعلامیه حقوق بشر

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند . من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد . من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند . من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

___________________

کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده

کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده مصوبه 10 دسامبر 1984/ قطعنامه شماره 46/39 مجمع عمومي سازمان ملل متحدقدرت اجرائي کنوانسيون، 26 ژوئن 1987 کشورهاي طرف اين کنوانسيون (ميثاق) – با توجه به اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد که شناسائي حيثيت ذاتي و حقوق برابر و غير قابل انتقال تمام اعضاء خانواده بشري را مبناي آزادي، عدالت و صلح در جهان اعلام داشته است. – با توجه به اينکه حقوق مذکور از شان و منزلت ذاتي انسان سرچشمه گرفته است. – با توجه به تعهدات دولتهاي امضاء کننده منشور، بويژه ماده 55 آن که اعتلاي رعايت و حرمت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را متذکر ميشود. – با در نظر گرفتن ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده هفتم کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي که مقرر داشته است: هيچکس را نميتوان مورد آزار و شکنجه و يا مجازات و رفتارهاي ظالمانه و غير انساني قرار داد که سلب کننده حقوق مدني و اجتماعي فرد است. – با توجه به اعلاميه مجمع عمومي 9 دسامبر 1975 مبني بر حمايت انسانهائي که مورد شکنجه و اعمال ظالمانه غير انساني و رفتارهائي که باعث سلب حقوق مدني و اجتماعي آنها ميشود. – با آرزو و تلاش و تاثير گذاري بيشتر عليه شکنجه و ديگر اعمال وحشيانه و غير انساني و مجازات و رفتارهائي که حقوق انسانها را در سراسر جهان به مخاطره مي اندازد. ما امضاء کنندگان اين کنوانسيون، اصول زير را مي پذيريم: قسمت اول ماده اول 1- از نظر اين کنوانسيون شکنجه چنين تعريف مي گردد: هر عمل عمدي که بر اثر آن درد يا رنج شديد جسمي يا روحي عليه فردي به منظور کسب اطلاعات يا گرفتن اقرار از او و يا شخص سوم اعمال ميشود، شکنجه نام دارد. (همچنين) مجازات فردي به عنوان عملي که او يا شخص سوم انجام داده است و يا احتمال مي رود که انجام دهد، با تهديد و اجبار و بر مبناي تبعيض از هر نوع و هنگاميکه وارد شدن اين درد و رنج و يا به تحريک و ترغيب و يا با رضايت و عدم مخالفت مامور دولتي و يا هر صاحب مقام ديگر، انجام گيرد شکنجه تلقي ميشود. درد و رنجي که بطور ذاتي يا به طور تبعي لازم مجازات قانوني است، شامل (اين کنوانسيون) نميشود. 2- اين ماده خللی نسبت به اسناد بين المللی و يا (مصوبات) قوانين داخلي کشور ها که مفهوم وسيعتري براي شکنجه در نظر گرفته اند، وارد نميکند.بايد بر اساس همان مفهوم وسيعي که آن سند بين المللي و يا قانون داخلي در نظر گرفته است، عمل نمود. ماده دوم 1- هر دولت عضو اين کنوانسيون، موظف است اقدامات لازم و موثر قانوني اجرائي، قضائي و ديگر امکانات را جهت ممانعت از اعمال شکنجه در قلمرو حکومتي خود، بعمل آورد. 2- هيچ وضعيت استثنائي کشوری، مانند جنگ و يا تهديد به جنگ، بي ثباتي سياسي داخلي و يا هر گونه وضعيت اضطراري ديگر، مجوز و توجيه کننده اعمال شکنجه نمي باشد. 3- دستور و حکم مقام مافوق (حکومتي) و يا مرجع دولتي، نمي تواند توجيه کننده عمل شکنجه باشد. ماده سوم 1- هيچ دولت عضوي فردي را که جانش در خطر است و مورد شکنجه واقع خواهد شد را به دولتي که زمينه واقعي (چنين اعمالي را) دارد مسترد نخواهد کرد. 2- به منظور پايان دادن به ايجاد زمينه عمل شکنجه، مراجع شايسته و صلاحيت داري بايد در نظر گرفت ( تا بتوان بدين وسيله) دولتي که وجود نمونه هاي فاحش و آشکار و عملي شکنجه و نقض مداوم حقوق بشر در آن مشاهده ميشود را بررسي کنند. ماده چهارم 1- هر دولت عضوي مراقب و مطمئن خواهد شد که تمام انواع شکنجه تحت قوانين جنائي، جرم محسوب گردد و براي کسي که مبادرت به انجام شکنجه ميکند و يا کسي که در انجام اين عمل با او مشارکت و همکاري مي نمايد، جرم شناخته شود 2- هر دولت عضوی براي اين جرائم و با در نظر گرفتن نوع و اهميت آنها، کيفري مناسب تعيين خواهد کرد. ماده پنجم 1- هر دولت عضوی، اقدامات لازم و ضروري و اختيارات قانوني براي جرمهائي که راجع به ماده چهارم است را ( در دستگاه قضائي) خود به قرار زير انجام خواهد داد: الف: هنگاميکه جرمي در قلمرو قضائي و يا مرز دريايي و هوائي شناخته شده ( آن کشور)، انجام گرفته است. ب: هنگاميکه متهم شهروند آن کشور باشد. ج: هنگاميکه قرباني (شکنجه) شهروند آن کشور باشد و آن دولت آنرا تائيد نمايد. 2- هر دولت عضوي همچنين، اقدامات لازم را در جهت کسب اختيارات قانوني در نظام قضائي خود، بعمل خواهد آورد. اين اقدامات در مواردي است که جرمهائي در قلمرو قضائي آن کشور صورت گرفته است و فرد متهم به کشور متبوعش تسليم نشده است. طبق ماده هشتم بند اول، متهم به دولتهائي که نامشان ذکر شده است مسترد خواهد شد. 3- اين کنوانسيون از جرائم جنائي که در ارتباط با قوانين داخلي است مستثني نميباشد. ماده ششم 1- هر دولت عضوي فرد متهمي را که جرمي مطابق ماده 4 ( اين کنوانسيون) مرتکب شده است، بازداشت خواهد نمود و يا اقدامات ديگري جهت اطمينان از حضور متهم بعمل خواهد آورد. ( اين دولت) براي اطمينان از وضعيت متهم، اطلاعات موجود و قابل استفاده را مورد بررسي قرار خواهد داد و سپس حکم بازداشت و يا هر اقدام ديگري را مطابق قوانين خود انجام خواهد داد. اين بازداشت متهم بر حسب ضرورت، ممکن است براي مدتي ادامه داشته باشد تا روند جرم و استرداد مجرم، طي گردد. 2- دولت (مذکور) مقدمات تحقيق و رسيدگي (پرونده متهم) را فراهم خواهد کرد. 3- فردي که در بازداشت بسر ميبرد، حق خواهد داشت که طبق بند 1 اين ماده، بيدرنگ با نزديکترين نمايندگي دولت متبوعش تماس حاصل نمايد. اگر فرد بازداشتي تابعيتي نداشته باشد، او حق خواهد داشت که با نمايندگي کشوري که او در آنجا معمولا اقامت داشته است، تماس گيرد. 4- هنگاميکه دولتی فردي را طبق اين ماده بازداشت ميکند، مراتب امر را به دولتهائي که در ماده 5 بند 1 به آنها اشاره شده است، بيدرنگ اطلاع خواهد داد و شرايط و موقعيت بازداشتي فرد متهم را بازگو خواهد نمود. ماده هفتم 1- دولت عضوي که تحت قلمرو قضائي خود، فرد متهم در مطابقت با ماده 4 مرتکب جرمي شده است، با در نظر گرفتن ماده 5 عمل خواهد نمود. اگر ( آن دولت) فرد متهم را به ( دولت متبوعش) مسترد ننمايد، ميبايد پرونده متهم را به مراجع صلاحيت دار و شايسته بمنظور تعقيب قضائي واگذار نمايد. 2- مراجع ( صلاحيت دار) مذکور، مانند هر جرم عادي و در يک جريان طبيعي و جدي، تحت قوانين دولتي، نظر و تصميم خود را خواهند گرفت. مدارک قانوني و معتبر بنا به ماده 5 بند 2 براي پيگرد و تعقيب قانوني و محکوميت ضروري است. اين مدارک در تطابق با ماده 5 بند 1 مي بايست مستدل و محکم باشد، بطوريکه تعقيب قضائي را قابل اجرا گرداند. 3- هر فردي با توجه به اقامه دعوي جرمي که عليه او و در ارتباط با ماده 4 صورت گرفته است، ميبايست در تمام مراحل قضائي رفتاري مناسب با او تضمين گردد. ماده هشتم 1- دولتهاي عضو جرائم مربوط به ماده چهار که شامل استرداد مجرمين به کشور متبوعشان است و يا هر نوع اخراج و استردادي که آنها بوسيله قراردادهاي دوجانبه پذيرفته اند، تضمين خواهند کرد. 2- اگر دولت عضوي در خواست استرداد (متهمي) را از دولت عضو ديگر که معاهده اي را براي استرداد با اين دولت امضاء نکرده است، دريافت دارد، اين کنوانسيون بمثابه معاهده اي قانوني براي استرداد مجرمين بشمار مي رود. 3- دولتهاي عضوي که شرط استرداد را بنابر معاهده اي نپذيرفته اند، جرائم ( مربوط به شکنجه) را بمثابه جرائم قابل استرداد در قراردادهاي دوجانبه ملحوظ خواهند داشت و آنرا ( جرم شکنجه) همانند يک جرم قابل استرداد و قانوني از دولت عضوي خواستار ميشوند. 4- اين نوع جرائم (شکنجه) با هدف استرداد ضرورت دارد که بوسيله قرارداد دوجانبه اي بين کشورهاي عضو، انجام گردد. چنانکه قرارداد دوجانبه اي بين ( آنها) امضاء شده است، لازم است بنابه ماده 5 بند 1 و بر اساس اختيارات قضائي دولتها، نه فقط براي مکاني که جرم در آن بوقوع پيوسته است، باشد، بلکه شامل قلمرو دولتها نيز گردد. ماده نهم 1- دولتهاي عضو در فراهم کردن امکاناتي که در ارتباط با روند پيگيري جرائم و مجرميني که مشمول ماده چهار مي باشند، اقدامات لازم را بعمل خواهند آورد و نيز يکديگر را با ارائه شواهد و اسنادي که در اختيار دارند جهت پيگيري روند جرائم ياري خواهند رساند. 2- دولتهاي عضو، تعهدات خويش را بنابر بند 1 اين ماده مبني بر مساعدت هاي قضائي متقابل در بين خود عمل خواهند کرد. ماده دهم 1- هر دولت عضوي با توجه به ممنوعيت شکنجه به مجريان قانون، نيروهاي انتظامي (مدني) و نظامي، کارکنان خدمات پزشکي، کارمندان و ديگر افرادي که به نحوي در بازداشت، بازجويي و بازرسي (افراد دخالت دارند) و نيز هر رفتاري که موجب دستگيري، بازداشت و زنداني افراد ميشود، آموزشها و اطلاعات لازم را به آنها بدهند و مطمئن شوند که آنها از اين آموزشها و اطلاعات برخوردار خواهند شد. 2- هر دولت عضوي در قوانين و دستورات به فراخور وظائف و مسئوليتهاي افراد، ممنوعيت شکنجه را ملحوظ خواهد کرد. ماده يازدهم هر دولت عضوي موظف است بطور مرتب و منظم قواعد و روشهاي مربوط به بازجويي (بازپرسي) و ترتيبات راجع به نگهداري افراد را ( در بازداشتگاهها) انجام دهد. اين بازنگري و مراقبت شامل هر نوع دستگيري، زندان و در هر قلمروي که حوزه قضائي آن دولت است با در نظر گرفتن اصل ممنوعيت شکنجه ميباشد. ماده دوازدهم هر دولت عضوي موظف است ترتيب اطمينان بخشي بدهد تا اگر قراين معقولي بر انجام عمل شکنجه در مکان و يا در قلمرو قضائي آن دولت وجود داشت، مقامات صلاحيت دار بيدرنگ و بيطرفانه به آنها رسيدگي نمايند. ماده سيزدهم هر دولت عضوي موظف است حق شکايت فردي را که عنوان ميکند او در قلمرو قضائي آن دولت مورد شکنجه قرار گرفته است را محفوظ بدارد و شکايت او را بيدرنگ و بيطرفانه به مقامات صلاحيت دار جهت رسيدگي ارجاع دهد و نيز مطمئن گردد که شکايت کننده و شاهدان از تهديد هائي که نتيجه عمل آنهاست در امان خواهند بود. ماده چهاردهم 1- هر دولت عضوی موظف است از طريق نظام قانوني خود ترتيب اطمينان بخشي بدهد که قرباني شکنجه حق گرفتن خسارت و جبران غرامت مناسب (عادلانه) و کافي داشته باشد. اين جبران شامل اعاده وضع اوليه قرباني شکنجه تا حد امکان نيز هست. هر گاه فردي بر اثر شکنجه بميرد، جبران خسارات شامل بستگان او ميگردد. 2- هيچ موردي از اجراي اين ماده مبني بر اعاده حقوق قرباني شکنجه و افراد ديگري که بنا بر قوانين کشوري غرامت به آنها تعلق ميگيرد، جلوگيري نخواهد کرد. ماده پانزدهم هر دولت عضوي موظف است به نحوي اطمينان حاصل نمايد که اقرار در اثر شکنجه به هيچ وجه مدرک محسوب نخواهد شد و نمي توان آن مدارک را به جز در مورد شخص شکنجه گر و در جهت پيگرد او به لحاظ ارتکاب جرم، مورد استناد قرار داد. ماده شانزدهم 1- هر دولت عضوي متعهد است که در قلمرو قضائي خود اعمال وحشيانه، غير انساني و رفتارهاي تحقيرکننده و مجازات هائي را که مشمول تعريف شکنجه و ماده يک اين کنوانسيون نيست و اين اعمال به تحريک و ترغيب و يا با رضايت و عدم مخالفت مامور دولتي و يا هر صاحب مقام ديگر انجام ميگيرد، جلوگيري بعمل آورد. اين تعهدات بويژه، تعهداتي است که در مواد 13- 12- 11 و 10 مبني بر تعويض و جايگزيني افرادي که در عمل شکنجه و يا ديگر اعمال وحشيانه غير انساني و رفتارهاي تحقيرآميز و مجازاتهاي خشن آمده است. 2- مقررات اين کنوانسيون نسبت به مقررات، اسناد بين المللي و قوانين ملي که اعمال وحشيانه و غير انساني و رفتارهاي تحقيرآميز که مربوط به استرداد يا اخراج ميباشد و ممنوع اعلام کرده اند، خللي وارد نخواهد کرد. قسمت دوم ماده هفدهم 1- يک کميته ضد شکنجه تاسيس خواهد شد( از اين پس در اين کنوانسيون کميته ناميده ميشود) و وظائفي که در مواد بعدي به آنها اشاره خواهد شد را عهده دار است. اين کميته از 10 کارشناس عاليرتبه که برخوردار از صلاحيت اخلاقي و شايستگي در زمينه حقوق بشر مي باشند، تشکيل خواهد شد. آنها با صلاحيت شخصي خود انجام وظيفه مي نمايند(نه به عنوان نماينده دولت متبوع خويش) همچنين اين کارشناسان بوسيله دولتهاي عضو و با رعايت تقسيمات عادلانه جغرافيائي و نيز همکاريهاي سودمندانه و تجربيات حقوقي آنها انتخاب خواهند شد. 2- اعضاء کميته بوسيله راي مخفي و از فهرست نامزدهائي که دولتهاي عضو تعيين کرده اند، انتخاب ميگردند. دولتهاي عضو در نظر خواهند داشت که افراد سودمند و کساني از اعضاء کميته حقوق بشر تحت نظارت پيمان بين المللي حقوق مدني و سياسي و نيز افرادي که مايل به خدمت در کميته ضد شکنجه باشند را نامزد نمايند. 3- انتخابات اعضاء کميته با دعوت به گردهمائي دبير کل سازمان ملل متحد از دولتهاي عضو و در هر دو سال يکبار انجام خواهد گرفت. حد نصاب در اين گردهمائي، شرکت دوسوم کشورهاي عضو مي باشد. افرادي که حائز اکثريت آراء از طرف نمايندگان حاضر دولتهاي عضو باشند انتخاب خواهند شد. 4- اولين انتخابات نبايد بيشتر از 6 ماه پس از لازم الاجرا شدن اين کنوانسيون به درازا بکشد. براي انتخابات حداقل 4 ماه پيش از تاريخ انجام آن، دبير کل سازمان ملل متحد، از دولتهاي عضو، بوسيله نامه دعوت خواهد نمود که نامزدهاي خود را براي عضويت در کميته ظرف 3 ماه معرفي کنند. دبير کل سازمان ملل فهرستي بترتيب حروف الفباء از افرادي که نامزد شده اند با ذکر کشورهائي که آنان را معرفي کرده اند، تهيه و به دولتهاي عضو ارسال خواهد داشت. 5- اعضاء کميته براي مدت 4 سال انتخاب ميشوند و در صورتي که مجددا نامزد شوند، تجديد انتخاب آنها مجاز خواهد بود. ليکن مدت زمان پنج عضو کميته منتخب در اولين انتخابات در پايان 2 سال منقضي ميشود. نام اين 5 عضو پس از اولين دوره انتخابات با قيد قرعه و بوسيله رئيس جلسه مذکور، بنا بر بند 3 اين ماده معين ميگردد. 6- اگر عضوي از اعضاء کميته فوت کند و يا استعفا دهد و يا به هر دليل ديگري نتواند انجام وظيفه کند، دولت عضوي که اين فرد را نامزد کرده بود، شخص کارشناس ديگري که تبعه آن کشور باشد را جهت جايگزيني و خدمت تعيين ميکند و تصويب او را با اکثريت آراء از دولتهاي عضو خواستار ميگردد. دولتهاي عضو تصويب (عضو جديد) را مورد بررسي قرار خواهند داد، اگر نصف يا بيشتر آنها راي منفي به اين تصويب دهند، مراتب امر به اطلاع دبير کل سازمان ملل خواهد رسيد تا در خلال 6 هفته فرد ديگري معرفي و تعيين گردد. 7- دولتهاي عضو، مسئوليت هزينه هاي اعضاء کميته را در هنگام انجام وظيفه متقبل خواهند شد. ( اصلاحيه – به تصميم عمومي 111/47، 16 دسامبر 1992 شرايط تصويب رجوع شود) ماده هيجدهم 1- کميته، هيات رئيسه خود را براي مدت 2 سال انتخاب خواهد کرد، آنها مي توانند مجددا انتخاب شوند. 2- کميته آئين نامه داخليش را خود تنظيم ميکند. مقررات اين آئين نامه به قرار زير خواهد بود: الف- حد نصاب رسميت جلسات حضور 6 عضو است. ب- تصميمات کميته با اکثريت آراء اعضاء حاضر اتخاذ ميگردد. 3- دبير کل سازمان ملل متحد، کارمندان و امکانات لازم و مورد احتياج را جهت اجراي موثر وظائفي که کميته بموجب اين کنوانسيون بعهده دارد، در اختيار کميته خواهد گذاشت. 4- دبير کل سازمان ملل متحد اعضاي کميته را براي تشکيل نخستين جلسه دعوت ميکند. پس از آن، کميته در اوقاتي که در آئين نامه داخلي آن پيش بيني شده است، تشکيل جلسه خواهد داد. 5- دولتهاي عضو مسئوليت ( پرداخت) هزينه هائي که در ارتباط با گردهمائي هاي دولتهاي عضو کميته و هزينه هائي که بوسيله سازمان ملل در اين مورد پرداخت ميشود، مانند هزينه کارمندان و تهيه امکانات بنابر بند 3 اين ماده را بعهده خواهند داشت. ( اصلاحيه – به تصميم مجمع عمومي 111/47، 16 دسامبر 1992، شرايط تصويب رجوع شود) ماده نوزدهم 1- دولتهاي عضو بواسطه دبير کل سازمان ملل، اقداماتي که در جهت اجراي تعهداتشان طبق اين کنوانسيون انجام داده اند را به کميته تقديم مينمايند. ( نخستين گزارش) يکسال پس از لازم الاجرا شدن کنوانسيون براي دولت عضو بايد به کميته ارائه گردد و از آن پس دولتهاي عضو گزارشات تکميلي و اقدامات جديد خود در اين زمينه را هر چهار سال يکبار تقديم ميدارند. 2- دبير کل سازمان ملل اين گزارشات را به دولتهاي عضو ارسال خواهد داشت. 3- هر گزارشي مورد بررسي و رسيدگي کميته قرار خواهد گرفت و کميته نظرات و پيشنهادات عمومي خود را نسبت به گزارش به دولتهاي مربوط اعلام ميدارد. دولت عضو مزبور ميتواند پاسخها و نظرات خود را به کميته اعلام نمايد. 4- کميته بنابر صلاحديد خود ممکن است نظرات و پيشنهاداتي که در ارتباط با بند 3 اين ماده و مربوط به دولت عضو مذبور است و ملاحظات خود و نظر دولتها را در گزارش سالانه خود و بر طبق ماده 24 به مجمع عمومي ارائه دهد. اگر دولت عضو مزبور در خواست يک رونوشت از اين گزارش را نمايد، کميته طبق بند 1 اين ماده اين درخواست را اجابت مي نمايد. ماده بيستم 1- اگر کميته اطلاعات موثق و قابل اعتمادي دريافت نمايد که بوضوح نشان دهد در قلمرو يکي از دولتهاي عضو به طور منظم شکنجه وجود دارد، کميته دولت مربوط را دعوت ميکند که براي رسيدگي و بررسي اين موضوع همکاري نمايد و در پايان نظرات خود را با توجه بر اطلاعات مزبور، ارائه خواهد داد. 2- با توجه به نظراتي که دولت عضو ممکن است به کميته ارائه دهد و نيز اطلاعات قابل استناد ديگر که کميته را به معتبر بودن اين اطلاعات متقاعد کرده است، کميته ممکن است يک يا چند عضو خود را براي رسيدگي و تحقيق بطور محرمانه مامور کند تا بي درنگ گزارشي براي کميته تهيه نمايند. 3- با انجام اين تحقيقات، بنابر بند 2 اين ماده، کميته از دولت عضو مربوط خواهد خواست که در اين مورد همکاري نمايد. با توجه به تحقيقات انجام شده و توافق با دولت عضو ذيربط، بازديد ( و مسافرت) از قلمرو آن دولت بعمل خواهد آمد. 4- کميته بعد از رسيدگي و تشخيص نظرات عضو و يا اعضاء و با توجه به بند 2 اين ماده، نظرات و تشخيص آنها را همراه با پيشنهادات و ارزيابي خود و با در نظر گرفتن موقعيت به دولت عضو مربوط، منتقل خواهد کرد. 5- تمام مراحل ( تحقيق و بررسي) که از طرف کميته انجام ميگيرد، بنابر بند 1 تا 4 اين ماده، محرمانه خواهد بود. همچنين در تمام مراحل تحقيق و رسيدگي، دولت عضو ذيربط به همکاري خواسته ميشود. پس از تکميل روند تحقيقات و با توجه به بند 2، کميته با مشورت دولت عضو مربوط، ممکن است تصميم بگيرد که خلاصه اي از نتايج تحقيقات را با توجه به ماده 24، در گزارش سالانه خود ( به مجمع عمومي) منعکس نمايد. ماده بيست و يکم 1- هر دولت عضو اين کنوانسيون، بموجب اين ماده هر زمان اعلام نمايد که صلاحيت کميته را براي دريافت و رسيدگي به شکايات دائر بر ادعاي هر دولت عضو که دولت عضو ديگر کنوانسيون تعهدات خود را طبق مواد اين ميثاق انجام نمي دهد، برسميت بشناسد. بموجب اقدامات عملي که در اين ماده قرار دارد، شکاياتی قابل دريافت و رسيدگي خواهد بود که توسط دولت عضو صلاحيت کميته را نسبت به خود شناسائي و اعلام کند. هيچ شکايتي مربوط به يک دولت عضو اين کنوانسيون که چنين اعلامي نکرده باشد بنابر اين ماده از طرف کميته پذيرفته نخواهد شد. نسبت به شکايات که بموجب اين ماده دريافت ميشود، بترتيب زير اقدام خواهد شد: الف – اگر يک دولت عضوي تشخيص دهد که دولت عضو ديگري به مقررات اين کنوانسيون ترتيب اثر نمي دهد، ميتواند بوسيله نامه، توجه آن دولت عضو را جهت رسيدگي بموضوع جلب کند. در ظرف 3 ماه پس از دريافت اطلاعيه، دولت دريافت کننده، توضيح يا هر گونه اظهار کتبي ديگر دائر بر روشن کردن موضوع را در اختيار دولت فرستنده اطلاعيه خواهد گذارد.توضيحات و اظهارات مزبور تا حد امکان شامل اطلاعاتي در مورد آئين دادرسي طبق قوانين داخلي آن کشور و آنچه که براي بهبودي آن بعمل آمده يا در جريان رسيدگي است يا آنچه در اين مورد قابل اصلاح است، خواهد بود. ب – اگر موضوعات به ترتيبي باشد که رضايت هر دو دولت عضو پس از دريافت اولين اطلاعيه و در ظرف 6 ماه جلب ننمايد، هر يک از طرفين حق خواهد داشت با ارسال اخطاريه اي به کميته و به دولت مقابل، موضوع را پيگيري نمايد. ج – کميته با توجه به اين ماده فقط پس از اينکه برايش محقق شد که اقدامات چاره جويانه و قابل اصلاح طبق قوانين داخلي دو کشور، به نتيجه اي نرسيده است و دو دولت از حل موضوع بر طبق اصول متفق حقوق بين المللي عاجز مي باشند، آنگاه بموضوع مرجوعه رسيدگي خواهد کرد. اين قاعده در مواردي که رسيدگي به شکايات بنحوي از راههاي قانوني غير معقول و طولاني باشد و يا کمک موثر به فردي که طبق اين ميثاق قرباني خشونت محسوب ميشود، غير محتمل و بعيد بنظر رسد، اجرا نخواهد شد. د – کميته در مواقع رسيدگي به شکايت هاي دريافتي، بنابر اين ماده جلسات محرمانه تشکيل خواهد داد. ه – با رعايت مقررات بند (ج)، کميته بمنظور حل دوستانه موضوع مورد اختلاف و بر اساس احترام به تعهداتي که در اين کنوانسيون ارائه شده است، کمکهاي قابل اجراي خود را در اختيار دولتهاي عضو مربوط خواهد گذارد. بدين منظور، در زمان مقتضي، کميته يک کميسيون حل اختلاف تخصصي تعيين خواهد کرد. و – کميته بنا بر اين ماده، در کليه اموري که به آن ارجاع شود ميتواند از دولتهاي طرف اختلاف موضوع زير بند ( ب) هر گونه اطلاعات مربوط را خواستار گردد. ز – دولتهاي عضو مربوط موضوع زير بند ( ب) حق خواهند داشت هنگام رسيدگي بموضوع در کميته، نماينده اي داشته باشند و ملاحظات خود را بطورشفاهي و يا کتبي اظهار دارند. ح – کميته موظف است در مدت 12 ماه پس از تاريخ دريافت اخطاريه بنا به زير بند ( ب) گزارش بدهد: 1) اگر راه حلي بنا به مقررات زير بند (ه) حاصل شده باشد، کميته گزارش خود را به يک خلاصه گزارش منحصر خواهد کرد. 2) اگر راه حلي بنابر مقررات زير بند (ه) حاصل نشود کميته در گزارش خود بشرح قضايا مختصرا اکتفا خواهد کرد. (همچنين) متن صورت مجلس ملاحظات کتبي و شفاهي دولتهاي عضو، ضميمه گزارش خواهد شد. در هر مورد، گزارشي به دولتهاي عضو مربوط ابلاغ خواهد شد. 2- مقررات اين ماده هنگامي قابل اجرا خواهد بود که پنج دولت عضو کنوانسيون، بنا بر بند 1 اين ماده اعلاميه هاي پيش بيني شده را داده باشند. اعلاميه هاي مذکور نزد دبير کل سازمان ملل سپرده خواهد شد و رونوشت آن براي ساير کشورهاي عضو کنوانسيون ارسال خواهد شد. اعلاميه ممکن است در هر زمان بوسيله اخطاريه دبير کل سازمان ملل بازپس گرفته شود. اين استرداد به رسيدگي مسئله، موضوع يک شکايت که قبلا بموجب اين ماده ارسال شده باشد، خللي وارد نميکند. هيچ شکايت ديگري پس از دريافت اخطاريه استرداد اعلاميه به دبير کل پذيرفته نمي شود مگر آنکه دولت عضو مربوط اعلاميه جديدي داده باشد. ماده بيست و دوم 1- يک دولت عضو اين کنوانسيون مي تواند بموجب اين ماده در هر زمان صلاحيت کميته را براي دريافت و رسيدگي شکايات افرادي که مدعي قرباني خشونت توسط يک دولت عضو اين ميثاق هستند، به رسميت شناسد و آنرا اعلام دارد. هيچ شکايتي از دولت عضوي که چنين اعلامي نسبت به آن صورت نگرفته است از جانب کميته قابل پذيرش نخواهد بود. 2- کميته شکايات بدون نام و يا ناسازگار با مقررات کنوانسيون را بنا بر اين ماده و يا شکاياتي که در مقام سوء استفاده از اين حق مطرح شده است را نخواهد پذيرفت. 3- با رعايت مقررات بند 2، کميته بنا بر اين ماده ضمن رسيدگي کردن به شکايات دولت عضوي که متهم به تخلف از مفاد اين کنوانسيون است، توجه آنرا نيز طبق بند 1 به اين شکايات جلب ميکند. در ظرف 6 ماه پس از وصول شکايات دولت متهم به تخلف، توضيحات کتبي و اظهاراتي مبني بر روشن نمودن موضوع و يا بهبودهائي که توسط آن کشور انجام گرفته است را به کميته ارائه خواهد داد. 4- کميته شکايات را بنا بر اين ماده و طبق اطلاعات روشن موجود که به نيابت فرد يا بوسيله عضو مربوط دريافت ميکند، مورد بررسي و رسيدگي قرار خواهد داد. 5- کميته به شکاياتي که از طرف فرد و بنا بر اين ماده دريافت ميکند، مورد رسيدگي قرار نخواهد داد مگر اينکه براي کميته محقق شود که: الف – موضوع شکايت در ارگانهاي بين المللي ديگر مطرح و مورد رسيدگي قرار نگرفته است. ب – فرد (شکايت کننده) از تمام اقدامات چاره جويانه در مراجع ذيصلاح داخلي نتيجه اي نگرفته است. همچنين در مواردي که طي طريق شکايت بنحو غير معقول طولاني گشته است و با کمک موثر بر فردي که طبق اين ميثاق قرباني خشونت شناخته ميشود، غير محتمل و بعيد بنظر رسد. 6- کميته در مواقع رسيدگي به شکايات دريافتي، بنابر اين ماده جلسات محرمانه تشکيل خواهد داد. 7- کميته نظرات خود را به دولت عضو مربوط و فرد(شکايت کننده) منعکس خواهد نمود. 8- مقررات اين ماده هنگامي قابل اجرا خواهد بود که پنج دولت عضو کنوانسيون اعلاميه هاي پيش بيني شده در بند اول اين ماده را داده باشند. اعلاميه هاي مذکور توسط دولت عضو، نزد دبير کل سازمان ملل به امانت سپرده خواهد شد. دبير کل سازمان ملل، رونوشت آنرا براي ساير دولتهاي طرف ميثاق ارسال خواهد داشت. اعلاميه ممکن است در هر زمان، بوسيله اخطاريه به دبير کل مسترد گردد، اين استرداد به رسيدگي هر مسئله، موضوع شکايتی که قبلا بموجب اين ماده ارسال شده بود، خللي وارد نمي کند. ماده بيست و سوم اعضاء کميته و کميسيونهاي مشاورين متخصص که بنا به ماده 21 بند 1(ه) انتصاب ميشوند، سزاوار برخورداري از امتيازات و مصونيتهائي در ماموريت هاي سازمان ملل، خواهند بود. اين موارد در قسمتهاي مربوط به کنوانسيون و بر اساس امتيازات و مصونيتهاي سازمان ملل قرار خواهد گرفت. ماده بيست و چهارم کميته بموجب اين کنوانسيون، فعاليتهاي خود را در يک گزارش سالانه تقديم دولتهاي عضو و مجمع عمومي سازمان ملل متحد خواهد نمود. قسمت سوم ماده بيست و پنجم 1- اين کنوانسيون براي امضاء تمام دولتها مفتوح است. 2- اين کنوانسيون موکول به تصويب دولتها استاصلاح ” تصويب” در پيمان نامه ها و پروتکل هاي بين المللي، به اين معنا است که تصويب بايد طبق قانون اساسي و يا مراجع صلاحيت دار مثل مجلس شورا و در داخل کشور، انجام شود اسناد تصويب ها يا الحاق، نزد دبير کل سازمان ملل به امانت سپرده خواهد شد. ماده بيست و ششم اين کنوانسيون براي الحاق تمام کشورها به آن مفتوح خواهد بود. الحاق دولتها بوسيله سند الحاق که نزد دبير کل سازمان ملل سپرده خواهد شد، صورت ميگيرد. ماده بيست و هفتم 1- اين کنوانسيون 30 روز پس از سپرده شدن بيستمين سند تصويب يا الحاق نزد دبير کل سازمان ملل متحد، قدرت اجرائي پيدا خواهد کرد. 2- براي هر دولتي که پس از سپرده شدن بيستمين سند تصويب يا الحاق، اين کنوانسيون را تصويب کند و به آن بپيوندد، کنوانسيون 30 روز بعد از تاريخ سپرده شدن سند تصويب يا الحاق آن دولت، قدرت اجرائي ( براي آن دولت) پيدا خواهد کرد. ماده بيست و هشتم 1- هر دولتي ممکن است در زمان امضاء يا تصويب اين کنوانسيون يا الحاق، اعلام دارد که صلاحيت کميته را براي (وظائفي که) در ماده 20 ارائه شده است، به رسميت نمي شناسد. 2- هر دولت عضوي که شرط و حق محفوظي را در ارتباط با بند 1 اين ماده قائل شده است، در هر زمان ميتوان آنرا بوسيله نوشتن يادداشت به دبير کل سازمان ملل متحد، استرداد کند. ماده بيست و نهم 1- هر دولت عضو اين کنوانسيون ميتواند اصلاحيه اي به آن، پيشنهاد کند و متن آنرا نزد دبير کل سازمان ملل بسپارد. دبير کل هر طرح اصلاحي پيشنهادي را براي دولتهاي عضو اين ميثاق ارسال خواهد داشت و از آنها درخواست خواهد کرد که به او اعلام دارند آيا با تشکيل کنفرانسي از دولتهاي عضو بمنظور رسيدگي و گرفتن راي در باره طرحهاي پيشنهادي موافق هستند؟ در صورتيکه حداقل يک سوم دولتهاي عضو خواهان تشکيل چنين کنفرانسي باشند، دبير کل کنفرانس را تحت نظر و توجهات سازمان ملل تشکيل خواهد داد. هر اصلاحي که مورد قبول اکثريت دولتهاي حاضر عضو و راي دهنده در کنفرانس قرار گيرد، بوسيله دبير کل به تمام کشورهاي عضو براي پذيرفتن، ارسال خواهد شد. 2- اصلاحيه پذيرفته شده با توجه به بند 1 اين ماده، هنگامي قدرت اجرائي پيدا خواهد کرد که دو سوم دولتهاي عضو اين کنوانسيون، به دبير کل سازمان ملل متحد اطلاع دهند که آنها بر طبق قانون اساسي خودشان آنرا پذيرفته اند. 3- وقتي مفاد اصلاحي قدرت اجرائي پيدا کردند، براي دولتهاي عضو که آنرا پذيرفته اند، لازم الاجرا ميگردد. ديگر کشورهاي عضو به مقررات اين کنوانسيون و هر گونه اصلاحاتي که پذيرفته اند، ملزم خواهند شد. ماده سي ام 1- هر مشاجره و اختلافي که بين دو دولت عضو و يا بيشتر در مورد تفسير يا کاربرد اين کنوانسيون بوجود آيد و آنها نتوانند اين اختلاف را طي مذاکرات بين خود حل نمايند، با درخواست يکي از آنها اين اختلاف به (هيئت) داوري وحکميت واگذار خواهد شد. اگر پس از 6 ماه يعني از زمانيکه درخواست به هيئت واگذار شده است، دولتها قادر به پذيرفتن راي هيئت حکميت نيستند، هر کدام از طرفين موضوع ميتوانند اين اختلاف را به دادگاه دادگستري بين المللي ارجاع دهند. 2- هر دولتي ميتواند در زمان امضاء اين کنوانسيون يا الحاق آن اعلام دارد که خود را موظف به اجراي بند 1 اين ماده نمي داند. دولتهاي عضو ديگر با احترام به هر کشوري که اين حق و شرط را براي خود محفوظ داشته اند، خود را موظف به اجراي بند 1 اين ماده، در مورد آن کشور نمي دانند. 3- هر دولت عضوي که شرط و حق محفوظي را در ارتباط با بند 2 اين ماده قائل شده است، در هر زمان مي تواند آنرا بوسيله يادداشت به دبير کل سازمان ملل متحد، مسترد کند. ماده سي و يکم 1- يک دولت عضو ميتواند در هر زمان اين کنوانسيون را از طريق يادداشت کتبي به دبير کل سازمان ملل، فسخ نمايد و خروج خود را از اين کنوانسيون ( که در واقع عدم تعهد خود به آن است) را اعلام دارد. يکسال پس از دريافت اين يادداشت به دبير کل انصراف و خروج قطعي و لازم الاجرا خواهد شد. 2- اين فسخ و انصراف، تاثيري بر تعهدات دولت عضو نسبت به اعمالي که قبل از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج انجام داده است، نخواهد داشت و مانع ادامه رسيدگي کميته که قبل از آن تاريخ شروع شده، نمي شود. 3- پس از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج از کنوانسيون، کميته ديگر نسبت به دولت خارج شده، رسيدگي اي را انجام نخواهد داد. ماده سي و دوم 1- دبير کل سازمان ملل متحد تمام دولتهاي عضو سازمان ملل و دولتهائي که اين کنوانسيون را امضاء کرده اند و يا به آن پيوسته اند را مطلع خواهد کرد که : الف: امضاء ها، مصوبات (اسناد تصويب) و الحاق ها را بنا بر ماده 25 و 26 ب: تاريخ به اجرا درآمدن اين کنوانسيون طبق ماده 27 و تاريخ لازم الاجراي اصلاحات طبق ماده 29 ج: انصراف و فسخ دولتها طبق ماده 31 ماده سي و سوم 1- متنهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسه، روسي و اسپانيائي اين کنوانسيون، داراي اعتباري يکسان مي باشند و آنها نزد دبير کل سازمان ملل متحد به امانت سپرده خواهند شد. 2- دبير کل سازمان ملل متحد رونوشت گواهي شده اين کنوانسيون را براي تمام کشورها ارسال خواهد داشت.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان زندانيان سياسى ٢

27 Nov

http://roozshomar-iran.blogspot.com/2009/02/1386_225

Friday, 30 April 2010

اول ماه مه٬ روز حضور قدرتمند ما در صف باشکوه اعتراض و مبارزه برای آزادی كارگران زندانى و تمامى زندانیان سیاسی است
وحشت جمهوری اسلامی در آستانه روز جهانی کارگر!

هر سال با فرا رسیدن اول ماه مه روز همبستگی بین المللی کارگری جمهوری اسلامی جنون آسا به جامعه خون می پاشد٬ سال گذشته در سپیده دم اول ماه مه دلارا دارابی را به قتل رساند تا در سایه برپا کردن چوبه دار٬ وحشت و زبونی خود را پنهان کند. با حمله به فعالین کارگری دهها نفر از آنان را بازداشت کرد. امسال نیز در آستانه اول ماه مه٬ با هجوم به تشکلهای معلمان و کارگران چنگال خونینش را به جامعه نشان میدهد. زبونانه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت٬ مانع گسترش اعتراضات کارگران٬ معلمان و مردم شود.

طبق اخبار منتشر شده همایون جابری از فعالین سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در شرایطی کاملا غیر انسانی بعد از گذشت قریب به ده ماه از بازداشتش در روز اول ماه مه سال گذشته در بیرون از پارک لاله توسط ماموربن وزرات اطلاعات٬ در شعبه چهارده دادگاه انقلاب اسلامی توسط محمد تقوی یکی از قضات دست نشانده رژیم اسلامی بجرم واهی اخلال و برهم زدن امنیت کشور به یکسال حبس قطعی و سه سال حبس تعلیقی محکوم گردید!. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 07:15 0 comments
Thursday, 29 April 2010

دستگیری دو معلم در آستانه روز معلم
دويجه وله : صبح روز چهارشنبه، هشتم اردیبهشت ماموران وزارت اطلاعات با مراجعه به خانه‌های علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان و محمد بهشتی لنگرودی سخنگوی این کانون ،آنها را دستگیر کردند.برخی از وبلاگ‌های معلمان نیز فیلتر شده‌اند.

تنها چهار روز مانده به بزرگداشت روز معلم، دو معلم و عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی روز شنبه چهارم اردیبهشت به دادگاه فراخوانده شده بودند. این دو با حضور در دادگاه به سوالات قاضی پاسخ داده و سپس به منازل خود بازگشتند.

اما ساعت ۸ صبح چهارشنبه هشتم اردیبهشت، ماموران وزارت اطلاعات به طور هم‌زمان به منازل این دو معلم رفته و آنها را با خود بردند.

پیمان عطار وکیل مدافع آقای باغانی در گفت و گو با دویچه وله ضمن تایید این خبر از علت این بازداشت اظهار بی اطلاعی کرد.

آقای عطار به دویچه وله گفت که پرونده قبلی موکلش که مربوط به سال ۱۳۸۵ می‌شده با صدور حکم بسته شده است و وی نمی‌داند این بار آقای باغانی به چه علت ابتدا احضار و سپس بازداشت شده است Read more!
Posted by Roya Bahraini at 12:13 0 comments
پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی کارگر
با شرکت هر چه گسترده تر در مراسم اول ماه مه به دفاع از حق حیات انسانی خود بر خیزیم

اول ماه مه روز جهانی کارگر در پیش است، این روز، روز همبستگی بین المللی طبقه کارگر و روز اعتراض جهانی ما کارگران به فقر و فلاکت و ستمی است که نظام سرمایه داری بر ما تحمیل کرده است.

در این روز کارگران در ابعادی میلیونی در نقاط مختلف جهان دست از کار میشکند، چرخهای تولید را میخوابانند، به خیابانها می ریزند و متحدانه فریاد برابری خواهی و رهایی از مشقات نظام سرمایه داری را سر میدهند.

اما اینجا در ایران، طبقه حاکم از یک سو با سرکوب هر گونه مراسم مستقل کارگری در روز جهانی کارگر و از سوی دیگر با توسل به نهادهای فرمایشی و براه انداختن مراسمهای دولتی، امکان برگزاری مراسم اول ماه مه را از طبقه کارگر ایران سلب کرده است.

مقابله با برگزاری مراسم های مستقل کارگری در اول ماه مه و به زندان افکندن و وارد کردن ضربات تازیانه بر گرده کارگران شرکت کننده در مراسم روز جهانی کارگر، تنها گوشه کوچکی از بی حقوقی مطلق و مصائب بی شماری است که سیستم سرمایه داری در ایران بر طبقه کارگر تحمیل کرده است. . Read more!
Posted by Roya Bahraini at 12:10 0 comments
احضار جعفر عظیم زاده به شعبه 26 دادگاه انقلاب

شعبه 26 دادگاه انقلاب طی احضاریه ای کتبی جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران را به دادگاه فراخواند در این احضاریه به دلایل احضار عظیم زاده به دادگاه اشاره ای نشده است و طبق این احضاریه ایشان می باید روز 18 خرداد ماه در جلسه دادگاه حاضر شود.
جعفر عظیم زاده در مراسم اول ماه مه سال گذشته به همراه حدود 150 نفر دیگر در پارک لاله تهران دستگیر و بمدت 53 روز در زندان اوین در بازداشت بسر برد. لازم به یادآوری است ماههای آخر سال گذشته نیز آقایان محمد اشرفی، علیرضا ثقفی و محسن ثقفی به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه 88 به دادگاه احضار و در دادگاه بدوی هر کدام به ترتیب به یکسال، سه و دوسال زندان تعزیری محکوم شدند و همایون جابری نیز به یکسال زندان تعلیقی محکوم شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن صدور احکام زندان برای شرکت کنندگان در مراسم اول ماه مه سال گذشته، احضار جعفر عظیم زاده را به دادگاه در آستانه فرا رسیدن روز اول ماه، سیاستی در راستای اعمال فشار بر فعالین کارگری جهت به تمکین واداشتن آنان برای عدم شرکت و دخالت در مراسم اول ماه مه ارزیابی میکند و آن را قویا محکوم میکند.
از نظر ما برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و شرکت کارگران در این مراسم، حق مسلم و یکی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی طبقه کارگر است و ما همدوش با کارگران در سراسر جهان، امسال نیز روز جهانی کارگر را هر چه با شکوه تر گرامی خواهیم داشت و اعتراض خود را به فقر و فلاکت و نابرابری فریاد خواهیم زد.
زنده باد اول ماه مه
اتحادیه آزاد کارگران ایران- هفتم اردیبهشت ماه 88
http://www.etehade.com
k.ekhraji@gmail.com
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 12:09 0 comments
كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى
در ادامه فعاليتهاى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در جهت انعكاس وضعيت زندانيان سياسى و جلب حمايت مردم, روز سه شنبه ٢٧ آوريل جلسه سخنراني در دانشگاه گولدسميت در لندن انگلستان برگزارشد۔

اين جلسه توسط عفو بين الملل گولد سميت, دانشجويان براى همبستگى ايران و كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى مشتركا برگزار شد۔
در اين جلسه ابتدا كارل دروت از طرف ” دانشجويان براى همبستگى ايران” صحبت كرد؛ وى ضمن معرفى گروهشان به اهميت ضرورت فعاليت در رابطه با ايران و بلاخص دانشجويان اشاره كرد۔ سپس شيوا محبوبى سخنگوى كميته به تفصيل در مورد وضعيت زندانيان سياسى و شكنجه هايى كه در زندان اعمال ميشود صحبت كرد۔ در اين بخش شيوا همچنين به مقاومت و اشكال اعتراضى زندانيان سياسى در زندان, مبارزات مردم و مشخصا خانواده هاى زندانيان سياسى و گسترش خواست آزادى زندانيان سياسى اشاره كرد۔ وى در رابطه با حمايتهاى بين المللى و ضرورت تشديد فشار بر رژيم اسلامى و اقدامات در اين زمينه صحبت كرد۔ در خاتمه شيوا محبوبى از شركت كنندگان خواست كه به كمپين براى آزادى زندانيان سياسى بپيوندند۔

در ادامه جلسه در رابطه با وضعيت زندانيان سياسى در ايران, اقدامات عملى در حمايت از آنها و برنامه هاى آتى بحث و تبادل نظر شد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى
٢٧ آوريل ٢٠١٠

.
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 12:06 0 comments
Monday, 26 April 2010

ترس و وحشت آخوند از سرنگونی رژیم

Read more!
Posted by Roya Bahraini at 10:08 0 comments
بى خبرى مطلق از زندانى سياسى محکوم به اعدام
آژانس ايران خبر: عزيز محمد زاده به اتهام ا قدام عليه امنيت ملى و محاربه با خدا در دادگاه شهر سقز به اعدام محکوم شد. نامبرده فرزند على و 26 سال سن دارد .و اهل شهر بانه که در تاريخ 21/7/ 1388 توسط نيروهاى امنيتى اين شهر دستگير و به بازداشت گاه شهر بانه منتقل ميشود که بعد از 3 ماه آزار و شکنجه هاى شديد به زندان شهر سقز انتقال ميابد .
اداره اطلاعات شهر بانه و سقز پس از دستور مصادره اموال عزيزمحمدزاده فعال کرد محکوم به اعدام ، وى را از داشتن وکيل نيز محروم کرده اند. پس از صدور حکم اعدام براى عزيز محمدزاده خانواده وى برايش وکيل ميگيرند که پس از مراجعه وکيل و خانواده ، دادگاه شهر سقز به آنها ميگويد که به دستور وزارت اطلاعات ، عزيزمحمدزاده اجازه وکيل ندارد.
عزيز محمدزاده فعال كرد محكوم به اعدام كه به اعتراض به حكم اعدام خود دست به اعتصاب غذا زده بود توسط نيروهاى امنيتى از سلول انفرادى زندان شهر سقز به سلول انفرادى اطلاعات اين شهر منتقل ميشود.آنهم در شرايطى که در اعتصاب غذا بسر ميبرد و دچار خون ريزى داخلى شده بود . و هيچ گونه خبرى از مکان و اوضاع وى در دست نيست.
از سوى ديگر بنا به‌ اعلام يكى از نزديكان اين فعال محکوم به‌ اعدام، وى طى مدت زمان بازداشت در بازداشت گاه اداره‌ى اطلاعات بانه، زيز شديدترين شكنجه هاى ممكن بوده و هم اكنون در وضعيت نامشخصى به‌ سر مى برد و خطر مرگ هر لحظه وى را تهديد ميكند. و با مراجعه مکرر خانواده نامبرده تاکنون هيچ گونه خبرى از محل نگهدارى و اوضاع وى دريافت نکرده اند.
. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 10:02 0 comments
نامه يک زندانی سياسی محکوم به اعدام به دبير کل ملل متحد
رياست محترم سازمان ملل متحد جناب آقای بان کی مون،
با سلام و نهايت ادب و احترام خدمت شما رياست محترم سازمان ملل به استحضار حضرت عالی می رسانم اينجانب مهدی اسلاميان روشنفکر و مدافع حقوق بشر و زندانی سياسی که مدت 2 سال است بی گناه تحمل حبس می نمايم و مدت يک سال است در سلولهای مخوف و انفرادی بند 209 زندان اوين زير شديدترين شکنجه ها قرار داشتم و تمامی اين سختيها را به جرم برادر بودن متحمل شدم .
طبق گفته های نادرست معاون امنيت دادستان دادگاه انقلاب پايتخت ايران تهران به اتهام محاربه، افساد فی ارض ،عضويت در انجمن پادشاهی ،تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ايران ،کمک مالی موثر به گروهای ضد انقلاب بی دليل و بدون هيچ دليل و مدرکی و اعترافی توسط قاضی به اعدام محکوم شدم .
و هم اکنون در برابر چوبه دار ايستاده ام و سه نفر از هم بندانم بخصوص برادر کوچکم (محسن اسلاميان 19 ساله) در تاريخ 21 / 2 / 1388 در شيراز اعدام شدند و مابقی هم بندانم در زندان اوين بدون هيچ دليل و مدرکی متحمل کيفر شديم .
. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 10:01 0 comments
سه فعال صنفی معلمان در آستانه روز معلم بازداشت شدند
کلمه: سه نفر از معلمان و فعالان صنفی معلمان توسط اداره اطلاعات همدان بازداشت شدند.

به گزارش کلمه، براساس گزارش های دريافتي، اطلاعات همدان از آقايان علی نجفی و محمد خانی و سعيد جهان آرا طی تماس های تلفنی به صورت جداگانه خواسته شده بود که خود را ساعت ۸ صبح روز شنبه به اداره اطلاعات معرفی نمايند .

اين افراد با حضور در اداره اطلاعات همدان با بازجويی های طولانی مواجه شدند و در نهايت به بازداشتگاه های انفرادی اداره اطلاعات منتقل شدند و تا زمان مخابره اين خبر از وضعيت آنها اطلاعی در دست نيست .
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 10:00 0 comments
Sunday, 25 April 2010

ليست شماره يک اسامى زندانيان محکوم و محکومان به زندان
– سامان آتشک – تبليغ بهاييت – محل نگهدارى : زندان مرکزى سنندج – محکوميت : 1 سال حبس تعزيرى
2 – رشيد آخکندى – محاربه – محل نگهدارى : زندان مرکزى سنندج – محکوميت : اعدام
3 – هلمت حسن آذر پور – فعال سياسى – محل نگهدارى : زندان مرکزى مهاباد – محکوميت : 15 سال حبس تعزيرى
4 – سروت آذرنيوش – عضويت در احزاب کردى – محل نگهدارى : زندان مرکزى اروميه – محکوميت : 1 سال و نيم حبس تعزيرى
5 – يوسف آرساز – عضويت در احزاب کردى – محل نگهدارى : زندان مرکزى اروميه – محکوميت : 7 ماه حبس تعزيرى
6 – حميد آرغيش – فعال فرهنگى -هويت طلب ترک – محل نگهدارى : زندان خوى – محکوميت : 1 سال حبس تعزيرى
7 – رضا آغه ميرى – نامعلوم – محل نگهدارى : زندان مرکزى سنندج – محکوميت : 16 ماه حبس تعزيرى
8 – حسن آقا جانى – جاسوسى – محل نگهدارى : زندان اوين – محکوميت : حبس ابد
9 – هدايت الله آقايى – اخلال در نظم عمومى – محل نگهدارى : زندان اوين – محکوميت : 2 سال و شش ماه حبس
10 – محمد امين آگوشى – محاربه – محل نگهدارى : زندان اروميه – محکوميت : اعدام
11 – احمد آلبوغيش – فعال سياسى عرب – محل نگهدارى : زندان کارون اهواز – محکوميت : 6 سال
12. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:30 0 comments
زندگی نامه عبدالرضا قنبری معلم و مدرس دانشگاه محکوم به اعدام
عبدالرضا قنبری نويسنده، معلم و استاد دانشگاه اواخر سال گذشته از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

بنا بر اطلاع گزارشگران هرانا، عبدالرضا قنبری معلم پاکدشتی که روز دوشنبه 14 دی ماه 88 در دفتر دبيرستان مدرس حصار امين پاکدشت و در حين انجام تدريس توسط 5 تن از مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 در زندان اوين منتقل شد پس از گذشت يک ماه توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب محاکمه و به اعدام محکوم شده است.
متن زير مختصری از زندگی نامه اين معلم اعدامی است که اشاره ای به فعاليت های فرهنگی نامبرده نيز دارد.
. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:28 0 comments
تجمع شبانه تعداد زيادی از خانواده های دستگير شدگان در مقابل زندان اوين
بنابه گزارشات رسيده به “فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران” ده ها نفر از خانواده ها ی زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين تجمع کردند و خواستار آزادی فوری و بی قيد وشرط عزيزان خود شدند.
روز شنبه 4 ارديبهشت ماه از حوالی ساعت 20:45 خانواده های زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين تجمع کردند و خواستار آزادی عزيزان خود شدند . خانواده ها عليرغم بارندگی به تجمع اعتراضی خود ادامه دادند و هر لحظه که اين تجمع ادامه می يافت بر تعداد تجمع کنندگان افزوده می شد.
خانواده ها بدليل بارندگی در زير پل تجمع کرده بودند. تعداد زيادی از خانواده ها عليرغم سپردن وثيقه برای عزيزانشان ولی هفته ها است که از آزادی آنها خوداری می کنند.همچنين در ميان زندانيان سياسی تعدادی هستند که زمان بسيار کوتاهی به پايان محکوميت آنها باقی مانده است ولی بازجويان وزارت اطلاعات از آزادی آنها ممانعت می کنند.
تجمع اعتراضی خانواده ها تا لحظه انتشار خبر همچنان ادامه دارد و گفته می شود اين تجمعات در روزهای آينده ادامه خواهد يافت.
فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران
04 ارديبهشت 1389 برابر با 24 آپريل 2010

Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:26 0 comments
اسامى کارگران جانباخته حوادث پس ازانتخابات درسال 88
آژانس ايران خبر:اسامى زير ,اسامى شهداى راه آزادى است كه درحوادث پس ازانتخابات درسال 88 به شهادت رسيدند , با گلباران مزار آنها در بهشت زهرا يادشان را در آستانه روز كارگر گرامى بداريم .
محمود رئيسى نجفى كارگر
بهمن جنابى خوش ,19 ساله ,كارگر لوله كش و تاسيسات لوازم برقى
احمد نجاتى , فرزند على , 22 ساله , كارگر كه با ضربات باطوم به شهادت رسيد
سجاد قائد رحمتى , اهل درود لرستان , كا رگر
حسين اختر زند , اهل اصفهان , كارگر
فرزاد جشنى 19 ساله , فرزند جعفر , اهل ايلام , كه براى كا ر به تهران رفته بود .
ابوالفضل عبدللهى , برق كار , بر اثر اصابت گلوله به سر ش به شهادت رسيد
سعيد عباسى , 28 ساله , در اثر شليك گوله جانيان به شهادت رسيد
ميثم عبادى , 17 ساله , كارگر فرش فروش در فلكه صادقيه با اصابت گلوله به شكمش به شهادت رسيد

عباس ديسناد , كارگر بازارى , 48 ساله در اثر ضربات باتون بر سرش به شهادت رسيد
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:25 0 comments
کابوس دانشجويان زندانی رهایم نمی‌کند، گفت‌وگوی نوشابه اميری با محمد ملکی
صدای “استاد” رنگ بيماری گرفته، قدرت کلامش اماهمچنان برجاست: “به عنوان پيام به مسئولين جمهوری اسلامی، به گردانندگان امور می گويم ۳۰ سال خشونت کرديد، بياييد يک سال هم محبت کنيد، دانشجويان را آزاد کنيد، ببينيد نتيجه بهتری می گيريد يا نه.” اين را دکتر محمد ملکی، اولين رئيس دانشگاه تهران می گويد که پس از سومين دور زندانی بودن در جمهوری اسلامی، کابوس شب هايش اين است: “جوانان و دانشجويان ما که در زندان ها هستند؛ به آنهاحکم های عجيب و غريب می دهند. اين دردناک است. از بيماری جسمی گذشته؛ اين وضعيت روانم را برهم می ريزد؛ رنج آورست.”
قصد اين بود که از دکتر ملکی، استاد قديمی دانشگاه تهران در مورد وضعيت فعلی اش بپرسيم، او اما ترجيح داد درباره دانشجويان حرف بزند. جوانانی که نام آنها را نمی دانيم اما: “فرض کنيد شعاری دادند در دفاع از آزادی، در دفاع از حقی که در انتخابات برای خود قائل بودند؛ لازمه اش اين مدت زندان است؟”
براساس آخرين اطلاعات، وکلای دکتر ملکی مدارکی در مورد بيماری وی به قاضی ارائه کرده و خواستار تعويق محاکمه وی شده اند؛ محاکمه ای که قرار بود امروزبرگزار شود و با اين اتهامات: “توهين به رهبری”، “اقدام عليه امنيت ملی”، “ارتباط با منافقين”، “محاربه” … . Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:18 0 comments
سه شنبه ٢٧ آپريل ٢٠١٠>> شرايط زندانيان سياسى در ايران>> سخنرانى در كالج گولدسميت در لندن انگلستان‏
سخنرانى در كالج گولدسميت در لندن انگلستان

شرايط زندانيان سياسى در ايران

زمان: سه شنبه ٢٧ آپريل ٢٠١٠

مكان : Goldsmiths College, Lewisham Way, New Cross, London SE14 6NW

http://www.gold.ac.uk/find-us/

سخنرانان:

كارل دروت: دانشجويان لندن در همبستگى با ايران

شيوا محبوبى: كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

روزالين وارن: عفو بين الملل كالج گولدسميت Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:15 0 comments
برنامه “براى آزادى زندانيان سياسى”

برنامه راديويى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى, در شهر گوتنبرگ سوئد آغاز به كار كرد
يكشنبه هر هفته ساعت ١١ الى ١٢ ظهر به وقت اروپاى مركزى
روى موج FM فركانس 102.6 مگاهرتز در شهر گوتنبرگ سوئد پخش ميشود
جهت دسترسى به اين برنامه در ساير نقاط دنيا به سايت اينترنتى http://www.gnf.nu مراجعه كرده و روى لينك 102.6 مگاهرتز كليك كنيد
تهيه كننده و مجرى برنامه: نازنين صديقى
ايملهاى تماس:
nazmoa@msn.com
freepoliticalprisoners@gmail.com
0046 31 3351251 / 0046 31 3351252 / 0046 704914072 تلفنهاى تماس:
فاكس : 0046 31 3351259

Read more!
Posted by Roya Bahraini at 04:13 0 comments
Monday, 19 April 2010

CFPPI
يورش گارد زندان و رفتارهای وحشيانه رئيس بند با زندانيان و گوشمالی او توسط زندانيان
________________
وضعيت جسمی نامناسب رضا خندان نويسنده دربند
________________
قتل دو زندانی توسط نيروهای گارد ويژه زندان اروميه
_________________
نقض حق قانونی تفکيک جرايم در بند زنان اوين
_________________
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،صبح امروز فعال دانشجوئی نادر احسنی از دستگیر شدگان 16 آذر 1386 برای اجرای محکومیت سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان دستگیر و به قرنطینه زندان اوین منتقل شد.
__________________
درگیری شدید زندانیان زندان گوهردشت با مزدوران رژیم
___________________
بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران”،روز گذاشته نیروهای گارد زندان به سالن 3 بند1 زندان گوهردشت یورش بردند و زندانیان را مورد اذیت و آزار قرار داد که منجر به زد و خورد زندانیان با رئیس بند 1 حسن آخریان و متواری شدن وی شد.
روز یکشنبه 29 فروردین ماه حوالی ساعت 08:00 صبح نیروهای گارد زندان به زندانیان بی دفاع یورش بردند و تحت عنوان بازرسی زندانیان را با شیوه ای وحشیانه ای به محوطه زندان منتقل کردند. سپس نیروی گارد زندان اقدام به تخریب و ضبط وسائل شخصی زندانیان نمودند. این یورش تا ساعت 11:00 ادامه داشت
__________________.
سه سال و نیم زندان و پنجاه ضربه شلاق برای یک زندانی سیاسی

سایت کلمه: حکم محمد نوری زاد صبح روز شنبه در شعبه ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی از طرف قاضی پیرعباسی به وکیل نوری زاد آقای علیزاده طباطبایی ابلاغ شد. به گزارش خبرنگار “کلمه” در این حکم محمد نوری زاد به سه و نیم سال زندان همراه با پنجاه ضربه شلاق محکوم شده است . متهم بیست روز مهلت دارد تا به این حکم اعتراض کند

محمد نوری زاد به دلیل سه نامه به رهبری و مقاله ای در نقد سخنان جناحی رییس قوه قضایه ۱۲۰ روز پیش بازداشت شده است که ۷۰ روز آن را در انفرادی بوده. وی در حال حاضر در بند ۲۴۰ و در یک سلول سه نفره اسیر است . نوری زاد صد و شش روز گذشته را در اعتراض به بازداشت غیر قانونی و برخورد توهین آمیز بازجوها روزه سیاسی گرفته است
_________________________
شکنجه فعالین شهر یاسوج طی مدت بازداشت
بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” فعالین دانشجوئی و حقوق بشری دستگیر شده در شهر یاسوج علیرغم آزادی از زندان ولی تحت فشارهای مستمر بازجویان وزارت اطلاعات در این شهر قرار دارند.
فعالین دانشجوئی و حقوق بشری شهر یاسوج که از روز 13 بهمن با یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به منازلشان دستگیر و به سلولهای انفرادی منتقل شدند. در طی این یورشهای وحشیانه تعدادی از فعالین شهر یاسوج که اسامی آنها به قرار زیر است بازداشت شدند: آقای اردوان قرائتی 13 بهمن دستگیر و بعد از مدتی آزاد شد،حسن اکوانیان همزمان دستگیر و پس از یک هفته آزاد شد.رضا اکوانیان 13 بهمن دستگیر و تا 22 بهمن در زندان بسر برد. محمد طاهر اکوانیان که ساکن دهدشت بود زمان یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل حاضر نبود و موفق به دستگیری او نشدند
______________________
وضعیت نامساعد روحی و جسمی فعال دربند حقوق زنان
خبرگزاری هرانا – محبوبه کرمی، فعال حقوق بشر و زنان و از همکاران سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در شرایط روحی و جسمی نامناسبی در بند 2 الف نگهداری می شود.
بنا بر اطلاع گزارشگران هرانا، خانم محبوبه کرمی از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعال حقوق زنان که درپی سناریو سازی دستگاه امنیتی برای فعالان حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند ماه سال گذشته توسط اطلاعات سپاه بازداشت و به بند 2 الف منتقل شده است، به دلیل ابتلا به بیماری آنفولانزا و عدم رسیدگی پزشکی در وضعیت جسمی نا مساعدی بسر می برد.
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 11:27 0 comments
فعال دانشجويی نادر احسنی دستگير و به زندان اوين منتقل شد
بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،صبح امروز فعال دانشجوئی نادر احسنی از دستگير شدگان 16 آذر 1386 برای اجرای محکوميت سنگين و غير انسانی 1 سال زندان دستگير و به قرنطينه زندان اوين منتقل شد.
روز دوشنبه 30 فروردين ماه فعال دانشجويی نادر احسنی از دستگير شدگان 16 آذر 1386 پس از مراجعه به دادگاه انقلاب دستگير و به قرنطينه زندان اوين منتقل شد.نادر احسنی در شعبه 28 داداگاه انقلاب توسط محمد مقيسه ای معروف به ناصريان از اعضای کمسيون قتل عام زندانيان سياسی سال 1367 به حکم سنگين و غير انسانی 1 سال زندان محکوم شده بود.او روز 12 بهمن طی احظاريه ای برای به اجرای در آوردن حکم سنگين و غير انسانی به اجرای احکام دادگاه انقلاب احضار شده بود.
نادر احسنی در پی يورشهای گسترده بهمن ما 88 همراه با خواهرش الهام احسنی دستگير شد و چند هفته در بند مخوف 209 بسر برد. در طی مدت بازداشت شکنجه گر معروف و يکی از سربازجوی وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوين با نام مستعار علوی آنها را تحت شديدترين شکنجه های جسمی و روحی قرار داد .علوی همچنين در طی بازجوئيهای طولانی و طاقت فرسا آنها را مورد رذيلانه ترين توهينها و تهديدات قرار داد. Read more!
Posted by Roya Bahraini at 11:10 0 comments
Friday, 16 April 2010

زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا می‌زنند
گروهی از زندانیان سیاسی اوین با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان، از روز اول اردیبهشت دست به اعتصاب غذا می‌زنند. زندانیان گوهردشت نیز از وضعیت نامناسب آب آشامیدنی این زندان می‌گویند.
.
زندانیان سیاسی زندان اوین با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که به منظور رسیدگی به خواست‌هایشان از روز اول اردیبهشت دست به روزه سیاسی می‌زنند. به گزارش وبسایت‌های خبری، این زندانیان با اعتراض به وضعیت بلاتکلیف بسیاری از دستگیرشدگان و نیز صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای گروهی دیگر، خواستار پایان دادن به این روند شده‌اند.

در بخشی از بیانیه‌ی زندانیان سیاسی خطاب به ملت ایران آمده است: «آگاه باشید ما سبز اندیشان محبوس در زندان اوین، در اعتراض به این رفتارهای غیر قانونی، غیر شرعی و غیر انسانی حاکمیت در جریان دستگیری‌ها، بازداشتها و محاکمه‌ها و اکنون نگهداری فرزندانتان در وضعیت معیشتی‌، بهداشتی، رفاهی و تفریحی که گاه بسیار نازلتر از وضعیت مشابه برای محکومان عادی و حتی جنایتکاران، قاچاقچیان و… است، از ابتدای اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ روزه سیاسی و شرعی خود را بصورت گسترده و زمان بندی شده آغاز خواهیم کرد‌و در صورت عدم رسیدگی به مطالبات خود و درخواست‌های زیر، اقدام‌های خویش را در خرداد ماه بسط و گسترش خواهیم داد».

در ادامه، خواستهای زندانیان به این صورت اعلام شده است: «لغو و تقليل احكام صادره عليه زندانيان سياسی، امنيتی و مطبوعاتی در دادگاه‌های فرمايشی پس از خرداد ۸۸، آزادی فوری كليه بازداشت‌شدگان تا زمان برگزاری دادگاه‌ها با قيد وثيقه و كفالت، رعايت اصل ۱۶۸ قانون اساسی در كليه محاكم، رسيدگی به روند غيرقانونی و غيرعادلانه بازجويی‌ها، دادرسی‌ها و مجازات متخلفان در تمامی سطوح و بهبود وضعيت غذايی، بهداشتی، رفاهی و تفريحی كليه زندانيان و بازداشت شدگان».­

مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی باید علنی و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت گیرد.

نامه شبنم مددزاده از زندان

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: شبنم مددزاده دانشجوی زندانی از شکنجه‌هایی که در طول یک سال بر او و برادرش اعمال شده سخن گفته استهم‌زمان با انتشار بیانیه زندانیان اوین در اعتراض به وضعیت نامناسب زندانیان، شبنم مددزاده دانشجوی زندانی نیز نامه‌ای را منتشر کرده است.

در این نامه با اشاره به شکنجه‌های جسمی و روحی بر این دانشجو و برادر زندانی‌اش، شرح جلسات دادگاه آمده و در بخشی از آن چنین نوشته شده: «دادگاه با حضور نماينده دادستان و بازجوهای اطلاعات برگزار می‌شود. کيفرخواست خوانده می‌شود. اتهامات، محاربه و تبليغ عليه نظام … در مقابل اين اتهامات اجازه دفاع از ما سلب می‌شود. در مقابل دفاعيات فرزاد که من در مراحل بازجويی شکنجه شدم، مرا مورد ضرب وشتم قرار دادند، قاضی آثار شکنجه را می‌خواهد! و اين در حالی است که يک سال از بازداشت ما می‌گذرد. در طول يک سال هر زخمی التيام می‌يابد الا زخم روح! اما کيست که آن را بشنود يا ببيند؟! در مقابل اعتراض ما قاضی جواب داد مشت و لگد که شکنجه محسوب نمی‌شود».

(متن این نامه را می‌توانید در لینک زیر بخوانید)

شبنم مددزاده روز اول اسفند ماه ۱۳۸۷ در حالی که قصد شرکت در جلسه شورای دفتر تحکیم وحدت را داشت از دانشگاه تربیت معلم تهران خارج اما در میانه‌ی راه دستگیر شد.

ساعت ۳ بعدازظهر همان روز با برادر وی فرزاد مددزاده تماس گرفته و گفته شد برای تحویل خواهرش به کلانتری رجایی‌شهر کرج برود. اما فرزاد مددزاده نیز پس از این مراجعه بازداشت شد.

شبنم مددزاده در نامه‌ی خود نوشته است که به علت فشارهای واردشده بر پدرش در این یک سال و نیز رفتار بد ماموران قضایی و امنیتی با وی، بینایی یک چشم پدر این دو دانشجو از بین رفته است.

وضعیت نامناسب سایر زندانیان اوین

گزارش‌های رسیده از اوین حاکی از وضعیت جسمانی بد برخی از زندانیان سیاسی این زندان است. بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران که از هفتم دی ماه در بازداشت به سر می‌برد، یکی از این زندانیان است.

مسعود آقایی همسر این زندانی در گفت و گو با سایت جرس اعلام کرده که همسرش از روز ۱۵ اسفندماه مجددا تحت بازجویی‌های شدید و بی‌وقفه قرار گرفته است. آقایی که روز ۲۶ فروردین موفق به دیدار با همسرش شده گفته که خانم مفیدی دچار لرزش‌های غیرقابل کنترل دست و سر شده و پزشک زندان اکیدا توصیه کرده که وی مورد معاینه پزشک اعصاب و روان قرار گیرد.

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در اثر بازجوهایی‌های مداوم دچار لرزش بی‌اختیار دست و سر شده استهمچنین خانم مفیدی از دخترانش خواسته تا از انجام هرگونه مصاحبه خودداری کنند.

مهدی محمودیان روزنامه‌نگار و عضو جبهه مشارکت نیز زندانی دیگری است که خبر وخامت حال او به بیرون زندان منتقل شده. مادر وی اعلام کرده که این زندانی دچار عفونت شدید ریه شده است.

عیسی سحرخیز و عمادالدین باقی نیز دو زندانی دیگری هستند که خانواده‌های آنان اعلام کرده‌اند از وضعیت نامناسب جسمی برخوردارند. به گفته‌ی خانواده‌های این دو زندانی، عمادالدین باقی در زندان دچار حمله تنفسی شده و عیسی سحرخیز نیز به دلیل اعتصاب غذا دچار افت وزن و ضعف شدید شده است.

آب آلوده در زندان گوهردشت

پایگاه خبری فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران گزارش داده که آب آشامیدنی زندان گوهردشت کرج (رجایی‌شهر) از اواخر اسفندماه به دلیل نشت فاضلاب آلوده شده است.

بر اساس این گزارش طی روزهای گذشته ۲۰ نفر از زندانیان بند یک این زندان به بهداری منتقل شده‌اند.

همچنین بهداری زندان به زندانیان اعلام کرده که از نوشیدن آب زندان خودداری کنند و برای آشامیدن از آب معدنی فروشگاه زندان استفاده کنند.

این در حالی است که بسیاری از زندانیان قادر به خرید آب معدنی نیستند و ناچارند از آب زردرنگ و آلوده زندان بیاشامند.
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 21:34 0 comments
Wednesday, 14 April 2010

دوشنبه 5 آپريل۲۰۱۰ —- مرسده قايدى — اخبار , مصاحبه با مرجان افتخارى در راب,طه با زندان , مصاحبه با شهناز كايدپور دختر مادر مرواريد يكى از مادران خاوران
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 09:55 0 comments
دوشنبه 12 آپريل 2010—- شيوا محبوبى — اخبار, مصاحبه با مادر فرزاد كمانگر, نامه فرزاد كمانگر, ٢ مصاحبه در رابطه با زندانيان سياسى
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 09:54 0 comments
Tuesday, 13 April 2010

یازده نفر در سه روز در ايران اعدام شدند. مطهره بهرامي به اعدام محکوم شد و دهها زنداني تحت فشارهاي شديد قرار دارند.

اعتصاب غذا در زندان اروميه
به مردم آزاده در ايران و در دنيا !
موج جديدي از اعدامها در ايران شروع شده٬ موج جديدي از اعمال فشار به زندانيان٬ انتقال زندانيان به سلولهاي انفرادي٬ تحت فشار گذاشتن زندانيان به اعتراف به جاسوسي و فجايع متعددي در زندانهاي حکومت اسلامي اتفاق مي افتد. جانيان حاکم بر ايران٬ براي ساکت کردن مردم منزجر از حکومت به هر جنايتي دست ميزنند. قتل و شکنجه و تجاوز و جنايات بيشرمانه٬ جان و امنيت زندانيان سياسي بسياري را تهديد ميکند. بسياري از زندانيان بي نام و نشان را حکومت اسلامي تا حد مرگ شکنجه ميکند واين زندانيان در اين شرايط وحشيانه٬ تنها راه اعتراضي را در اعتصاب غذا مي بينند و در ادامه اعتصاب غذا جان تعداد بيشتري به خطر مي افتد. به اين فجايع بايد متحدانه اعتراض کرد. نبايد ناظران ساکت اين فجايع باشيم.
.
.

Read more!
Posted by Roya Bahraini at 20:38 0 comments
فرشته هایی که دوشنبه ها می خندند

تقدیم به نیایش و شکیبا بداقی و همه کودکانی که سفره هفت سین امسال, والدینشان در کنارشان نیستند.

به لالایی هم سلولم گوش سپرده بودم، برای دخترانش پریا و زهرا می خواند، همراه با لالایی حزین او هق هق گریه هم سلولی دیگر من نیز بلند شد، اشک های مرا نیز ناخودآگاه سرازیر نمودند.دومین بار بود که دستگیر می شد، بار اول به یکسال حبس محکوم شده بود و حالا باید ۱۰ سال دیگر می ماند، همه شوق و اشتیاقش این بود که کودکانش روز دوشنبه به ملاقات او می آمدند.
. .
Read more!
Posted by Roya Bahraini at 10:54 0 comments
Newer Posts Older Posts Home
Subscribe to: Posts (Atom)
كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ٢٠ ژوئن را روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران اعلام ميكند

بیستم ژوئن روز حمایت از زندانیان سیاسی است! تمامی زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد گردند

Join us on 20th June 2011 Global day of action in support of political prisoners in Iran

لطفا طومار حمایت از زندانیان سیاسی را به مناسبت ۲۰ ژوئن امضا کنید

به عضویت فیس بوک ۲۰ ژوئن در بیایید

برای اطلاعات به صفحه اینترنتی زیر مراجعه نمایید.

شما نیز میتوانید در برگزاری آین روز سراسری به هر طریق ممکن شرکت کنید.

با ما تماس بگیرید. کمک کنید این روز را هر چه وسیعتر برگزار کنیم.

|Shiva Mahbobi

Tel: +44 (0) 7572356661
freepoliticalprisoners@gmail.com

Your pictures عکس های شما

David Cockroft, General Secretary International Transport Workers’ Federation (ITF) In support of political prisoners in Iran March 2011دیوید کرافت مدیر فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران
متن پیام دیوید کاکرافت به فارسی

Keith Best, Chief Executive of the Medical Foundation for the Care of Victims of Torture کیتس بیتس،مدیر بنیاد پزشکی درمان قربانیان شکنجه

campaign: “I am her voice” کار زار : من صدای او هستم

Zahra Bahrami as Mother and Grand Mother was Executed زهرا بهرامی ، زهرای مادر ، زهرای ما را اعدام کردند
Zahra Bahrami Execution Report and Protest Letter in English
خبر اعدام زهرا بهرامی و فرمت نامه های اعتراضی به زبان فارسی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی در ایران

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان زندانيان سياسى ٢٠…
Home
برای آزادی كارگران زندانی این طومار را امضا كنید و برای آدرس ایمیلهای خود نیز بفرستید

شیوا محبوبی : مسئول کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
برنامه های تلویزیونی ضبط شده کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از کانال جدید

صفحه فیس بوک
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Blog Archive

► 2012 (91)
► 2011 (233)
▼ 2010 (272)
► December (12)
► November (26)
► October (16)
► September (32)
► August (13)
► July (9)
► June (29)
► May (24)
▼ April (43)
اول ماه مه٬ روز حضور قدرتمند ما در صف باشکوه اعترا…
دستگیری دو معلم در آستانه روز معلم
پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به مناسبت فرا رسید…
احضار جعفر عظیم زاده به شعبه 26 دادگاه انقلاب
كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى
ترس و وحشت آخوند از سرنگونی رژیم
بى خبرى مطلق از زندانى سياسى محکوم به اعدام
نامه يک زندانی سياسی محکوم به اعدام به دبير کل ملل…
سه فعال صنفی معلمان در آستانه روز معلم بازداشت شدن…
ليست شماره يک اسامى زندانيان محکوم و محکومان به زن…
زندگی نامه عبدالرضا قنبری معلم و مدرس دانشگاه محکو…
تجمع شبانه تعداد زيادی از خانواده های دستگير شدگان…
اسامى کارگران جانباخته حوادث پس ازانتخابات درسال 8…
کابوس دانشجويان زندانی رهایم نمی‌کند، گفت‌وگوی نوش…
سه شنبه ٢٧ آپريل ٢٠١٠>> شرايط زندانيان سياسى در اي…
برنامه “براى آزادى زندانيان سياسى”
CFPPI
فعال دانشجويی نادر احسنی دستگير و به زندان اوين من…
زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا می‌زنند
دوشنبه 5 آپريل۲۰۱۰ —- مرسده قايدى — اخبار , مصا…
دوشنبه 12 آپريل 2010—- شيوا محبوبى — اخبار, م…
یازده نفر در سه روز در ايران اعدام شدند. مطهره بهر…
فرشته هایی که دوشنبه ها می خندند
چند خبر از زندان های جمهوری اسلامی
تجمع اعتراضی خانواده های دستگیر شدگان در مقابل زند…
بهروز جاويد تهراني در خطر مرگ, در همه جا عليه اين …
.ExternalClass p.ecxMsoNormal, .ExternalClass li….
برنامه ها از طريق سايت اينترنتى ما قابل مشاهده اس…
The Situation of Political Prisoners in Iran
سخنرانى در كالج گولدسميت در لندن انگلستان
FREE OSANLOO
منصور اسانلو باید فوری و بیدرنگ آزاد شود!
اوین؛ یک قرن زندان و چهار حکم اعدام برای زندانیان …
محاکمه دو دقيقه ای و سه سال حبس تعزيری برای آبتين …
زندانی سياسی که دچار حمله قلبی شده، با پابند و دست…
زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی در هفتمين روز اعتص…
یکی از زنان دستگیرشده عاشورا بیش از 3 ماه در انفرا…
دست‌کم ۸ روزنامه‌ نگار بیمار در زندان‌ های رژیم
پاره کردن عکس خامنه ای در مراسم سیزده بدر
یکی از زنان دستگیرشده عاشورا بیش از 3 ماه در انفرا…
فعال حقوق بشر به یازده سال زندان محکوم شد
صدور احکام غير قانونی 5 ترم تعليق برای دانشجويان د…
فهرست محکوميت‌های سنگين تعدادی از زندانيان گمنام ب…
► March (51)
► February (17)
Followers

Watermark template. Powered by Blogger.
7.html

روزشمار کارگری ایران دی ماه 1386

27 Nov

http://roozshomar-iran.blogspot.com/2009/02/1386_2257.html
به وبلاگ روزشمار جنبش کارگری ایران خوش آمدید roozshomar2@yahoo.com
وبلاگ روزشمار کارگری بااعتقاد به مبارزات مستقل کارگران دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش داردکه استقلال عمل این مبارزات رادرتمام عرصه ها وبویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران وزحمتکشان ایران وجنبش های اجتماعی ( زنان – دانشجویان وجوانان – معلمان – پرستاران – ملیت های ساکن ایران )وزندگی کودکان خیابانی کار،باارائه منابع خبر روزشمارنماید. همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها ونهادهای کارگری وارسال به موقع اخبار به ” وبلاگ روز شمار کارگری ایران” مارادرپیشبرداین وظایف کمک می نماید. مسئولین وبلاگ
۲ فوریهٔ ۲۰۰۹
روزشمار کارگری ایران دی ماه 1386
هفته اول دی۸۶ ( دسامبر ۲۰۰۷)

1603- تعداد 9 معلم همدانى تا 20 روز ديگر به زندان مى روند :
به گزارش سایت کانون زنان ايرانی : 9 تن از معلمان همدان بر اساس راى شعبه 106 دادگسترى اين شهر به تحمل 91 روز حبس محكوم شدند. نادر قديمى از معلمان محكوم شده با اعلام اين خبر افزود: جلسه دادگاه، چهارم مهر برگزار و حكم 91 روز حبس در روز 17 آذر ماه به ما ابلاغ شده است. نادر قديمي، على نجفي، مجيد فروزان فر، جلال نادري، على صادقي، يوسف زارعي، محمود جليليان، هادى غلامى و يوسف رفاهيت، معلمان عضو كانون صنفى فرهنگيان همدان هستند كه پيش از اين به دليل شركت در تجمع معلمان بازداشت شده بودند. قديمى در باره حكم صادر شده گفت:, هر كدام از اين 9 نفر قبلا مدتى در بازداشت بوده اند و اكنون اين حكم با احتساب ايام بازداشت قبلى است و من كه 10 روز بازداشت بوده ام اكنون بايد 81 روز ديگر در زندان به سر ببرم., هيچ يك از اين معلمان در خواست تجديد نظر احكام خود را به دادگاه ارايه نكرده اند. قديمى در اين باره تاكيد كرد:, ما اعتراض نكرديم و در اعتراض به راى دادگاه، درخواست تجديد نظر نداده ايم و به زندان خواهيم رفت.

1604- نامه‌ جمعی از نويسندگان ايران در اعتراض به ادامه‌ بازداشت‌های دانشجويان:
روشنفکران! زنان و مردان آزاده روز ۱۱ آذر و روزهای بعد بيش از ۳۰ تن از فعالان دانشجويی به بهانه‌ی ” قصدِ” برگزاری مراسم ۱۶ آذر، روز دانشجو، بازداشت شدند و تا امروز هم‌چنان در بازداشت به سر مي‌برند. امضاکنندگان اين نامه ضمنِ ابراز نگرانی شديد از وضعِ ناروشن اين دانشجويان و برخوردهای امنيتی و پليسی با مقوله‌ی فرهنگ و دانشگاه و دانشجو، بر آن‌اند که خواستِ آزادی نه ويژه‌ی دانشجويان که خواستِ همه‌ی مردمی است که از سانسور و سرکوب و آزار به جان آمده‌اند. امضاکنندگان زير خواهانِ پايان بخشيدن به اين وضع ناگوار در همه‌ی عرصه‌های فردي، فرهنگي، اجتماعی و سياسي، و آزادی فوری و بي‌قيد و شرطِ دانشجويانِ دربند اند. سيمين بهبهانی- علي‌اشرف درويشيان- ابراهيم يونسی- انور خامه‌ای- پرويز بابايی- بابک احمدی- ضياء موحد- مجيد امين‌مويد- قطب‌الدين صادقی- ناصر زرافشان- فريبرز رييس‌دانا- سيدعلی صالحی- محمد محمدعلی- محمود استادمحمد- محمد خليلی- فرج‌الله شريفی- حسن مرتضوی- فرزانه طاهری- جاهد جهانشاهی- محمد شريف- قاسم روبين- عباس مخبر- محمد قائدشرفی- فريبا وفی- شيوا ارسطويی- ناهيد فروغان- يونس تراکمه- مهين خديوی- ناهيد موسوی- احمد باطبی- مظفر درفشی- علی صداقتي‌خياط- رضا خندان (مهابادی)- علی ايرانلو- حميدرضا نجفی- فرخنده حاجي‌زاده- يوسف‌ عزيزی-بني‌طرف- کامران جمالی- فاطمه سرحدي‌زاده- علي‌رضا ثقفی- حسين حضرتی- منيژه نجم عراقی- حميد يزدان‌پناه- علي‌اصغر شيرزادی- عليرضا جباری- فلامک بردايی- حسين افشار- علی عبداللهی- ري‌را عباسی- فرامرز سه‌دهی- حسين صفاري‌دوست- فريدون چمنی- فرزانه آقايي‌پور- محمد زندی- شمس آقاجانی- محمد رئوف‌مرادی- رضا مرادي‌اسپيلی- رضا عابد- ناهيد سرشکی- بهنام ناصری- آرش عندليب- رحيم رسولی- محمد حيدر- هژير پلاسچی- انوش صالحی- حسن صانعی- مريم آموسی- مه‌آ محقق- اکبر معصوم-بيگی- نسترن موسوی.

1605- مشکلات مردم شهر بوشهر :
از روز شنبه اول ديماه به دليل شكستگي لوله هاي آب رساني در شهر بوشهر مشكلات زيادي در اين شهر ايجاد كرده است و در سطح شهر آب قطع است علي اينكه سه روز از اين موضوع ميگذرد ولي شركت خاتم الانبيا كه مسئوليت اين پروژه را بر عهده دارد هيچ كاري در اين زمينه انجام نداده است .در حال حاضر زندگي مردم دچار مشكلات شده است و زمان زيادي بايد براي تامين آب را اختصاص دهند.
1606- به دفاع از دستگير شدگان پارک چيتگر برخيزيم :
در روز جمعه 23 آذرماه جمعي از فعالان کارگري به همراه خانواده هاي خود براي گلگشت در پارک چيتگر گرد هم آمده و مشغول صحبت درباره مسائل کارگري بودند. حدود ساعت 12 نيروهاي انتظامي سر رسيدند و ابراهيم گوهري را مورد خطاب قرار داده و خواستند او را با خود ببرند که جمع به دستگيري نامبرده معترض شد و محسن حکيمي و عليرضا عسگري نيز براي پيگيري موضوع به پاسگاه رفتند در اين حال ماموران حسين غلامي را نيز با خود بردند و بدين ترتيب با وجود اعتراض خانواده نامبردگان، هر چهار نفر بازداشت شدند. صبح روز بعد آنها در شعبه 2 دادياري ويژه امنيت ملي دادگاه انقلاب مورد بازپرسي قرار گرفتند و اتهام تباني براي اقدام عليه امنيت ملي به آنها تفهيم شد. دستگير شدگان با رد اين اتهام از خود دفاع کردند و در نهايت براي محسن حکيمي، عليرضا عسگري و حسين غلامي قرار کفالت بيست ميليون توماني و براي ابراهيم گوهري وثيقه بيست ميليون توماني صادر شد و اين قرار به آنها و خانواده شان ابلاغ شد و بازداشت شدگان به زندان اوين منتقل شدند.
فرداي آن روز، در حاليکه اسناد لازم براي آزادي تمام دستگير شدگان فراهم و به شعبه مربوطه ارائه شد، مسئولان تنها مدارک کفالت آقايان عليرضا عسگري و حسين غلامي را پذيرفتند. خانواده هاي اين دو فعال کارگري که فکر مي کردند عزيزانشان به زودي آزاد مي شوند، تا ساعت 22:30 جلوي زندان منتظر ماندند اما آنها آزاد نشدند. روز بعد با مراجعه به دادگاه انقلاب به خانواده ها گفته شد که پرونده ها در دست بررسي است و نامبردگان تا اطلاع ثانوي آزاد نخواهند شد. خانواده ها با نوشتن شکوائيه اي به رئيس دادگاه انقلاب و معاونت دادستان تهران به اين اقدام غير قانوني اعتراض کردند و خواهان اجراي قرار صادره و آزادي عزيزانشان شدند.
از آنجا که عوامل سرمايه داري همواره اعتراضات کارگران به بي حقوقي، بيکاري و فقر روزافزون خود را با سرکوب و دستگيري فعالان کارگري پاسخ مي گويند، حتي جمع خانوادگي کارگران در پارک چيتگر را بر نتافتند. دامنه اين سرکوبها مطالبات برحق ساير اقشار جامعه از جمله دانشجويان، زنان و … را نيز در بر مي گيرد و باعث امنيتي شدن بيش از پيش فضاي جامعه مي شود. تنها راه مقابله با بي حقوقي و سرکوب جنبشهاي کارگري، دانشجويي و زنان، ايجاد تشکل سراسري ضد سرمايه داري بر بستر مطالبات کارگري مي باشد.
ما بازداشت فعالان کارگري، دانشجويي و جنبش زنان را محکوم مي کنيم و خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط همه آنان از جمله دستگير شدگان پارک چيتگر هستيم و همه کارگران و آزاديخواهان را فرا مي خوانيم که به هر شکل ممکن به اين دستگيري ها اعتراض کنند.
” فعالان جنبش کارگري “1 / 10 / 86
1607- اعتراض رانندگان سواری کرمانشاه:
شماري از رانندگان سواري هاي کرايه اي بين شهري کرمانشاه روز يکشنبه 2 دي ماه در اعتراض به جلوگيري از ادامه کارشان در مقابل استانداري کرمانشاه دست به تجمع زدند.
ماموران پليس راه کرمانشاه از صبح روز يکشنبه با بهانه عدم نصب دستگاه GPS بر روي خودروهاي کرايه اي از تردد اين خودروها جلوگيري کرده اند، اما رانندگان اعلام کرده اند که توان پرداخت هزينه 250 هزار توماني نصب دستگاه GPS را ندارند.

1608- اعتراض تاکسی رانان در قم :
روز دوشنبه 3 دی 86 تعداد 25 نفر از مديران آژانسهاي تاكسي تلفني در شهر قم جلوي استانداري اين شهر تجمع اعتراضي بر پا كردند در طي اين مدت اعتراض سه تن از نفرات تجمع توانستند به داخل استانداري راه يافته ومشكلات آژانس هاي خود را در مورد معضل بنزين وهمين مشكلاتي كه از سوي اداره راهنمايي و رانندگي براي خودروهاي بدون كارت ايجاد شده است را به مسئولين اين قسمت بدهند ولي مسئولين طبق روال قبل آن ها را به بهانه اينكه بايد مشكلات را مكتوب كنند و بدهند از پذيرش حرفهاي آنها سر باز زدند .
قابل توجه است بعد از طرح سهميه بندي از طرف دولت احمدي نژاد مشكلات و معضلات قشر راننده كه با اين كار درآمد زندگي خود را تامين مي كردند با وخامت مشكلات زندگي آن ها رو به افزون است از طرف ديگر شاهد اين هستيم كه بنزين در بازار آزاد با قيمت هاي گران خريد و فروش مي شود كه اين خود نيز قسمتي از دزديهايي است كه در همين باندهايي كه از طرف دولت هم حمايت مي شوند در حال انجام است .

1609- اعتراض کارگران شرکت پونل پاکدشت :
« روز دوشنبه 86.10.3 كارگران شركت پونل در پاكدشت در اعتراض به حقوق معوقه و عدم دريافت ساير مطالبات در ساعت 10 صبح دست از كاركشيدندو با تجمع در محل غذاخوري اين شركت به مدت يك و نيم ساعت اعتصاب كردند . يك نفر كه دراين اعتصاب شركت كرده بود گفت : ما سه ماه است حقوق نگرفته ايم . مگر باحقوقي كه ماداريم و تورمي كه هست مي توان پس اندازي داشت . اين حقوقي كه وزارت كار به عنوان پايه حقوق تصويب كرده است يك سوم مايحتاج اوليه مارا هم جواب نميدهد و حالا وقتي همين